15439936_10155325611977080_8238447076345119697_n

جار و جنجال حکومت با معاون اول رئیس جمهور زمانی آغاز شد که دوستم ماموریت یافت تا برای سرکوب مخالفان مسلح دولت راهی صفحات شمالی کشور شود. دوستم طبق معمول و چون جنرال مراد علی مراد که هر دو در مبارزه واقعی با تروریستها در کشور شهره هستند، و هر گوشه و کنار این وطن دشمنان شرارت می کنند، مراد و دوستم و نیروهای زیر امر آنها سینه سپر می کنند، این بار نیز بدون هیچ جار و جنجال و اعتراضی همراه با دو فرزندش، کابل را به قصد سرکوب مخالفان مسلح و به مقصد صفحات شمال ترک می کند.
هنوز پای دوستم و افراد زیر امرش به صفحات شمالی کشور نرسیده بود که سیل تبلیغات منفی او آغاز شد و به این گونه شایعات و دروغ پردازی ها به شدت دامن زده می شد که گویا دوستم برای قلع و قمع برادران پشتون کمر بسته است و این شایعات ناجوانردانه و مغرضانه دقیقا در زمانی اوج گرفت که معاون اول ریاست جمهوری بر اساس فرمان شخص رئیس جمهور اشرف غنی، به مناطق ناامن شمال رسید و مبارزه اش را آغاز کرد.
طبق گفته شاهدان عینی از مناطق شمالی کشور و نیز خبر رسانه ها، نام دوستم و نیز مراد علی مراد برای دشمنان این آب و خاک، نامی آشنا توام با ترس و دلهره برای آنان است و چون می شنیدند که این دو یل و سرباز واقعی افغانستان به جنگ آنها میایند، حساب کار خود را می کردند و در بیشتر جاها بدون کمترین مقاومتی ساحه را به نیروهای این دو جنرال واگذار می کردند.
این پیروزی ها و پیشروی ها و نیز خلق حماسه های واقعی و نه زرگری و ساختگی، برای هواداران مخالفان مسلح در داخل نظام به هیچ عنوان رضایت بخش و خوشایند نبود؛ لذا به سرعت دست بکار شدند و حتی پیش از رفتن دوستم در ساحات جنگی در شمال کشور، کمپاین تبلیغاتی بر ضد معاون اول رئیس جمهور را با شدت و قوت تمام به راه انداختند و در تبلیغات شان اینگونه وانمود می کردند که دوستم نه برای مبارزه با شرارت پیشگان و تروریستها بلکه جهت سرکوب و قلع و قمع قوم پشتون به صفحات شمال رفته است و کارش جز نسل کشی چیزی دیگری نیست.
لذا و با همین رویکرد و سطح گسترده و وسیعی از تبلیغات، سعی در متوقف ساختن ماشین جنگی معاون اول رئیس جمهور در مناطق شمالی کشور داشتند و به قول شخص دوستم تعدادی از جنرالها و صاحب منصبان که منتسب به تیره و تبار خاصی بودند و از نفوذی های درون ارگ ریاست جمهوری نیز دستور می گرفتند، با کار شکنی های متواتر و پشت سرهم کوشش در متوقف کردن کل عملیات داشتند که سرانجام نیز موفق شدند.
اختلاف میان ارگ و معاون اول ریاست جمهوری نیز از همین جا آغاز شد. دوستم با آنکه مکرر در چندین مصاحبه اش با رسانه ها به گونه واضح روشن ساخت که سر خود به نبرد شمال نیامده و طبق امر و فرمان ریاست جمهوری کشور برای سرکوب مخالفان مسلح و تروریستها به مناطق شمالی کشور اعزام شده است؛ اما به نظر این روشنگری ها افاقه نکرد و در همان شمال فتنه گری ها و توطئه چینی ها علیه معاون ریاست جمهوری آغاز و به شدت ادامه یافت.
این تهمت ها و افتراها دوستم را به واکنش واداشت و وی در چند مصاحبه اش اظهار داشت که در بازگشت به کابل، اسراری را فاش خواهد کرد و از کسانی نام می برد که در نبرد وی با مخالفان مسلح کارشکنی کرده اند و موجب شده اند تا عملیات علیه آنها نهایی نشود و دشمنان همچنان در کشور ما به جنایت و خیانت و خونریزی مشغول باشند!.
این تهدیدها بر نفوذی های در ارگ ریاست جمهوری گران آمد و هنوز دوستم حقایق را برملا نکرده که آنان دست بکار توطئه بزرگ و دروغین و شرم آور دیگری علیه حیثیت و اعتبار معاون رئیس جمهور و در واقع علیه آبرو و حیثیت همه ی افغانها در سطح کشور و منطقه و جهان شدند؛ توطئه شرم آور و غیر اخلاقی ای که غیر از افغانستان در هیچ جایی از کشورها و مناطق جهان، پیشینه و سابقه ندارد؛ حتی در میان فاسد ترین و بد اخلاق ترین انسانهای این کره خاکی!.
نفوذی های نظام با ساخته و پرداخته کردن پرونده مبتذل و سخیف و غیر اخلاقی شخص معلوم الحالی بنام احمد ایشچی، در واقع به دوستم و امثال او از رجال و شخصیت های مردمی و وطن دوست، یک هشدار جدی و قاطع دادند و نیز یک پیام جدی تر را به این صنف از افغانهای آزاده و غیرتمند مخابره کردند و رساندند و آن پیام این بود و است که قدرت و توان و نیروی نفوذی ها و خائنین در این کشور بیشتر از هر کس و نهاد و ارگانی است و اگر کسی یا کسانی بخواهند که با این دسته از افغانهای خودفروخته شاخ به شاخ شوند و هوای دفاع و خدمت به مردم و کشور افغانستان را در سر بپرورانند، اول باید از این سد محکم و نفوذ ناپذیر عبور کنند؛ سدی که همه دیدیم که رسوخ و نفوذ در آن حتی برای معاون اول ریاست جمهوری نیز نه تنها سهل و آسان که حتی ممکن هم نبود و موجب شد تا علاوه بر آن که آماج تهمت ها و دروغهای سیستماتیک و بی ریشه قرار بگیرد و همراه با وی عزت و حیثیت کل مردم افغانستان زیر سوال برود، برای مدتی کار خود را از دست داده و به نوعی در حصر خانگی نیز قرار گرفته بود. آوا

Advertisements