unnamed

نوابی

  ادولف هتلر اکثر وقت انکار نمود از درگيرى در ارتقا و رفعت افسران و مامورين رسمى ، برترى ميداد تا انها بين هم بيافتند تا مرد نيرومند از ميان انها رًست شود … ” قوت ” ارجاع ميشود بة انها قوتهايى اجتماعى کة تقوا يا مرام اخلاقى را پوچ فکر ميکنند.

من چرا رئيس جمهور نشوم ؟ ميگويد : جنرال عبدالرشيد دوستم

بيايد کمى درنگ کردة بيانديشيم کة عبدالرشيد دوستم چگونة مرد انقلابى و هم شخصيت ملى گرديد ؟ دوستم در سال ١٩۵۴ در خواجة دو کوهى شبرغان بة جهان ميايد و فکر ميکنم کة بنا بة داشتن روحيةى انقلابى از مکتب اخراج ميگردد . با امدن تکنالوجى اتحاد جماهير شوروى در عفغانستان از يکطرف و بستن قرار دادهايى فرهنگى ، نظامى و بازرگانى و غيرة با ابر قدرت روسية از سوى ديگر کة بيدارى و شعور سياسى در کشور دفعتا بالا ميگيرد ، براى دوستم ، موقيع ميسر ميشود تا وى از فرصت استفادة کردة خود را شامل موسسات تصفيةى نفت و گاز در شبر غان بکند ، دوستم انجا شامل اتحاديةى سياسى مى شود. در سال ١٩٧٨ وى تعليمات نظامى خود را در جلال اباد سپرى نمود و زير نظارت وزارت امنيت ملى براى انجام ماموريت در ماحول شبرغان تعين گرديد . با روى کار شدن انقلاب دموکراتيک در پايان سال ١٩٧٨ دوستم شامل ان مکتب گرديد و در هنگام جنگ اتحاد جماهير شوروى در سال ١٩٨٠ تقريبا با بيست هزار مليشة ولايات شمال عفغانستان را ادارة ميکرد کة اکثر قوماندانها و مليشة همة از ولايت خودش از جوزجان بودند. دوستم در وقت تصفيةى حزب پرچم وظيفةى نظامى را ترک گفت اما پس برگشت هنگامى کة قواى اتحاد جماهير شوروى عفغانستان را ترک ميگويند . قواى دوستم در سال ١٩٩٢ کة قوماندان جنرال مومين شامل ان بود در سقوط کابل نقش مهم بازى کرد. در اپريل ١٩٩٢ قواى مخالف بر عليةى حکومت نجيب بسوى کابل مارش کردند . دوستم خود را با مسعود و سيد جعفر نادرى متحد کرد و پاى تخت را اشغال کردند ، وى و مسعود يکجا با نيروى چهار و پنج هزارى از نيروى شبرغان بريگاد ۵٣ فرقةى بلخ ، گاريسن بالاحصار ،تپةى مرانجان ، و ميدان هواى و ميد ان هوايى خواجة رواش را تصرف کردند ، جنرال مومين اعلان کرد و گفت کة گلب الدين در عفغانستان جاى ندارد ويرا بسوى پاکستان فرارى خواهيم ساخت . هنگامى کة دوستم ، يگانة امر حوزة است بة ميزان وسيع نيروى خود را تقويت کرد . مليشةهايى جوزجانى را کة دوستم در اختيار داشت در کشور يگانة قدرت بود کة قادر ميشد برون حوزةى خودش پيادة شوند. انها زمينى شدند در قندهار در سال ١٩٨٨ هنگامى کة قواى اتحاد جماهير شوروى از عفغانستان برون ميشدند. او دوستم قوماندة ميداد يک باتليون مليشة را تا مجاهدين را تار و مار کند ونسبت داشتن تجربة در ميدان عمل و ديگر کة با رئيس جمهور دوکتور نجيب ارتباط مستقيم داشت . پسان او قوماندان واحد نظامى ٣٧۴ در ج وزجان تعين شد و انجا دفاع ميکرد از دستاوردهايى نظام دموکراتيک عفغانستان .

