82446580-71446621

به سود ترامپ

تظاهرات خیابانی

در ایالت های مرکزی امریکا

از روز گذشته تظاهراتی در برخی ایالات های مرکزی امریکا آغاز شده که اگر مقدمه فشار از پائین به نهادهای حکومتی و از جمله دو مجلس نمایندگان و سنای امریکا باشد، باید در انتظار حوادث غافلگیر کننده در امریکا بود. در جورجیا (آتلانتا) هزاران نفر با پرچم امریکا، عکسهای ترامپ و  سوار بر اتومبیل ها در خیابانها به حرکت در آمدند. هیچکس نمی تواند تضمین کند که آنها در اتومبیل های خود اسلحه گرم نداشته باشند. شبکه های تلویزیونی امریکا با احتیاط گزارش هائی درباره این تظاهرات خیابانی منتشر کردند. ظاهرا تظاهرات از شهرها و ایالت های مرکزی امریکا آغاز شده که در آنها ترامپ رای اول را داشته است. این ایالت ها بیشتر سفید پوست نشین است. صحبت از به هم پیوستن تظاهرات در این شهرها به یکدیگر و سراسری شدن آن در ایالت های مرکزی امریکاست.

رویدادهای امریکا مستقیما روی کانادا تاثیر گذاشته و در دو هفته گذشته در 4 زندان کانادا شورش شده است و حداقل در یک مورد یکشنبه شب گذشته در داکوتای شمالی به یک مرکز فروش اسلحه حمله شده و 150 اسلحه آن به سرقت رفته است

+++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

ترامپ

سرعقل آمده

یا مخالفانش

به هدف رسیده اند؟

در هفته های اخیر توپخانه مطبوعات و رسانه های امریکایی و اروپایی از حملات خود به دونالد ترامپ، رئیس جمهور جدید امریکا کاسته اند.این کاهش حملات ظاهرا با پیروزی سیستم امریکا در وادار کردن مایکل فلین مشاور امنیت ملی ترامپ به استعفا رو داده است و توام است با امیدواری هایی که سرمایه‌داران فراملی و بی وطن امریکایی و اروپایی به امکان عقب راندن ترامپ و بازگرداندن سیستم امریکا در همان جهت جنگ سرد و گرم دوران جرج بوش و کلینتون پیدا کرده اند.البته با وجود آنکه مواضع ترامپ نسبت به ایران تغییری نکرده است، رسانه های ایرانی نیز در هفته های اخیر بدنبال رسانه های امریکایی و اروپایی کشیده شده و ترامپ را فراموش کردند. تا چه زمانی موجی تازه شروع شود و رسانه های ایرانی هم چشم بسته بدنبال امپراتوری رسانه ای جهانی راه بیفتد. فاجعه رسانه ای ایران که از صدا و سیما شروع می شود و به خبرگزاری های داخلی و مطبوعات ادامه می یابد از آنجا اشکارتر می شود که کشورهای مستقل جهان و خود امریکا و اروپا یا روسیه و چین و ژاپن هرگز سیاست های رسانه ای خود را بر مبنای منافع دیگر کشورها تنظیم نمی کنند و شرایط و فشارها هرچه باشد آنها راه خود را می روند، همان کاری که ما در حد خود به عنوان یک رسانه در راه توده می کوشیم انجام دهیم و می کوشیم سیاست رسانه ای خود را خود تعیین کنیم نه آن که دنباله رو دیگر رسانه ها باشیم که البته بسیاری هم منتقد ما در این عرصه هستند. ولی اکثر رسانه های ایرانی متاسفانه تحلیل و مسیر مستقل ندارند و ظاهرا نمی خواهند داشته باشند و فراز و فرودها و سکوت ها و جنجال های رسانه ای آن روی موج سی.ان.ان. و بی.بی.سی و نیویورک تایمز و واشنگتن پست قرار دارد.

