باتور دوستم، پسر جنرال دوستم، به اساس فیصله شورای مرکزی و کمیته سیاسی حزب جنبش، به رغم ابراز مخالفت شماری از اعضای این شورا، تا زمان تشکیل گنگره به عنوان سرپرست این حزب تعیین شده‌است. این تصمیم حزب جنبش پس از آن صورت گرفته است که جنرال دوستم قصد کناره‌گیری از سِمت معاونت اول ریاست جمهوری و رهبری حزب جنبش را دارد.

گفته می‌شود که حکومت افغانستان به شکل غیرمستقیم و با وساطت محمد محقق، معاون دوم ریاست اجرائیه، به دوستم پیشنهاد کناره‌گیری را داده است. آقای محقق نیز به وی مشوره داده و خواسته است برای شکست این بن‌بست تدبیری بیاندیشد. جنرال دوستم نیز که از مدت‌ها بدین‌سو در منگنه‌ی حکومت قرار دارد و فشارها نیز بر وی زیاد شده، ناگزیر با این پیشنهاد موافقت کرده است.

اما سوال اصلی اینجاست که کنار رفتن جنرال دوستم( معاون اول ریاست جمهوری اسلامی افغانستان) در شرایط فعلی، تا چه حدی اوضاع را به سود و یا زیان کشور رقم می‌زند! آیا کنار رفتن او، به معنای پایان عمر حکومت وحدت ملی است و یا این‌که یک جابجایی ساده و کم‌هزینه است که یکی می‌رود و دیگری می‌آید.

او که روزی و روزگارانی به عنوان« رهبر پادشاه‌ساز شمال» از سوی هوادارانش لقب یافته بود و در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نیز نقش کلیدی و تعیین‌کننده‌ای در پیروزی محمد اشرف غنی داشت، این روزها آن‌قدر زمینه و زمانه بر وی سخت گرفته که هیچ چاره‌ای ندارد جز این‌که رخت از محیط سیاسی- اجتمای افغانستان برچیند و عازم ترکیه شود

دوستم در مراسمی که پسرش را به عنوان جانشین معرفی کرد

اما پس از دوستم دو مورد است که باید بر روی آن انگشت گذاشت.

ـ سرنوشت کرسی معاونت اول ریاست جمهوری

با کنار رفتن آقای دوستم، بحث جانشینی وی مطرح می‌شود که در این این زمینه هم دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. عده‌ای بر این باورند که فردی از جامعه‌ی اوزبیک به جای وی گماشته می‌شود؛ چنانچه چندی قبل، عطا محمد نور، والی بلخ نیز در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی، گفته بود که در صورت کنار رفتن آقای دوستم، باید شخصی از میان قوم اوزبیک، به این پست معرفی و انتخاب شود. برخی دیگر هم به این نظرند که ارگ در تفاهم با آقای دوستم، یکی از افراد مورد نظر وی را در این سمت راه خواهد داد.

ـ رهبری جامعه ترک‌تباران افغانستان

بخش عمده‌ای از جامعه ترک‌تباران افغانستان که جنرال دوستم را به عنوان زعیم و بزرگ سیاسی شان انتخاب کرده‌اند، با رفتن آقای از صحنه سیاسی کشور، در انتخاب رهبری و جهت‌گیری سیاسی شان تجدید نظر خواهند کرد. آنها اکنون دریافته‌اند که سرنوشت جمعی شان با خام‌بازی‌های جنرال چهار ستاره تا حد زیادی به سخره گرفته شده است. بنابر این، برای شکل‌دهی فردای سیاسی شان دقت بیشتری به خرج دهند.

با این حال، ترک‌تباران افغانستان با حذف دوستم، بعید به نظر می‌رسد که پسر وی را بحیث محور سیاسی شان قرار دهند؛ چه این‌که اکنون خانواده دوستم، در سراشیب سقوط قرار دارد و روز به روز محبوبیت و نفوذ اجتماعی شان به‌ دلیل اتهامات سنگینی که بر آقای دوستم وارد است، از دست می‌رود. به همین خاطر، اوزبیک‌ها و در کل ترک‌تباران افغانستان، بیشتر به حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار نزدیک خواهند شد. فراموش نکنیم که گلبدین حکمتیار از چندین دهه بدین‌سو با ترکیه روابط خوبی داشته است؛ رجب طیب اردوغان که حالا رییس‌جمهور ترکیه است از جمله یاران دیرینه سیاسی حکمتیار است و در دوران جنگ‌های داخلی، روابط و مناسبات گرمی با هم داشته‌اند و حال نیز این رابطه همچنان برقرار است. بناً تعجب‌آور نیست که پس از دوستم، مردم ترک‌بار، در نتیجه هماهنگی‌های دو سویه از جانب حزب اسلامی و ترکیه(یکی از کشورهای حامی ترک‌تباران افغانستان) بیشتر گرایش به حزب اسلامی پیدا کنند

گلبدین حکمتیار و رجب طیب اردوغان در یک مهمانی( ۱۳۷۴ ه.ش)

با رفتن جنرال چهار ستاره از سطح رهبری ترک‌تباران، این مجموعه قومی- تباری، دچار ضعف و ناتوانی خواهد شد و یارگیری‌های سیاسی نیز وارد فاز تازه‌ای خواهد شد. اما آنچه مهم است انتخاب فردی به عنوان معاون اول ریاست جمهوری است که دقیقن معلوم نیست حکومت چه کسی را منظور دارد و این خلای سیاسی چگونه پُر خواهد می‌شود.

نویسنده: ضیا موسوی

Advertisements