unnamed

نوابی

ايا انفجار قندهار ، يک طرح مکياويلى است ؟ نظام پوشالى عفغانستان ، در گيروى ثقافت تبليغاتى تازى ، در راس ان يک امريکايى فروختة شدة طبق فرمايش ژورناليست دنمارکى ، خانم -Iben Thranholm تا وى از منافع توتاليتاريان دموکراسى غرب کة فاسد شدة است سپر کند ، مرديست چادر نشين بدون خاصيت ، در طبيعت بى طبيعت ، بيخرد در سياست و فرهنگ اجتماعى کة او از مسئوليت خود بستة بة اهميت زندةگى و ارزشهايى اجتماعى ، حفاظت از جان و مال مردم ، همچنان دنياى مدنى اگهى ندارد از جانب امريکايها بکرسى نت و بولت شدة است تا ستراتيجى انها را در منطقة جلو ببرد کة چنان سياست هيجمونى طرف رضايت هيچ ي ک کشور همساية و فراتر از ان نيست چرا کة او در کشتى افلاتون نشستة کة نا خداى کشتى – Niccolo امريکايى است .

  انجا شاة بزان ، شيخهايى عرب بويژة سعودى ، قطرى ، اماراتى کة جلو سرايت و نفوذ سياسى ايران را در منطقة خاصتا”در عفغانستان بگيرند ميخواهند در مناطق پشتون نشين ، کة انها بى خبران شيعةها را کافر ميخوانند پروژة هايى سياسى و نة اقتصادى را پيادة کنند و دست اينها مکياوليستها ، شاگردان ويرانگر مذهبى را بسود خويش و زيان ما ، بة يخن ايرانيها ، همسايةى با فرهنگ ما بياندازند . زولفقار على بهوتو کة پاکستان در برابر دولت هند ، بمب اتومى داشتة باشد ، و دخترش بى نظير با داشتن اردوى اسلامى کة کشمير را از هند جدا نما يد و هم عفغانستان را اشغال کند جامعةى اسلام بنيادگراى طالبانيزم را بساخت ، همان طالبان کة بفوريت ويرا سر بة نيست کردند. طالبان و ديگر عفغانهايى مزدور يعنى ملاها ، مجاهدين سپاهيان پيادة نظام شيخهايى عرب کة همة روزة در راة نا قدسيت فرهنگ جُرتکى تازى مردم را اينجا و انجا بقتل ميرسانند ، جاهلان بى احساس و بى حرمت ، نوکران خر خواجة باز هم روکشهايى رنگين را با شعارهايى بى مفهوم و ترساور .. اقتلو ، تقتلو ، يقتلو ، قاتيلون را از کليات تازى ، دشمن انسانيت بسر مردةهايى خود چون لتةهايى تر بند و بلا بند زينت ميدهند ، سپس بدون تفاوت ، اسلام را عزيز گفتة بسر و روى خويش دو دستة ميکوبند ؟ … واويلا ، واويلا ، و واويلا .. چة چارپايان پوست کلفت گويا کة انجا اسلام عزيز فاقد هويت فزيکى و بيالوجيکى مردة است اما نة دلبندها و جگر گوشةهايى اوشان پيوند بة اسلام عزيز ؟؟؟؟؟؟؟ اميد ميرود کة دوستان متفکر ما ، بزرگوار شفيع عيار ، خانم با احساس ، رشيدة رشيد و مرد انقلابى محترم امان کيوان ، بتوانند اين مردم بة کوما رفتة را از کوما بدر کنند کة دشمن اصلى انها جز اسلام افسانوى چيزى ديگر بودة نميتواند ………… دروغ شاخدار ؟؟؟؟؟؟؟؟ در نوامبر ١٩٩۶ يک راديويى با کيفيت اسلامى از Cape Town افريقاى جنوبى اعلان کرد .. هنگامى کة – Louis Armstrong و ديگر همراهان وى در مهتاب پا ماندند ، انها انجا اواز عجيبى را شنيدند ولى نمى فهميدند کان اواز چيست ، صرف پسان کة بة زمين عودت کردند دريافتند کة ان اذان بودة است ؟ پيلوت امريکايى کة بة مهتاب پا ماند -Neil Armstrong بود اما نة لويس ارمسترانگ ، موسيقى نواز جاز. دوم شنيدن صدا نظر بفاصلة فرق ميکند کة موجهايى دراز ، کوتة و ميانة و امليتوت در ان نقش ارزشمندبازى ميکنند …. و کلانترين دروغ شاخدار ديگر اينکة پايلوت امريکايى نيل ارمسترانگ راسا “مسلمان شد ، اين است خجستگى و شرافت ثقافت اسلامى ؟ بموجب پاسدارى و طولانى ساختن عمر بيکرامت ائين عرب ، ثقافت بيگانة کة دهن ما از صلى على گفتن زياد کج و وج شدة است ، مدت چهل سا ل ميشود کة مردم بدون شعور ، نوکران امپرياليزم عرب از شيرةى وجود فرزندان ” دلبندهايى ” ما در طريق رضاى ، خاوند خيالى درياهايى خون را جارى کردند کة بايد از عرب نفرت داشتى اما برعکس از نهايت نادانى ، سفال مالى کردة براى باژ دادن سال چند مراتب بة حج هم ميروند تا کة بى بى حاجية و حاجى اغا شوند واويلا ، واويلا ، واويلا . ساختن پايگاهايى پُروپاگند شيخهايى عرب در عفغانستان کة کيفيت و باز سازى مغزى در انها ديدة نمى شود ، تنها در رقابت و دشمنى در برابر ايران نيست بلکة در برابر کشور جمهوريت مردم چين ، هند ، اسياى ميانة ، روسية ، ترکية و ديگر و حادثةى انفجار قندهار نخستين هوشدار است در برابر پروژةهايى مغرضانة ى عربها در عفغانستان کة از فرهنگ دروغنامةى ايشان اينک مدت پانزدة سد سال است کة ما در قفس زندگى ميکنيم ؟ لذا بة پايدوهايى عربها در عفغانستان اخطار دادة ميشود اگر از انفجار دهم جنورى ٢٠١٧ عبرت گرفتة از نزديکى خود بخصوص با شيخهايى مغرض و مفسد عرب در منطقة جلو بگيرند . من فکر ميکنم کة اين هوشدار پايان ماجرا نة بلکة اغاز جنبش است تة زمينى بضد عربها کة انجا در عفغانستان در حالت شکل گرفتن است و هر جناح کة اين طرح را ديزاين نمودة بگمانم کة او بهترين ديزاينر هم است ؟