  داستان دشت ليلى : در پايان سال ٢٠٠١ کة قواى دوستم در برابر طالبان مى جنگيد ، طالبان زندانى را کة اشغالگران خارجى بودند و بة قلمرو يک کشور مستقل هجوم اوردة بودند در کانتينرها تقى کردة بة مزار انتقال ميدادند کة ايشان از کم هوايى تلف شدند کة انرا بنام قتل عام دشت ليلى ياد ميکنند .

  در جولاى ٢٠٠٩ نيويارک تايمز مصاحبات را در مدت سة روز با کسان ادامة ميدهد و در پايان ميگويد کة ١۵٠٠ نفر طالب در اين ماجرا بقتل رسيدة است . اما دوستم مدعى است تعداد تلف شدةگان ٢٠٠ نفر ميباشد. در عهد حامد کرزى دوستم معاونيت وزارت دفاع را کار ميکر د کة غربيها ان موقف را تشريفاتى نام ميدهند. دوستم در مارچ ٢٠٠٣ حوزةى شمالى را تاسيس کرد. در شانزدةى اگست ٢٠٠٩ کة در ترکية زندگى ميکرد درخواست پس امدن را کرد تا از انتخاب حامد کرزى پشتبانى بکند و بعد با هيلوکاپتر پس بة شبرغان بة پايگاة مقاومت خويش پرواز نمود. دوستم هميش از امريکا توقع داشت و بة انها قول ميداد کة وى ميتواند طالبان را از ميان بردارد اگر امريکا از وى پشتبانى کند ، و ميگفت کة امريکا بة دوست چون دوستم نياز دارد.

  در انتخابات ٢٠١۴ وى اشرف غنى را رئيس جمهور ساخت . در جولاى ٢٠١۶ حقوق بشر دوستم را متهم بة قتل و چپاول در فارياب کرد و دوستم ان دروغها را رد نمود و گفت صرف سيزدة نفر کشتة شدند و ٣٢ نفر زخم برداش تند ، انها کسانى بودند کة از طالبان پشتبانى ميکردند.

  در عين سال کة اشرف غنى ، دوستم را قاتل شناختة شدة خواند ، بر عکس در همان سال قصر سفيد دوستم را “نمونة جنگ سالار کامل ، و مرد کلاس ” ” quintessential Warlord ” ناميد .. جنرال دوستم ، پس از شکست طالبان در منزل خود در شبرغان براى امريکايها تفنگچةى را نشان داد کة سر جنرال امريکايى ، -Tommy Frank براى وى تحفة دادة است. دوستم گفت کة او از طريق راديوى خانم پايلوت امريکايى براى طالبان گفتة است کة اين يک خانم است کة بسر شما بمب پرتاب ميکند . دوستم اين اتفاق را يک شب در سال ٢٠٠۴ در سفارت امريکا بة حاضرين بيان داشت : ” اگر يک خانم امريکايى ميتواند شم ا را بکُشد ، فکر کنيد کة مردان امريکايى فردا ، با شماچة معاملة خواهند کرد ، با شما سگهايى بيچارة ! “ سپس دوستم ” بة احترام خانمهاى امريکا” يک پيک ويسکى را بلند کرد و نوشيد : گفت يک کارمند سفارت امريکا . ” دوستم بة اساس جنگ مشترک در بالاى کوها امريکايها را واقعا برادران خون شريک خود ميدانست.” ميگويد – Brian Glyn Williams, پروفيسور تاريخ در دانشگاة مسا چوسيتز Dartmouth کة وى کتاب نوشت در بارةى دوستم . سفير امريکا ، – Robert Finn کوشش کرد تا مردم در انجا ، خود را متوجة منابع انکشافى نفت و گاز در محيط خودشان بکنند. ” من تلاش کردم و بة عطا و دوستم گفتم اگر انها بخواهند مردم ثروتمند بشوند . ليکن اوشان غير انکة بکشند يکديگر خود را بسر گاوها . ” هنگامى کة جنگ ادامة يافت ، وى قطع کرد مبلغ يک مليون دالر را در نمايندةگى براى امداد انکشاف بين المللى براى قوماندانها در خزان ٢٠٠٢ .”

