این جنگ سرد دوم خواهد بود؟ سربازان همه جا می‌توانند باشند، درون لپ تاپ‌ها، در کافه‌های اینترنتی یا در قلب سیستم اطلاعاتی روسیه. سلاح‌های آنها بایت‌های اطلاعاتی هستند نه گلوله. بمب‌های آنها هرج‌ومرج‌های دیجیتال است

نویسنده: متیو دی آنکونا

دیپلماسی ایرانی: عقاب آمریکایی از آسمان پایین می آید و کمی نزدیکتر به غرش خرس روسی می شود. هرچند تنش بین واشنگتن و مسکو ادامه دارد و دیپلمات های روسی توسط رئیس جمهور آمریکا اخراج شده اند.

آیا این جنگ سرد دوم خواهد بود؟ نه، این یک جنگی گرم و رومیزی است. سربازان همه جا می توانند باشند، درون لپ تاپ ها، در کافه های اینترنتی یا در قلب سیستم اطلاعاتی روسیه. سلاح های آنها بایت های اطلاعاتی هستند نه گلوله. بمب های آنها هرج ومرج های دیجیتال است.

این اولین چالش اصلی ژئوپولیتیک ترزا می است (برکسیت بخشی از میراث او بود). تا کنون باراک اوباما به حملات سایبری روسیه در طول انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با طیف وسیعی از تحریم ها واکنش نشان داده است؛ ولادیمیر پوتین این مساله را انکار می کند و دونالد ترامپ در توییتر به ستایش از تصمیم های رئیس جمهوری روسیه با عنوان «بسیار هوشمندانه» می پردازد!

نخست وزیر حالا باید تصمیم بگیرد چگونه می خواهد در این موقعیت پیچیده تصمیم گیری کند. البته او می تواند هیچ کاری نکند. اما با توجه به شیوه ای که در ماه های اخیر پوتین در پیش گرفته این کار به مانند از ترس فلج شدن است. در ماه اکتبر، می نیروهای روسی را به «جنابات مشمئزکننده» متهم کرد و متعهد به اعزام 800سرباز به استونی، یکی از چهار گردان ناتو، شد تا از تجاوز روسیه جلوگیری کند.

در ماه نوامبر نخست وزیر اعلام کرد که غرب باید «فشار روی روسیه» را فراتر از رفتار آنها در سوریه حفظ کند. در این میان او مجوز انتقال موشک های دوربرد با دقت بالا را در کنار هواپیماهای بدون سرنشین، تانک و جت به استونی را صادر کرده است. من شک دارم که می باور داشته باشد پوتین را می شود در سوریه هدایت کرد. اما استقرار و تجمع نیروها در بالتیک هشدار بدون ابهامی است تا روسیه به شانس خود چندان اتکا نکند.

سخت است که باور کنیم می در زمینه روسیه به ترامپ بپیوندد. برای از بین رفتن هر شکی باید توجه کرد که هیچ کدام از متحدان می پاسخ خاصی نسبت به توییت های رئیس جمهور منتخب ندارند. به عنوان شروع می در آخر هفته نشان داد که الیگارشی روسیه که به پوتین مرتبط است دیگر توسط حزب محافظه کار مورد قبول نیست. این خنجری در بدن روسیه به حساب نمی آید اما نشانه ای به اندازه کافی روشن است که نشان می دهد او به هیچ وجه قصد همراهی ترامپ در جاده مماشات با روسیه را ندارد.

با این حال، ترامپ تا کمتر از سه هفته آینده رئیس جمهور خواهد بود. این در مرکز دیدگاه نخست وزیر بریتانیا قرار دارد که با جهان جدید پس از برکیست، او باید «روابطی ویژه» برای زنده ماندن و رستگاری برقرار کند به ویژه در قالب قراردادهای جدید تجارت دوجانبه. متحدان می خوشحال هستند که مانند زمان رابطه خاص رونالد ریگان و مارگارت تاجر، اولین تماس تلفنی ترامپ با می برقرار شد.

