صف آرائی های

نظامی- نفتی

در شطرنج جهانی

ترجمه و تدوین – رضا نافعی

این کدام حدس و گمان است که بموجب آن اروپا و بویژه آلمان و سپس ژاپن سعی می کنند جانشینی برای نفت و گازی که از خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می کند پیدا کنند؟ ما در تمام مطالبی که در جریان جنجال سازی های رسانه ای کارزار انتخاباتی ترامپ در امریکا نوشتیم و پس از انتخاب او نیز بارها آن را تکرار کرده ایم، همچنان معتقدیم که امریکا برای بیرون کشیدن شانه خود از زیر بار بحران عمیق اقتصادی در این کشور نسخه بحران دهه 30 تا آستانه جنگ دوم جهانی را از بایگانی بیرون کشیده است. یعنی انتقال بحران به اروپا و نا امن کردن هر نوع سرمایه و سرمایه گذاری در خارج از مرزهای امریکا و سپس تامین امنیت مالی و اقتصادی برای جلب این سرمایه. در دل این طرح نیز جنگ و نا امنی جهانی خفته است. رویاروی قرار دادن روسیه با کشورهای اروپائی، قطع نفت خلیج فارس به روی اروپا و چین و هند و ژاپن، متلاشی شدن اتحادیه اروپا و یارگیری اقتصادی و نظامی از میان این صف متلاشی شده. خطر نظامی علیه کره شمالی را پیش از آن که خطر موشکی این کشور بدانیم، خطر تقابل با چین باید ببینیم. امریکا بزرگترین مقروض مالی به چین است و تنها با جنگ می تواند این بدهی خود را نپردازد. جنگ در خاورمیانه و بویژه سوار شدن بر موج ایران ستیزی در خلیج فارس و به جان هم انداختن کشورهای منطقه که یکسوی آن ایران شیعه و سوی دیگرش اعراب هستند و تلاش برای ایجاد چند کردستان کوچک و غیر متحد با هم اما زیر سلطه اسرائیل و امریکا، کشاندن جنگ افغانستان به جمهوری های آسیائی اتحاد شوروی سابق و رویدادهای دیگری که باید در انتظار آن بود، شاید امروز بنظر خیلی ها نا ممکن برسد اما نشانه هائی که ما شاهد آن هستیم در تائید این تفسیر و تحلیل ما از انتخابات ریاست جمهوری امریکا و رویدادهای پس از ورود ترامپ به کاخ سفید است. نرمش و پرخاشی که ترامپ و کاخ سفید نسبت به روسیه بروز می دهند نیز در همین چارچوب است. در چارچوب جلوگیری از اتحاد روسیه و اروپا و ایجاد خط فاصله میان روسیه و چین!

همه اینها در شطرنج بزرگ جهانی سرمایه داری در حال شکل گیری است و ما نشانه های مقاومت و زمینه چینی مقابله با آن را باید در اخباری جستجو کنیم که حاشیه های آن بزرگ نمائی می شوند تا هسته مرکزی خبر در جعبه دربسته باقی بماند. از جمله تلاش آلمان و ژاپن برای نزدیکی به روسیه و بستن قراردادهای نفتی و گازی با این کشور و کاهش تنش های خود با روسیه. همین که اخبار جنگ در اوکرائین و صف آرائی ناتو در مرزهای روسیه به دفاع از اوکرائین در سایه قرار گرفته نباید ما را هوشیار کند که در قوطی در بسته چه می گذرد؟

با این مقدمه، ترجمه مقاله سایت تحلیلی- خبری “روسیه امروز” را بخوانید:

گازپروم روسیه و شرکای اروپائی آن قراردادهای مهمی را برای ساخت و بهره برداری از خط لوله «نورد استریم 1″ که دارای ظرفیت انتقال نیرومندی است امضاء کردند. این لوله  تازه نیز چون لوله حمل گاز «نورد استریم 2″ از طریق دریای بالتیک  گاز روسیه را به آلمان منتقل خواهد کرد. (از جمله انگیزه های سفر دو هفته پیش صدراعظم آلمان به روسیه)

گازی که از این طریق به آلمان میرسد مجموعا  دو برابر خواهد شد. نورد استریم 1 و 2   قادر به تامین انرژی مورد نیاز فرانسه و آلمان خواهند بود. قبلا قرار بود گاز روسیه از طریق خط لوله Southstream (مسیر جنوبی) با عبور از دریای سیاه به بلغارستان و از آنجا به اروپای غربی منتقل شود. ساختن این لوله انتقال به دلیل فشارهای سیاسی متوقف شد. بلغارستان و اسلواکی از جمله کشورهایی بودند که ایجاد این خط به سودشان بود. اینک این دو کشور احساس می کنند که مغبون شده اند.

همچنین روسیه و یونان قراردادی برای سرمایه گذاری مشترک امضاء کردند که طبق آن پروژه موسوم به «مسیر ترکیه» یا «تورکیش استریم» خط  لوله ای برای انتقال گاز از روسیه به یونان ایجاد خواهد شد. این خبر را «الکساندر نواک» وزیر نیروی روسیه اعلام کرد. از این خط لوله باید سالانه 47 میلیارد متر مکعب گاز از روسیه به یونان منتقل گردد. «لافازانیس»  وزیر نیروی یونان این قرار داد را «تاریخی» نامید. نواک اظهار داشت که ایجاد لوله انتقال گاز به یونان به نام «خط لوله جنوب اروپا» در واقع مکمل «خط لوله ترکیه» است. مقاوله نامه ایجاد این خط مکمل، همزمان با فوروم اقتصادی در  پترزبورگ  بین روسیه و یونان به امضاء رسید.

کشیدن این لوله می بایست در سال 2016 آغاز می شد و در سال 2019 پایان می یافت. وزیر نیروی روسیه تاکید کرد که هر دو کشور در ایجاد خط لوله دارای سهم برابر هستند. ولی با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی یونان – عضو اتحادیه اروپا- روسیه هزینه ضروری را پیش پرداخت خواهد کرد. آتن تقبل کرده است با براه افتادن خط لوله و دریافت نخستین بخش از گاز ارسالی پرداخت سهم خود به روسیه را آغاز کند.

وزیر نیروی یونان گفت این خط لوله نه تنها عامل پیوند میان روسیه و یونان است بلکه موجب پیوند همه مردم اروپا  نیز هست. افزون بر این رسانه های خبری از قول «لافازانیس» گزارش دادند که «پیام ما پیام ثبات و دوستی است. خط لوله ای که ما امروز آن را بنیان می نهیم در خصومت با هیچکس در اروپا نیست، این پروژه ایست برای صلح و  ثبات در سراسر منطق!»

Advertisements