  در اپريل ٢٠٠١ ، قواى دوستم مرکز فارياب را تصرف کردند آمر پوليس و والى انتخابى کرزى را از منطقة اخراج نمودند . سپس يک باتليون عفغانى سوق دادة شد تا انجا نظم را بر قرار کند، ليکن دوستم هوشدار داد کة گزر ان باتليون را از طريق شبرغان ممانعت خواهد کرد حتا کة بسر انها خواهد تاخت . و گفتة شدة کة مشاورين نظامى امريکا باتليون عفغانى را رهبرى ميکردند ، يکى مقام رسمى امريکا گفت کة دوستم ” امريکايها را تهديد کرد . ” و چندين مقامات رسمى امريکايى کة از افشاى نامهايى انها خود دارى ميشود اين اتفاق را شهادت دادة اند. دوستم در مدت سة سال با امريکايها در تضاد افتاد .. بالاخرة مقامات رسمى امريکا خواست تا با جت بمب افگن B-1 ، خانةى دوستم را ويران کند . در سال ٢٠٠٩ .. امريکا در برگشت دوستم از خارج رهزنى کرد. سفير امريکا – Karl Eikenberry هوشدار داد کة حضور دوستم ” بة خطر مواجة ميکند همة پيشرفتها را کة در عفغانستان صورت گرفتة است. ” يک شب ، بعد ، سفير امريکا خليل زاد ، دوستم را بة ارتباط باتليون اخطار داد کة او سفير امريکا در برابر دوستم عمل خصمانةى را اتخاذ خواهد کرد . خليل زاد و قوماندان نظامى امريکا Gen. David Barno ، در عين زمان در عفغانستان فيصلة کردند تا تا ان پيام را تقويت کنند توسط مکرر پرواز جت بمب افگن B-1 .. در شبرغان بسر منزل دوستم . برابر بة شهادت متعدد مقامات رسمى امريکا . ” ما واقعا جدى دوستم را بة شدت تهديد کرديم .”

  و دوستم ماجرا را چندين مراتب بة نمايندةگى – Reuters News Agency بيان داشت و گفت کة وى عزم داشت تا کمک کند اردوى ملى را ” و شکايت کرد راجع بة پرواز جت بمب افگن ، کة کودکان من و ديگر همسايةهايى دور و بر را سخت ترساندة بود .. و گفت اجازة بدهيد کة يک چيز را براى شما ياد اور شوم کة من از ان قماش مردم نيستم کة بترسم .”

