WASHINGTON, D.C. - NOVEMBER 09: Senate Majority Leader Mitch McConnell (R-KY) walks with President-elect Donald Trump and his wife Melania Trump, to his office before a meeting at the U.S. Capitol on November 10, 2016 in Washington, DC. Earlier in the day president-elect Trump met with U.S. President Barack Obama at the White House. (Photo by Zach Gibson/Getty Images)

عکس/ گشت و گذار ترامپ در کاخ سفید

درهای کاخ سفید

با چه هدفی به روی ترامپ باز شد؟

انتخابات ریاست جمهوری در امریکا، در هیچ دوره ای باندازه این دوره که در آن شخصیت پرهیاهوئی بنام “ترامپ” به پیروزی رسید خبر ساز نبود. بویژه در ایران که طیف گسترده مخالف دولت روحانی روی آن نه تنها شرط بندی، بلکه سرمایه گذاری کرده بود. آنها درعین حال که تبلیغات رسانه های امریکائی را علیه ترامپ وسیعا و با انواع عکس های فتوشاپ شده پوشش میدادند، روی پیروزی هیلاری کلینتون حساب کرده بودند. امید آنها این بود که خانم کلینتون با سیاستی جنگ طلبانه وارد کاخ سفید خواهد شد و متعاقب آن، باد در پرچم سیاست نظامی در جمهوری اسلامی خواهد پیچید و سفره اعتدال و مذاکره و تفاهم و برجام و هر آنچه که دراین سه سال و نیم بدست آمده جمع خواهد شد. با همین محاسبه حتی احمدی نژاد را برای تبلیغات انتخاباتی 96 شیر کرده و به میدان فرستاده بودند و پس از منتفی شدن نامزدی او، روی سعید جلیلی رئیس شورای عالی امنیت ملی در دوران احمدی نژاد و عامل شکست تمام مذاکرات اتمی آن دوران و سردار قالیباف شهردار تهران حساب باز کردند!

همه این محاسبات، به ناگهان در هم ریخت. آنها و به تبع، بقیه طیف های حکومتی نتوانستند آن جدال سخت پشت صحنه کارزار تبلیغات انتخاباتی با شعارهای عوامفریبانه، در پشت صحنه و در عالی ترین سطوح تصمیم گیری امریکا را حدس بزنند. شاید یگانه فردی که در جمهوری اسلامی به خود جرات داد و جمله ای چند پهلو در این زمینه گفت که با حرف های دیگران متفاوت بود، آخرین سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی چند روز پیش از رای گیری بود. او با اشاره به برخی سخنان ترامپ گفت که مردم نگاه می کنند به سخنان آن کسی که با صراحت بیشتری از عمق بحران در امریکا سخن می گوید (نقل به مضمون). اما او نیز نه پیش و نه پس از این جمله چند پهلو، در سخنرانی خود نگفت که جدال اصلی در امریکا بر سر چیست؟ تضاد و تقابل اقتصادی میان امریکا و اروپا به نقطه اوج رسیده؟ هزینه های نظامی امریکا در نقاط مختلف جهان کمر اقتصاد این کشور را خم کرده؟ امریکا برای حفظ پرچمداری سرمایه داری جهانی نیازمند بازنگری سیاست های اقتصادی و سیاسی سالهای پس از فروپاشی اتحاد شوروی است؟ خطر تبدیل چین به اولین قدرت بزرگ اقتصادی امریکا را تکان داده؟ بدهکاری عظیم امریکا به چین در این انتخابات نقش دارد؟ برآمد قدرتمند نظامی روسیه ارکان نظامی و اقتصادی امریکا را به لرزه در آورده؟ ماجراجوئی های نظامی در منطقه خاورمیانه به نفع اسرائیل دیگر قابل دوام نیست؟ روسیه و امریکا به چه اشتراک نظر و منافع اعلام نشده ای در ارتباط با ضرورت تضعیف اتحادیه اروپا و سپس یارگیری از درون این اتحادیه رسیده اند؟ و سرانجام، برخلاف همه حرف های تبلیغاتی دوران انتخابات، امریکا برای نزدیکی به ایران و جلوگیری از پیشرفت باز هم بیشتر مناسبات نظامی و اقتصادی ایران و روسیه و چین بزرگترین امتیازها را به ایران نخواهد داد که اجرای برجام بخشی از آنست؟

