جالب اينجا است كه طرفدارانش او را به سيد جمال الدين و نورسى و … تشبيه كرده اند.
بى خبر از اينكه آنها تمام عمر شريف شان را در خواندن و مطالعه و آبرو و عزت و آزادى و مردانگى سپرى شده بود، آنها حتى يك نفر را هم در عمر خود نكشتند…

گلبدين هيچ شباهتى به علامه ها ندارد، نه گذشته خوب داشت نه با عزت زندگى كرده، تمام عمر ضايع شده اش، در راكت پرانى و توطئه و دسيسه و راجورى و ترور و كشتار مردم سپرى شده، حتى چندين حمله انتحارى را كه خونين ترين بود، حزب او به عهده گرفت و خودش هم تایيد كرد.

يكتعداد طرفدان اين مرد عقب مانده از قافله، با فهميدن چهار كلمه از الفباى فارسى و پشتو دارند اذهان جوانان ما را بمباردمان مى كنند كه آنها را أغوا كرده تلقين كننـــــد، كه گويا حكمتيار مزدور آى إس آى نيست و كابل را به راكت نزده و گذشته ى خوب و شريف دارد…

ما حكمتيار را به نام يك باغى مى شناسيم، در مقابل حكومتى كه هيچ كافرى در آن نبود بغاوت كرد، و مردمى را به راكت زد كه هيچ گناهى نداشتند، مردم شريف كابل چه ضررى به گلبدين رسانيده بودند، گناه شان چى بود…!؟

به كتابهاى جعلى اش فريب نخوريد، او معيار علمى و وقت نداشته كه كتاب بنويسد، شايد كسان ديگر بنام او نوشته باشند تا حكمتيار را دانشمند و علامه و … معرفى كنند، همين اكنون هم اگر دست گلبدين به دروازه هاى كابل برسد، در فرق تان به راكت خواهد كوبيد.

به آرزوى بيدارى ملت شريف افغانستان.
بامحبت، صيام روؤفى

Advertisements