367028

جنرال دوستم بین چالش کابل و بلخ

دگرسانی های وضع سیاسی در شمال، با تغییرات درجنگ سوریه- عراق مرتبط است.

برخی گزارش ها از اردوگاه ( درحال بازسازی) جنرال دوستم درجوزجان مشعر اند که باردیگر یک نظریۀ جدی دربارۀ تأسیس پایگاه عملیاتی در شمال ( با مرکزیت بلخ) مطرح است.

دوستم بین کابل و بلخ گیرافتاده و توان رزمایش بزرگ را ندارد. هدف از ایجاد مرکز رهبری یا قوماندۀ عملیاتی این است که تا بر پایه شرایط لازم، فشار ها بر ارگ افزایش یابد.

نخستین فشار و تهدید، این است که برای شورای امنیت ملی مستقر در ارگ، مسئولیت و حوزه صلاحیت های آن، تعریفی داده شود. مسأله یی که درعقب این تحرکات خفته است، تغییر ساختار نظام ریاستی به پارلمانی است.
درتازه ترین موضع گیری، جنرال دوستم با پخش اطلاعیه یی در رابطه به شهادت استاد مصطفی کاظمی، تصریح کرده است که« نظام متمرکز در افغانستان که گذشته یی پر از بی عدالتی و تبعیض داشته است به درد مردم ما نمی خورد و باید آن را اصلاح کرد.»

چنین نتیجه گرفته شده که راه فشار بر کابل، از مزارشریف می گذرد و مشکل بزرگی که بر سر راه جنرال دوستم قرار دارد، قدرت نظامی و سیاسی استاد عطا محمد نور است. تلاش در سطح داخلی و منطقه یی در جریان است تا این مشکل برطرف شود.
بعید است این چالش به آسانی حل شود.
بحث جنگ با داعش بسیار کلیدی است و حتی موضوع ائتلاف جنگی با گروه طالبان به حمایت روسیه را نیز برجسته کرده است.گ.ا

================================

مطالب مرتبط

دوستم قربانی رقابت آمریکا، روسیه و ترکیه؟

از پیش شرط های اخیر جنرال دوستم هم معلوم می شود که او به ارگ کابل و حامیان خارجی او اعتماد ندارد و از تجارب تاریخی زمان داکتر نجیب که موفق نشد او را به دام بیاندازد، استفاده می کند

مخالفت جنرال دوستم با ارگ را باید از دو جهت نگاه کرد: نخست، از دید مناسبات قدرت داخلی با سه انگیزه: 1) توطیه ناکام قتل او در غورماچ. 2) پروژه گسترش جنگ در شمال توسط ارگ .
3) کشمکش قدرت میان تمرکز گرایی و تمرکز ستیزی.

دوم، از دید کلانتر بازی های بزرگ منطقوی میان غرب، روسیه، ترکیه، پاکستان، ایران، چین و عربستان باید نگاه کرد.
این یک واقعیت است که جنرال دوستم در افغانستان کارت بازی ترکیه بویژه بعد از سقوط حکومت داکتر نجیب در 1992 است. تقریبا تمام بازیگران عمده از مسعود تا ربانی، مزاری، ملا عمر و حقانی یکی بعدی دیگری توسط توطئه ای از صحنه بازی خارج شدند. تنها دو نفر از بازیگران 4 دهه اخیر تا حال زنده مانده اند: حکمتیار و جنرال دوستم. حکمتیار را در نتیجه معامله اخیر آی اس آی و آمریکا از لیست تروریستهای بین المللی خارج ساخته وارد بازی می کنند. ولی جنرال دوستم در میان بازی واشنگتن، روسیه و ترکیه به حیث قربانی انتخاب شده است.

بارها گفته ام تا زمانی که ترکیه متحد غرب باشد، هیچ کسی نمی تواند جنرال دوستم را از بازی قدرت خارج سازد. پشتونیست ها تشنه خون او هستند، ولی به دلایلی حمایت ترکیه و غرب تا حوادث غورماچ جرات نکردند او را از میان بردارند. در سایه حمایت ترکیه دوستم به حیث بازیگر عمده در 15 سال اخیر تبدیل شد و حتی تا مقام معاونیت اول هم رسید. در یک سال اخیر پیروزی های پی در پی روسها در سوریه در برابر آمریکایی ها و متحدانشان و همچنان نزدیک شدن مواضع انقره به مسکو در یک چرخش 180 درجه ای بعد از کودتای ناکام در ترکیه معادلات قدرت در افغانستان را نیز برهم زد. چنانچه وخیم تر شدن وضعیت امنیتی شمال و انتقال موج جنگها از جنوب به شمال در همسایگی آسیای میانه حوزه امنیتی روسیه و چین روی تصادفی نیست.

برای مسکو امنیت شمال اهمیت استراتیژیک و حیاتی دارد. روسها از انتقال لشکر شکست خورده داعش از عراق و سوریه در شمال افغانستان نگران اند. این کار بدون حمایت پاکستان، عربستان و آمریکایی ها و هم چنان همدستی حکومت غنی دشوار است. چنانچه در دو سال اخیر انتقال افراد طالبان به شمال افغانستان بویژه در قندوز توسط شورای امنیت در تحت رهبری حنیف اتمر و حمایت آمریکایی ها غیر ممکن بود. هر چند حامد کرزی در طول دوران زمامداری اش روابط دوستانه میان طالبان با مسکو و تهران ایجاد کرده است، ولی روسها بدون جنرال دوستم نفر ترکیه و ازبیکستان نیروی قابل اعتماد ضد طالبان و ضد داعش در شمال ندارند. این در حالی است که بخشی از اعضای سابق مقاومت ضد طالبان در تحت رهبری داکتر عبدالله و استاد عطا محمد نور در یک حرکت شگفت آور به عربستان سعودی دشمن ایران نزدیک شدند و از مخالفت دوستم با ارگ کابل حمایت نکردند.

روی تصادفی نیست که جنرال دوستم در اوج تنش او با ارگ و نادیده گرفتن هیات بزرگی از کابل به تاشکند رفت. تصور می شود که او با جلب حمایت از روسها در مقابله با چالش های بعدی در شمال و همچنان‌ پناهگاه فرار رفته است. بسیاری ها فکر می کنند آمریکایی ها و ارگ به دوستم به چشم عامل روسیه در شمال نگاه می کنند. روی تصادفی نیست که آمریکایی ها و انگلیس ها از ترساندن او از دادگاه لاهه گرفته تا ترور وی روی گردان نخواهند شد. پشتونیست های ارگ هم در جستجوی تصفیه حساب تاریخی با دوستم هستند و تلاش می کنند او را با وعده های میان تهی و فرستادن هیات های مختلف راضی ساخته به کابل بیاورند و در نتیجه به دام بیاندازند.

از پیش شرط های اخیر جنرال دوستم هم معلوم می شود که او به ارگ کابل و حامیان خارجی او اعتماد ندارد و از تجارب تاریخی زمان داکتر نجیب که موفق نشد او را به دام بیاندازد، استفاده می کند.

هارون امیرزاده