با کمال تاسف این سئوالات و پاسخ به آنها و یا حداقل طرح سئوال از جانب هیچ نشریه ای در داخل ایران و از زبان هیچ مقام حکومتی و مفسری در ایران (و در خارج از کشور) با اعلام نتایج انتخابات نه بر کاغذ آمد و نه بر زبان و همگان در سطح پرت و پلاهای دوران فریب مردم در کارزار انتخاباتی امریکا باقی ماندند. همانطور که نوشتیم شاید یگانه شخصی که یک جمله کوتاه و چند پهلوی خلاف همه نظرات رایج در ایران گفت شخص رهبر جمهوری اسلامی بود.

حتی در روزهای پس از اعلام نتایج انتخابات امریکا نیز، باز هم امام جمعه هائی که در خواب اصحاب کهف بسر می برند، همان حرف های پوچ پیش از رای گیری را تکرار کردند و روزنامه هائی نظیر کیهان و جوان و رسالت و … نیز بر همین طبل کوبیدند. البته اکنون دیگر آنها نیز بتدریج از خواب بیدار شده اند، گرچه هنوز امیدوارند به لولوی “ترامپ” واتخاذ مواضعی خصمانه نسبت به ایران، پایه های آنها در حکومت تقویت شود. آنها هنوز بدنبال ترامپ دوران تبلیغات انتخاباتی اند با هوچی بازی، همان ترامپ را تبلیغ می کنند. شاید سخنان هفته گذشته امام جمعه مشهد “علم الهدا” که از پشت تریبون نماز جمعه، دستمالی شدن یک دختر 13 ساله توسط ترامپ را مبنای درک خود از انتخابات امریکا و تحولی که در این کشور در شرف وقوع است قرار داد، یکی از بارز ترین نمونه ها باشد.

ما در همینجا درک خود از تحولی که به آن اشاره کردیم را با صراحت می نویسیم تا خوانندگان این سرمقاله تصور نکنند ما دچار توهم هستیم:

انتخابات اخیر امریکا و پیروزی ترامپ هرگز به معنای تحول و دگرگونی در ساختار اقتصادی و امپریالیستی امریکا نیست. بلکه گام تازه ایست برای نجات پرچمدار امپریالیسم جهانی از بحران و ادامه هژمونی آن برجهان. درعین حال که بر این واقعیت نیز واقف هستیم، این را هم نباید از نظر دور بداریم که در این مانور نیز، مانند هر مانور و رفرم دیگری در هر زمینه و هر کشور و هر نظامی، امکانات نوینی بوجود می آید که میتوان از آن به سود نیاز بشریت به صلح و نیاز کشورها به حفظ استقلال خود بهره گرفت. برای نمونه از تغییر سیاست جنگ نیابتی در خاورمیانه و تکه تکه کردن کشورهای این منطقه که خانم کلینتون برای ادامه آن خیز برداشته بود. مرکز اصلی فکر و هدایت و برنامه ریزی امریکا در پشت صحنه انتخابات این کشور، حتی اگر در میان خود جدالی هم داشتند سرانجام به یک نظر واحد رسیدند و آن تغییر سیاست دو دهه گذشته و دوران پس از فروپاشی اتحاد شوروی بود! و باز کردن درهای کاخ سفید به روی ترامپ حاصل این تصمیم بود

+++++++++++++++++++++++++++++

1977869

سفر ترامپ به روسیه

ترامپ پس از تحلیف به روسیه سفر می کند

دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا پس از مراسم تخلیف خود برای یک بازدید به روسیه سفر خواهد کرد.

به گزارش اسپوتنیک، این مطلب را روزنامه “ایزوستیا” با استناد به یک منبع عالی رتبه در حزب جمهوری خواه آمریکا اعلام کرده است. این منبع گفت:” پس از تعدادی از رایزنی ها در داخل تیم تصمیم گرفته شد در بازدید (از روسیه) تاخیر شود. این بازدید پس از تخلیف ترامپ صورت خواهد گرفت

+++++++++++++++++++

تقاضای ترامپ از راست گرایان اسرائیل
1964710_page__2
به گزارش اسپوتنیک به نقل از ایسنا : وزیر جنگ اسرائیل اعلام کرد، تیم رئیس جمهور منتخب آمریکا از حزب راست افراطی اسرائیل خواست تا از ابراز شادی خود در خصوص پیروزی ترامپ خویشتنداری کنند.

