_93850100_4257700a-7734-403a-8d9d-800bb306f051

آینده اروپا، ناتو، خاورمیانه، کنترل اتمی و هر رویداد دیگری بستگی مستقیم پیدا کرده است به مذاکرات و تفاهم ها و یا عدم تفاهم های امریکا و روسیه. هرکس به حاشیه برود و این مسئله را نبیند، وضع کنونی امریکا و اروپا و جهان را خوب ندیده است. امریکا در موضع ضعف تکنولوژی نظامی و اقتصادی است و بزرگترین بدهکار به چین و این نکته ایست که روسیه دقیقا از آن اطلاع دارد و زمان را مناسب مذاکره و گرفتن امتیاز از امریکا میداند. سخنان رئیس دفتر کاخ کرملین و وزیر خارجه روسیه که در همین شماره پیک نت می خوانید با زبانی دیپلماتیک همین را می رساند.

از سوی دیگر امریکا می خواهد پیچ و مهره های امنیتی و نظامی در داخل امریکا را سفت کند و ما اگر این خطر را نبینیم که این پیچ و مهره سفت کردن برای جهش های خطرناک آینده است، دچار تعلل فکری شده ایم. مسئله قطع صدور ویزا برای 7 کشور مسلمان و صدور مجدد آن تحت شرایط ومقررات جدید از سه ماه دیگر نیز در همین چارچوب قابل تفسیر است. جنجال بزرگی که رسانه هائی نظیر بی بی سی و سی ان ان و سی بی اس و صدای امریکا در باره قطع ویزای امریکا بصورت یک ارکستر همآهنگ راه انداختند نباید ما را از توجه به عمق رویدادها غافل کند. این سمفونی پر سر و صدا را باید در چارچوب وحشت اروپا از تضعیف ناتو و خالی شدن پشت اتحادیه اروپا از جانب امریکا پس از تفاهم با روسیه در آینده دید. اعلام تمایل شتابزده فرانسه و آلمان در روزهای اخیر برای تجدید نظر در تحریم ها علیه روسیه و رقابتی که احزاب دست راستی در همین زمینه با احزاب در حاکمیت در اروپا دارند و تشدید نیز خواهد شد نیز در همین چارچوب می گنجد. آینده نشان خواهد داد که امریکا در اینده نزدیک بیشترین توجه نظامی و امنیتی و اقتصادی را به جای اتحادیه اروپا و ناتو متوجه کره جنوبی و ژاپن خواهد کرد، زیرا گرفتن گلوی چین استراتژی کنونی امریکاست. همچنان که دادن امتیازهای مختلف برای جدا کردن روسیه از ایران و روسیه از چین بخش دیگری از استراتژی کنونی امریکاست. این احتمال دور از انتظار نیست که در خلیج فارس بزرگترین ماجراجوئی های نظامی شکل بگیرد تا انتقال نفت به چین قطع شود و ضربه مهلک نظامی نیز بر ایران وارد آید. این نگرانی ها و احتمالات را همچنان می توان ادامه داد و مطرح کرد و درعین حال هشدار داد که مبادا با شتابزدگی اقدامی و تحریکی از جانب ایران زمینه ساز فاجعه شود.

فرمان ترامپ به پنتاگون برای آماده کردن ارتش امریکا در حد جنگ جهانی نیز همین خطرات را بازتاب می دهد. این آمادگی نه آمادگی ناوگانی و نفراتی، بلکه به تقلید از روسیه آمادگی تکنولوژی نظامی است که روسیه به آن دست یافته و امریکا از آن عقب مانده است. این همان آمادگی است که روسیه یک هفته قبل از ورود ترامپ به کاخ سفید اعلام داشت در صورت هر نوع حمله ای به روسیه، حتی غیراتمی، روسیه پاسخ آن را با سلاح اتمی میدهد زیرا روسیه دیگر بدنبال هزینه نظامی به سبک دوران پیمان ورشو نیست

++++++++++++++++++++++++++++

فرمان مدرنیزه کردن

ارتش امریکا  صادر شد

ناو پنجم نیروهای دریایی امریکا تا روز پنجشنبه یک رزمایش مشترکی را با نیروی دریایی انگلیس، فرانسه و استرالیا در آب‌های خلیج فارس انجام میدهد.

پایگاه اینترنتی گلوبال ریسرچ اطلاع داد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در دیدار اخیر خود با مقامات وزارت دفاع این کشور (پنتاگون) فرمان نوسازی و مدرنیزه کردن ارتش آمریکا در بخش تکنولوژی و زراد خانه اتمی را صادر کرد. این فرمان پس از بازدید ترامپ از پنتاگون صادر شد.