  شيخهايى شرق ميانة کة انها در انجا نمايندةگى از امريکا ميکنند در بخش اشغال سورية در مدت اضافة از چهار سال جنگ کة بليونها دالر خرچ برداشت ، مليونها نفر ک شتة و بيجا شدند ، جز شکست و سر افگندةگى چيزى ديگر بکف نياوردند. اوضاع منطقة بنا بة دخالت دوامدار امريکا کة حالت سياسى ترکية عضو نيرومند ناتو را تکان دادة است شکل گيرى نيرومند شدن ايران را در انجا بشارت ميدهد ، انکة شيخهايى مزدور را بفکر پناهگاة انداختة است تا انجا در مناطق طالب نشين در جنوب شرق عفغانستان کة مردم ان از نور معرفت محروم هستند مکاتب تروريستى از يتيم بچةهايى نغلة کة پدران ايشان از راکتهايى امريکايى کشتة شدة اند جور نمايند کة ان قصدا” نيشتر زدن بة شاهرگ حيات ما عفغانهايى غبى است چرا توليد ان يتيم خانةها جز طالب عرب شيعة کُش چيزى ديگر نخواهد بود. رخ دادن انفجار استعمار شکن بضد شيخهايى ع رب کة شمار مفسدين درونى و عدة شيخهايى مغرض دلال بيرونى در ان کشتة و زخمى ميشوند ، معيار خيزش شعور بيدارى مردم ما را بة نمايش ميگزارد بة اين مفهوم کة دشمن اصلى مردم عفغانستان عربهايى دلال هستند کة پنهانى اجنداى مکياويلى را انجا بة پيش ميبرند. تازيها کة در قرن هفت اين سر زمين را با شمشير نسبى فتح کردند حالا در قرن بيست و يک ميخواهند با پيشکش کردن دينار و چهلتار از طريق طالبان خويش ، سگان در چغلى بلکل فتح کنند و ما را براى بار دوم از کاروان تمدن يکهزار سال ديگر بة عقب بر گردانند . چرچرک خزانى ، غنى احمد زى ، اين بار نة بة صفت نمايندةى امريکا بلکة بوکالت شيخهايى عرب کسى را هوشدار داد کة هيچکس نميتوا ند ويرا از عزمش در ارتباط با پروژة سازى عربها منصرف کند.