  پس از سپرى شدن چند ما ، موقف اسيب پزيرى دوستم و امريکايها . در زمستان س ال ٢٠٠۴، يکى از معاونين دوستم بة Col. David Lamm’s chief of staff, .. پيشنهاد کمک را کرد کة دوستم از نوشيدن زياد تکاليف جگر دارد و ضرورت بة معالجةى اشد صحى . ” چيزى نخست کة بخاطرم امد : خوب ، وى خواهد مرد ، “گفت Col. Lamm .. ليکن امريکايها فيصلة کردند کة اين کمک دوستم را منت گزار ” beholden ” امريکايها خواهد ساخت . طيارة چرخکى دو انجينة را بة کمک دوستم پرواز دادند تا دوستم را بة ميدان هوايى بگرام در شمال کابل انتقال بدهد. از انجا ، دوستم با دو همکار خويش و يک امريکايى بستة بة پرواز صحى medevac بة بيمارستان نظامى در Landstuhl در جرمنى انتقال داد ة شد گفت يک کارمند امريکايى کة وى در انوقت در سفارت امريکا در عفغانستان کار ميکرد. دوستم انجا در مدت سة ونيم روز زير درمان دوکتوران قرار داشت . ” من فکر نمى کنم تا وى بة ان بيمارستان انتقال دادة ميشد و حياتش را نجات داد ، ليکن چيزى کة در بخش وى انجام گرفت کيفيت بود کة ويرا حيات دوبارة بخشيد،”گفت يک مقام سابقة دار . پس از وقاحت يعنى تندرستى ، دوستم ضيافت شاندار را در کابل در منزل خود براى خليل زاد و ديگر کارمندان رسمى سفارت امريکا ترتيب داد . وى يک نوازندة عفغان را در خدمت مهمانان قرار داد و هم غذاى از نوع پرندة براى مهمانان ، ” ان بسيار عالى بود . يک مهمانى زشت و بى لطافت ،”بيان داشت يک مهمان . ليکن دوستم خودش از اين م حفل بسيار ممنون بود. ” دوستم گفت من از دوستان امريکايى بسيار قدردانى بجا مياورم و چند مراتب انرا تکرار کرد.” تابستان گزشتة ، دوستم با ديگر سران اتحاد شمال بة امريکا دعوت شدة بودند تا با قانون دانان امريکا ديدار کنند . اما دوستم موفق نشد تا بة امريکا بيايد. عکاسى را موظف ساختند تا نسبت ويزة از دوستم عکس امادة بکند ، عکاس وقت زياد را گرفت تا روشنى را تنظيم کند کة زنخ وى مقتضاى پزيرش باشد. نفر کة انجا حاضر بود گفت کة دوستم نا قرار شد و گفت ” رفيق من ، اگر بتوانى کون مرا عکاسى کنى ،” ” امريکايها خواهند شناخت کة ان دوستم است .” امدن ژنرال دوستم بنا بة ملاحظات بة امريکا روشن نيست ، در سال ٢٠١٣ -Dana Rohrabacher گانگريس مين از کلى فورنيا کة وى دوستم را ، از دةها سال بة اينسو ميشناسد از John Kerry وزير خارجة خواست تا وى دوستم را بواشنگتن بخواهد و با وى در بارةى جنگها و اوضاع ايندةى عفقانستان صحبت کند ولى نگاة .. اوباما ، رئيس جمهور امريکا در مورد دوستم کة تا حال تغير نکردة است ؟ ديدگاهايى سياسى و اجتماعى جنرال عبدالرشيد دوستم دوستم نيروى ISAF را در عفغانستان در بخش از بين بردن طالبان نا موثر خواند ، اما وى گفت حاضر است کة طالبان را در مدت شش ماة جو ، جو کند در صورتيکة دة هزار مرد جنگى را در اختيار داشتة باشد اما مردم بى ايمان عفغانستان بخصوص ملاها و ديگران کة از شخصيت بيالوجيکى و دماغى وى ميترسند يا حسد ميبرند با دوستم بنا بة داشتن مسلک ازاد و مترقى اش ، از در خصومت معاملة کردند ؟