از زمان پیروزی ترامپ ، جناح راست‌گرای افراطی اسرائیل به سبب وعده‌های انتخاباتی ترامپ در جریان کمپین خود در شادی و مستی به سر می‌برد برای آنکه وی در جریان کمپین انتخاباتی خود از حمایت اسرائیل و به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت آن و انتقال سفارتخانه آمریکا به قدس خبر داده بود و حزب راست‌گرای اسرائیلی معتقد است که شانسی برای تسریع روند شهرک سازی‌ها در کرانه باختری و قدس شرقی اشغالی به شمار می‌رود و موجب نابودی تفکر تشکیل کشور مستقل فلسطینی می‌شود. لیبرمن در اظهارات خود گفته است که «اسرائیل نامه‌هایی را از تیم ترامپ دریافت کرده است مبنی بر اینکه از شور و شعف بعد از انتخابات خودداری کنند و خویشتنداری بیشتری را در این خصوص نشان دهند. وی همچنین گفت: امیدوارم که به اندازه کافی راجع به این مساله احساس مسئولیت داشته باشیم و از ابراز شادی و خودداری کنیم. لیبرمن تاکید کرد: واکنش حزب راست‌گرای اسرائیل به پیروزی ترامپ بدون شک آزار دهنده است. رسانه‌های رژیم صهیونیستی اعلام کردند که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی دستیابی به توافقی میان رژیم صهیونیستی و دولت ترامپ مبنی بر توقف شهرک سازی در مناطق شهرک نشین دورافتاده در کرانه باختری و در مقابل تسریع روند شهرک سازی در دیگر شهرک‌های صهیونیست نشین بزرگ در اراضی اشغالی فلسطینی را خواستار شد.

بیشتر بخوانید: https://ir.sputniknews.com/us/201611171999212/

++++++++++++++++++++++++++++++

گنادی زوگانف:

“ترامپ”

فرصتی هم برای امریکا و هم جهان

سایت حزب کمونیست روسیه – آزاده اسفندیاری

download

این مقاله که بیشتر جنبه بیانیه دارد، با امضای گنادی زوگانف رهبر حزب کمونیست روسیه فدراتیو در سایت حزب کمونیست این کشور منتشر شده است:

در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که روز هشتم ماه نوامبر برگزار شد، کاندیدای حزب جمهوری خواه “دونالد ترامپ” در مقابل نماینده حزب دمکرات “هیلاری کلینتون” به پیروزی رسید.

پیروزی”ترامپ” دلیل روشن شکست اجرای سیاست نئولیبرالیستی، جهانی سازی و شکست سیاست های مالی سوداگرانه دولت های آمریکایی در سال های گذشته می باشد.

 سال 2007 بحران رهن و وام مسکن در ایالات متحده آمریکا منجر به شوک و فشار بر روابط مالی و اقتصادی جهانی شد که 200 کشور را در بر گرفت. واشنگتن برای برون رفت از وضعیت دشوار به وجود آمده، دست به ماجراجویی های سیاسی- نظامی زد. سرنگون کردن دولت لیبی و کشتن وحشیانه “معمر قذافی”، تخریب تبهکارانه کشور سوریه و آواره کردن میلیون ها شهروند مرفه و صلح طلب این کشور و نقطه اوج عملیات امپریالیستی آمریکا در به هم ریختن امنیت و ثبات اوکراین با حمایت از نئونازی های هوادار “باندرا” بود. (باندرا ژنرال اوکراینی که در جنگ دوم جهانی با فاشیسم آلمان در حمله به اتحاد شوروی همکاری کرد.)

نتیجه این ماجراجوئی ها به آشفتگی و عدم ثبات اجتماعی آمریکا و اروپا از یک سو و از سوی دیگر، به رو درو قرار گرفتن با روسیه انجامید. همزمان مردم هلند در یک همه پرسی رای به عدم پذیرش اوکراین به اتحادیه اروپا دادند. در ادامه مردم بریتانیا نیز در یک رفراندم رای به خروج از اتحادیه اروپا دادند و خواهان برداشتن یوغ کمیسیون اروپا از گردن خود شدند. به بیانی دیگر، یعنی مخالفت بخشی از مردم اروپا با سیاست های نئولیبرالی.

