12670797_10153651202442669_7770245293902278447_n

نامه ی محترم دکتر ملک ستیز به رییس جمهور
گاهی اشتباهی کوچک، شکست بزرگی را در پی دارد. شما در حصارهای بلند فکری و دیوارهای آهنین ارگ محصور شده‌اید. آن‌چه برای‌تان می‌گویند (گزارش می‌دهند) وارونه‌سازی شرایط سیاسی میهن است. به‌ یقین که شما از این گزارش‌های خوش‌بینانه، لذت می‌برید. اما اجازه دهید دیدگاه یک دانش‌پژوه سیاست را از درون و بیرون افغانستان برای‌تان پیش‌کش کنم.
– از این‌که جنگ، گسترده و پیچیده شده است همه می‌دانیم. اما از این‌که جنگ دایرهٔ مشروعیت دولت شما را تنگ‌تر ساخته است، اطلاع دارید؟ این جنگ، بیش‌تر از هر زمان دیگر، جنگ قومی و تباری شده است. حالا باید در دو جبهه جنگید: جبههٔ جنگ داخلی (تباری) و جبهه‌ٔ جنگ میهنی (طالبانیزم) پاکستانی. شما بهترین‌های‌تان‌را در این جنگ‌ها از دست می‌دهید. این وضعیت ریشه‌های حاکمیت ارگ را در میان مردم و میدان‌های نبرد می‌خشکاند. آیا شما می‌دانید که «خود» به جنگندهٔ اصلی جنگ تباری مبدل شده‌اید؟ این فرهنگ در میان رهبران سیاسی ریشه کرده و جامعهٔ ما را به‌شدت آسیب رسانیده است. ما هیچ‌گاهی چنین آشکارا از هم نپاشیده‌ایم. برخی‌ها شما را قهرمان نبرد تباری در افغانستان لقب داده‌اند. این لقب برای رییس جمهور دولت کثیرالقوم، انتحار سیاسی است. اگر این جنگ ادامه یابد، بیخ دولت افغانستان را برخواهید کشید. پاکستان طراح هر دو جنگ در کشور است.
– نگاه جامعهٔ ‌بین‌المللی به افغانستان رو به دگرگونی است. آن‌ها به‌گونهٔ فرسایشی به این باور نزدیک می‌شوند که افغانستان باید توسط فرهنگ قبیله‌یی رهبری و اداره شود تا دولت‌های ملی و معاصر. این صداها از گلوی نهادهای پژوهشی و فکرساز غرب شنیده می‌شوند. دلیل این نگرش، نبود سیاست هم‌گرایی ملی در افغانستان است. شما به‌جز شعار، هیچ کار مفیدی در زمینه راه‌اندازی نکرده‌اید. این روی‌کرد، آواز تجزیهٔ افغانستان را به ‌گوش می‌رساند.
– مدیریت شما نیز نقصان دارد. شما نمی‌توانید یکی از چالش‌برانگیزترین مسٶولیت‌ها را بدون مشارکت سیاسی و صلاحیتی سایر رهبران امور انجام دهید. شما نمی‌دانید که اشتباه می‌کنید. اما گاهی اشتباهی کوچک، شکست بزرگی را در پی دارد. تاریخ افغانستان پر از مثال‌هایی است که این ادعا را به اثبات رسانیده است. باید به هم‌راهان‌تان صلاحیت و مسٶولیت قانونی دهید و بر آن‌ها اعتماد کنید.
– آیا درست است که شما خوش‌باورانه در نبود مشروعیت، اداره‌ٔ سیاسی نظام را رهبری می‌کنید؟ من چندی پیش با حقوق‌دانان افغان که در بالاترین سطح حقوقی تعلیمات دیده‌اند، مشترکاً کار کردم. آن‌ها همه از نبود مشروعیت نظام سیاسی به‌شدت ابراز نگرانی می‌کردند. شما به‌مثابهٔ تکنوکرات باسابقه و بانام به‌خوبی می‌دانید که معنای مشروعیت ساختار نظام سیاسی از دل قانون اساسی آن بر‌می‌آید. هیچ متخصصی را نمی‌شناسم که بدون چارچوب قانون‌مند، برنامه‌ و یا پالیسی‌یی را اجرایی سازد.
– تا در جنگ سیاسی برنده نشوید، در جنگ جبهه‌یی برنده نخواهید شد. مخالفان سیاسی شما در چهارچوب و برون از نظام سیاسی روبه افزونی گرفته‌اند. جای‌گاه شما در دولت، امنیت نسبی را به شما نصیب کرده است. اما افغانستان کشور حکومت‌های جزیره‌یی است. شما باید این جزایر را پل زنید تا به شاهرگ دولت مرکزی وصل شده و تغزیه شوند. برخی از نزدیکان‌تان این جزایر را از شما تجرید می‌کنند و شما خوش‌بینانه از آن لذت می‌برید.
– در نهایت این‌که نقد جوهر نظام مشروع است. شما از این پیام منتقدانه آزرده نشوید. من بارها گفته‌ام حامیان دولت و نظام مشروع افغانستان منتقدین سازنده و فعال جامعه و دولت هستند، نه آنانی ‌که شب و روز بر شما سرود پیروزی می‌سرایند.

