1964889_page__2

نظرسنجی‌های فعلی نشان می‌دهند که احتمال رای منفی مردم ایتالیا به همه پرسی آتی بسیار بالاست. اگرچه واقعه برگزیت و پیروزی ترامپ به رأی دهندگان آموخت که باید درباره نظرسنجی‌ها احتیاط کنند اما واقعیت این است که رنتسی از هر دو سو تحت فشار است

 «ماتئو رنتسی»، نخست وزیر ایتالیا و حزب چپ میانه دموکراتیک (PD) در تلاشند تا کمی بر بازده و کارایی پارلمان به بن بست رسیده این کشور بیافزایند. اما اپوزیسیون و مخالفان این تلاش رنتسی و حزب وی را اقدامی در جهت ربودن قدرت می دانند. پس از وقایعی همچون برگزیت و پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اکنون بسیاری بر این باورند که انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در اوایل سال 2017 میلادی آزمونی است که مشخص خواهد کرد آیا رای دهندگان اروپایی حاضرند تا برای دستیابی به آینده ای نامشخص ساختارهای سیاسی موجود را به طور کامل کنار بگذارند. در واقع، همه پرسی قانون اساسی ایتالیا در دسامبر نیز می تواند دگرگونی های عظیمی را در این کشور، به عنوان یکی از ده اقتصاد بزرگ و برتر جهان رقم بزند.

رنتسی، نخست وزیر ایتالیا امیدوار است تا اکثریت مردم ایتالیا حتی برای کاهش بی ثباتی و رفع بن بست سیاسی در این کشور هم که شده در همه پرسی آتی از وی حمایت کرده و به او رأی “مثبت” دهند و به همین امید نیز آینده ایتالیا و همچنین جایگاه خود را به خطر انداخته است. اگرچه سازوکار و نحوه ارزیابی دقیق در این همه پرسی بسیار پیچیده است اما با یک نگاه اجمالی و کلی در می یابیم که این همه پرسی از تعداد قانون گذاران و همچنین اختیارات مجلس علیا (یا مجلس سنا) خواهد کاست و در عوض قدرت بیشتری را در اختیار قوه اجرایی قرار خواهد داد.

تنگنای قانون گذاری

مسلم است هر چقدر که قوه مقننه بزرگتر باشد، به لحاظ دموکراتیک ماهیت انتخابی و پارلمانی قدرتمندتری خواهد داشت اما در مورد پارلمان به شدت فربه ایتالیا وضعیت به گونه دیگری است و حضور 951 نماینده سبب شده تا پارلمان ایتالیا به سومین پارلمان بزرگ جهان تبدیل شود. از سوی دیگر، وجود سیستم دو پارلمانی در ایتالیا موجب شده که قوانین و مصوبات در سیکل معیوبی قرار گرفته و میان دو پارلمان مُدام در رفت و آمد باشند. «فرانکو پاونسلو»، تحلیلگر سیاسی و استاد دانشگاه «جان کابوت» رُم در گفتگویی با شبکه خبری دویچه وله آلمان در این رابطه می گوید: “حتی اگر نمایندگان یکی از این دو پارلمان یک ویرگول را در متن قانون تغییر دهند، باید متن قانون را برای تصویب مجدد به پارلمان دیگر ارسال کنند و چندین دهه است که کشور با این مشکل دست به گریبان است.”

