نوابی

تيزاب پاشان لُک پوست ؟!

  گلب الدين ” ناقل ” معتاد بقتل ، کة او هنوز ادم است و نة انسان بغلط در زمين با فرهنگ مولاناى بزرگ ، ابن سينا ، ناصر خسرو و ديگر در شمال زادة شد … کاش آچةى وى در کودکى ميمرد تا کابل عزيز از جانب قيس بن ليث دوم پس از چهاردة سد سال بار ديگر با خون تر نميگرديد . جاى بسيار پريشانيست کة در پناة درهايى بستة شمار مردم بدون خاصيت .. کنجارةى غرب و عرب ، و عُوق پاکستانى گرد هم امدند تا بة بيانات يک قرار دادى مزدور ، اجنت سعودى و پنتاگون ، از طريق تلو ويژن نمايشى تطميع شدة گوش فرا دهند.

  در اين پادة خواب از ميان چرپةها ، نر قبانى بنام فاروق ، موجود کر و کور کة علم eugenic حضور اين ايلغارچى بيمار چادر نشين بدون تاريخ را در جامعة نمى پزيرد ، لُخت و برهنة بپا خاست چهار دست و چهار پاة گلاب الدين ، رهزن سر گردنة را امير حاضرين بخواند و درى طويلة را برخ حيوانات مانند خودش بگشود ، تا موجودات غير ناطق بة پند و نصايح پوچ و بدون هستةى اين هيولاى فرارى ، پشتون ادمکُش “ريگن زدهٴ اللة پال ” مفتون لسان چَرة خوردةى تازى گوش فرا دهند . ديدم کة اين گِرد هم شدن فضا را چقدر پريشان کنندة مينماياند .. برخى خشمگين ، برخى بى اعتناة ، برخى هم گيچ زدة ، گويا حضورشان در ان يورت خلاف ميل يا تحميلى بودة است اما تيزاب پاشان لُک پوست کة هنوز مغزشان در مقعد خوا بيدة است از محفل نة بلکة مزگت خانة با لسان يهودى و فنيقى نالةى وحشتناک تکبير را کة حتا حيوان از ان ميرمد سر ميدادند چة جامعةى الودة و غير مسئول تا بة گلةهايى پشة زدة ميگفتند جاى اللةاکبر گفتن شرماور نماز خانة است نة چنين محفل کة رئيس جمهور خُتُک قبيلة انجا حضور دارد؟ بودند برخى مردان فهيم و با احساس مانند خاندان جنرال احمد شاة مسعود و علاقمندان او امراللة صالِح همچنان جنرال دوستم کة از شموليت در اين جاکش خانة پرهيز نمودند کة افرينشان باد .

  سوال اينجاست کة دستگاة جنايتکار امريکا ، آل سعود ، و پاکستان ، نوکر خر خواجة احمد شاة مسعود را بکشتند همچنان استاد برهانالدين ربانى و ديگران را از اتحاد شمال و چندين بار مشترکين کة قصد کشتن دوستم را از طريق هوا و زمين کردند کة جنرال گريزى على احمد جلالى شموليت انرا داشت ، اما در بخش تيزاب پاش ، شرم پشتون در ليست most wanted ، حتا کة سوئى قصد تا امروز متوجة وى نگرديد چرا ؟ دلقک اشرف غنى نوکر زادة ، لتى و الودة در همة وبال کة از خوشحالى نزديک بة ترقيدن بود بة چپ و راست خويش ميديد اگر کدام سخيف نا جوانمرد بة اين دستاويز کة با خون حيض دستينة شدة است بة وى مبارک باد بگويد بجز تيزاب پاشان غول ، پسران ديوها . ديگران کة کة سر کلاوة را ميپاليدند گويا کة اين درامةى کاميدى از جانب انکة روزى ميدهد ) امريکا ، سعودى ، و ديگران ( تحميل شدة است . غنى رئيس جمهور دست نشاندة کة او بصورتهايى دو هزار سال پيش کتاب بايبل در عصر حضرت عيسا ميماند اجماع را هنوز خر خانة تمثيل ميکرد کة وى چة خوب پشتون کوچى زنفروش بى مسلک است ؟ شما اگر ويديويى تيزاب پاشان را ديدة باشيد ، حاکم گلب الدين است کة بة زير دستان ارگ نشين خود چگونة فرمان صادر ميکرد و اين زيردستان ، همة نوکران دالر کلاة و دينار تاقين چطور سر تا پا گوش شدة بودند تا بشنوند گفتار يک جنايکار بى مانند را پس از شاة دو شمشيرة کة در مدت چهاردة سد سال در تاريخ کشورمان پيشينگى ندار. هاى گلب الدين ! چة کنم نيست در کف کليمات ستايش و حرمت گزارى تا تو خصى دماغ ايزک پناة ، بار اوردة در ذهنيت را برائت ميداد ، موجود فاقد نيروى تشخيص ، چشم کة زيبايى را بنگرد و زبان کة م زة را . عاطفة زيبايى يک مطلب و فضيلت عمل مرغوب انسان است و تو کة فاقد ان هستى چرا کة عاطفة تلى يا زير کفش چشمةى ارزشها کة فعاليت انسان را نظارت ميکند ميگويد فلاسفر David Hume

