%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%81%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%88

تحولات افغانستان و ابتکارات تازه روسیه

ضمیر کابلوف؛ نماینده ویژه روسیه برای افغانستان می گوید که کشورش به زودی میزبان نشستی درباره افغانستان خواهد بود.

به گفته کابلوف قرار است این نشست در ماه دسامبر سال جاری میلادی به میزبانی روسیه برگزار شود.

کابلوف افزود که از کشورهای چین و پاکستان دعوت شده تا در این نشست حضور پیدا کنند.

گفته شده که این نشست به هدف تقویت مشارکت منطقه ای و هماهنگی بیشتر میان کشورهای منطقه بر ضد تروریزم برگزار می شود.

همزمان کابلوف می گوید که در مورد تامین صلح و پایان جنگ در افغانستان با کشورهای هند و ایران نیز گفتگو کرده است.

به گفته او، قرار است به زودی با سران این کشورها نیز گفتگوهایی به میزبانی روسیه برگزار شود.

وی افزود در صورتی که امریکا خواسته باشد در این نشست اشتراک کند، می‌تواند نماینده‌ خود را اعزام کند.

چندی پیش نیز وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که دولت این کشور آماده است تا به روند صلح افغانستان از طریق سیاسی کمک کند.

این اقدامات نشان می دهد که مسکو در جستجوی پیدا کردن راه های تازه ای برای ورود به عرصه سیاست افغانستان است؛ البته اینکه آیا این به معنای «مداخله»، «سلطه» یا «نفوذ» دوباره روسیه در امور داخلی افغانستان خواهد بود یا نه، مساله ای است که پیش از هرگونه داوری یکجانبه و زودهنگام نیاز به نشانه هایی مستدل برای اثبات و احراز دارد؛ زیرا مسکو پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که بنا به روایتی به دنبال شکست تلخ و سنگین اشغال افغانستان از سوی ارتش سرخ، رقم خورد، تصور نمی شود بار دیگر آرزوی تجربه مجدد آن را کرده باشد. حتی موقعیت بین المللی روسیه در معادلات حساس و استراتژيک جهانی نیز در حال حاضر، نمی تواند چنین آرزویی را برتابد.

با این حال، کارشناسان مسایل منطقه می گویند که بدیهی است که روسیه در قبال مساله افغانستان و تحولات جاری در کشور، منافع، اهداف و برنامه هایی دارد که در صدد دست یافتن و تحقق بخشیدن به آنها است.

این امر به ویژه در شرایطی که موقعیت جهانی روسیه به سرعت در حال بهبود است و بلوک غرب به شمول اتحادیه اروپا، ناتو و امریکا در مسیر یک فروپاشی عملی قرار گرفته و زمینه برای ظهور جدی تر قدرت های جهانی جایگزین، بیشتر از هر زمان دیگری از جنگ جهانی دوم تاکنون، مهیا شده است، دور از انتظار به نظر نمی رسد.

صاحب نظران می گویند که حضور ناتو در مرزهای نزدیک روسیه و مناطق نفوذ سابق ابرقدرت شوروی، مساله ای است که بارها نگرانی و واکنش های آشکار و مقابله جویانه کرملین را برانگیخته است و مأموریت کنونی امریکا و متحدانش در افغانستان هم می تواند به یک معنا در چارچوب همین سیاست کلان کرملین برای آینده منطقه، قابل ارزیابی و تحلیل باشد.

با این وصف، نباید فراموش کرد که روس ها از همان ابتدای هجوم نظامی امریکا و متحدانش به افغانستان، نسبت به دولت تحت حمایت ایالات متحده و غرب در کابل، نگاهی غیر خصمانه و چه بسا سازنده داشته است.

مقام های کابل هم به سهم خود سعی کرده اند روابط خود را هرچند به صورت محتاطانه و حساب شده با مسکو در همه ابعاد اقتصادی، سیاسی و نظامی، گسترش دهند؛ ولی در عین زمان، همواره به این مهم هم توجه داشته اند که این امر، خطوط سرخ مورد تأکید ناتو و امریکا را نقض نکند و به احیای دوباره سلطه و نفوذ روسیه بر افغانستان، علی رغم حضور ناتو منجر نشود.

با این حساب، اکنون که ترامپ در امریکا به پیروزی رسیده و در اینسو، قرار است انگلیس از اتحادیه اروپا جدا شود و اتحادیه اروپا هم با تصویب طرح های دفاعی و امنیتی بین اروپایی، در صدد جایگزین کردن ناتو است، تصور می شود این بار نوبت مسکو است که بخشی از نقش های جهانی ایالات متحده و ناتو را در زمینه مدیریت جهان بر عهده بگیرد و با یارگیری از میان قدرت های منطقه ای نوظهور که عمیقا روی تحولات منطقه، اثرگذار و در آنها نقش آفرین هستند، بلوک شرق را بار دیگر سامان دهی کند.

از این منظر، ابتکارات تازه روسیه در مورد صلح و امنیت و مبارزه با تروریزم در افغانستان با حضور و مشارکت قدرت هایی مانند هند، ایران، پاکستان، چین و… می تواند آینده متفاوتی را برای تحولات سیاسی و امنیتی جاری در افغانستان، رقم زند؛ آینده ای که شاید لزوما همان چیزی نباشد که در چشم انداز استراتژيک امریکا و ناتو طی سال های پیش رو، پیش بینی شده است. آوا