باید واقع بین بود: هیچ کس نمی داند که چهل وپنجمین رئیس جمهور چطور به مشاوره ها در زمینه برقراری رابطه با همتایان خارجی پاسخ خواهد داد. اما تیم می، حداقل باید تلاش خود را انجام دهد. در کنار دیداری که به زودی نخست وزیر از واشنگتن خواهد داشت، برنامه هایی برای کارکنان رده بالای ساختمان شماره 10 برای سفر و مذاکره در کاخ سفید وجود دارد.

معمای خاصی که می ممکن است با آن مواجه باشد بن بست بین روسیه و ایالات متحده است که ظاهرا از یک تنفر به سمت عشق در حرکت است. بزرگترین تهدید در عصر ترامپ و پوتین درگیری نیست بلکه یک همگرایی است اما نه یک همگرایی برای صلح. بلکه مبارزه ای جدید در بسیاری از جبهه ها، در داخل و در بین ملت ها، که در آن روسیه و ایالات متحده در یک سمت حضور دارند.

در حال حاضر گسل های این مبارزه را می توان دید: انترناسیونالیست در مقابل بومی گرایان؛ استبداد در مقابل لیبرالیسم؛ سنت در مقابل کثرت گرایی. مبارزه ای که مدل قدیمی چپ در برابر راست و غرب در برابر شرق را تغییر می دهد. ترامپ و پوتین سیاستمداران بسیار متفاوتی هستند. اولی یک ستاره سرمایه دار و مهم تلویزیونی است و دیگری محصول بی رحمی کا گ ب. اما در این دنیای جدید آنها متحدانی بالقوه هستند.

وینستون اسمیت در کتاب «تئوری و عمل از الیگارشی جمع گرا» توصیف می کند که در جهان با وجود بلوک های ژئوپلیتیکی «تفاوت های واقعی ایدئولوژیک ایجاد نشده است.» در این جهان جنگ در هر جایی در مرزهایی مبهم ایجاد می شود که من تنها می توانم حدس بزنم که «یکپارچگی فرهنگی» هر بلوک، اولویت واقعی آن است. این داستان هشداری است که جهش بزرگ ترامپ به اقیانوسیه و پوتین به اوراسیا را به یک حقیقت بدل می کند.

این بدیهی است که ترامپ و تخست وزیر از شناسایی اعتقاداتی واحد لذت نمی برند. درست است که آنها هر دو محافظه کارانی هستند که که به هسته اولویت دولت ـ ملت به جهانی شدن باور دارند اما درباره ناتو، حمایت از تولیدات داخلی، تغییرات آب و هوایی، اسلام و بسیاری چیزهای دیگر تفاوتی اساسی در دیدگاه هایشان وجود دارد. ماموریت می پیدا کردن زمینه های مشترک بدون از بین بردن چیزی است. این کار مملو از پیچیدگی های دیدنی و جذاب است.

در روسیه با این حال اوضاع حتی یک اینچ هم تکان نخورده است. وظیفه می به عنوان رهبر G8 که در 18 ماه آینده با انتحابات درگیر نیست، مواجهه با ترامپ برای قبولاندن واقعیت گریزناپذیر در مورد پوتین است: او یک متجاوز دیرین منطقه ای، یک دشمن فعال دموکراسی در سطح جهان و یک تهدید عمدتا غیرقابل کنترل برای ثبات غرب است. جنگ سایبری در دوران مبارزات انتخاباتی خود ترامپ، دلیلی بود که تحریم های واقعی بیشتر نه از نوع نمادین، تصویب شد.

نیاز است که کسی به رئیس جمهور منتخب بگوید که علاقه سیاسی او به پوتین، به تقسیم شدن حزب، کشور و غرب می انجامد که بدترین سیگنال را برای مستبدانی ارسال می کند که به دنبال چراغ سبز هستند. همانطور که بانوی آهنین یکبار گفت: «زمانی برای تعلل نیست.»

منبع: گاردین/ تحریریه دیپلماسی ایرانی/ 32   

.