نوابی

دين چيست ؟

  روز محشر کة جانگداز بود ….. اولين پرسش از خباز بود

دانشمندان ، کسانى کة بدوش گرفتند تا تشريح کنند مذهب را در شرايط معقول تمام از همة چيز نخست بة ان بة سيستيم ايدياهايى ، کة بة کدام مورد معين مفاهمة برقرار ميشود ديدة دوختة اند . اين مورد يا موضوع تصور ميشود از چندين راهها : طبيعت ، فراسو پسندى ، چيزى مجهول ، تخيل ، و ديگر ؛ ليکن اينها تفاوتها فرق ميکنند اما نة چندان . مذهب ( Paradox) نة ايديا بلکة ايديال کة ترا فراست ببخشد ، و نة شى بيالوجيکى کة غريزهٴ غير انسانى ترا فرو نشاند يا خار و بار ، ميد و چيد … نيازمندى فزيکى ترا امادة بد ارد بلکة تصور عجيبى .. پديدةى بلندتر از طبيعت ، احساس برونى در پناة فلاسفةى فلاسفر ايمانويل کانت Transcendentalism کة علم حقيقى بوجود امدة است از چشمةهايى مستقيم تا ازمايش عينى . دين بنا بة خصوصيات نا ساز گارى و عدم کفايت کة نمى شود خوراک ، پوشاک و سر پناة باشد يا ايمان بة ساينس از نتيجةى تجارب ازمايشات علمى داشتة باشد ، يا بة يگانة جهان کة ما بروى ان زندگى ميکنيم …مذهب يک بازى سياسى روانکوب کة استادة است بسر خيرات ، دروغها و چشم بندى تا در اختيار بگيرد جمعيتى را براى زندة ماندن خود. دشوار است تا تطابق داد و پزيرفت چنان ايدياى جنجال بر انگيز يعنى دين ، مغاير عقيدهٴ عمومى را ، موضوعى کة ان از ازمايشات علمى تخلف ميکند. بة باور فلاسفر دار خيم ، بهر حال ، ان است تصورات و عقايدکة پنداشتة ميشوند عناصر ضرورى مذهب . انطوريکة اداب و رسوم از اين نکتةى نظر معلوم ميشوند صرف يک انتقال بيرونى باشند ، پيش امد و مادرانة ،از اينها اوضاع درونى کة بة تنهايى گزر ميکنند اگر کدام ارزش ذاتى يا باطنى داشتة باشند ، پس اين تخيل حتما بميرد يا اين است کة با ساينس بسازد؟ جامعة شناس Emile Durkheim در مورد اشکال حيات مذهبى مدعى است کة رسوم عبادت حقيقى است و انعکاس ميدهد جوامع را کة در ان زندگى ميکنند. وى در اين تى سيز خويش ميگويد از دو وظايف کة مذهب اصلا انجام دادة است ، انجا يک رسالت است ، و صرف يک وظيفة ، کة دين زياد و زياد از ان گريز ميک ند : قمار و سُفتة گويى يا پيجويى نظرى يعنى اللة بختى و شير و خط وظيفةى مذهب است . و ساينس کة از حق موجوديت ان انکار ميکند ، ليکن اين حق را دارد کة ابراز عقيدةى دينى بکند بسر اشيايى طبيعى و کفايت بخصوص کة ادعا ميشود براى خود از دانستن انسان و جهان .

