1466581913

توطئه سکوت

رسانه های غربی

در باره جنگ

در اوکراین

ترجمه و تدوین از سایت ریانووستی

آزاده اسفندیاری

روز نهم ژانویه هزار روز از فرمان رئیس جمهور کودتا گر اوکراین”پیتر پروشنکو” برای آغاز جنگ ارتش این کشور تحت عنوان: “عملیات ضد تروریستی” علیه شهروندان بخش های شرقی این کشور می گذرد

.

تاریخ پایان “عملیات ضد تروریستی” تا به حال چندین بار تغییر کرده است اما آنچه در این مدت غیر قابل تغییر بوده است، کشت و کشتار مردم اوکراین و ادامه جنگ می باشد.

اساسا آنچه در شرق اوکراین اتفاق می افتد تداوم یک جنگ واقعی داخلی است و دولت در پی آن است تا بر مردم خود پیروز گردد.

ادامه “عملیات ضد تروریستی” برای دولت اوکراین پوششی است برای شکست سیاسی و بحران های اقتصادی این کشور. غافل از آن که ادامه جنگ پی آمد های وخیم تری را برای حکومت و مردم اوکراین رقم خواهد زد.

با مروری بر گذشته روشن می شود که چه عواملی منجر به شروع جنگ داخلی در اوکراین شد. در پی به میدان آمدن نیروهای نئوفاشیست طرفدار غرب و ایجاد شورش و ناامنی در ماه فوریه سال 2014  در شهر کیف، “ویکتور یانوکوویچ” رئیس جمهور برگزیده مستقیم این کشور که با رای مردم اوکراین انتخاب شده بود توسط پارلمان این کشور به طور غیر قانونی خلع گردید. پس از مدتی با انتخابات فرمایشی و هدایت شده توسط ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا “پیتر پروشنکو” به ریاست جمهوری اوکراین انتخاب گردید. برخی از ایالت ها از آن جمله ایالات شرقی اوکراین، “لوگانسگ” و “دونتسک” از تائید رئیس جمهور و دولت جدید سر باز زدند و با همه پرسی در این مناطق جدایی خود را از حکومت مرکزی اعلام نمودند.

طی گذشت هزار روزه “عملیات ضد تروریستی” رئیس جمهور اوکراین هفت بار فراخوان داده است تا نیروهای مردمی جهت سرکوب مردم شرق اعزام شوند. افرادی که به جبهه جنگ رفته اند یا تسلیم نیروهای مقابل شده اند و یا به سوی مناطق غربی کشور فرار کرده اند.

بیشتر افرادی که به غرب اوکراین گریخته اند بر این نظر هستند که “چرا ما باید برای اهداف کشورهای بیگانه با هم وطنان خود بجنگیم؟”.

در شرایط فعلی نیروهای ارتش اوکراین حدود 200 هزار نفر تخمین زده شده است. علاوه بر این افراد داوطلبی نیز به میدان جنگ و پشت جبهه اعزام می شوند که شامل فعالین “میدان” کیف، گروه های دست راستی “آزوف”،” آیدار” و” گردباد” وابسته به گروه های فاشیستی می باشند. برخی از این نیروها در جبهه ها مراقب هستند تا اگر کسی از میدان جنگ فرار کرد او را دستگیر و تنبیه کنند. در عین حال گزارش های دریافتی نشان از آن دارد که این نیروها به آزار و آسیب رساندن به افراد محلی مبادرت می ورزند و یا به روی یکدیگر نیز اسلحه می کشند.

روز بیست و دوم ماه دسامبر 2016 پارلمان اوکراین قانونی را به تصویب رساند که نیروهای شرکت کننده در”عملیات ضد تروریستی” را از هر جرم و خطایی که در شرق اوکراین انجام می دهند از مجازات معاف می سازد. این قانون صراحت دارد که شامل نیروهای مبارز مردمی “لوگانسگ” و” دونتسک” نخواهد بود.