بدون تردید پیروزی “ترامپ” درانتخابات ریاست جمهوری را باید در شکست سیاست های نئولیبرالیستی دولت های آمریکایی دانست. برنامه اقتصادی رئیس جمهور جدید آمریکا احیای تولید ملی بر اساس رشد صنایع و ایجاد محل کار، سود افزایی و گرفتن مالیات از شهروندان می باشد. به دست آمدن سرمایه از تولید ملی، پیروزی بر سرمایه های مالی و سوداگرانه جهانی!

واقعیت زندگی سال های گذشته نشان داد که نظام تک قطبی، منجر به رکود اقتصادی و تشدید بحران های اجتماعی جهانی شد. باید توجه داشت که تغییر رئیس جمهوری در آمریکا را نباید تغییر در توازن قوای سرمایه داری در جهان تلقی کرد. ما کمونیست ها نباید با جابجایی رئیس جمهور در آمریکا دچار توهم شویم. در هر صورت او نماینده بخش بزرگی از شرکت های سرمایه داری و بخش جدایی ناپذیر سرمایه داری الیگارشی جهانی است.

وقتی وضعیت اقتصادی آمریکا را با روسیه مقایسه می کنیم ظاهر امر نشان از برتری اقتصاد آمریکا دارد اما با بدهی های نجومی بیش از بیست ترلیونی این کشور، چهره واقعی اقتصاد این کشور نمایان می شود. ظاهر اقتصاد این کشور فریب دهنده است اما همچون خندقی است که روی آن را با کاه پوشانده باشند. ترامپ در پی آن است تا از غرق شدن کشتی آمریکا در بدهی های این کشور ممانعت به عمل آورد.

هیات حاکمه آمریکا بر آن نبود تا در انتخابات این کشور دست کاری و یا تقلب کند اما تمامی دستگاه های خبر رسانی سعی بسیار به کار بردند تا از ترامپ چهره ای هیولایی ترسیم کنند و بر عکس با تبلیغ به نفع” کلینتون” و با ارایه نظر سنجی های غلط، او را پیروز میدان انتخاباتی نشان بدهند.

اظهارات” دونالد ترامپ” در وعده های انتخاباتی اش، در مورد روسیه و وضعیت جهان را باید مثبت ارزیابی کرد، اما نباید کاملا به آن اعتماد داشت . اگر چه او بر رقیب جنگ طلب خود پیروز شد اما این انتظار را نباید داشت که او خارج از منافع طبقاتی خود و منافع ایالات متحده آمریکا قدمی فرا تر بردارد.

باید توجه داشت که در جامعه روسیه برای برخی این سوال وجود دارد که چرا “ترامپ” راه تعامل، دوستی و همکاری با روسیه را در مقابل تفکر خانم “کلینتون” مبنی بر مقابله با روسیه مطرح می کند. در پاسخ شاید بتوان گفت بازگشت به دوستی با روسیه می تواند “سیاست خفه کردن در لباس دوستی” باشد. ما در دوستی با ایالات متحده آمریکا تجارب تلخی را پشت سر گذاشته ایم. سیاستی که با همکاری و توصیه آن ها منجر به نابودی صنعت، علم، سیستم آموزش و پرورش و از همه فاجعه بارتر نابودی ارتش بزرگ اتحاد شوروی گردید.

اگر چه معاون رئیس جمهور جدید آمریکا “مایک پنس” طی مصاحبه ای در مقایسه با اظهارات تهاجمی خانم “کلینتون” نسبت به روسیه با لحن ملایم تری صحبت کرد اما باید هوشیار بود که آقای “ترامپ” برنامه حفظ و تقویت بودجه نظامی آمریکا را مد نظر قرار داده است.

کلام آخر این که، ما گفته ها و برنامه های رئیس جمهور جدید را مد نظر قرار می دهیم اما مطمئن ترین راه دوستی با ایالات متحده آمریکا نه با تکیه بر دوستی با “عمو ترامپ” بلکه تقویت قدرت اقتصادی، فکری و نظامی روسیه، اتحاد و به کار بستن آرمان های عدالت اجتماعی و دوستی خلق ها است.