  در حقيقت امر ، وى خود را نمى شناسد . او حتى نمى داند کاز چة ساختة شدة است ، يا نياز بة ارايةى جواباتِ دارد. مذهب خودش براى ساينس يک مورد است يا توانايى را داشتة باشد براى ساينس قانون بسازد ! و از ديدگاة ديگر ، ساينس انجا مضمون مناسب براى سُفتة گويى مذهبى خارج ان حقيقت نيست کة علما عملى انعکاس يافتة است ، اين ثابت است کة اين پيشينة يعنى دين ديگر نميتواند عين نقش را در ايندة بازى بکند کة در گزشتة بازى کردة است . هر چند ، اين مقدور معلوم ميشود کة مذهب خود را تحول بدهد تا پيش از نا پديد شدنش …. ايا بياد داريد کة از ادامةى جنبش انقلاب فکرى اعلحضرت اماناللة ، کة ايشان جاويدانة مورد احترام من استند رنيسانس انجا در کشور عفغانستان تولد شد کة با گزشت زمان ان بمرگ اسلام انجاميد ، اما دشمنان بد مسلک ، جهانخوران بين المللى بودند و هنوز استند کاين جَيرةى زشت قيافة را ، از طريق سپاهيان اسلامى ، پيادة نظام خويش دوبارة بسر مردم بى دفاع ما تحميل کردند تا کة کپيتاليزم جاويدانى بشود ؟ انسان مذهبى باورمند است کة مذهب ويرا از ديو و دد وارهيدة است ، تةى هر شکلى کة او ديو و دد را تصور ميکند. مضمون نخس ت در هر عقيدة باورى از رستگارى و نجات توسط دين است يعنى دين انسان را از بلاها نجات ميدهد. ليکن اين بسيار دشوار است تا مشاهدة کرد چسان محض ايديايى .. بتواند داشتة باشد اين کفايت را. يک ايديايى کة ان هست بخش خود ما ؛ بعد چطور مقدور است ان اعطا شود بسر قدرتهايى عالى بة انهايکة ما در طبيعت خويش داريم ؟ چة اگر ان غنى باشد در موثريت فضايل يا تقواها ، انکة نمى شود علاوة شود بة نيروى طبيعى ما ؛ ان شايد ازاد بسازد نيروهايى انگيزندة را کة در خود ما قرار دارند ، انها را نة خلق يا اگر ميتواند اضافة کند . من از بسيار وقت بة ارتباط کشف اسرار اديان ابراهيمى ، ساخت قلندرهايى خاور ميانة ) موسى ، عيسى و سرور کائنات ” محمد ” ( نمايندةى خ داها کة جدايى و چند رنگى را در جامعة همة روزة دامن ميزنند تلاش داشتم تا نسبت بة ان تعريفى جستجو بکنم ، نتيجةى پژوهش و پيگرى دانشمندان در بخش ، اديان شناسى در جهان ازاد بمن توفيق بخشيد تا افشا بکنم کة اديان همة ساختةى نة حواس بلکة احساس درونى انسان است و خداها همچنان . دين شى غير بيالوجيکى کة بتواند نيازمندى فزيکى و جنسى ترا مرفوع بسازد ، يا اينکة نتوانى مبنى بة مزاحمتش انرا ترک گفت ، نة داراى محتوا تا چيزى از ان اموخت ، و نة هويت کة بنا بة اذيت و ازارش ، لت و کوبش داد .. دين ملکيت خداى Invisible ، ساخت شمار بيماران خنثى دماغ تا مردم را در طريق بقاى ستراتيجى خودها زيادتر بترسانند و روحا” و جسمن شکنجة بکنند . انها بودند کة فرشتةها ، افزار توحش ، سپاهيان مصنوعى خداهايى مصنوعى را جعل کردند تا رَوش رويايى chronic ، مندرس و بدون محتوا را کة در مدت پانزدة سد سال بدون بندش در غيبت حقيقت و درک مستقيم پخش شدة است هنوز پهنا بدهند کة انقلاب کبير اکتوبر ١٩١٧ برهبرى ولاديمير ايليچ لينين در روسية اتفاق افتاد کة ان نة تنها جهان اسلام در استعمار را از خواب بيدار نمود بلکة جهان کپيتاليزم را دچار کوتة نفسى کرد . جهان کپيتاليزم کة مرگ خود را پيش بينى ميکردند بفکر نجات خود از کمونيزم افتادند و در راة جلوگيرى ان عربستان ، اسرايل ، و پاکستان را جور کردند و هم پکتو سينتو و اخوان المسلمين را.