اما آن سیاستی که امیدوارند ترامپ مجری آن شود تا رسانه های غربی و ایرانی به او دیگر لقب “فاشيست” ندهند کدام سیاست هاست؟‌ اگر ترامپ به دوران بوش بازگردد، اگر با اشغال کشورها موافق باشد، اگر همین امروز دستور حمله به عراق یا بمباران لیبی و سوریه را صادر کند، اگر مقابله نظامی با روسیه را در صدر سیاست های خود قرار دهد، اگر خود را مکلف بداند در همه جای جهان مداخله کند، اگر کارخانه های امریکایی را تعطیل کند و به سرمایه امریکایی اجازه دهد که به هر کجای دنیا که می خواهند فرار کنند و … دیگر فاشيست نیست. آن جنجالی که بر سر فاشيست بودن ترامپ به راه افتاده برای آن است که گفته شود که سیاست های پیشین حاکم بر امریکا فاشیستی نبوده، نماد دموکراسی بوده است. آقا واقعا اینگونه  است؟

در هفته های اخیر توپخانه مطبوعات و رسانه های امریکایی و اروپایی از حملات خود به دونالد ترامپ، رئیس جمهور جدید امریکا کاسته اند.این کاهش حملات ظاهرا با پیروزی سیستم امریکا در وادار کردن مایکل فلین مشاور امنیت ملی ترامپ به استعفا رو داده است و توام است با امیدواری هایی که سرمایه‌داران فراملی و بی وطن امریکایی و اروپایی به امکان عقب راندن ترامپ و بازگرداندن سیستم امریکا در همان جهت جنگ سرد و گرم دوران جرج بوش و کلینتون پیدا کرده اند.البته با وجود آنکه مواضع ترامپ نسبت به ایران تغییری نکرده است، رسانه های ایرانی نیز در هفته های اخیر بدنبال رسانه های امریکایی و اروپایی کشیده شده و ترامپ را فراموش کردند. تا چه زمانی موجی تازه شروع شود و رسانه های ایرانی هم چشم بسته بدنبال امپراتوری رسانه ای جهانی راه بیفتد. فاجعه رسانه ای ایران که از صدا و سیما شروع می شود و به خبرگزاری های داخلی و مطبوعات ادامه می یابد از آنجا اشکارتر می شود که کشورهای مستقل جهان و خود امریکا و اروپا یا روسیه و چین و ژاپن هرگز سیاست های رسانه ای خود را بر مبنای منافع دیگر کشورها تنظیم نمی کنند و شرایط و فشارها هرچه باشد آنها راه خود را می روند، همان کاری که ما در حد خود به عنوان یک رسانه در راه توده می کوشیم انجام دهیم و می کوشیم سیاست رسانه ای خود را خود تعیین کنیم نه آن که دنباله رو دیگر رسانه ها باشیم که البته بسیاری هم منتقد ما در این عرصه هستند. ولی اکثر رسانه های ایرانی متاسفانه تحلیل و مسیر مستقل ندارند و ظاهرا نمی خواهند داشته باشند و فراز و فرودها و سکوت ها و جنجال های رسانه ای آن روی موج سی.ان.ان. و بی.بی.سی و نیویورک تایمز و واشنگتن پست قرار دارد.

اما آن سیاستی که امیدوارند ترامپ مجری آن شود تا رسانه های غربی و ایرانی به او دیگر لقب “فاشيست” ندهند کدام سیاست هاست؟‌ اگر ترامپ به دوران بوش بازگردد، اگر با اشغال کشورها موافق باشد، اگر همین امروز دستور حمله به عراق یا بمباران لیبی و سوریه را صادر کند، اگر مقابله نظامی با روسیه را در صدر سیاست های خود قرار دهد، اگر خود را مکلف بداند در همه جای جهان مداخله کند، اگر کارخانه های امریکایی را تعطیل کند و به سرمایه امریکایی اجازه دهد که به هر کجای دنیا که می خواهند فرار کنند و … دیگر فاشيست نیست. آن جنجالی که بر سر فاشيست بودن ترامپ به راه افتاده برای آن است که گفته شود که سیاست های پیشین حاکم بر امریکا فاشیستی نبوده، نماد دموکراسی بوده است. آقا واقعا اینگونه  است؟

Advertisements