1599218

افغانستان؛ سرنوشت امریکاست، ترامپ گزافه می گوید
اوضاع به گونه یی است که عربده کشی های ترا مپ، غیر از خود امریکایی ها، هیچ کسی را نمی ترساند. آنانی که باید ترسانده شوند، عملاً با امریکا درخاور میانه و افغانستان در جنگ اند.

دونالد ترامپ هنوز عرق کارزار های انتخاباتی را از سرو گردن نازدوده، پروندۀ افغانستان را ورق زد که همه ارکان دولت را مشوش کرده است.
وی گفت: دولت امريكا هزاران پرابلم در داخل كشور دارد كه بايد حل شود. ما ديگر ضرورت نداريم براي بيروني ها پول مصرف نمايم. بخصوص براي افغانستان كه انها هم ازين مصارف ما راضي هم نيستند. پس ما تمام كمك هاي خود را قطع خواهيم كرد.
او گفت ما برای اعمار مکاتب برای شان پول میدهیم؛ آن ها مکتب ها را حریق می کنند.

ترامپ نگفت که رسم مکتب سوزی را چه کسانی به این سرزمین رام نشدنی رواج دادند؟

چرا ترامپ زود تر از انتظار، دهان به سوی افغانستان وا کرد؟ کابوس حفظ و چرخاندن جنگ افغانستان ازین پس، بسیار هول آور است. هندی ها درسال 2001 که حمله امریکا آغاز شد گفته بودند که امریکایی ها با پای خود به سوی دهان شیر آمدند.

اکنون درمیدان واقعیت، چیزهایی دیگری در جریان است که خط و نشان کشی ترامپ را در دام چالش های گیج کننده یی پرتاب می کند. امریکا برای دفاع از منافع برون مرزی خویش، غیر از افغانستان پایگاه عملیاتی مهمی در اختیار ندارد. حضور آن ها در خلیج فارس، محدود به یایگاه های دریایی است. زمین افغانستان سرنوشت هر جنگی را مشخص کرده و این را امریکا و روسیه به روشنی درک می کنند. دونالد ترامپ رئیس جمهور تاریخ اضطراری امریکا است؛ هیاهو راه می اندازد؛ اما توان جنگ ندارد.
امریکا برای حراست از منافع خود در اقتصاد وامنیت آسیا، مکلف، ناگزیر، معذور ومجبور است امنیت خود را به بهای ارزان، از افغانستان بخرد.
قطع مصارف نظامی امریکا برای اردوی افغانستان که در واقع دریک گیرافتاده گی تاریخی، از روی مجبوری برای دفاع از خود و برای استراتیژی امریکا می جنگد، باعث غروب افغانستان نخواهد شد. افغانستان پیش از امریکا وجود داشته و بعد از امریکا نیز با با نا همسازی های سرنوشت در نبرد خواهد بود. برداشت غالب این است که افغانستان از اختیار امریکا درحال بیرون شدن است. هند، ایران و روسیه عملیات بی سروصدا و سایه سانی را درافغانستان رهبری می کنند و به زودی، امریکا را به میز یک سازش وعقب نشینی فضاحت بار، می کشانند.
هرگامی که امریکا عقب می نشیند، جای آن را همین مثلث منطقه یی پر می کند. احتمال دارد که امریکا با رقبای آسیایی به این نتیجه برسد که امور افغانستان از سوی یک محور مشترک به پیش برده شود. امریکا قادر نیست همانند سال های اول پس از ختم نخستین «جنگ سرد» جهان محوری براساس دیکته و زور را تمثیل کند. آن ها آماده اند (Deal or Negotiation) اند.
راه دیگری نیست.گ.ا