367028

جنرال دوستم، قربانی اطلاعات گمراه کننده شد

 انتقام شورای امنیت ملی از جنرال دوستم. مرحله دوم سناریو در آستانۀ اجرا است.
 
فهیم «رسا» به دکترحمیرا «قادری» یک چاشنی کنایه آمیز پرانده است: «کسی به جنرال نامه نمی نویسد؟»
این بار، شاید که نه؛ سرنوشت جنرال این جایی، کم وبیش به سرنوشت همان «سرهنگ» ی همرنگی می نماید که پلک میزد  درنشانی های سیال و ذره ذره ته نشین شده بود؛ درخود. عصرفراموشی را درعصر شروع کرده بود. اما من به جنرال دوستم با این سرخط می نگارم:
جنرال، سه رژیم را به کمک تو زمینگیر کردند؛ اکنون دیگر چانس تو برای تکرار جولانگری های از نوع هیبت آفرینی های دهۀ شصت وهفتاد فروکاسته است.
جنرال، دربازی عملیاتی سختی گرفتار آمده است، حتی که شاید در آغاز  دراماتیکِ آخرین بخش سریال کارنامه های خویش قرار دارد. آب وهوای سیاست های منطقه، دیگربرای جنرال مساعد نیست؛ مگر این که بازهم شکستاندن درودیوار ساختار حکومتی کابل در دستور کار بازیگران قرار داشته باشد.

جنرال، رقبا، یا همتایان تو، چه از جنس جهادی و چه از لونِ تکنوکرات ها و چه از گروه تیکه داران قومی، بسا شناعت ها کرده اند که در قلم نیاید؛ درهیچ کتابی رقم نخورده و تنها روایت برشی از آن «کافراندرونی» ها، زبان بسوزاند. فقط این بار برای تو ستیژ درست کرده اند. با پای خودت به گول ازبک ها زدی؛ ورنه، هیچ نیازی نداشتی که با یک صاحب رسوخ در خانه خودت، دست به قباحتی یازی که رقبا و دشمنانت طرح آن را ریخته بودند. چرا چنین کاری کردند؟

تاریخ سیاسی شخص خودت، نه از ازبک ها، چلیپا خورده است. رهبران سرزمین های مورد منازعه، تاریخ مصرف دارند. با این حال، تو ورق های مهمی برای ادامۀ بازی داری و شاید یک بار دیگر محاسبه های سری و علنی را خراب کنی. مگر از محور بلخ، عقبۀ عملیاتی ترا قید کرده اند. هدف از یادداشت کوتاه این کمینه این است که آن همه حواریون خوش پوش و خوش بوی و بی ریشه که در محضر خویش جمع کرده ای، یا به ذرائع مرموز دراطراف تو حق پرسه زدن یافته اند؛ به درد تو نمی خورند. ثابت شد که همۀ شان روبرداری از مشاوران دکترعبدالله است. دور و پیشت را به سرعت تصفیه کن که سایه های تاریکی از داخل و خارج به سویت نزدیک می شود. تو از تغذیۀ مکرر اطلاعات کاذب وچند پهلو ( از سوی ندیمانت) به این جا رسیده ای.