  با ظهور انقلاب دمو کراتيک هفت ثور در عفغانستان در سال ١٩٧٨ کة ان جهان اسلام را از ريشة ديگرگون کرد صداى زار زار ناليدن اخوان المسلمين از نفس لندن بلند شد کة ميگفت اسلام نيرومندتر از لينين ، اسلام در خطر است ، و اسلام بزرگ است و يک نظام کافر و بى خدا عفغانستان اسلامى را اشغال نمودة است و ديگر و ديگر. عرب سعودى ، امريکا ، انگليس کة جمعيت اخوان المسلمين را از پيش بضد اتحاد جماهير شوروى در ارتباط با کمونيزم شکم دار ساختة بودند از درون هر کدام اوشان خالد بن وليد زايدة شد کة خود را پسان مجاهدين ميخواندند ، انها کة نة تنها کشور ما را بلکل ويران نمودند بلکة عصر جاهليت اسلام محمد را هم انجا سر از نو ترويج کردند. اينها افزار کة مفهوم سخن سادة را نمى فهميدند يا پخش پرو پاگند را در موارد يا موضوع بخصوص و بسيار مهم ، همة رايگان در راة منافع امريکا و سعودى در هر کجا در رسيدن بة حور و غلمان پر پر شدند کة حتا گورهايى انها نا معلوم است ؟ در اين راستا مداريهايى غرب اينها افزار را از طريق پروپاگند “طلسم کپيتاليزم ” چنان فاسد ساختند کة اوشان بعد جادة هايى نيويارک و ميدانهايى واشنگتن را بة مزگت خانة عوض کردند . مجاهدين باورمند بة اللة و ملائيک ، لم يليد و لم يولد کة انها نة ديدة و نة تماس ميشوند ، و انکر نکِر يکى ازايشان ، منى مردة را در گور ، جايى کة گاز دم تازة کنى يعنى -Oxigen غيابت دارد شلاق ميزنند. شگفتاور نزد من اينست کة اينها خناسين بى اثر يعنى هيچها ، از مکان شيتان ، توان خلقت و ابتکار را داشتة باشند يا (he begets not, nor is he begotten) يا هيچ ، هيچى را اگر باردار بسازد يا خود بار دار بشود ، قضاياى خلقت کة اسرار بغرنج است تنها بة ادم نسبت دادة نمى شود بلکة از شمار بيرون زيروح ؟؟؟ يا انها ، “هيچها ” اگر با دور بين نيرومند ديدة شوند حتا اللة اکبر با چنان پهناورى تن و توش مخوف و خطرناک؟ پس اين همة هستيات نة بلکة نيستيات بر تو انسان نة ، بلکة غول چگونة حکم ميراند تا تو از اوامر هيچ ) مجهولى ( و غير طبيعى يا راندة شدةى طبيعت فرمان ببرى ، و بموجب وادار گفتى کتاب چَرة خوردةى تازى کة دفعتا کفهايى نيازت چون گدايگر ، رو بهوا ميشو د و از اسمان خالى رفع نياز و دفع حاجت مينمايى؟ هاى کوبيدة مغز ! بدانکة از اسمان اتوميک و فُتونى چيزى فرود نميايد مگر سنگى يا اينکة مرغى بسر ما بريند ؟ در تورات خلقت حوا را از قبرغةى چپ ادم دانستة است ؟ در اين تازةگى Ziony Zevit پروفيسور انجيل در دانشگاة يهودى در کليفورنيا باورمند است کة ان بة غلط ترجمة شدة است ، حوا از قبرغةى ادم نة بلکة از مختلف بخش وجود انسان يعنى – baculum خلق شدة است .

The baculum ( also penis bone, penile bone or os penis ) is a bone found in the penis of many placemental mammals. It is absent in the human penis ,

but present in the penises of other premates , such is the gorilla and champanzee.

