قـــاتل شـــناخـــته شـــده در ســـیاه چـــال
مـــلا اشـــرف غـــنی با آرای قـــاتل شـــناخـــته شـــده بر اریکـــه قـــدرت تکـــیه زد و بعـــد او را به ســـیاه چـــال افگـــند
توجــه هــموطــنان گــرامــی را به گفتــگوی مــیان مــلا اشــرف غــنی و قــاتل شــناخــته شــده جــلب میکــنم :
مـلا اشـرف غـنی :
آیا دیگر کسی در متفکر بودنم شک دارد ؟
جــنرال دوســتم :
قاق روده بی پدر خاطر جمع باش دیگه هیچ کس ده متفکر بودن تو و خر بودن مه شک نخاد داشت.
مـلا اشـرف غـنی :
جنرال صایب خدا نکنه که شما خر باشین ، آدم کلمه گوی محمده خر نمیگه بسیار گناه داره.
جــنرال دوســتم :
مثلیکه دلت یخ نکده که حالی سری ما ملایی هم میکنی ، خیانت و فریبکاری مگر گناه نداره ؟
مـلا اشـرف غـنی :
من نمی فاموم منظور خودت از خیانت و فریبکاری چیست ، ده زندانی شدنت که مه دخالت نداشتم ، ای کار به اساس فیصله لوی سارنوالی صورت گرفته ، اینجه خو شهر خربوزه نیس که همه کار ها به فرمان رئیس جمهور صورت بگیره.
میگن سری بد بلای بد ، ده حق ایشچی بیچاره تجاوز نمیکدی که مجازات نمی شدی …
جــنرال دوســتم :
مه فکر نمیکدم که آدم ای قدر بی غیرت شوه که سری فلان خود تهمت کنه اما تو از او هم بیغیرت تر بودی که سری فلان مردم تجارت میکنی.
مـلا اشـرف غـنی :
مه خو باورم نمیشه که ایشچی دروغ بگویه او یک آدم مومن و نماز خوان اس …
جــنرال دوســتم :
بلی مثل تو نماز خوان اس ، پشت به قبله ایستاد میشه و دست چپ ره بالای دست راس می مانه ، تا حالی هفت دفعه حج عمره رفته و فکر میکنه که امام حسین نواسه خدا اس …
مـلا اشـرف غـنی :
جنرال صایب مالوم میشه که دلتان بسیار درد کده ، خو به سری نواسه خدا قسم که ده ای کار مه هیچ دخالت نداشتم اما کوشش میکنم که بریتان یک کاری انجام بتم اگه خودت حاضر باشی که از ایشچی معذرت بخواهی …
جــنرال دوســتم :
برو بر پدر تو همرای ایشچیت یکجای نالت ، قارمه نیار او کوچی بی پدر که اگه گرفتمت ده همی حجره زندان همو کاره که ده حق ایشچی نا کده سرم تهمت شد ده حق تو خاد کدوم باز دست پدرت ازینجه تا واشنگتن خلاص …
مـلا اشـرف غـنی :
گلم جمع بچم بخیالم که گلم تو بکلی جمع اس ، خی بهتر خاد بود که حنیف اتمره بگویم که هرچه زودتر غمته بخوره که هم تو بیغم شوی و هم ما …
با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
Advertisements