35949488_354

غفور «لیوال» سر به دیوار واقعیت می کوبد

غفور «لیوال» در گذشته زنده گی دارد؛ در ماقبل تاریخ تولد پاکستان.  وی قضیه را این طور می بیند:

“حکومت و مردم افغانستان این قضیه را از نزدیک نظارت می‎کنند، حکومت افغانستان قبایلی‌ها را مردم خود می‌خواند، اگر اراده این مردم رهایی از وضعیت موجود باشد به نظر من حکومت افغانستان به آن احترام خواهد کرد.”
اوچرا نمی گوید که پایگاه های خرابکاری در مناطق قبایل از بین برود؛ سواد وجاده سازی رشد کند. او اگر کمی تاریخ بخواند؛ پوره میداند که «اراده» قبایل نه یک بار بل ده ها  بار در برابر داعیه افغانستان آزمایش شده است که نتیجه آن منفی بوده است. دربی بی سی همکار تحصیل کرده یی داشتیم به نام نفیس «تکر». او می گفت شما به کجا رسیده اید که از ما دعوت به هم خانه گی می کنید؟ روز دیگر در رهنمای معاملات «تیرا» درحیات آباد رفتم. یک افغان سر به خود به آن ها گفته میرفت که این منطقه از ما است و فلان وبهمان. مالک دفتر «تیرا» از پشتون های افریدی بود و فارسی هم گپ میزد. طرفش نگاه کرد وگفت: اگر همین پشاور هم از شما می بود؛ حالا که از چنگ طالب گریخته ای، به کجا مهاجر می شدی؟
در تاریخ رهبری سیاسی و عوام قبایل حتی یک مورد سراغ نمی شود که آن ها دلخوش به این باشند که تحت پوشش افغانستان باشند. دیدن واقعیت عیب ندارد؛ اما اصرار به کوری و کور پنداری واقعیت ها، سنگ ناتراشی را به فرق آدم میزند. راه دیگر باید سراغ شود. یک راهش، انتقال جنگ به پاکستان است که از چند سال به این سو شروع شده است. امروز تنها کسی که علیه حاکمیت در افغانستان می جنگند، اهالی پشتونخوا اند. اما این بنده خدا، چشم بسته و گپ می زند.
دیگر از غفور امید چشم بینا داشتن عبث است. گ.ا.
Advertisements