  زمينةى جستجوى سايکولوجى شخصيت .. يک نگاة علمى کة مردم چسان از هم ديگر فرق ميکنند و چگونة اين اختلافات متاثر ميسازند جهان را کة ما در ان زندگى ميکنيم . شخصيت اثر گزار است در تمثيل کارى ، عادات اجتماعى و سياسى ، کيفيت ، متانت ارتباطات اجتماعى ، تن درستى ، مرگ و مير ، زيان و بى نظمى دماغى . بيايد در پايان ، فلاسفةى مقايسوى تکاملى داروين را کة تفاوتها و اختلافات در شخصيت زندگى ما را چگونة متاثر ميسازند بة برسى بگيريم کة چة کس مستحق اجر است و چة کس سزاوار جزا ؟ اقاى جنرال دوستم کة او پايدوهايى سعودى ، طالبان را سگهايى در بدر ميخوا ند و امريکايها را برادران خون شريک ، بر عکس اقاى حامد کرزى طالبان را برادر ، يا زى ديگر ، غنى کودن ، کة در کانگرس امريکا گفت ما طالبان را بسيار ازردة ساختيم و شما امريکايها بايد از سگهايى درندة پوزش بخواهيد، تُف سبزى کة غنى در محضر همة برخ باداران خود پرتاب نمود . دوستم در سال ٢٠١٣ در برگشت از ترکية شهامت کردة در ارتباط جنگهايى داخلى در عفغانستان از همة مردم معذرت خواست .

  دوستم کُردکى صحبت ميکند ، انکة کيمياى شخصيت ويرا نمايش ميدهد ، مرديکة همة عمر خود را در سپر کردن از ميهن و ارزشهايى دموکراسى در برابر مزدوران ارتجاع جهانى سپرى کرد بة مراتب از جنرالهايى گريزى خارج خواندة کردة برجستگى دارد ، حقا کة سزاوار پاد اش هم است . اخبارها ، سايتها ، و انترنيتهايى فاشيستى شکست خوردة بستة بة مذهب ، چة در برون و چة در درون بنا بکمبود نيروى تشخيص از مکتب عرفان در بخش عبدالرشيد دوستم کة او شامل مکتب وزارت قبايل نيست کمتر صحبت ميشود يا کة نسبت حادثةى دشت ليلى در ارتباط اشغالگران خارجى بوى بد گويى کردة انرا قاتل ميخوانند چرا کة دوستم از حريم خويش در برابر مهاجمين دفاع نمودة است ؟؟؟

  لذا از بزرگوار رئيس جمهور تازةى امريکا Donald Trump مرد بلکل متفاوت و با ارادة ، کة من بة وى راى دادم خواهش ميکنم تا جنرال دوستم شخصيت مدنى و صاحب مسلک را جانشين اشرف غنى ، ادم بيکفايت شوونيست مسلک نمايد چرا کة غنى روى فرهنگ ق بيلة گرايى کة نتوانست در مدت شانزدة سال در عفغانستان با اخذ کرسيهايى مجانى پُر منفعت کة امريکايهايى دغل چنان زمينة را براى وى امادة کردة بودند ، نة در عمل همچنان در نظر در بخش انکشاف ارزشهايى سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، برابرى و غيرة از خود تبارز اگر دادة باشد بجز قوم پرستى . طوريکة وى کليد منزل چند اطاقة را کة در ساختمان ان دستان کارگران بدون خانة ، هزاران ابلة ترقاندة است ، يا خانمهايى قابل پاداش کة شوهران خويش را در راة دفاع از ميهن و دستاوردهايى ميهن از دست دادة اند بة شربت گل خيمة نشين مانند خودش کة او نة شخصيت سياسى دارد و نة اجتماعى، تحفة ميدهد ، بى خبر از اينکة غربيها از مدرک چشمهايى نيلى وى مليونها دا لر جور کردة اند . انجا شايعات در دور و بر در چرخش است کة اين مرد کوچى بدون ميهن در انتخاب رئيس جمهور امريکا ، هيلارى کلينتون در سال ٢٠١۶.. در هر ماة پنجاة هزار دالر ويرا کمک کردة است ؟ اقاى غنى مرد کة ميان اجر و جزا تفاوت قايل شدة نميواند بايد بداند کة با ختم زندگى سياسى اش اين داراى از شربت گل واپس ستاندة خواهد شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اشرف غنى ، موجود بدون فرهنگ کة نة بخود احترام قايل است و نة بة ديگران .. طوريکة او خود را بچى سگ ميخواند و باشى خود ، امريکايها را بچى خر ؟؟؟؟؟؟