download

آیا روسیه، به یکباره در سوریه سرش را از زیر آب در آورد؟

این سئوالی است که حتی اگر بر قلم نیآورند و یا بر زبان، در ذهن بسیاری از فعالان سیاسی ایران – حتی نیروهای مذهبی- وجود دارد. از نگاه ما، این سئوال و ابهام ناشی از سالها بی خبری از سیر تکامل پدیده ها در روسیه است. آنها که تکمه های پیراهن خود را به روی بادهای غربی گشوده بوده و فراموش کرده بودند انقلاب اکتبر و جنگ دوم جهانی و مردم روسیه را، امروز حق دارند حیرت زده ناظر خاموش تحولات روسیه و جهان باشند. بنابراین، آنها پیش از آن که از دیگران سئوال کنند “ماجرا چیست؟” از خود باید سئوال کنند که “چرا غافل ماندیم؟”

“دیاکونوف” از جمله تئوریسین های روسیه است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی نقطه نظرات جالبی را در باره تغییرات اجتماعی و جهانی مطرح می کند. از جمله، این که در “سیر تکامل جهانی گاه پیشرفت های عظیم تکنولوژی نظامی نیز می توانند آرایش طبقاتی را در کشورها و حتی در عرصه جهانی به سود ترقی بشریت تغییر بدهند.”

دنیز یالچین، در هفته نامه “آیدینلیق” ترکیه، تقریبا در همین زمینه، از جمله می نویسد:

«روسیه بتدریج دکترین نظامی خود را تغییر داد. این دکترین در سال 1993 تدوین شد و در سال 2000 با روی کارآمدن پوتین تغییرات اندکی در آن داده شد. توضیحاتی نیز از طرف شورای امنیت ملی روسیه در این زمینه داده شد.

بنابراین، خلاصه کردن تحولات روسیه در شخص پوتین یک فریب تبلیغاتی است که از جانب غرب دنبال می شود. تبلیغاتی که پیوسته کارپایه سرمایه داری جهان بوده است. در این که فرد و شخصیت نقش مهمی می تواند در یک دوره تحولات داشته باشد تردید نیست، از جمله در روسیه و در باره شخص پوتین- اما ساده لوحی محض است اگر تحولات در روسیه را ناشی از شخص پوتین بدانیم.

در دکترین نظامی جدید روسیه، تروریسم جهانی بعنوان یک تهدید عمده و آمریکا و ناتو منشاء اصلی تهدید ارزیابی شدند.

در تدوین دکترین نظامی جدید، قدرت گیری افراطی ناتو و سیر توسعه و محاصره سیستماتیک روسیه، تهدید عمده علیه این کشور در نظر گرفته شد. رئیس ستاد ارتش روسیه “یوری بالویوسکی” در ماه فوریه 2008 اعلام داشت: ” افزایش بی وقفه حضور سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا در اطراف روسیه، تبدیل به مهم ترین مشکل امنیت ملی شده است. امروز روسیه بسیار بیش از دوران جنگ سرد با تهدیدات نظامی روبروست، لذا ما احتیاج به دکترین نظامی جدید داشتیم.”

شورای امنیت روسیه همان زمان اعلام کرد که دکترین نظامی جدید بعنوان یک لایحه دولتی باید قبل از اجرا توسط رئیس جمهور “پوتین” تائید شود، و چنین نیز شد. مهم ترین نشانه سخنرانی پوتین در کنفرانس امنیت بین المللی در شهر مونیخ آلمان در 13 فوریه همان سال بود. او در این سخنرانی آمریکا را مهم ترین مانع امنیت بین المللی خواند و از آمریکا و ناتو بعنوان منشاء عمده تهدید علیه روسیه نام برد. این سخنرانی بازتاب دکترین نظامی همه جانبه از طرف روسیه بود.

دومین نشانه، سخنرانی “سرگئی ایوانف” وزیر دفاع روسیه در دوما (پارلمان روسیه) در همان سال بود. او نیز در این سخنرانی گفت: در 10 سال آینده ارتش روسیه در حدی که بتواند مدرنیزاسیون خود را عملی کند تقویت خواهد شد و براین اساس در سال 2007 بودجه اختصاص داده شده برای دفاع به 31.6 میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. این مقدار نسبت به بودجه روسیه در سال 2002 چهار برابر افزایش را نشان می دهد.