شکست سیاست های لیبرالیستی چه در کشور ما و چه در سطح جهانی عینیت یافته است. مردم ما در سال های اخیر از چنین سیاست هایی متحمل آسیب های بی شماری شده اند و باید از ادامه آن با تمام توان جلو گیری کرد. تنها یک روسیه قدرتمند می تواند با آمریکا سر میز مذاکره و گفتگو برابر حقوق بنشیند.

.https://kprf.ru/party-live/cknews/160090.htm

امضای عجیب و غیر قابل تقلید ترامپ

دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا امضای عجیبی دارد که به نظر می رسد هیچکس نتواند آنرا تقلید کند.

به گزارش اسپوتنیک، خبرگزاری “مهر” مطلب کوتاهی در اینباره درج کرده و می نویسد دونالد ترامپ که در نهایت توانست با شگفتی همگان رئیس جمهورجدید آمریکا در میان تمام ویژگی‌های خاصی که دارد؛ یک امضای عجیب هم دارد

cxdf7gnwgaaag-3-jpg-large.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اسلاوی ژیژاک
چگونه “پولیتیکال کورکتنس” سبب پیروزی ترامپ شد

ترامپ یک تفاله است، یک آشغال است و از این قبیل، اما؛ امای من اینست: نخست، ترامپ، بعد از همه ی این حرف ها، شما اگر چپ باشید می بایست او را تحسین کنید، او کاری فوق العاده انجام داد. او تقریبأ یک تنه حزب جمهوری را ویران ساخت. شما دو گرایش در این حزب دارید. یک مسیحیان بنیادگرایان، و دیگر لیبرال های الیت با بیزینس های بسیار بزرگ. هردوی آنها کمابیش از ترامپ وحشت دارند


“پولیتیکال کورکتنس” که به سختی بتوان معادل فارسی آن را یافت، به معنی استفاده از زبان، سیاست و یا موازینی است به منظور خودداری از اذیت کردن یا ضرر زدن به یک گروه از مردم در جامعه. شاید بتوان از آن به عنوان “تصحیح سیاسی” نام برد. ژیژاک نظریه پرداز بسیار مطرح امروز می گوید:”‘پولیتیکال کورکتنس’ ی که امروز از جانب حکومت ها به کار برده می شود از توتالیتاریسم خطرناک تر است.” ما اکنون در دوران دموکراسی پسا واقعیت (post factual) زندگی می کنیم که در آن بی خبری و بی خردی واقعیت ها و خرد را کنار می زنند. در این وضعیت وقتی واقعیت با اسطوره تلاقی می کند بی فایده می شود مانند گلوله هایی که از بدن آدم های بیگانه از کرات دیگر در نوشته های اچ جی ولز خارج می گردد. زیر عنوان اذیت نکردن آدم ها یا رعایت کردن آنان دروغ گویی شده است روال کار همه ی سیاستمدراران در دنیا و بسیاری از کسانی که در قدرت هستند. “پولیتیکال کورکتنس” به آنان چنین اجازه ای را می دهد. ترامپ نیز که گفت “من فکر می کنم مهم ترین مشکلی که کشور با آن مواجه است “پولیتیکال کورکتنس” است، دروغ های شاخ داری به مردم حاشیه ای سرریز کرد تا خود را موجه جلوه دهد. در این جا، در این ویدئو، ژیژاک در صحبت از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری 8 نوامبر 2016، استدلال می کند که دیگر “پولیتیکال کورکتنس” کارکردی نمی تواند داشته باشد. و صد البته این که پس از انتخابات گفت و گویی درگرفته که “پولیتیکال کورکتنس” مهمترین عامل پیروزی ترامپ بوده است، نمی تواند درست باشد. اما این گفت و گو هم چون بقیه ی گفت وگوهایی که ترامپ باب کرد، دروازه را گشوده است برای افشاء جنبه هایی دیگر از سیاست بازی ها و به گفته ی ایرانی ها کلاه شرعی که بر سر مردم گذارده می شود تا کار از پیش رود.
این متن ترجمه ی کامل ویدئوی اسلاوی ژیژاک هست. ژیژاک در این گفتارِ در مخالفت با نوام چامسکی چند روز قبل از انتخابات نمونه های مشخصی از “پولیتیکال کورکتنس” دولتیان در آمریکا ارائه می دهد و می گوید که سیستم درهم شکسته شده است و دیگر این سیاست کاربردی ندارد:

مهین میلانی

سانتریست های لیبرالِ امروز درهم شکسته شده اند

من می دانم که حتی در ایالات متحده ی آمریکا، وقتی شما کسی مثل دانلد ترامپ را دارید، واکنش های زیادی از جانب الیتیست های لیبرال وجود دارد. ما در اینجا نیز با محدودیت های دموکراسی روبرو هستیم اما با مفهوم غلط آن، به آن مفهومی که شما می بینید که یک تعداد آدم های احمق اغوا می شوند و از این قبیل… خوب، با اینکه نوام چامسکی چندان از من خوشش نمی آید، من صمیمانه او را تحسین می کنم و می بایست بپذیرم که من این عبارت را دوست می دارم. گمان می کنم که این فقط یک عبارت ژورنالیستی نیست [منظور “پولیتیکال کورکتنس” است]. یک برداشت است که او از سنت آمریکائی، و حتی از جناج راست موجود در زمینه ی توافق مانوفاکتوری لیبرال ها گرفته است. شما می دانید که دموکراسی یک سری قوانین رسمی برای انتخابات نیست، دموکراسی عبارت از مجموعه نت ورک حجیمی است جهت ساختمان توافق های سیاسی؛ عبارت است از مقدار زیادی قوانین نوشته نشده.

و حالا من تصور می کنم که ایالات متحده در یک لحظه ی بسیار مهمی قرار دارد، در لحظه ای که این ماشینی که برای ایجاد توافق ها بوجود آمده، درهم شکسته شده است. حالا زمانی است که می تواند خطرناک باشد. در چنین لحظاتی فاشیسم ممکن است تسلط یابد، اما می تواند لحظاتی باشد که چپ، یا هرچپ نوینی، یک پاسخ جدید برایش داشته باشد. بنابراین واکنش اولیه ی من به این الیتیست های لیبرالی که مدعی اند شما می بینید این یقه چرکین هارو، سفیدهای آشغال یا هرچی، دارند به ترامپ رأی می دهند، بله. اما این مسئولیت خود شماست. یک لحظه ی حقیقت در تمام این مردم غضبناکی که به ترامپ رأی می دهند روشن می کند که دیگر ماشین توافق مانوفاکتوری کار نمی کند. اگر بخواهیم این امر را با واژه ی مارکسیستی اغراق آمیز و گزاف گویانه به کار گیریم، ایدئولوژی حاکم ماشینی را تجهیز می کند که مردم را همیشه درحال چک کردن نگاه دارد، و به افراط آنها را کنترل کند. این ماشین دیگر کار نمی کند.

و در اینجا نیز من کمتر ناامید نیستم. برخلاف لیبرال ها که برایشان ترامپ تهِ شیطان است و یک کابوس است و از این قبیل، من تصور می کنم که پیچیده تر از این حرف هاست. البته ترامپ تقریبأ و نه کاملأ یک فاشیست فنومنال است، اما این بدین دلیل است که سانتریست های لیبرالِ امروز درهم شکسته شده اند، و به همین دلیل، نه اینکه من به هیچ وجه ترامپ را دوست داشته باشم، ترامپ یک تفاله است، یک آشغال است و از این قبیل، اما؛ امای من اینست: نخست، ترامپ، بعد از همه ی این حرف ها، شما اگر چپ باشید می بایست او را تحسین کنید، او کاری فوق العاده انجام داد. او تقریبأ یک تنه حزب جمهوری را ویران ساخت. آنچه من از این امر منظور دارم اینست که شما دو گرایش در این حزب دارید. یک مسیحیان فوندامانتال هستند، بنیادگرایان، و دیگر لیبرال های الیت (برگزیده ها) با بیزینس های بسیار بزرگ. هردوی آنها کمابیش از ترامپ وحشت دارند. ترامپ یک آدم مبتذل است، اما در این ابتذال یک اپورتونیسم بیزینسی انسانی وجود دارد. که حالا من یک چیز وحشتناکی در آن می بینم. اما برای من آدم هایی مثل “گروه مرگ”، یادتان می آید هشت سال پیش، ریک ساندورو را، آنها یک چیزهایی خیلی وحشتناک ترند. ترامپ یک آدم منفور کثیف است. اما آیا فکر می کنید که ریک ساندورو یک بشر است؟ من فکر می کنم آنها از یک سیاره ی دیگر آمده اند. یک چیزهای خیلی وحشتناک در باره ی آنها وجود دارد.