بادة از ما مست شد نى ما از او …. ادم از ما هست شد نى ما از او مولوى

من بة اين باورم کة انجا نة ادم وجود دارد و نة حواى ، اگ ر باشند ما کة با يکديگر خواهر و برادر هستيم پس خشونت و بد اخلاقى برايى چة و دعا کنيم تا اللة مسلمانان را از خطر کفار نجات بدهد. ايا نيايش و دعا .. راکت است ، تانک يا جيت جنگى ، تفنگ و مسلسل تا از خود سپر کنى يا جاى را فتح نمايى .. يا سبحة ، تمرين بيکارى زينت دَور گردن خانمها .. نود و نة خداى عرب لکتاب از تارى کة يک خدا بالترتيب ، خداى ديگر را ميکوبد ؟ اين عجيبة يعنى دين را بايد ژرفتر پيگيرى کرد کة ايا ان جنيتيکىاست ، تلقينى ، کسبى ، يا اللة بختى؟ از زمان اانقلاب جمعى سازى در عفغانستان کة از ان نيم سدة ميگزرد ، مجاهدين بسود امپرياليزم امريکا و عرب سعودى همپيمان وى دلبندها و جگر گوشةهايى ما گلة وار سلاخى ميشوند ، زمام دا ران بردة منش ، گستاخ ، بى ايمان ، و بى کفايت “عف غان ” اما نة افغان فاقد شعور سياسى و فراخمندى اجتماعى ، بى احساس و غير مسئول کة مغزشان سعودى شدة است ، فورا با سُبُحات دراز کة ٩٩ اللةها از انها غرغرة استند بة مزگتها پناهندة ميشوند و با گردنهايى لميدة بة اهنگ قارى خوش اواز بة عبارات بى مفهوم کتاب چَرة زدة طبق فرمودةى دانشمند عبدالکريم سروش خوابنامةى محمد .. ، نة نسبت شهدا بلکة بقاى کپيتاليزم سر تا پا گوش ميشوند. . هم ميهنان روشنفکر ما ، در خارج کشور کة سايتها ، تلوويژن و ديگر رسانة هايى اجتماعى را در اختيار دارند عمرشان دراز کة با استفادة از حق ازادى بيان و رعايت حقوق بشر ، دفاع در برابر بى عدالتى تبارى و نژادى کة ان در عفغانستان از سدها سال بة اينسو ادامة دارد در درون کشور و بيرون کشور بپا خاستة اند کة نهايت قابل ستايش استند اما نة شبکةهايى مذهبى ، انها کة در درازناى تاريخ بة اساس دروغ کوسة “bald faced lie” جز خيانت اگر دستاورد سازندةى داشتة اند ؟ اکنون امريکايها دغل با استفادة از اين خلاها در بة ثمر رساندن منافع ملى خويش در عفغانستان ، کة از مدتها ادامة دارد ، سياست نژادى و مذهبى را کان يک رَوش تفرقة بيانداز و اشغال کن است ، پيشواز موفقيتهايى ايندةى خود قرار دادة اند کة اوردن دو بارة ، جيرةى شبچر ، گلب الدين را در عفغانستان ، از بد ترين قيافةهايى جهادى نا سازشگر و پيمان شکن کة وى هميش ادم باقى ماند و انسان نشد يکى از ان چشم اندازها ميباشد کة امريکايهايى مرتجع و پادشاهان کافرستان خاور ميانة همپيمان امريکا کة بة ان استخوان دل خوش ميدارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  تلاش و زحمتکشى اينها رسانةها در بلند بردن ذهنيت روانى ، بصيرت سياسى و اجتماعى شدن نسل جوان کشور چة زن و چة مرد خيلى ها سودمند واقع شدة است کة دختر دلير ، سيلى غفار و خانم بلقيس روشن ، دوکتور لطيف پدرام ، جنبش روشن نگرى enlightenment ، بنياد قهرمان جنرال مسعود کة من ويرا نة مجاهد بلکة مرد مبارز و ازاديخواة ميخوانم ، جنش ملى ژنرال دوستم و ديگران کة چنان نهضت و بپا خيزيها را بة پيش ميبرند بهمکارى مادى و معنوى روشنفکران و هم ميهنان سخاوتمند ، در گشايش اضافةت ر ازاديهايى دموکراتيک ، نيازمند استند و منکة براى همَشان در اين بخش پيروزى بزرگ ميخواهم .

