2162762

آستانه پیروزی سوریه و همپیمانانش

در اختیار شما می گذارم، یک علامت فاصله “،” بردارید و هر جای تیتر این مقاله خواستید بگذارید هر جمله ای در بیاید فحوای این مقاله را به شما خواهد داد، نتیجه اجلاس آستانه هم همین بود.

بسیاری از کشورها تلاش کردند از کانال واسطه های خود در اجلاس از قبل از اجلاس تا قبل از شروع آن تا پایان آن کاری کنند که نتیجه اجلاس آنچه ایران —روسیه و ترکیه می خواهند نباشد، اما ، نشد.
رسانه های غربی و عربی تلاش داشتند فضا سازی کنند و نوعی اختلاف میان ایران و روسیه یا ایران و ترکیه ویا سوریه و ایران از یک طرف و روسیه و ترکیه از طرف دیگر یا حتی روسیه و ترکیه را جا بیاندازند و ببینند کدام طرح آنها می تواند موفقیت آمیز باشد.
همانگونه در مقاله قبلی خود در مورد اجلاس آستانه ذکر کردم ایران و روسیه در حال طی کردن یک راه پر پیچ و خم در سوریه می باشند و یک استراتژی واحد دارند. در راه رسیدن به هدف نهایی این دو کشور مجبور هستند تاکتیک های مختلفی را استفاده کنند تا در نهایت به هدف خود برسند.
در برخی شرایط باید یکی نقش پلیس خوب را بازی کند یکی نقش پلیس بد.
در برخی شرایط باید یکی راهی را مطرح کند و دیگری به ظاهر مخالفت کند و راه دیگری را مطرح کند تا ببینند کدام راه جواب می دهد.
در برخی شرایط هم باید دشمنان را سر کار گذاشت و بگذارند دشمنان فکر کنند که اختلافی در میان است تا دشمن روی شرایط غیر واقعی سرمایه گذاری کند.
اخیرا ترکیه هم به جرگه ایران و روسیه پیوسته چون متوجه شده شرایط میدان ایجاب می کند که با پیروز میدان همراهی کند.
البته به دلیل رفتارهای قبلی ترکیه در قبال مسایل سوریه فعلا ترک ها مجبور هستند برادری خود را ثابت کنند.
هدف مشترک نهایی ایران و روسیه در سوریه را می توان در چند محور خلاصه کرد:
-1

پایان بخشیدن به جنگ و خونریزی و کشت و کشتار در کشور همپیمانشان یعنی سوریه.
-2

جلوگیری از نقشه تقسیم بندی مجدد منطقه خاورمیانه.
-3

مقابله با طرح تبانی کشورهای قدرتمند برای تحمیل حکومت و رهبری وابسته به خود بر ملت های ضعیف تر در جهان.
-4 –

پایان بخشیدن به طرح ایجاد مناطق “دائم الجنگ” برای مصرف کردن انبار تسلیحات موجود در برخی کشورها، مانند آنچه امروزه در لیبی شاهد آن هستیم.
-5 –

پایان بخشیدن به تروریسم در منطقه و ریشه کن کردن تروریسم بین المللی.
6 —

ایجاد موازنه مجدد قدرت در جهان، موازنه ای که پس از فروپاشی شوروی و بلوک شرق بهم خورد.

پس از فروپاشی شوروی بسیاری توقع داشتند که ایالات متحده به عنوان تک ابر قدرت باقیمانده سیاست سازنده ای را اتخاذ کند و سیاست های سابق خود با پایان بخشد، اما سیاستمداران ارشد این کشور نخواستند شرایط جهانی جدید را بر اساس منافع همه ترسیم کنند بلکه به دنبال احتکار قدرت پیش رفتند ومتصور بودند که شرایط برای تقسیم بندی مجدد جهان بر اساس منافع ایالات متحده فراهم شده و باید حد اکثر استفاده را از آن کرد.
بحران هایی مانند بحران لیبی و اکراین و… همه نتیجه این دیدگاه بود.
سیاست نوین غرب مبنی بر آن بود که نظام ها ودولت های منتخب مردمی را با شورش های هدایت شده سرنگون کنند و سپس حکامی دست نشانده را در کشورهای مختلف سر کار بیاورند.
نقشه آنها همچنین باز تقسیم بندی مجدد کشورهای مختلف جهان بگونه ای که همه به کشورهای ضعیف و بی ثبات و مدام درگیر با هم که بر آن کلمه “دائم الجنگ” اطلاق می کنند بود.
اگر ایران در منطقه خاور میانه در مقابل آنها ایستادگی نمی کرد قطعا امروزه طرح آنها برای تقسیم بندی مجدد منطقه به اتمام رسیده بود، در واقع خانم هیلاری کلینتون زمان تصدی وزارت امور خارجه ایالات متحده با مطرح کردن طرحی موسوم به “نقشه راه” متصور بود که در مرحله نهایی طرحی است که چندین دهه بود استراتژیست های غربی بر روی آن کار می کردند.
در نهایت نقشه آنها به تقسیم بندی مجدد ایران کشیده می شد.

طرح “نقشه راه” ایالات متحده فقط به منطقه خاورمیانه ختم نمی شد بلکه شروع یک طرح به مراتب فرا منطقه ای تر بود که طی آن می بایست اوروپای شرقی و در پی آن روسیه و همچنین شرق آسیا و در پی آن چین و هند و همچنین آمریکای لاتین و در پی آن برزیل و آرژانتین و ونزولا و… همه تجزیه می شدند و تبدیل به ده ها کشور می شدند که هیچ وقت روی خوش و ثبات را به خود نمی دیدند.
با ایستادگی روسیه در مقابل طرح آنها در اوروپا نقشه های آنها برای اوروپا هم ناکام ماند.
ائتلاف ایران و روسیه در سوریه در واقع با هدف خفه کردن طرح غرب در نطفه بود.
اگر سوریه سقوط می کرد و طرح اجرا می شد قطعا آمریکایی ها به سمت ادامه طرح پیش می رفتند اما مقاومت شدید جبهه مقاومت منجر شد که طرح آمریکا ناکام بماند.
آنچه اینان از راه نظامی نتوانسته بودند به دست آورند را تلاش کردند از راه سیاسی به دست آورند و امیدوار بودند عوامل آنها در آستانه موفق شوند تا همپیمانی ایران و روسیه و همراهی ترکیه با آنها را بر هم بزنند. اما در ابتدای اجلاس شاهد آن بودیم که اصرار مخالفان سوریه بر اجازه ندادن به سخنرانی هیات ایرانی ناکام ماند و هیات ایرانی سخنرانی خود را انجام داد. در پایان اجلاس هم مخالفان تلاش داشتند نام ایران از لیست کشورهای ضامن آتش بس و ضامن توافق حذف شود اما مشاهده کردیم باز هم اینان نتوانستند ائتلاف ایران و روسیه را به هم بزنند و نام ایران در نهایت به عنوان ضامن توافق قید شد. در واقع به مخالفان فهمانده شد که نه خود ونه حامیانشان در حد و قواره ای نیستند که بخواهند برای طرف مقابل خط و نشان بکشند وآنجا هستند تا فقط همکاری کنند نه تعیین تکلیف.
بیانیه نهایی نشان داد که تصمیم ایران — روسیه و ترکیه بر آن است که ائتلاف آنها تا مختومه کردن پرونده سوریه ادامه خواهد داشت و پیروزان میدان هستند که خواسته خود را اعمال می کنند نه شکست خوردگان.

Advertisements