ملک ستيز

چرا بلخ؟

پاکستان تلاش دارد تا با تمام نیرو بلخ را بی‌ثبات سازد. هدف استراتژی پاکستان را بی‌ثباتی سیاسی، فکری و اقتصادی بلخ شکل می‌دهد که به‌صورت خودکار بی‌ثباتی امنیتی را در همه افغانستان پی دارد. پاکستان ابزاری را در دست دارد که سایر دولت‌های منطقه از آن عاجز هستند. این ابزار قدرت فکری مزدوران آی اس آی در ساختارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و سیاست خارجی افغانستان است. پاکستان با استفاده از این ابزار تلاش دارد تا شمال به‌ویژه بلخ را ناامن سازد.
بلخ به پنج دلیل در تیررس پاکستان قرار گرفته‌است:
۱. جغرافیای استراتژیک بلخ، سرنوشت سیاست را در افغانستان رقم می‌زند. مرز با آسیای میانه، به‌سان مرز با پاکستان نیست. این مرز راه را به‌روی آزادی دهشت‌افگنان و باندهای منطقه‌یی مسدود ساخته است. نظارت جدی روسیه در این مرز، آسیای میانه را از شر پاکستانیزه‌شدن رهانیده است.
۲. بلخ دهلیز تامینات جبههء جنگ و جبههء اقتصاد افغانستان است. اگر این دهلیز ناآرام شود، دهلیز پاکستان فعال‌تر شده و وابسته‌گی کابل به اسلام‌آباد بیش‌تر می‌شود. وابسته‌گی اقتصادی کابل به اسلام‌آباد یکی از مهم‌ترین عناصر استراتژی جنگ پاکستان در منطقه است. پاکستان از این راه امتیازات زیادی را از غرب به‌دست می‌آورد.
۳. بلخ گذرگاه ایدیالوژی‌ها است. اگر بلخ از کنترول مجاهدین برون شود، جنازهء این گروه سیاسی را باید خواند. در ۱۵ سال پسین، شمال به هویت مجاهدین و به‌ویژه جمعیت تبدیل شده است. شکست بلخ، شکست فرسایشی شورای نظار را در پنجشیر در پی دارد. از سویی‌هم بی‌ثباتی بلخ راه را برای قدرت‌نمایی جمعیت و جنبش دامن می‌زند زیرا درد بلخ به‌زودی به جوزجان، میمنه و سرپل سرایت خواهد کرد. اگر پاکستان بتواند شمال و به‌ویژه بلخ را نا‌آرام سازد، مجاهدین آخرین سنگر شان‌را از دست می‌دهند. این‌کار به‌نفع برخی از دست‌اندرکاران ارگ نیز است.
۴. از دید دموگرافی (جمعیت‌شناسی) نیز شمال قابل توجه است. در این جغرافیا اقوام گوناگون هم‌زیستی دارند. به‌هم‌زدن هم‌زیستی گروه‌های اجتماعی با فرهنگ‌های گوناگون، جوهر اتحاد در افغانستان را صدمه می‌زند. از هم‌گسسته‌گی ملی در افغانستان یکی از سنگ‌پایه‌های دکترین نوازشریف از دههء هشتاد بدین‌سو است.
۵. مردم شمال، شهروندان معتدل و باز هستند. تحمیل افراطیت ‌اسلامی در شمال، فکر پاکستانیزه را در افغانستان تعمیم می‌بخشد. راه بی‌ثباتی فکری در شمال، استفاده از منابر در مساجد و ملاهای مزدور است. پاکستان سعی خواهد کرد تا ملاها و رهبران معتدل را در شمال حذف کند. بناً بهترین جانشین ملاهای معتدل، استفاده از ملاهای سیاسی است که به‌پاکستان به‌نام اسلام سلفی، وهابی و سایر شاخه‌های مذهبی تعهد دارند و از مدرسه‌های پاکستان فارغ شده‌اند.

اگر استراتژیست‌های دولت این پنج عنصر را جدی نگیرند، خطر شکست افغانستان به‌دور از تصور نیست.

Advertisements