  اجتماعى شدن يک پراسيز اموزش در طول زندگى است : هنگامى کة کودکان جوان در تماس ميايند با يکديگر کة انرا ” symbolic interaction.” ميخوانند .. بسيار سادة ، فرد ) چة کودک باشد يا شخص بالغ ( نياز بة اغاز اشنايى دارد …. فرياد و الفاظ… کة هر کدام بة پاسخ نياز دارند . تفسير کردن و واکنش نشان دادن بة ان پاسخ ، فرد مياموزد چة چيز واکنش مثبت بة بار مياورد ؛ انها عمليات يا کارکردها کة پاسخ مثبت ميگيرند و بخشش احتمالا کة ادامة يابند. کارکردهايى کة پاسخ منفى ميگيرند اغلبا کة از پا مى غلتند. لذا جنبشهايى کة در ميهن ما از سخاوت دموکراسى در راة مثبت قدم گزاشتة اند در حقيقت کة سزاوار اجر و پاداش ميباشند ،

  اقاى حامد کرزى رئيس جمهور سابق عفغانستان بنا بگزشت زمان پيوند بة دروغ و ناروايهايى امريکايها ازردة شدة است بة انقلاب روى اوردة است طوريکة وى مثال مياورد از ملا ربانى قندهارى کة بوى گفتة است عفغانستان از جانب پاکستانيها اشغال شدة است اکنون کرزى صاحب پاى خود را در جاى پاى هموطن خود ملا ربانى ماندة ميگويد کة کشورش از سوى امريکايها ، و اعلان کردة است تا امريکايها را از کشور خارج کند ، لذا چشم براة هستيم کة قشر ميهن پرستان و بال چپ ، روشنفکران و ديگران صاحبان انديشة از حرکت انقلابى وى چگونة استقبال خواهند کرد؟ چونکة امريکا ايران زيبا را از دست دادة است در عوض عفغانستان نا زيبا را روى ملاحظات بخصوص لق شدن کپيتاليزم و بى ثباتى جيوپوليتيک ، بيدارى و فرهنگ عالى انقلابى مردم صفحات شمال همچنان ترس از گسترش نفوذ سياسى روز افزون کشورهايى چين ، روسية ، ايران ، و حتا هند در حوزة در ارتباط اسيايى ميانة و ايران از دست نخواهد داد. قضيةى طولانى ساختن جنگ در عفغانستان از سوى ناتو ، عرب سعودى ، انگليس و شمار عفغانهايى مسجدى بدون خاصيت ، اسرايل ، سد در سد قصدى است تا کة عفغانها نتوانند نسبى صاحب شعور سياسى بشوند ، ان وقتيست کة امپرياليزم ديگر در برابر جنبشهايى ازاديخواهى مردم تاب مقاومت اوردة نمى تواند ؟ اقاى دونالد ترامپ در هنگام انتخابات رياست جمهورى امريکا در سال ٢٠١۶ راج ع بة مردم عفغانستان گفتة بود کة انها از هزار سال است همين گونة استند يعنى کة تحول پزير نيستند لذا از ان کشور بايد خارج شد. مجاهدين حور پال ، باد ريزک جامعة ، وسيلةى پيروزى جغرافيايى سياسى امريکا و سعودى کة نويسندةى معتبر -Thomas L. Friedman در روزنامةى پُر هياهيوى -Newyork Times دوازدهٴ اپريل ٢٠١٧ ، از پشتبانى دعيش در برابر سورية ، حزب اللةى ليبنان ، ايران ، و روسية مى نويسد :

Why is Trump Fighting ISIS in Syria?