ترامپ از وزیر دفاع این کشور خواست تا برای ریشه کن کردن داعش واردعمل شود و خط قرمزها را در مدت 30 روز بازبینی کند. فرمان ترامپ مدرن سازی سلاح های اتمی و سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا و به روز کردن جنگ سایبری (سه بخشی که امریکا از روسیه عقب مانده است) را نیز در برمی گیرد

++++++++++++++++++++++++

سینه رسانه های آلمانی

چرا داغ «ترامپ» دارند؟

روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی

این خبر در پایان هفته گذشته تبدیل شد به یک خبر جنجالی کوچک که حتی تلویزیون رسمی آلمان مانند و همچنین نشریاتی مانند زود دویچه سایتونگ، و اشپیگل آنلاین و «تسایت آنلاین» که به خود لقب نشریات با کیفیت داده اند نیز آن را منتشر کردند. خبر هراس انگیز این بود: «چهار نفر از مهمترین همکاران وزارت خارجه امریکا استعفای خود را ارائه کرده اند». بدنبال آن آژیر خطر بصدا در آمده بود که :
«از دست دادن چنین دانش سازمانی در دهه های گذشته مانند نداشته است». البته این چهار نفر داوطلبانه از خدمت کناره نگرفته بودند. بنا به نوشته واشنگتن پست و گفته های CNN دولت جدید ترامپ به این مقامات برجسته دولتی گوشزد کرده بود که بهتر است بروند.
قرائن می خواهد بگوید این تصمیم نیز نشانی دیگر از دیوانگی دستگاه دولتی جدید امریکاست که ترامپ انتصاب کرده و باید هیستری عمومی را تقویت کند. در حالی که این امر اصلا تازگی ندارد. وقتی دولتی عوض می شود همراه با آن مقامات برجسته اداری نیز تغییر می کنند. در برلین هم همین کار را می کنند. زیرا مقامات برجسته معمولا «مقامات سیاسی» هستند که هر دولتی که تازه بر سر کار میاید برای این که مطمئن شود درهر وزارتخانه ای خط مشی وزیر جدید واقعا در سطوح پائین تر نیز بدقت اجرا می شود، «پست های سیاسی» را به افراد مورد اطمینان خود می سپارد.
در امریکا بسیاری از پست های برجسته ، بویژه در وزارت خارجه، برای خشنود سازی و دل بدست آوردن اعطا می شود. این رسم بویژه در مورد پست سفیران که پستی مطلوب است اجرا می شود. این مسئله در واشنگتن تقریبا بنوعی «حق عرفی» تبدیل شده که هرکس در دوران مبارزات انتخاباتی پول بیشتری برای انتخاب رئیس جمهور جدید بپردازد، بعدا می تواند در انتظار پست سفارت در یکی از کشورهای جالب باشد. از این رو ترامپ قبلا اشاره کرده بود که او » سفرای- اوباما» را از 60 کشور فراخواهد خواند.
اما از آنجا که ترامپ از شخصیت های «مهم» کمک های مالی برای انتخابات در یافت نکرده احتمالا برای ادامه سنت واشنگتن مبنی بر «اعزام سفیران سوگلی» با مشکل روبرو خواهد شد. به این ترتیب احتمال می رود که بخت دیپلمات های حرفه ای برای دست یافتن به پست های عالی بیشتر شود، که بی تردید بد نخواهد بود.
در این میان این نیز روشن شده است که معاون وزارتخارجه امریکا برای امور اروپا که به (ویکتوریا» فاک EU» نولاند) شهرت یافته (در استراق سمع تلفنی که هنگام حضور او در اوکرائین رخ داد او واژه های «فاک اتحادیه اروپا» را بکار برده بود (که در واقع افشاگر سیاست خارجی امریکا در برابر اتحادیه اروپا شد) روز پنجشنبه گذشته آخرین روز خدمت او نیز بوده است. او مظهر زشت نئوکان های جنگ طلب است که آخرین «موفقیت» او کودتای خشونت آمیز در اوکرائین بود. حاصل آن این بود که واشنگتن توانست روند نزدیک شدن آلمان- روسیه را برهم بزند، جنگ سرد جدید را که از مدت پیش نقشه آن کشیده شده بود به راه اندازد و بار دیگر با بکار گرفتن گوه ای عمیق روسیه و اروپا را از هم جدا کند.
