برای ایجاد ثبات در افغانستان
ایران، روسیه و آمریکا دوباره متحد شوند

ایران، روسیه و ایالات متحده از منافع ذاتا مشابهی در افغانستانی آرام و با ثبات برخوردار هستند

نویسنده: اسکات ووردن

دیپلماسی ایرانی: ارتش افغانستان، پس از حمله ویران کننده طالبان به پایگاهی نظامی در مزار شریف که به کشته شدن 100 سرباز منجر شد، با پشتیبانی 8400 سرباز آمریکایی در پی تقویت صفوف خود است، نشانه ای از آغاز تابستانی دیگر همراه با جنگ. هرچند این بار افغان ها و شرکای آمریکایی شان باید با دو نیروی دیگر نیز رقابت کنند: روسیه و ایران.

هر دو کشور در طول زمستان حمایت های خود از طالبان را افزایش داده اند، احتمالا به عنوان مانعی در برابر دودلی های مداوم آمریکایی ها مبنی بر این تا چه اندازه باید درگیر ماجرای افغانستان باشند و تا چه زمانی در آنجا بمانند. حمایت های ایران و روسیه که از نظرها دور مانده، می تواند طالبان را قادر سازد در بلند مدت یکی از مراکز استان را اشغال کند که منجر به کاهش هرچه بیشتر مشروعیت حکومت افغانستان می شود. برای اجتناب از این موضوع، دولت ترامپ می بایست همان رویکردی را مدنظر قرار دهد که پس از یورش سال 2001 ایالات متحده به افغانستان منجر به موفقیت شد: بازسازی یک اجماع منطقه ای با روسیه و ایران – همچنین چین، هندوستان، پاکستان و دولت های خلیج فارس – تا از تامین مالی جنگجویان ممانعت به عمل آورد و از ثبات در افغانستان پشتیبانی کند.

حمایت روسیه از طالبان دینامیک منطقه را به مخاطره انداخته و روی آتش جنگ بنزین می ریزد. گزارش ها حاکی از آن است که از اواخر سال 2016 روسیه تسلیحات در اختیار نیروهای طالبان فعال در شمال افغانستان قرار داده است. همچنین گزارش شده است که مقامات روسی در تاجیکستان و روسیه با نمایندگان طالبان دیدار داشته اند. همزمان، در یک سال اخیر مسکو با اسلام آباد و تهران در خصوص منافع مشترکشان در حمایت از طالبان مذاکره کرده است. با توجه به نبرد خونین میان نیروهای شوروی و مجاهدین در دهه 1980، همکاری ناگهانی روسیه با طالبان بسیار غافلگیرکننده است.

روسیه مدعی است که انگیزه اش برای حمایت از طالبان نبرد با گروه های انشعابی داعش در افغانستان، ممانعت از بی ثبات سازی منطقه توسط گروه های تروریستی آسیای مرکزی همچون جنبش اسلامی ازبکستان (آی ام یو)، و کنترل قاچاق مواد مخدر از طریق آسیای مرکزی به روسیه است. اما دلیل اصلی ممکن است ایالات متحده را به دردسر بیندازد.

هرچند به طور قطع جنگجویان خارجی در شمال افغانستان حاضر هستند، اما میزان تهدید اغراق آمیز است و پاسخ روسیه نیز نتیجه عکس می دهد. دلیل اصلی اینکه گروه های تروریستی می توانند در افغانستان فعالیت کنند پوششی است که هرج و مرج برآمده از آشوبگری طالبان ایجاد کرده است. حمله هفته گذشته طالبان در مزار شریف صرفا این خطر را افزایش داده است. حکومت روسیه به جای تامین مالی طالبان می بایست به کابل که در حال بازپس گیری کنترل قلمروی خود از طالبان، داعش و آی ام یو است کمک کند.

ایران نیز با همین منطق حمایت از طالبانی را افزایش داده که به طور سنتی دشمنش بوده است. اختر منصور رهبر طالبان در ماه مه 2016 توسط هواپیمای بدون سرنشین ایالات متحده ترور شد، زمانی که پس از ظاهرا دو ماه اقامت در ایران به افغانستان بازگشته بود. ایران همچنین در خصوص ادامه حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان محتاط است، ایران هراس آن را دارد که ایالات متحده در زمان افزایش خصومت ها بر سر برنامه هسته ای از حضورش در افغانستان برای حمله به ایران استفاده کند. فراتر از آن، ایران اطمینان ندارد که طرح ناتو و افغانستان برای پایان دادن به شورش ها نتیجه می دهد، یا حتی باعث کاهش مخاطراتی می شود که ایران به دلیل تروریسم، موج پناهندگان و قاچاق مواد مخدر برآمده از ادامه جنگ با آن مواجه است.

حمایت ایران از طالبان می تواند معکوس شود، با دادن اطمینان خاطر نسبت به طرحی بلند مدت برای پایان به آشوب ها و متعهد شدن نسبت به اینکه از خاک افغانستان (و یا دیگر همسایگان) برای حمله علیه ایران استفاده نخواهد شد. هر چه نباشد ایدئولوژی مذهبی ایران در نزاع با ایدئولوژی طالبان قرار دارد و این کشور در جریان مذاکرات سال 2001 برای تاسیس یک حکومت تازه در افغانستان، متحد اولیه ایالات متحده بود.

مطمئن باشیم، حمایت ایران و روسیه از طالبان، بدون کمک های عظیم پاکستان به این گروه، به لحاظ استراتژیک کافی نخواهد بود. پشتیبانی پاکستان شامل اعطای پول، سلاح، آموزش و تحرک آزادانه طالبان در پاکستان است. پایان دادن به حمایت های پاکستان از طالبان وظیفه پیچیده ای است که به این زودی محقق نمی شود. اما اثر منفی حمایت پاکستان از طالبان می تواند با اجماعی قدرتمند که به این کشور برای کاهش پشتیبانی هایش فشار وارد می کند، کاهش یابد.

روی کاغذ، رسیدن به چنین اجماعی نباید چندان دشوار باشد. ایران، روسیه و ایالات متحده از منافع ذاتا مشابهی در افغانستانی آرام و با ثبات برخوردار هستند. همین موضوع بنیانی شد برای آنکه این سه کشور در جریان توافق بن در سال 2001 شانه به شانه هم کار کنند. بازسازی دوباره آن اتحاد می بایست محور بازنگری ایالات متحده در استراتژی اش در خصوص افغانستان باشد.

منبع: فارین افرز / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی

Advertisements