عساکر جوان ، دلبندها و جگرگوشةهايى مآ کة بة اساس دسايس جهانخواران برونى و درونى در راس اشرف غنى ، دست نشاندةى امريکا ، نامرد غير مسئول پيهم در همة مناطق کشور چنوارى ميشوند تا کة نيروى مقاومت در کشور صفر بشود از اينجاست کة مکوليستها ، سياست مداران بد اخلاق شب و روز دسايس ميافرينند تا نظام سياسى کشور بة دامان اتحاد شمال سقوط نکند.. عرب سعودى و کشور دلال ، پاکستان .. پشتى بان قوم خاص ، شخص معتاد بة قتل يعنى شاة دوشمشيرةى ديگر از عين تبار را کة جنايات وى بيشتر از جنايات شاة دو شمشيرهٴ تازى پس از مدت چهاردة سد سال است نسبت رو بة نا توان رفتن تسلط و نفوذ سياسى قبيلة بکابل اوردند . انجا کة شمار سياة مگسان بال سوختة دَور و بر اين بنيادگرا را کة DNA وى لبريز از عشق سرور کائنات است حلقة نمودة اند بيخبر ازاينکة امريکايها ويرا نة براى ارامش بلکة خشونت در زمين لغمان پيادة کردند تا کة اشغالگ ران سالها در عفغانستان باقى بمانند) اللة اکبر ، اللة اکبر ، اللة اکبر ( ، و چند چک چک ، دوستم را کوتة قلفى کنيد ، هاى رجب اردوگان بفرست يک هوا پيما تا دوستم را پس بوطنش بة ترکية برگرداند و جنايتکار فرارى ديگر را کة عمر فاجعة افرين ترينش در خارج در خدمت دشمنان ، در ميهن فروشى و خيانت سپرى شد از سوى سر خمان در سر اشرف غنى کة ماچة خر سوارى پيامبر بلام از ويى کردة بمراتب خردمند تر است شاة بالا گفتة بة ديارى کة ان ديگر ميهن وى نيست بر گرداندند انکة کلانترين لگام گسيختگى و منافقت جهان ازاد را وانمود ميکند ؟؟؟؟. ايا در دَور و بر اقاى گلب الدين ، کة کرام الکاتبين (CIA) مثل خودش ، شخص خو کردة در قتل را با کم ال نهايت بى حيايى پس بکابل اورد پراسيز اجتماعى شدن اتفاق ميافتد ؟ کة خون مردم کابل چة زن چة مرد ، کودک و جوان بروى تلى کفش هر رهگزر هنوز چسپيدة است؟ انجا موارد نادرى وجود دارند انسانهايى کة قسما يا جمعى در انزوا رشد کردة استند از ايشان جامعة ساختة نمى شود گلب الدين کة همة عمرش در rehabilitation با يک کتاب ، با يک پيامبر ، با يک اللة ، و subculture تک قومى سپرى گرديد هرگز تحول نکردة است . جامعة شناس – Kingsley Davis ميگويد .. ما چگونة خواهيم بود اگر پرورش ديدة ايم در انزوا با محدوديت ويا نداشتن تماس با انسانها؟

  ايکاش ميتوانست سمير جوانمرگ ، و مثل وى هزاران ديگر سر از خاک بد ر ميکردند و بة رُخ همة جنايت کاران بين المللى بخصوص امريکا و عرب سعودى تف پُر خون پرتاب ميکردند . اينها بودند کة با ترويج پروپاگند ، ” طلسم کپيتاليزم ” .. از طريق عفغانهايى ميهن فروش و نهايت جاهل کشور عفغانستان را مادى و معنوى بلکل بخاک بنشاندند .. جاکشان کة راة را برخ بيگانگان طورى هموار نمودند تا انها بة بسيار سهولت پردةى بکارت مادر ميهن را بدرند.