کام‌گار باشید

ویدیو

++++++++++++++++++++++++++++++

ما کمر شکسته پاکستان را بستیم

آی اس آی ماموریت افغانستان را در ساختار خود سازمان می‌دهد. نام این اداره را Afghanistan Division می‌گذارد که یکی از نزدیک‌ترین مامورین این اداره به ضیا‌الحق به‌نام مستعار محمود منادی در راس این ماموریت قرار می‌گیرد
در سال 1982 آی اس آی «صندوق حمایت از جهاد افغانستان» را تشکیل داد و 160 میلیون دالر بر آن واریز کرد. این بسته از سوی داکتران برژنسکی طرح‌ریزی شد. برژنسکی به کارتر نوشت که این طرح بر ضد برنامه برژنیف و سوسلوف در گسترش جغرافیای سیاسی شوروی‌ها به آسیای جنوبی راه خواهد افتاد. برژنسکی این طرح را «حمایت از آزادی‌خواهان مسلمان در برابر تهاجم کمونیزم در افغانستان» نام گذاشت.

کارتر به برژنسکی که مشاور امنیت ملی کاخ سفید بود سفارش کرد تا به ریاض برود و این طرح را با سعودی‌ها مشوره کند. سعود‌ی‌ها طرح را استقبال کرده و از سایر دولت‌های شیخ‌نشین خاورمیانه پو‌لسازی کردند. برژنسکی وظیفه گرفت تا این طرح را با دولت‌های عضو ناتو در میان گذارد. بزودی این صندوق، صاحب 300 میلیون دالر، از کشورهای غربی و خلیج فارس می‌گردید. این خبر، خوشایندترین پیام را برای رهبران پاکستان به‌بار می‌آورد

ضیا الحق در راس هیاتی عازم واشنگتن شده و از آنجا به لندن و بروکسل رفت. اروپایی‌ها، امریکایی‌ها و عرب‌ها پاکستان را به عنوان دولت «واسط» برای استفاده از صندق حمایتی برگزیدند. در اینجا نقش عربستان سعودی برجسته‌تر از دیگران جلوه می‌کند. ضیا پیشنهاد می‌کند که سازمان استخبارات نظامی پاکستان آی، اس، آی هماهنگی برنامه‌های پاکستان را با این بانک بدست گیرد.

آی اس آی ماموریت افغانستان را در ساختار خود سازمان می‌دهد. نام این اداره را Afghanistan Division می‌گذارد. یکی از نزدیک‌ترین مامورین این اداره به ضیا‌الحق به‌نام مستعار محمود منادی در راس این ماموریت قرار می‌گیرد. محمود در رسانه‌ها و نشست‌ها ظاهر نمی‌شود ولی او که به زبان استخبارات، اقتصاد، پشتو و انگلیسی وارد است بعنوان دستیار مخفی ضیا برنامه‌ها را مدیریت می‌کند. بدین ترتیب Afghanistan Division در یک دهه نزدیک 800 میلیون دالر را زیر نام حمایت از جهاد افغانستان جمع‌آوری کرد. تنها 45 درصد هزینه این صندق به مجاهدین می‌رسید و بقیه پول به‌نام جهاد افغانستان، مخارج نظامی و تقویت استخبارات پاکستان می‌گردید. مخارج این «صندوق حمایت از جهاد افغانستان» مصرف تعمیم و ترویج اندیشه‌های «پاکستانیزه شدن» مناطق جدایی‌طلب بلوچستان، خیبر پشتونخواه و منتال می‌گردید و پاکستان را از خطر انقراض نجات می‌داد.

از سوی دیگر در آغازین سال‌های 1980 شوروی‌ها 70 میلیارد روبل (معادل 80 میلیارد دالر) را به دولت تحت حمایت خویش، کمک‌های رزمی و فکری می‌کردند. افغان‌ها به رزمندگان جنگ‌های استخبارات جهانی مبدل گردیده بودند. حالا دیگر دیر شده بود، جنگ و انسان‌کشی در میان افغان‌ها از محور آی اس آی به C I A و K G B کشانیده شده بود. افغان‌ها، همدیگر را می‌کشتند و پاکستان، ایالات جدایی‌طلب خود را از برکت این جنگ، به‌دور دولت مرکزی فدرال، در اسلام‌آباد متحد می‌گردانید.

ملک ستیز