اگر تلویزیون آلمان و دیگر «رسانه های با کیفیت» اندکی تحقیق کرده بودند متوجه می شدند که آن چهار مدیر برجسته ای که برای رفتن آنها از وزارت خارجه تا این حد سوگوارند، دارای مقامات کلیدی در » لجنزار متعفن» نخبگان سیاسی واشنگتن هستند که ترامپ قول داده آن را «خشک کند». این که ترامپ این کودتاچی را کنار می گذارد خود نشان دیگری است از این که وقتی صحبت از ایجاد توازن سیاسی با روسیه می کند حرفش جدی است.
آن چهار مقام برجسته از کار برکنار شده عبارت بودند ار «پاتریک کندی» معاون وزیرخارجه برای مدیریت، «جویس آنه بار» مسئول امور اداری، میشل بوند، مسئول امور کنسولی و «گنتری اسمیث» مدیر دفاتر دیپلمات ها در سفارتخانه های امریکا. در واقع آن چهارنفر با هم مسئول هزاران پست دیپلماتیک در وزارت خارجه امریکا بودند که در واشنگتن در باره آن پست ها تصمیم گرفته میشد.
تلویزیون آلمان با ابراز تاسف از این تصمیم و این که جایگزین کردن این افراد کار دشواری است، و از این فقدان درک با تاسف سر تکان می دهد که چطور ترامپ افرادی را به کنار نهاده که هم در دوره دموکرات ها و هم جمهوریخواهان در این پست ها خدمت کرده بودند و در واقع مسئول مدیریت کلیه کارهای وزارت خانه بوده اند. دلیل اخراج آنها نیز درست همین بود. مثلا پاتریک کندی بدلیل نقش مشکوکش در ماجرای – بنغازی در لیبی مدت ها بود که نامش در لیست جمهوریخواهان برای اخراج قرار گفته بود.
کندی از جمله ازسوی جمهوریخواهان در کمیسیون امنیت سنا که در آن وقت دراقلیت بودند، برخلاف امروز که در اکثریت هستند، متهم بود به این که برای امنیت مقام دیپلماتیک امریکا در بنغازی واقع در لیبی اقدامات کافی بعمل نیاورده بود. و به این ترتیب در کشته شدن سه مامور سیا و همچنین «استیونس» -سفیر امریکا او نیز مقصر بوده است.
این چهار امریکائی در سال 2012 طی حمله ای که به سفارت امریکا شد کشته شدند. شهر بنغازی در شرق لیبی در آن زمان مرکز اسلامگرایان خشونت طلب بود که تحت حمایت امریکا قرار داشت و با دولت قانونی در لیبی میجنگیدند. کشته شدن چهار امریکائی فقط نشان داد که در آن زمان هم میان فراکسیون های مختلف خشونتگرایانی که سلاح و پول را از حامیان امریکائی خود می گرفتند تا چه حد اختلاف بوده است.
اتهام با اهمیت دیگری که به سناتور کندی 80 ساله وارد آمده این است که او یک معامله غیر قانونی با اف.بی. آی. کرده که مانع تعقیب قانونی هیلاری کلینتون گردد که در آن زمان رئیس او بوده است. جریان از این قرار بود که کلینتون یک سند رسمی را که مهر محرمانه بر آن خورده بود از «سرور» خصوصی و فاقد ایمنی خود فرستاده بود. گویا طبق پروتکل های رسمی، سناتور کندی روز 17 اکتبر 2016 در گفتگو با رهبری اف.بی.آی. پیشنهاد می کند که سند تغییر کند و واژه «محرمانه» از روی سند برداشته شود. در مقابل کندی چند پست در سفارتخانه های امریکا در اختیار اف.بی.آی. خواهد گذاشت.
در مورد سه نفر دیگر نیز نیازی به تحقیقات عمیق نیست تا روشن گردد که آنها هم در کنار هیلاری کلینتون بوده اند. آنها در دنیایی موازی، در طبقه هفتم وزارتخارجه امریکا برای کنسرن ها و علیه علائق خلق امریکا در سراسر جهان تدارک جنگ و دخالت در امور کشورهای دیگر را می دیدند، آن هم با استمراری حیرت انگیز. اعم از آن که دولت در دست جمهوریخواهان بود یا دموکرات ها

https://deutsch.rt.com/meinung/45926-drain-the-swamp-trump-aussenministerium-usa-clinton/

 

.

Advertisements