تحول مهم در این زمینه با انتصاب سرگئی ایوانف وزیر دفاع روسیه بعنوان معاون اول نخست وزیر و معاون ستاد ارتش با اختیارات همه جانبه ادامه یافت. کسی که برنامه همه جانبه ای را برای مدرنیزاسیون ارتش روسیه اعلام کرده بود.

ایوانف از زمانی که پوتین به مقام ریاست جمهوری روسیه رسید از افراد نزدیک در گروه پوتین بوده است. با این انتصاب ایوانف عملا مسئولیت نظارت بر صنایع نظامی و پیشرفته ترین صنایع غیرنظامی وابسته به آن را بدست گرفت.

علاوه بر واحد های صنعتی- نظامی، حمل و نقل، تحقیقات فضائی، هسته ای، ارگان های دولتی مسئول در زمینه تحقیقات علمی و تکنولوژیک نیز در حیطه اختیارات ایوانف قرار گرفت. اینکه اختیارات وسیع وزیر دفاع روسیه از نقطه نظر دکترین نظامی جدید روسیه به چه معنی است را می توان از سخنان همان سال 2008 رئیس ستاد ارتش روسیه دریافت که گفت: “دکترین نظامی جدید روسیه، هماهنگ کردن کلیه واحدهای دفاع ملی است. مطابق دکترین جدید، موسسات دولتی وغیر دولتی برای حل مشگل امنیت نظامی با همدیگر همکاری خواهند کرد.”

انتصاب ایوانف و وسعت حدود اختیارات وی تصمیمی بود در چارچوب دکترین نظامی جدید.

روسیه برای مقابله با تهدیدات دوران جدید زیرساخت های ضروری برای اقتدار خود را در راستای دکترین جدید سرعت بخشید.

در پشت دکترین نظامی جدید روسیه که در رده بندی تهدید، آمریکا و ناتو را در ردیف اول قرار داده است کدام تحولات تاثیر داشته اند؟ در این ارتباط، اولین تحول مهم توسعه گام به گام دامنه ناتو برای محاصره روسیه قرار دارد. دومین تحول اعلام طرح آمریکا برای برپائی سیستم دفاع موشکی و پایگاه های رادار در لهستان و جمهوری چک است. روسیه به این نتیجه رسیده است که آمریکا در طرح ایجاد سیستم دفاع موشکی، این کشور را هدف قرار داده است.

آمریکا مدعی است که هدف از طرح برپائی سیستم دفاع موشکی و پایگاه های رادار در لهستان و جمهوری چک تقویت سیستم دفاعی خود در مقابل احتمال حمله اتمی ایران و کره شمالی است، در حالیکه مقامات روسیه معتقدند که امکان پرتاب موشک هائی با آن بُرد طولانی از طرف ایران و کره امکان ناپذیر است، لذا هدف اصلی سیستم موشکی روسیه است.

لهستان و جمهوری چک تسلیم طرح امریکا برای محاصره روسیه شدند. آمریکا روی این دو عضو جدید ناتو و اتحادیه اروپا بعنوان اسب تروای امریکا حساب کردند. از طرف دیگر آمریکا برای برپائی سیستم مشابهی در آذربایجان، گرجستان و ارمنستان وارد عمل شد و بصورت همزمان ارتش افراطی اسلامی را در عراق و لیبی و سوریه به حرکت در آورد.

در 14 مارس علیرغم رای منفی 90 نماینده حزب کارگر انگلستان به” قانون اختیار مدرنیزاسیون اتمی”، این لایحه با حمایت محافظه کاران در مجلس به تصویب برساند. مبتکر این لایحه تونی بلر بود. طبق این قانون، در چارچوب طرح آمریکا برای طولانی کردن عمر سیستم موشک های دوربرد با کلاهک اتمی “تریدنت د- 5” آمریکائی، تا سال 2040، انگلستان زیر دریائی های جدیدی برای حمل این موشک ها خواهد ساخت.

هدف آمریکا از سیستم دفاع موشکی آسیب رساندن به روابط محور آلمان- فرانسه با روسیه نیز بود.»