  بندهٴ رسول ، ملا سياف در سخن رانى مبتذل خود در هشت ثور ١٣٩۶ از ادولف هتلر نقل قول کردة گفت نزد وى انکسان شائستة هستند کة ميهن خود را بمن بفروختند . بلى چة کسان بودند کة با قوارة هايى منحوس و وحشت زدة از نظام دموکراتيک عفغانستان گريختند و بة کازا بلانکا بة نزد اللة ري گن امدند؟ در عفغانستان اکنون سياستهايى سياستمدار ، مکويلى ايتالوى ) ١۵٢٧.. ١۴۴٩ ( بنيان گزار ساينس و سياستهايى مادرن درجريان است کة او اخلاقيات را بة مثابةى قاعدة يا اصل کلى سياست رد ميکند. او تاکيد مينمايد از دو طريقت تا مسلط شد کشورها را کة قوانين پيشين انها درگيرى ويرانى داشتة باشد. در نخست يک کشور را بالقوة تصرف کنيد و بعد بة نرمى تزريق کنيد ترور را بسر مردم ان . دوم انها را اشغال کنيد. کة در اينصورت مردم همة حواس اميدها را از کف ميدهند و بلکل مطيع ميشوند کة ديگر افزار بيش نخواهند بود. انجا امريکاست کة اين سياست ميکويلى را در عفغانستان با همکارى ارگ نشينان در راس نمايندة اشرف غنى کة وى چندان دلبستگى بة اين کش ور بلا زدهٴ مذهبى ندارد بة پيش ميبرد و ما شاهد رويداد خونين قول اردوى شاهين در بلخ در اين تازگيها هستيم . من بة اينباورم کة عساکر ما مانند رمةهايى گوسفند از رفتن بة مساجد ” حَز شيتان و بيرون انکة اوشان با انفجار حتا يک بمب کوچک قتل عام ميشوند هرگز نروند يا اگر نمازى بة تنهايى ادا بکنند بلکة مزگت خانة ها راکة انها بناهايى سياسى عمر جلاد است بة اتش بکشند. شما ميدانيد کة در سياست اخلاق وجود ندارد و دين کة خود سياست است ، لذا لازم ميايد تا از پى نابودى ان خود را هوشيارانة مسلح نمود.

  ملاها ، کة سپاهيان جوان را از رهگزر بايبل لوسيفر هنوز دين زدة ،ترسندوک و بدون ابتکار بار مياورند انها نبايد در مساجد تجمع کنند چ را کة نمازخانة مکتب نظامى نيست تا اوشان را درس ميهن پرستى اموخت يا عروسى خانة تا در انجا رقصيد بجز غمخانة ، هوا پرستى و عساکر جوان ما در مکتبهايى بى مسلک ملاها کة افسانةهايى تکرارى دنبالة دار ى ايشان پايان ندارد هنوز بد مسلک ميشوند يعنى صاحب انديشة ، تحرک ، شخص مسئول و با وجدان ، وظيفة شناس بار نميايند بلکة نا اميد دل شکستة و پريشان در رسيدن بة حورى . ملاهايى دروغگوى کة نمى فهمنددروغ ميگويند ، عساکر جوان را در مرحلةى طغيان و غلوى شهوت بة جهان پريهايى انار پستان ، دنيايى تخيل ، جهان سياست ماندةگار از ملنگ خاور ميانة ميچرخانند کة ان جز افسانة چيزى ديگر نيست لذا سپاهيان جوان حق دارند تا اعتصاب نمودة و بگويند کة مذهب در مسلک ما جا ندارد .

مى خور کة هزار بار بيشت گفتم باز امدنت نيست چو رفتى رفتى علامة ” عمر خيام “

David McAffe … يک دانشمند اتايست زير عنوان Cultural Genetics ، مذهب را ارثى ميخواند طوريکة از پدر و مادر جين مذهبى مانند ديگر جينها بفرزندان انتقال ميابند ؟ پس اگر جين خصوصيت مذهبى دارد لذا ان فطرتى است کة نبايد نسبت توليد جهالت ، خشونت و ديگر بديها از ان ازردگى کرد يا کة زير مايکرسکبش نهاد بلکة القاحش کرد . مذهب اگر نفرت و جهالت توليد مينمايد و خشونت را “بجا ” ميخواند انها را شايد کة از محيط کاپى ميکند ؟ هر گاهيکة انسان ، مذهب يعنى عجايبات را کسبى ميداند پس ان نبايد جينى تيکى با شد بلکة تلقينى هم ؟ براى مثال انجا مردم جمعى براى يکماة اگر بة مزگت پل خشتى در کابل نروند ، پريشانى و سراسيمگى بزرگ در و ديوار کابل را خواهد پيچيد در حاليکة تحول غير قابل انتظار انجا رونما گرديدة است يعنى کة مردم جين مذهبى خويش را از دست دادة اند يا اين است کة انها رسم خود را رها کردة اند؟.