اگر نگاهی سطحی به همه پرسی آینده در ایتالیا داشته باشیم، انتخاب را بسیار ساده می بینیم؛ رای مثبت به معنای حمایت از حزب چپ میانه دموکراتیک (PD) حاکم است و رای منفی به منزله مقابله با ساختارهای سیاسی موجود و ممانعت از تحکیم قدرت قوه اجرایی است. رنتسی متعهد شده تا در صورت رای منفی مردم به همه پرسی قانون اساسی و تغییرات، از سمت نخست وزیری کناره گیری کند و با این وعده به نوعی دو موضوع تغییرات قانون اساسی و حمایت از نخست وزیری خود را به هم مرتبط ساخته است. پاونسلو بر این باور است که رنتسی در ابتدا با عقب نشینی از این وعده و سپس با تأکید هر چه بیشتر بر تحقق آن، رای دهندگان ایتالیایی را در هفته های اخیر گیج و سر در گم کرده است و در صورت شکست در همه پرسی آتی برای مدت زیادی در کاخ ریاست جمهوری این کشور باقی نخواهد ماند. این تحلیلگر سیاسی در ادامه می افزاید: “رنتسی ماهیت این همه پرسی را تغییر داد و آن را از یک همه پرسی قانون اساسی به یک همه پرسی سیاسی تبدیل کرد که این امر نیز چندان خوشایند نیست.”

دولت رنتسی، تنها در رأس

نظرسنجی های فعلی نشان می دهند که احتمال رای منفی مردم ایتالیا به همه پرسی آتی بسیار بالاست. اگرچه واقعه برگزیت و پیروزی ترامپ به رأی دهندگان آموخت که باید درباره نظرسنجی ها احتیاط کنند اما واقعیت این است که رنتسی از هر دو سو تحت فشار است. جناح راست ایتالیا به رهبری «سیلویو برلوسکنی»، نخست وزیر سابق که خود نمونه ایتالیایی ترامپ است، با نخست وزیر کنونی مخالف است. حزب چپ گرای پوپولیستی «جنبش پنج ستاره» ایتالیا (S5M) نیز رویکرد مشابهی در قبال نخست وزیر کنونی اتخاذ کرده و تلاش می کند تا با وضعیت کنونی مقابله کند. «لوکا ورزچیلی»، استاد حوزه سیاست ایتالیا در دانشگاه «سیه نا» در این باره به دویچه وله می گوید: “اگر از نقطه نظر استراتژیک به این اقدام رنتسی بنگریم، در می یابیم که استفاده از همه پرسی برای ایجاد اعتماد به نفس شخصی حرکت اشتباهی بود”. وی در بخش دیگری از اظهارات خود می افزاید: “اگرچه ممکن است عجیب به نظر آید اما رنتسی حتی در درون حزب خود نیز با مخالفانی روبرو خواهد شد.»

این استاد علوم سیاسی دانشگاه «سیه نا» در ادامه همچنین می گوید: “جناح راست میانه، چپ رادیکال، مجموعه ای از دیگر احزاب کوچک ایتالیا و حتی برخی از اعضای حزب چپ میانه دموکراتیک (PD) همه با رنتسی مخالف بوده و اکنون در مقابل وی قرار دارند. در صورت شکست همه پرسی و کنار رفتن رنتسی، این احزاب و گروه ها موظفند تا وضعیت آشفته پس از وی را مدیریت کنند اما مشکل اینجاست که آن ها حتی نمی توانند بر روی کوچکترین و کم اهمیت ترین موضوعات میان خود به توافق برسند و به نظر می رسد تنها چیزی که بر سر آن اتفاق نظر دارند رای منفی به رنتسی و همه پرسی وی است”. وی در ادامه می گوید: “حتی اگر “نه” به همه پرسی و رنتسی پیروز میدان شود، این پیروزی قطعاً بدتر از شکست خواهد بود چرا که مخالفان به خوبی می دانند که اصلاح قانون اساسی یک ضرورت است. من نمی گویم که این همه پرسی آخرین شانس ما خواهد بود اما بدون شک فرصتی بسیار منحصربه فرد برای تغییر برخی چیزهاست.»

