گوشت از ناخن جدایی ندارد

اتمری که در خاد دکتور نجیب بود، امروز مهماندار اصلی قاتل شهریان کابل است

بی باور دیروز باورمند امروز با فراری دیروز ساکن امروز
تنها نقطه ی وصل این دو آدم تبار و خدمت گذاری صادقانه ی شان به یک مرجع!
و گرنه یکی با سابقه ی کمونیستی، مخالف شدید جبهه های طرف حاکمیت وقت، حامی خونخوار ترین گروه، قاتل هزاران تاجک با درک و آگاه و حالِ راه رو با درصدی بلند امپریالیستی، موافق و حامی شدید طرف های بد بین نظام فعلی
و دیگری اخوانی تند رو، استفاده جو، غیر قابل اعتماد، قاتل هزاران کابلی، تا حد آخر خود خواه
پ.ن:- روزی عضو بدنش را در سنگر علیه این اخوانی خونخوار از دست داد اما امروز بخاطر منافع مشترک قومی با وجود هزار آزرده دلی یک دیگر را به آغوش می کشند و فصل جدید خیال پردازی را ورق می زنند.

***

به آن‌هايي كه نگران آمدن حكمتيار به كابل هستند؛

 

آمدن به كابل، سودي كه براي گلب الدين حكمتيار دارد اين است كه او مثل بن لادن، ملاعمر و ملاهيبت الله در خاك پاكستان جان نخواهد داد.
كابل كنوني ميدان پيروزي براي سياست‌گر ستيزه‌جو و جنگ‌اندیشی مثل حکمتیار نيست. حكمتيار براي نسل امروز افغانستان نه جذابيتي دارد و نه سخن نوي براي گفتن.
براي يك‌ جنگ‌جوي راكت‌شیفته، بزرگ‌ترين تهديد آزادي بيان است و اين آزادي، حكمتيار را در  “بحرالكابل” غرق خواهد كرد.
نام حكمتيار با راكت پيوند خورده است. براي يك رهبر راكت‌باور، رقابتِ بدون تفنگ كار آساني نيست.
حكمتيار سال‌هاي طولاني از رقابت در ميدان سياست افغانستان به دور بوده است، ممكن از اوضاع و احوال جاري در كشور آگاهي لازم نداشته باشد و اين برايش معضل آفرين خواهد شد.
حكمتيار مي‌آيد تا برعكس شعارهايي كه براي اخراج نيروهاي خارجي از افغانستان سرداده بود، گشت و گذار سربازان و تانگ‌هاي خارجي را در خيابان‌هاي كابل از نزديك تماشا كند، ببيند كه زنان در خيابان‌هاي كابل راه مي‌روند، دختران و پسران به مكتب مي‌روند و تلويزيون‌ها و رسانه‌هاي بي‌شمار ديگر، نشرات خلاف ميل او دارند.
حكمتيار مي‌آيد و می‌بيند كه قصر دارالمان در حال بازسازي است، مي‌بيند كه نشانه‌هاي اصابت راكت‌هاي خونبارش اكنون از در و ديوار كابل رفته است و صرف روی‌سياهي براي او باقي‌ست.
ديروز اگر حكمتيار يك رقيب داشت، امروز رقباي بي‌شماري دارد.
رقيب حكمتيار اين‌بار تنها “شمالي ټلوالي” نيست.  تيم حاكم در ارگ و حامد كرزي به او به ديده‌ي يك رقيب سياسي مي‌نگرند. حزب اسلامي، مثل ديروز يك حزب يك پارچه و منسجم نيست و كشيدگي دروني در اين حزب با حمايت ارگ از همين اكنون به شدت آغاز شده است.
حكمتيار به كابل مي‌آيد تا موج نفرت در برابر اعمال فجيع گذشته اش را از زبان مردم در تلويزيون ببيند، در راديو بشنود و در روزنامه و شبكه‌هاي احتماعي بخواند. حكمتيار مي‌آيد كه خجالت بكشد. مي‌آيد كه ذليل‌تر شود و از شرم بميرد‌ !
سه نکته…

برگرفته شده از برگه ی جوان نخبه ی وطن محترم مظهر کاویانی

Advertisements