با کاغذ پارۀ سارنوالی، امنیت ملی و پلیس فلیته جنگ داخلی را با دست خود شان در کابل روشن می شود. 
images
دستور دادستانی برای تطبیق حکم قانون بالای نفرات جنرال دوستم، یک کاغذ پاره است. جمشید «رسولی» سخنگوی دادستانی با این ادبیات تقریری ضعیف، شر خبرنگار را از سر خود کم کرد و چنین گفت:
“این قرار ما اخیراً از سوی هیئت صادر شده و به این نهاد ها ( شاید منظورش امنیت ملی وپلیس است) فرستاده شده‌است. ما انتظار داریم که این ها به زودترین فرصت این قرار را اجرا کنند و اجراآت لازم را پیرامون این قضیه داشته باشند تا نتیجه مطابق احکام قانون به دست بیآید.”
جمشید خان هیچ اشتها ندارد. کدام کار عادلانه درین شانزده سال، «به زود ترین فرصت» عملی شده است؟ خصوصاً «قراری» که سخت «سیاسی» وفوق اپراتیفی است که جزئیاتش درون «روک» میز حنیف «اتمر» است، و هرگاه «گپ از گپ تیر شود»، ثمره اجرای حکم دادستانی، فقط و فقط، مخفی شدن فرید «حمیدی» و گریختن عجولانۀ جمشیدخان خواهد بود. این ها هنوز عواقب حمله بر خانۀ جنرال دوستم را درست درمغز خود حلاجی نکرده اند و شاید پلان یک جنگ داخلی روی میز است و نخستین جرقه را بر باروت خانه «شیرپور» می زنند. صد درصد جنگ داخلی، اول درپایتخت وسپس درشمال را برنامه ریزی کرده اند.

 فرید «حمیدی»  درباره برگرداندن قریب هفت صد میلیون پول شکار شدۀ کابل بانک کدام «قراری» صادر نکرده و برلب مُهر زده است. همچنان جنایتکارانی که فرخنده را کباب کردند، مست والست در توقیفگاه، به تلاوت و دعا برای آزادی مشغول اند. هزاران دوسیه فساد همین اکنون نزد حسین «فخری» است؛ اما کسی به فکر آن نیست که آن پرونده های دردناک را صفحه گردانی کرده و «قراری!» صادر کند.
همین فرید خان «حمیدی» و دکترغنی، جمع حواریون «شورای امنیت ملی- شخصی» با بزرگ ترین خاین این مملکت ( جنرال خلیل اندرابی) از نظر قانون چه برخوردی کردند؟ «قرار» رسیده گی قانون کجاست؟ شرم آور است؛ مگر مردم را می شود به اسارت حماقت های سازمان داده شده درآورد؟
هرگاه، ای کاغذ پاره ها مثل همیشه «ناچل» شوند، به غنی- عبدالله و فرید حمیدی چی می ماند؟ فرید «حمیدی» با آن همه سطح و سویه، یک مأموریت نیابتی را قبول دار شده است.گ ا
Advertisements