367028

قیمت ترور جنرال دوستم 430 میلیون دالر

معضل های درون حکومتی از زمان مراسم تحلیف آغاز شد! اینکه کمپاین های انتخاباتی چگونه شروع شد و به کجا ختم شد مساله جدا گانه ای دارد. اصل حقیقت هایی است که تابحال پنهان بود و مردم افغانستان را محور قرار داده بودند که پلان های شوم خود را با حلقات خاص تطبیق کنند و برای بقای نسل ایشان کاری کرده باشند .

اشرف غنی برنامه داشت به نام پشتونیزیم تا برای تحقق بخشیدن افکار قومگرایی خود تا ابد افغانستان را یک قوم خاص تنها پشتون ولو که هر چه در بین خود شکر رنجی دارند باز هم باید پشتون در اریکه قدرت باشد. به همین دلیل قاتل مردم افغانستان را به صحنه تاریخ جدید کشور آورد یعنی که لکه ننگینی به نام حکمتیار در تاریخ از قوم پشتون نباشد و سران طالبان پشتون را از زندان های کشور رها کرد.

برای سرکوب کردن اقوام غیر پشتون حلقه ای بوجود آورد از اتمر و استانکزی شروع تا سران طالب نشین در قصر ریاست جمهوری مولوی سلام ضعیف و غیره…

پلان های خود را توسط خاین ملی، زاخیلوال از ISI می گیرد چون اشرف غنی در زمانیکه وزیر خارجه بود توسط پاکستان به تفاهم کلی رسیده بود. پاکستان 280 میلیون دالر بتاریخ 16 ثور 94 در دفتر شورای امنیت به ریاست اشرف غنی تحویل داد تا برای کشاندن جنگ از سه استقامت توسط مهره های کلیدی خود در شمال استفاده کند مثل والی ها، قومندان های امنیه، ریاست های امنیت ملی، وکلای شورای ولایتی و وکلای پارلمان.

جنگ خودی و یا شکر رنجی میان سران پشتون بر سر پول پاکستان بوجود آمد و از این کشمکش ها کرزی به جانب آمریکا دوباره سخن چینی کرد و حلقه ای که در مدت 12 سال بوجود آورده بود دست مایه قرار داد تا از آمریکا 150 میلیون دالر در 24 جوزای 94 بدست آورد و دوباره شبکه خود را فعال ساخت و پلان سقوط نظام را گرفت. در این اسنا داکتر عبدالله خبر شد و به رسانه ها خبر داد که کرزی می خواهد نظام را سقوط بدهد. این فرصتی برای سران جمعیت بود که دوباره با هم یکجا شدند و جلوی کرزی را گرفتند ولی نتوانستند جلوی اشرف غنی و حلقه قومی اش را بگیرد.

سر انجام در حدود ۲۵ درصد جنگ را در شمال انتقال دادند و در لیست اولی که تهیه کرده بودند باید بغلان سقوط کند تا مسیر ولایت های شمال قطع شود ولی با گرفتن جان هزارها جوان و کودک و مادران نتوانستند بغلان را سقوط بدهند پس قندوز را انتخاب کردند و سقوط هم دادند. لیستی که تصویرش از شورای امنیت مدتی در صفحات اجتماعی نشر می شد دروغ نبود بلکه حقیقت بود و در آن سقوط قندوز، سرپل و فاریاب را امضا کرده بودند.

بدون شک جنرال دوستم یک شخص نظامی است و از نظام حکومتداری خبر دارد. چندین بار ملت شاهد جنجال های جنرال دوستم و اشرف غنی بودند و باعث می شد که جنرال دوستم به شعبه معاونیت نرود یا به ترکیه می رفت و یا هم اندکی صدا بلند می کرد در مقابل رسانه ها. گذشته از اینکه برای بار اول قندز، سرپل و فاریاب بدست طالبان سقوط باید می کرد، جنرال دوستم خواست تا به این ولایت ها حمله کند ولی با تنش های شورای امنیت و ارگ تهدید شد ولی به تهدیدها توجه نکرد به فاریاب و سرپل حمله های خود را آغاز کرد که همه شاهد آن بودیم و از سقوط نجات داد ولی قندوز سقوط کرد چون نرفته بود.

پس در این سال دوباره طرح سقوط همین سه ولایت استراتیژی بدست طالبان امضا گردید. اول قندوز را سقوط دادند و می فهمیدند که مثل سال گذشته جنرال دوستم باز به فاریاب و سرپل می رود باید اینبار خودش قربانی شود.