حضور «جنبش پنج ستاره» ایتالیا (S5M) نیز خود موضوع بسیار مهمی است که باید مدنظر قرار گیرد. نداهای پوپولیستی که روح جامعه سیاستمداران ایتالیا را به تسخیر خود درآورده اند نه تنها از جناح راست بلکه از جناح چپ معترض هم شنیده می شوند. زمانی که ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شد، «بپه گریلو»، رهبر «جنبش پنج ستاره» ایتالیا و یکی از منتقدان اصلی اتحادیه اروپا در وبلاگ خود پیروزی ترامپ را تبریک گفت و اعلام کرد: “احمق های واقعی، پوپولیست ها و عوام فریبان در حقیقت همین روزنامه نگاران و روشنفکران وابسته به ساختارهای سیاسی موجود هستند… شباهت هایی بین جریانات اخیر آمریکا و این جنبش وجود دارد”. سیلویو برلوسکونی روز پنج شنبه در مصاحبه ای با رادیو (RTL) علی رغم این که حامیان خود را به دادن رای منفی به همه پرسی آتی در ایتالیا دعوت کرد، اما در اظهارات خود رنتسی را «تنها رهبر سیاسی» باقی مانده در ایتالیا دانست.

ورزچیلی بر این باور است که ایتالیا نیز باید همانند آمریکا و بریتانیا مسئله ظهور پوپولیسم را جدی گرفته و آن را به عنوان مسئله ای مهم در دستور کار خود قرار دهد. وی در این خصوص می افزاید: “تأثیرات فزاینده پوپولیسم چه از جناح راست و چه از جناح چپ می تواند تلاش برای ایجاد تغییرات تکنیکی در نظام ساختاری ایتالیا را از مسیر اصلی خود منحرف کند و این کشور را به دوره جدیدی از بی ثباتی اقتصادی بکشاند، آن هم در شرایطی که مجموع بدهی های ایتالیا 135 درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور را تشکیل می دهد.

اما چه کسی از اندکی بی ثباتی بیشتر واهمه دارد؟ اگرچه نظرسنجی های انجام شده حاکی از رای منفی مردم به همه پرسی آتی در ایتالیاست اما نزدیک به یک چهارم ایتالیایی ها هنوز مردد هستند. یکی از شهروندان ایتالیایی در همین رابطه به دویچه وله می گوید: «اگر همین الآن مجبور به رای دادن باشم، انتخاب من “نه” به این همه پرسی خواهد بود. اگرچه این موضوع بسیار تأسف آور است اما من معتقدم که در شرایط فعلی درست ترین تصمیم است. مردم ایتالیا همیشه به همه چیز “نه” می گویند همان طور که همواره به نوآوری، تغییر و آینده “نه” گفته اند. چنین نگرش و رویکردی خود گویای آن است که کشور و مردم ما سنت گرا، محافظه کار و تا حدی مرتجع هستند. تبدیل مجلس سنا به یک اُرگان “غیرانتخابی” که مردم دیگر در انتخاب نمایندگان آن نقشی نخواهند داشت تا حدی افراطی بود”. این شهروند ایتالیایی در ادامه به موضوع گنجاندن اتحادیه اروپا در قانون اساسی ایتالیا اشاره و عنوان می کند: “مردم ایتالیا در طی سال های اخیر با برخی از جنبه های اقتصادی اتحادیه اروپا همواره مقابله کرده اند و گنجاندن اتحادیه اروپا در قانون اساسی کشور تهدیدی جدی برای رونق و شکوفایی اقتصادی ایتالیا محسوب می شود”.

در همین حال، رنتسی از رای دهندگان مردد ایتالیایی خواسته است که به همه پرسی رای مثبت دهند. او همان استرات‍ژی و تکنیکی را اتخاذ کرده که دموکرات های آمریکایی در پیش گرفته بودند و در نهایت نیز با شکست مواجه شدند. پروفسور پاونچلو در این خصوص می گوید: “کمپین رنتسی امیدوار است که شهروندان مردد به همه پرسی رای مثبت دهند فقط به این دلیل که مانع از به قدرت رسیدن جنبش پنج ستاره شوند؛ جنبشی که فاقد تجربه لازم برای اداره امور کشور است”. آن چه مسلم است این است که روی کار آمدن 63 دولت طی هفتاد سال گذشته در ایتالیا خود گویای آن است که دستیابی به ثبات بیشتر بسیار بعید و دور از دسترس است.