  دانشمند , Greg Laden ميگويد ” عادت و اطوار انسان جنيتيکى است يا اموختة ميشود؟ فرض کنيم انجا علامات مشاهدة ميشوند در ميان مردم بة مراتب در برخى خانوادةها و اما نة در ديگران “.

Daily News – 16 , March , 2005

تبصرة : رو اوردن بقران ، يا رو تابيدن از قران ؟ و انة هو و اضحک و ابکى ) نجم ۴٣ ( اللة است کة انسان را بخندة در م ياورد و هم بگرية يعنى کة اللة هنرمند است … پس مسلمانان جنايتکار چرا هنرمندان را بقتل ميرسانند ؟ جهان کپيتاليزم در راس امريکا ، انگليس ، عرب سعودى بالاخرة توانستند با شکست دادن رجيم دموکراتيک عفغانستان ، اسلام بدون محتوا را هنوز بى محتوا ساختند و امر CIA وقت افتخار ميکرد کة او عفغانستان را با سد نفر تاسک فورس فتح کرد و ان موديل را در راة جهان خوارگى خودها در تمام جهان عرب عملى نمودند . اينها گرگان باران ديدة ، مسلمانان دو اتشةى دو جهانة را کة بة جنت ميروند تا انسرحد زشت ، ادمکش ، بد اخلاق ، و مادر خطا تربيت کردند کة انها از مستى دين سياسى محمد کة حاصلش خشم و غيظ ، جهالت و بد اخلاقيست سرهايى ا نسان را از تن جدا ميکنند ، در ميان دستار و جغ کون خود بمب شانى ميکنند و با سرهايى بريدة فتبال مينمايند ، قلب انسان را ميخورند ، انسان را خصى ميکنند و ديگر کة اين همة جنايات و همة بد اخلاقى ، و بى عدالتى اجتماعى از کتاب منشة ميگيرد کة ان از اسمان افتادة است ؟ از اسمان هيچ چيز فرود نميايد مگر سنگى يا اينکة مرغى بسر ما بريند؟

  انجا محترم فريد يونس فارغ التحصيل ازهر امريکا ، بى خبر از اهميت دموکراسى کة بة دموکراسى حقارت ميکند ، ايشان کة از عصر طلايى يونان Preeminence کة در انجا اتفاق افتاد همچنان تجاهل و از انقلاب فرانسة نسبت از ميان برداشتن تفاوت کلاس کة در درجةى نخست ملاها را سرکوب نمود. پيغام از نسلهايى بعدى شما حتما” پى ببريد چة اندازة عميق و موثر تحولات شما هستند تا بالترتيب بما فرصتها يا مجال مساويانة بدهند . رَوش انفرادى ، اجتماعى و ساختمانهايى اقتصادى ، حتى paradigms = نمونةها و ديدگاهايى جهانى حتما همة ديگرگون شوند . اگر شما بالقوة و کاميابانة تحول نمى کنيد .. ما نسلهايى شما بدتر از شما خواهيم بود چة زات کة شما اکنون هستيد . اگر شما کوتة نظرى خود مدارى را درازا ميدهيد ، ايندة ويرانگر خواهد بود ، شايد فراتر از تصور شما. جامعة شناس ، (Allen Tough)

عالِم معنى شدم و داغ جهل از ما نرفت ساخت بيدل عِلم هايى بى عمل ما را کتاب .

Advertisements