titre

چرا مخالفان روحانی

ترامپ قبل از پیروزی را رها نمی کنند؟
1-

“بونکر” رئیس کمیسیون اروپا: امریکا احتمالا در آینده به امنیت اروپا و تامین آن اهمیتی نخواهد داد و چازه ای جز تاسیس ارتش اروپا نداریم. این امر ضروری است.

2-

ترامپ در مصاحبه با وال استریت ژورنال: من روی برکناری بشار اسد متمرکز نخواهم شد، بلکه روی نابودی داعش متمرکز می شوم.

3-

روزنامه ایندیپندنت: مصاحبه ترامپ با وال استریت ژورنال نشان میدهد که واشنگتن دیگر از معارضین سوری حمایت نخواهد کرد.

4-

هنری کیسینجر: از انتخاب ترامپ شگفت زده ام!

5-

استیفن هاوکینگ: طرز کار جهان را درک می کنم اما علت محبوبیت ترامپ را نه. او عوامفریبی است که سخنانش باب طبع نا آگاه ترین قشر جامعه است.

6-

سخنان هشدار گونه ترامپ درباره اسرائیل: خانه سازی در شهرک ها باید خاتمه یابد و مذاکره با فلسطینی ها به نتیجه برسد. باید کشور فلسطین تشکیل شود.

7-

رئیس مجلس “علی لاریجانی” روز گذشته به رسانه ها و دیگران (بخوانید امام جمعه ها) توصیه کرد اظهار نظرهای شتابزده درباره ترامپ نکنند!

8-

جناح راست و مخالف دولت روحانی که روی ترامپ سرمایه گذاری کرده و امید داشتند با روی کار آمدن وی باد در پرچم آنها بوزد، هنوز همان تبلیغات دوران انتخاباتی امریکا را مبنای کار و اظهار نظر خود قرار داده اند. مثلا امام جمعه مشهد هنوز دنبال رابطه ترامپ با یک دختر 13 ساله است و در نماز جمعه هفته گذشته خود آن را مطرح کرد و یا امثال سرداری نقدی و یا حسین شریعتمداری در کیهان هنوز در همان حال و هوای دوران قبل از رای گیری هستند. این درحالی است بتدریج حقایق دیگری در ارتباط با انتخابات امریکا فاش شده و مواضعی از سوی ترامپ اعلام شده که حتی دولت سوریه نیز از آن استقبال کرده است و دولت هائی نظیر آلمان نگران آن هستند! از جمله درباره آینده ناتو بعنوان حافظ امنیت اروپا که ترامپ گفته امریکا دلیلی ندارد که 70 در صد بودجه ناتو را بدهد و در آنسوی اقیانوس امنیت اروپا را حفظ کند

ارسالی محمدی

++++++++++++++++++++++++++

بحران جهانی ترامپ فعلا فروکش نمی‌کند

1964710_page__2

دیپلماسی ایرانی: در امریکا در اعتراض به انتخاب دونالد ترامپ، به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهوری امریکا تظاهراتی در خیابان های امریکا به ویژه در کالیفرنیا، غربی ترین ایالت امریکا برپا شده است. منابع خبری همچنین می گویند که سایت مهاجرت دولت کانادا به اندازه ای با مراجعین برای مهاجرت از ایالات متحده مواجه شده که دیگر نمی تواند پاسخگوی متقاضیان باشد، تا آن جا که سایت مهاجرت کانادا تا چند ساعت از کار افتاد! اعتراض ها و واکنش های خصمانه به انتخاب رئیس جمهوری جدید زمانی فروکش خواهد کرد که اثرات شوک انتخاب او فروکش کند. البته رئیس جمهوری جدید تلاش خواهد کرد که از شدت خشم ها بکاهد و ملت خود را از بابت انتخابش مطمئن کند. شاید، خلاصه، بتوان گفت، که ممکن است یاد بگیرد – همان طور که بارها در تاریخ دیدیم – که تفاوت بسیاری میان اظهارات نامزدها با زمانی که عملا رئیس جمهور می شوند، وجود دارد. مسئولیت، افراد را صیقل می دهد بسیاری از خصلت ها را اصلاح می کند، برای این که روشن می شود که مشکلات خیلی هم به این سادگی ها نیستند که خیلی از کسانی که خارج از قدرت هستند، تصور می کنند. حتی ترامپ و امثال او این را درک خواهند کرد و خواهند فهمید که در برابرشان راهی جز تعقل و خودداری از مسائل جنجال ساز نیست.

اما امریکا – و به همراه آن جهان – برای چند ماه شاید هم بیشتر در بحران به سر خواهند برد. چرا؟ به سه دلیل عمده که به طور خلاصه در این جا به آنها اشاره می کنیم.