در همین حال مشاوران نظامی گمنام امریک، انگلیس و پاکستان و همچنین کرزی نیز باید می بود که حاضر شد در این معامله با اشرف غنی توافق کند و در ارگ تشکیل جلسه دادند و پلان ترور جنرال دوستم را گرفتند. تصادفا جنرال باز به فاریاب شتافت و به پلان ترور طرح شده افتاد. اینکه جنرال دوستم چگونه حلقه محاصره را شکستاند در اینباره خود جنرال دوستم می فهمد که چه صحنه ای را سپری کرده است.

جنرال دوستم به شبرغان برگشت و لنگر خود را کوبید. اینجا بود که نوبت به جنرال دوستم رسید و عمق قضیه را در ویدیوی تقریبا یک ساعته تمام هست و نیستی که پنهان بود آشکار کرد

==============================.

جان جنرال را نجات دهید

جنرال عبدالرشید دوستم، فرد شماره یک ازبک ها و ترک تبارهای شمال، با سابقه ی نظامی خود در دوره های گذشته، اینک دچار آتش خود افروخته ای شده است که هر لحظه بیم آن می رود دنیا و آخرتش را یکجا بسوزاند.

نظر به تمام شایعات و اخباری که این روزها حول و حوش این جنرال کارکشته و بازنشسته ی میدان جنگ می چرخد، این سوال به ذهن می رسد که آیا عمر رشادت های عبدالرشید به پایان رسیده است و یا می توان وی را از مهلکه رهانید تا به زعم خود سهم خود در تلاش برای امنیت و ثبات را ایفا نماید؟

اوضاع سیاسی کنونی افغانستان هرگز این حجم از اعتراف ها و صداقت های ساده لوحانه ی جنرال ازبک ها را برنمی تابد و هضم نمی تواند بنابراین وی بیش از آن که الگویی برای دیگر سیاستمداران بی سیاست از دور خارج شده و مردم صفحات شمال باشد؛ بیشتر یک آیینه ی عبرت است و بس!

نظر به سریال قهر و آشتی های ناشیانه و طولانی مدت وی که به غیبت از ارگ ریاست جمهوری و کمرنگ شدن هرچه بیشتر در امور مملکتی و حکومتی انجامید، اینک باید دید راه چاره چیست و چگونه می توان جان جنرال را نجات داد.

حسن روابط و مناسبات تنگاتنگ دیپلماتیک دوستم با ترک ها و نیز قدرت نفوذ ترکیه، عربستان و روسیه در اوضاع جاری سیاسی افغانستان این احتمال را قوت می بخشد که وی بتواند به پادرمیانی عوامل خارجی در بازگشت به عرصه ی قدرت سیاسی کابل دل خوش نماید؛ وگرنه اگر خود معاون اول رییس جمهور سیاست آشتی جویانه را در پیش بگیرد؛ به احتمال قریب به یقین حمایت مردمی را از دست خواهد داد.

با توجه به سابقه ی سیاسی نظامی و شخصیت عبدالرشید دوستم، جایگاه متزلزل وی در دولت وحدت ملی، عدم وجود مشاوران کارکشته و پخته برای ممانعت از برداشتن گام های اشتباه و سقوط در چاه بی تدبیری، لحن تند و بی ملاحظه ی وی و عدم وجود جایگزین در میان ازبک ها، شما چه راهکاری برای برون رفت از بحران
موجود پیشنهاد می کنید؟

==================================

جنرال عبدالرشید دوستم به روسیه فرار نمود

جنرال دوستم از ترس اینکه به بهانه های مختلف او را به کابل بکشانند و تحویل مقام های بین المللی دهند، بفکر فرار از کشور افتاد.

ترکیه و قزاقستان و ازبکستان دیگر برای این جنرال مکان امن محسوب نمی شد.
این کشور ها هرچند در گذشته از جنرال دوستم حمایت کردند اما اینک حاضر نیستند رابطه با دولت حاضر افغانستان را بخاطر حمایت از این جنرال از دست بدهند.
به همین دلیل روی خوش به جناب جنرال نشان ندادند.

بناچار جنرال به روسیه سفر کرده است و تا پایان بررسی مجرمان جنگی توسط یکی از محاکم بین المللی که عملا تحقیقات آن آغاز می گردد، معاون اول رییس جمهور غنی به افغانستان بر نمي گردد