  من بة اين باور هستم هر کس زن باشد يا مرد ، بخواهد کة انقلابى شود در گام نخست او بايست بهرة از علم جامعة شناسى داشتة باشد . سيد قطب دانشمند مصرى يک جامعة شناس است او کة از انقلاب دور تنور در اروپا پشتبانى ميکند و متفکرين انرا در اين بخش ميستايد و در مورد نظام سوسياليزم کة انديشةى منفى از خويش تبارز ندادة است ، وى از ادامةى کاوشهايى علوم طبيعى کة رازهايى طبيعت هنوز نا شگفتة ماندة است ساينس دانها را ترغيب ميکند تا ت حقيقات خويش را در ان بخش ادامة بدهند. کسى کة ايديال ” تخيل ” را بر ايديا ” عيلم ” مقدم ميداند او هنوز ادم است اما نة انسان مانند فاروق وردک مريد مرد يک سفالة . اينها کة در اغيل زندگى ميکردند و از برکت حزب دموکراتيک عفغانستان جهان ديدة ، پولدار ، داکتر و دوکتور شدند و صاحب مقامات بى کيفيت در جامعة ، بد بختانة کة هنوز subculture باقى ماندند … فلاسفر لويس دوپرى عفغانستان شناس در کاوشهايى علمى خويش چنان قبيلة را کة گلب الدين و فاروق وردک بة ان بستگى دارند اصلاح نا پزير خواندة است و علاوة ميکند کة حتا نظام سختگير کمونست نتوانست انها را اصلاح کند . مرگ بة افرينندهٴ سفلة کة از خويش سفلةتر ميافريند تا کة چَر ةى راکت افريدة ، ساخت امريکا کودکان را در کابل در هنگام بازى بخاک و خون بکشد ، انها تا رسيدن بة بيمارستان کة در راة جان بدهند مانند سمير نازدانة و هزاران ديگر . يک جامعة با فرهنگهايى مختلف زيباست ، گلستان با رنگهايى ناهمگون .. يک گل بة تنهايى از همة گلها نمايندگى کردة نميتواند ولى در چمن زارها در پهلوى هم قرار گرفتة يکديگر نوازش هم ميدهند. امريکايها يعنى پکت ناتو از زمان تولد کمونيزم در روسية در جلو گيرى از سرايت کمونيزم در جهان بة ساختن پاکستان و اسرايل اغاز کردند ، پروژة و فتنة گريهايى پر مصرف را در هر گوشة و کنار جهان کة قتلهايى سياسى را در بر داشت گشودة رفتند ، پاتريس لومومبا را کة هيچ گناهى نداشت بنام کمونس ت در تيزاب گوگرد حل کردند ، حتى کة ميخواستند پادشاة عفغانستان محمد ظاهر شاة را قربانى اين دسيسةى ناپاک خويش نمايند تا اگر بتوانند نا ارامى را بضد روسها از طريق مرزهاى شمالى دامن بزنند کة زدند ، لذا مجاهدين خيرات بگير اجير ، فاتح عفغانستان نيستند بلکة امريکايها ؟ و کشور شما مانند امارت عرب سعودى اکنون يکى از مستعمرات غير مستقيم امريکاست پس شرم باد تو نادان جيفة خوار بة اسم مجاهد .. متصف بة بقتل ، غارت ، بردگى ، ذنا ، cannabal و ديگر زشتيها از روى کتاب تازى نامة طبق فرمايش اقاى امان کيوان هر روز از خود بمب اتوم جور ميکنى ؟؟؟؟

Anatomy of a victory : CIA’s Covert Afghan War

BY : Steve Coli, ” Washinton Post “, July 19,1992

A specially equipped C-141 Starlifter transport carring William Casey touched down at a military air base south of Islamabad which a call it ( Americanabd)in October 1984 for a secret visit by the CIA director to plan strategy for the war against Soviet forces in Afghanistan. Heliocopters lifted Casey to three secret training camps near the Afghan border, wherehe watched mujaheddi rebels fire heavy weapons and learn to make bombs with CIA- supplied plastic explosives and detonators.During the visit, Casey startled his Pakistany host by proposing that they take the Afghan war into the enemy territory .. into the Soviet Union itself.

Advertisements