آثار شوک: اکثر کسانی که حق رای داشتند، تاکید می کردند که کلینتون پیروز انتخابات است، می گفتند اگرچه ممکن است در آستانه انتخابات فاصله او از ترامپ کم شود اما همه بر شکست ترامپ تاکید داشتند. بارها نسبت به اعتماد کامل داشتن به نطرسنجی ها هشدار داده بودیم و گفته بودیم که در بسیاری از مواقع واقعیت ها را نمی گویند. برای شاهد این تجربه هم به نظرسنجی هایی اشاره می کردیم که شکست نتانیاهو در سال گذشته را پیش بینی می کردند، در حالی که دیدیم پیروز شد و دوباره نخست وزیر اسرائیل شد. یا نظرسنجی هایی که خبر از ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا می دادند، در حالی که دیدیم بریتانیایی ها به خروج از اتحادیه اروپا رای دادند. بنابراین مشکلی در اداره و نتیجه گیری از نظر افکار عمومی وجود دارد، که الآن هم تکرار شده است. نظرسنجی ها به جای آن که به ما ارشاد دهند بیشتر ما را گمراه می کنند، و این مساله بر مصداق و شناخت افکار عمومی تاثیر می گذارد.
بحران امریکا: خیلی ها تا کنون تا این اندازه قطب بندی سیاسی و اعتقادی را که در طول این انتخابات و سه مناظره تلویزیونی میان ترامپ و کلینتون مشاهده شد در جامعه امریکا ندیده بودند. تا آن جا که ترامپ تهدید کند اگر رئیس جمهور شود کلینتون را به زندان می اندازد؟! این قطب بندی به دلیل وجود کلینتون به وجود نیامده است، او امتداد سیاست سنتی حزب دموکرات است، در دوران ریاست جمهوری همسرش، بیل کلینتون در دهه نود بانوی اول کاخ سفید بوده و بعد در زمان باراک اوباما، وزیر امور خارجه بوده است، او الآن جزئی جداناپذیر از نهاد حکومتی امریکا محسوب می شود. به اعتقاد من اتفاقا همین ویژگی ها یکی از مهمترین دلایل پیروزی ترامپ بوده است. او صحبت از تغییری کرد که بسیاری از مردم جامعه امریکا خواهان آن هستند، اما تغییری که او از آن صحبت کرد به شیوه ای است که به نفع اوست، او احساسات ضد «نهادی» را در واشنگتن به بازی گرفت و از آن به سود خود بهره برداری کرد.

او در حال حاضر مسئول اول قطب بندی های امریکا است که به دلیل اظهارات آتشینش علیه مسلمانان و مهاجران که اکثریت آنها را دروغگو و خطاکار و خطرناک جلوه داده، به وجود آمده است. او همیشه در زندگی اش در آغوش سرمایه داری وحشی بوده و انتظار می رود در سیاست نیز همین شیوه را دنبال کند، به اعتقاد او روابط بین المللی چیزی نیست جز این که قوی ضعیف را به بردگی بگیرد. و تا زمانی که امریکا قدرتمندترین کشور است پس می تواند به سود خود غنیمت جمع کند، مثلا به زور بر نفت خاورمیانه مسلط شود. اظهارات و حتی کارهای او بازتاب نوعی خلط جهل سیاسی با خشونت ابتدایی است. این امریکای بی رحم است نه امریکای نرم و تلخ. از این جا است که در می یابیم ظهور افرادی مثل ترامپ فقط برای امریکا بحران آفرین نیستند بلکه بحرانی برای همه دنیا هستند.

بحران جهانی: روشن است که امریکا چاد و یمن نیست. به معنای روشن تر: اگر بخواهیم جایی را پایتخت دنیا بنامیم، آن جا واشنگتن است، بدون هیچ رقیبی. برای این که صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به فاصله چند خیابان ساده از کاخ سفید در آن جا واقع شده اند. برای همین الآن صحبت از اقتصاد جهانی ای می کنیم که بنا بر مناسبات واشنگتن ایجاد شده است. کما این که سازمان ملل در نیویورک است و نمی تواند از آثار آن چه در خیابان ها و به خصوص افکار عمومی و جامعه امریکا می گذرد، به دور باشد. همین قادر کافی است که بگوییم فقط از لحاظ نظامی، بودجه دفاعی امریکا معادل بودجه 9 کشور جهان، از جمله روسیه و چین است. نیازی نیست در این جا به قدرت تکنولوژی امریکا یا تاثیرات بزرگ جوامع امریکایی و بانک های فکری آنها در بازارهای فکر جهان اشاره کنیم. برای همین هر چه در امریکا اتفاق بیفتد تاثیر قوی و مستقیمی بر جهان خواهد گذاشت.

تاثیر زلزله ترامپ فقط به دلیل اندیشه های سیاسی و مبادی فکری اجتماعی اش که برخواسته از اندیشه های نژادپرستانه از جمله درباره سیاه پوستان و زنان نیست، بلکه نقص مشروعیت امریکا نیز باعث آن شده است. به صراحت بگوییم که در حال حاضر ریاست جمهوری از این ناحیه ضربه خورده است. بسیاری از هم حزبی های رئیس جمهوری جدید از او و افکار او تبری جسته اند، و خود حزب تبدیل به حزبی ضعیف و در حال فروپاشی شده که نیاز عملی به بازسازی سریع خود دارد. همچنین گروه های نژادی که جامعه امریکا را تشکیل می دهند، به خصوص اکثریت سیاه پوستان، اعتمادی به او ندارند، اکثر فرهنگیان امریکا از جهل و افکار خطرناکش می ترسند. آیا رئیس جمهور اوباما بارها تکرار نکرد که ترامپ شایسته ریاست جمهوری امریکا نیست؟ دیگر چه برسد به اداره جهان؟

همانند رئیس جمهوری سابق، رونالد ریگان در دهه هشتاد که او هم هنرپیشه بود، ترامپ نیز خیلی چیزها را یاد خواهد گرفت و اگر بخواهیم خوش بین باشیم امیدواریم که خیلی سریع نکات را یاد بگیرد و بر روحیه فعلی اش غلبه کند و چیزی خلاف واقع را نشان دهد. تا وقتی که این اتفاق بیفتد خدا به داد دنیا و امریکا برسد.