14713521_1719591185026197_5974491278330769987_n

داعش٬ کفتاری که از داخل مغز ما به دنیا مینگرد

ظرف سی سال اخیر٬ کتب پژوهشی مهمی درباره فلسفه پس پرده «جهاد»٬ «طالب»٬ و اخیراْ «داعش» از سوی منابع معتبر اطلاعاتی و سیاستگزاران شامل جریان نوشته شده اند.
برخی سروکارشان با سیاست (صرفاْ ازطریق  تغذیه از مطبوعات) است و علاقه شان نسبت به کنکاش درحوادث گذشته٬ کمرنگ است. این ها برخی اوقات٬ یکی و یکبار مدعی می شوند که درافغانستان داعش وجود ندارد. حاشیه گیری از داشتن یک دیدگاه کرونولوژیک وهم پیوند٬ هم آگاهانه هم نا خواسته است.
 ازین ناظران٬ سوال شود که «مجاهدین» چرا درافغانستان «وجود» پیدا کردند؟
طبیعی است که آن ها بی درنگ٬ عوامل و دلایلی را برای شما قطار می کنند. الساعه متوجه می شوید که خود به خود٬ از روی همان دلایل وتوجیهات «برادران»٬ زمینه های ظهور طبیعی و بلامنازع «طالبان» به عنوان یک پدیده یی که هرگز درافغانستان وجود وهویتی نداشت٬ شناسایی می شوند.
ازین آقایان بپرسید که عوامل ظهور٬ زوال کوتاه مدت و احیای دو باره طالبان را به زبان خود شان برای شما تشریح کنند. آنگاه ( بی آن که شرح دهنده خود احساس کند) شما پوره مدلل می شوید که منطق داعش- دولت اسلامی- پس از طالبان و همزمانی آن ها با طالبان٬ به طور شگفت انگیزی طبیعی است. مجاهد٬ طالب٬ داعش سه شناسنامه از سه مرحله جنگ استراتیژیک در حوزه افغانستان است. اگر فی المثل داوری را به آینده گان واگذار کنیم٬ ازین سه پدیده که عمر مفید شان نا معلوم و سن رسمی شان به چهل میرسد٬ یکی بدون دیگری قابل مطالعه و تحلیل نیست. دلیلش این است که خاستگاه فکری آن ها خاورمیانه و شمال افریقاست. بنیاد عقیدتی شان جدا نیست٬ صرفاْ به دلیل قومی٬ فرهنگی٬ تاریخی و سطح و برداشت شان از دین و دنیا٬ متفاوت است. اما چیزی که در ذات هرسه٬ واحد٬ قایم بالذات وتخطئه ناپذیر است٬ منبع یا منابع تأمیناتی آن هاست.
خمیره وجودی٬ نقطه پرستش٬ بنیاد توجیهی٬ ذخیره گاه احادیث٬ تاریخ و نسب سلفی هریک ازین ها مطلقاْ یکسان وواحد است. فقط جغرافیا٬ زبان قومی ( نه زبان دینی) یک اندازه از هم پرت است و کمی هم بحث عربی و «عجمی». غیرازین٬ من چهل سال تلاش و تجربه کرده ام که وجه تمایزی بیابم٬ چیزی به دست نیاورده ام.تمام مخارج «جهاد» از عربستان٬ کویت وامریکا می آمد٬ تمام مخارج طالب ازعربستان٬ کویت٬ امریکا جمع پاکستان ( مستقیم تراز مجاهد) می آمد٬ تمام مصارف داعش از همین سه مرجع (جمع پالایشگاه هایی که دراختیار شان قرارداده شده اند) تأمین می شود. صد ها کتاب درین باره به نوشت آمده و هیچ حقیقتی قابل زدودن هم نیست. بنا برین٬ ما دشمن همدیگر نباید باشیم٬ تنها راهی که داریم پرکاری وبخیه کاری این جر خورده گی مهیب تاریخی است.

«مجاهد»٬ بدون «طالب»٬ «داعش» بدون هردو٬ قابل ارزیابی نیست. یک مادر وپدر که سه کودک به دنیا می آورند٬ برای هریک نام جدا انتخاب می کنند. کودک اول دریک زمان زنده گی و رشد می کند٬ کودک دوم درایام خودیش و کودک سوم متفاوت تر ازهردو٬ سرنوشت خودش را می رود. اگرچه این فرزندان میوه زنده گی والدین اند٬ ماموریت هیچ یک از آن ها واحد نیست. یکی معلم٬ یکی بازرگان و دیگرش صرفاْ میراث خور است مگر هرسه آنها ستون های زنده گی صاحبان شان هستند.
این که حالا مجاهد وطالب دسته بندی شده و برای هم شاخ و شانه می کشند٬ از روی مجبوری و نوشیدن جام زهر از جام قومیت است. ‘گ ا