بر اساس آخرین آماری که سازمان ملل متحد در پایان ماه سپتامبر 2016 ارائه کرده است، تعداد قربانیان جنگ در شرق اوکراین به 31805 نفر رسیده است که از این تعداد 9574 نفر کشته و 22231 نفر زخمی شده اند. تا ماه نوامبر سال 2016 تعداد یک و نیم میلیون نفر از مناطق جنگی و دیگر نقاط اوکراین فرار کرده اند که اکثریت این تعداد به روسیه و بلاروس روی آورده اند. دهها هزار نفر از دیگر شهروندان اوکراین به دیگر کشورهای همجوار، از جمله به لهستان پناهنده شده اند.

اخیرا رسانه های خبری اوکراینی گزارش می دهند که برخی از مقامات این کشور- سیاسی و یا نظامی- در مناطقی که تحت عنوان “عملیات ضد تروریستی” نامیده می شود به کار تجارت و بازرگانی پر سودی روی آورده اند.

با وجود ممنوعیت روابطه رسمی اقتصادی اوکراین با دو منطقه” لوگانسگ” و”دونتسگ” ( جمهوری مردمی روسیه نو)، قاچاق کالا از طرف عده ای از مقامات اوکراین امری عادی است. این مقامات از “جمهوری مردمی روسیه نو” زغال سنگ و دیگر مواد معدنی تحویل گرفته و در ازای آن مواد خوراکی و لوازم خانگی تحویل می دهند.

کار تجارت و چپاول منابع مالی اوکراین تنها به مقامات درگیر با مناطق جنگی “عملیات ضد تروریستی” منحصر نمی شود. شواهدی در دست است که ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا، دهها میلیارد دلار چه به صورت نقدی و یا تجهیزات نظامی به دولت کودتایی اوکراین به بهانه کمک های نظامی و اقتصادی پرداخت کرده اند. در این عرصه هر کدام به سودایی. دولت های غربی برای داشتن پایگاه نظامی و جای پای محکمی بر سر مرزهای روسیه و دولت اوکراین – خصوصا رئیس جمهور- و سران نظامی ارتش در به چنگ آوردن هر چه بیشتر منابع مالی بوده است. وام های دریافتی عمدتا به بهانه کمک به مردم و رشد اقتصاد اوکراین بوده است اما نه تنها مردم این کشور نصیبی از وام ها نبرده اند بلکه هزینه های انسانی و مالی جنگ نیز از گرده آن ها کشیده می شود.

سال 2014 به ابتکار رئیس جمهور بلاروس “الکساندر لوکاشنکو” جهت خاموش کردن شعله جنگ در شرق اوکراین جلسه چهار گانه از روسای جمهور فرانسه، روسیه، اوکراین و صدر اعظم آلمان در مینسک تشکیل شد و طرفین قرار داد آتش بس را امضا کردند. یکی از مواد موافقتنامه حضور رهبران مناطق “لوگانسگ” و “دونتسگ” را در اجلاسیه بعدی ضروری دانستند اما با پا فشاری “پروشنکو” در جلسه بعدی سران، جهت الزام آتش بس (مینسک دو) در سال 2015 رهبران “جمهوری مردمی روسیه نو” نتوانستند در این جلسه شرکت کنند.

دلیل روشن مخالفت “پروشنکو” با آتش بس و عدم مذاکره با رهبران شرق اوکراین و اشاعه “هیستری  میهن پرستانه” و ادعای “ایستادگی در مقابل تجاوزات روسیه” وفا داری به هم پیمانان غربی و غارت مردم اوکراین است!

روسیه همواره بر مواضع شفاف خود یعنی مذاکره همه گروه های در گیر جنگ پا فشاری کرده است و خواهان حل صلح آمیز و پایان بخشیدن به جنگ و برادر کشی در کشور اوکراین است اما تجربه هزار روزه جنگ اثبات می کند که مقامات کیف منافع شهروندان و کشور خود را در نظر ندارند و تا تغيیر ساختار حکومتی در این کشور شعله های جنگ همچنان زبانه خواهد کشید.

 

https://ria.ru/world/20170109/1485339771.html

 

 

 

 .
Advertisements