  باخبر بايد بود کة امريکايها گفتة اند کة انها نمى گزارند کة عفغانستان باز بة پايگاة القاعدة عوض شود و انتظار دارم کة چنان انفجارات بسر پروژةهايى سعوديها در جلال اباد همچنان در شمال عملى گردد تا ما هر چة تمامتر از شر شيوخ جنايتکار عرب اقتلو تقتلو رهايى يابيم . ما بچشمها ديديم کة ديپلوماتهايى قونسلگرى ايران در مزار در سال ١٩٩۶ بة ايماى عرب سعودى از سوى طالبان کشتة شدند و امريکايها بة سود شيخهايى عرب انها را گرفتار کردة بة زندان گوانتانامو اوردند تا جانهايى اينها حيوانات در امان باشد . حکومت ايران موافقة کرد کة حاضر است پسر بن لادن را کة او در ايران زند انى است بة امريکا تسليم کند اگر امريکا طالبان قاتل ايرانيها را در عوض بة ايران تسليم دهد اما چينى معاون جارج بوش انرا قبول نکرد ، پسان بنا بخواهش شيخهايى عرب … امريکا انها جنايتکاران طالب را در زندان گوانتانامو پناة سياسى داد و بعد با پا در ميانى و دلالى شيخهايى دهکدةى قطر ، عاشقان طالبان ، فراوردةى خبط و خباثت جهان سرماية و مذهبى ، پنج طالب متهم بکشتار اعضاى قونسلگرى ايران در مزار در بلخ در بدل گروگان امريکايى Bowe Bergdhal ازاد گرديدند و در قطر جا بجا شدند کة مصارف انها از جانب امريکا و دهکدةى قطر پرداختة ميشود کة ان يک جريان بسيار پيچيدةى سياسى ميباشد تا طرفهايى زيدخل از اين سگان شکا رى در ايندة براى اهداف ناپاک خودها بخصوص شيعة کُشى و ديگر استفادة نمايند . ايکاش انجا در کشور قهرمانى ظهور کند تا با چند راکت ساخت يهودى سفارت سعودى را در کابل هدف قرار بدهد. بايد پرسيد کة شيخهايى قطر چرا در طريق ازادى گروگان امريکايى بة امريکايها فدا کارى ميکنند ؟ يا از رهايى طالبان ، شيخهايى قطر چة سودى خواهند برد ؟ يا اگر طالبان اهل سنت نة بلکة مردم تشيوع مى بودند ايا شيخهايى قطر اين دلالى را ميکردند جز اينکة در عفغانستان انهم در قندهار بضد مردم اهل تشيوع پايگاة بنام امارت طالبان را تاسيس نمايند؟ اکنون بلکل روشن شد کة اقاى زى ، احمد زى ، غنى اشرف زى نمايندة ، تنخوا بگير قدرتهايى خارجى در سر CIA ، و عرب سعوديست و نة نمايندة ى مردم بينواى عفغانستان ؟ سياست فريبندةى امريکا بصورت عموم در جهان يک روش ويرانگر مکياويليزم است کة نويسندة اقاى Aslan در پاسخى ، مورخ ، هشت هجدةى ٢٠١۶ چنين مى نويسد: Why Machiavelli , insists in chapter 5 so much on destruction چرا مکياويلى ، در فصل پنج بسر ويرانگرى از اندازة زياد اسرار ميکند؟

  Machiavelli insistes the two ways to dominate states that are used to their old laws involve in devastation. Taking a state by force and instilling terror with the population is the first. Th second is to occupy them. The population must lose all sense of hope and be completely subservient. مکياويلى بسر دو طريقت کة اشغال کرد کشورها را اسرار ميکند کة قوانين پيشين انها درگيرى تخريبى داشتة باشد. کشورى را بالقوة اشغال کنيد و تزريق نمايد ترور و وحشت را بة اهستگى بسر انمردم نخست. دوم … انها را تصرف کنيد. مردم تمام حواس اميدهايى خويش را از کف ميده ند و بلکل بة افزار عوض ميشوند . ؟. اين است سياست مکياويلى امريکا ، دروغ و پرو پاگند نوع سياست ديگر کة با همکارى دشمنان درونى ان فرضية را در کشورمان هنوز فريبندةتر ساختة است کة پس از فرو ريزى نظام دموکراتيک در عفغانستان ، حتا براى شاة بزهايى رمة ، ” شيخهايى عرب ” موقيع طلايى ميسر گشت تا يکجا با حکومت کودکان عفغانستان چرخ سياست را بسود عرب سعودى بچرخانند، لذا از همة مردم و جوانان با احساس کشور بدون امتياز دادن خواستة ميشود تا از پخش و ريشة گرفتن پروژةهايى سياسى ويرانگرايانةى مکياويلى کة انها همة بسود کشورهايى خليج تمام ميشود و نة براى مردم عفغانستان هر چة سريعتر دست بکار شوند چرا مکياويلى اخلاق را در سياست مردود م يشمارد طوريکة وى ميگويد ” وقتا کة مردم از راة ترور و وحشت تسليم شدند همة حواس اميدهايى ايشان سرکوب ميشوند کة بعد جز لتة و افزار بيش نيستند ؟ Machiavelli Niccolo (1469 -1527) بنيانگزار ساينس و سياستهايى مادرن ؛ اخلاقيات را بة مثابةى قاعدة يا اصل کلى سياست رد ميکند.

Advertisements