هیلاری امروز صدای جنگ سرد است

نکته ی دوم من اینست: من هیچ گاه به این تعصب نسبت به ترامپ اطمینان نکردم: اوه باید همه جمع شوید و جلوی ترامپ را بگیرید… برای این کار، ما برنی ساندرز را قربانی کردیم. به این طریق بود که هیلاری ما را به اینجا رساند. هیلاری این نیست که فقط یک ذره پیشرو است. هیلاری امروز صدای استقرار سیستم است، حتی صدای استقرار سیستم جنگ سرد است. شما هیچ می دانید که خیلی از اسم های گنده ی نیوکان از اطرافیان جرج بوش مثل پل وولف و دیگران همه به هیلاری روی آوردند؟ حالا در روزهای آخر پروپاگاندی هست برعلیه ترامپ که می گوید، اوه ترامپ ما را به یک جنگ جهانی دیگر می کشاند… نه، من بیشتر از هیلاری می ترسم که چنین کند.

بنابراین، باز به هیچ وجه من به نفع ترامپ حرف نمی زنم. او تجسم آن چیزیست که من هم الان داشتم راجع به آن حرف می زدم. ادغام کردن مردم به صورت جمعی، یک تهدید جمعی، این وضعیت زشتی که شما می توانید راجع به هر چیز حرف بزنید، که چند سال پیش فکرش را نمی شد کرد، و الان جزئی از گفت و گوهای مردم و بسیار عادی شده است، گفت و گوهایی برسر نژاد پرستی و دیگر چیزها. و من فکر می کنم اینجاست که “پولیتیکال کورکتنس” کار نمی کند. زیرا “پولیتیکال کورکتنس” تلاشی است مستأصل زمانیکه مردم تن می دهند به قوانین نوشته نشده که به شما می گوید این چیست و آن چیست. “پولیتیکال کورکتنسِ” درهم شکسته مستقیمأ در اینکه این اصطلاح باید به کار گرفته شود و آن اصطلاح باید استفاده شود را رسمی و قانونی می کند. آنچه که مرا از این روش کار می ترساند اینست: شما به یاد دارید دو سال پیش، ببخشید سه – چهار سال پیش را، زمانی که گفت و گوهایی در باره ی شکنجه آغازید. ارتش آمریکا یک کار جالبی انجام داد. آنها دیگر راجع به شکنجه حرف نزدند. اما عبارتی به کار بردند که فکر کنم این باشد: “روش بازجوئی بخار”. و این به نظر من استقرار سیستم “پولیتیکال کورکتنس” است. یک لغت قشنگ جایگزین می کند. و من می توانم تصور کنم که 10سال بعد، و این جوک نیست، تجاوز را، و چرا نه، “تکنیک اغوای بخار” بنامند. این اساس دیدگاه “پولیتیکال کورکتنس” است که واژه هایی استفاده کنند که طرف مقابل را آزار ندهد.

من نمی توانم با این نظر هم عقیده باشم وقتی ما با این همه هویت های سکشوال حاشیه ای تعامل داریم، که می تواند شما را تراماتایز کند و غیره. اما به هیچ رو فکر نمی کنم که این یک نوع حق جهانی باشد که به صورتی دیگران را بنامیم که اذیت نشوند. بگذارید از یک مدیر کورپوریشن جنایتکار بگوئیم که شاید بخواهد یک انسان دوست “اس اف” به نظر آید. نه. او می بایست در ملأ عام طوری نامیده شود که او را اذیت کند و تمام مسئله برسر اینست که شما باید ضربه بزنید. من این دیدگاه نارسیستی را دوست ندارم که آه نکند تو ناراحت شوی، آیا صدمه ای بهت وارد شده و از این قبیل. البته شما می توانید از این طریق از حقوق هموسکشوال ها دفاع کنید، و از آدم های L pretty بگوئید اما چه چیز اجتناب می کند از اینکه سفید های در قدرت بیایند بگویند ببخشید ولی شماها می آئید به ما این جوری حمله می کنید و از این حرف ها. نه. در سیاست ما دشمنان واقعی داریم. سیاست یک مبارزه ی واقعی بین زندگی و مرگ است.

Slavoj Žižek: How Political Correctness Actually Elected Donald Trump
www.youtube.com

مهین میلانی