1171220321611042042877254821355324821

برگرداننده از آلمانی به پارسی دری حشمت رستگار

نوربرت هول  دیپلومات و نویسنده ی  آلمانی در ۲۹ جون ۱۹۹۶از جانب« پطروس غالی »  سکترجنرال سازمان ملل متحد در رأس ماموریت خاص ملل متحد در افغانستان مقرر گردید.

 نوربرت هاینرش هول نویسنده ی  کتابیست در باره افغانستان که حوادث آن سال ها را با چشم دید وحضور خودش به نگارش گرفته است . او در کتابش فضای جنگ های تنظیمی، راکت پراگنی در شهر کابل و عمل کرد های شخصیت ها و قوماندان های مجاهدین در جنگ را  مورد تبصره و بررسی قرار می دهد .

یکی از مبرم ترین ماموریت های نماینده ی خاص ملل متحد در کنار یافتن راه حل مسالمت آمیز میان گروه های درگیر جنگ عبارت از تلاش برای انتقال داکتر نجیب الله به خارج بود که تا آن زمان در دفترملل متحد بحیث پناهنده روز و شب را سپری می کرد.

 در این نوشته ی کوتاه، فشرده یی از بخش های آن حوادث را نقل می کنم که  بصورت آزاد به فارسی دری برگردانده شده است .

در صفحه ی ۵۸ کتاب ، از نامه ی سرمنشی ملل متحد در سال ۱۹۹۴به پروفیسور ربانی ذکر می نماید که  تقاضا  شد تا پنا هنده های دفتر ملل متحد بر اساس نورم های بشردوستانه و مطابق میل داکتر نجیب الله  اجازه ی سفر به خارج یابند. اما ربانی تا کنون به این نامه پاسخ نداده است .

هاینرش هول  موضوع را با عبدالرحیم  غفورزی که وزیر خارجه پروفیسور ربانی بود در میان می گذارد. غفورزی وعده  می دهد تا در فرصت  مساعد شخصاٌ درمورد با پروفیسور ربانی حرف بزند.

 در کتاب به پیشینه ی فعالیت های داکتر نجیب الله در ح د خ ا و حکومت افغانستان اشاره شده است . چنین معلوم می شود که نماینده ی خاص سرمنشی ملل متحد در طول ماموریت اش یکبار با داکتر نجیب الله در مقر نمایندگی  آن سازمان در کابل ملاقات نموده و صورت آن دیدار را به گونه کوتاه در صفحه ی ۶۲ درج کرده است .

«ظهر با رئیس جمهور قبلی نجبیب الله که از ۱۹۹۲ در مقر ملل متحد زندگی می کند ملاقات نمودم . بر فراز مقر، بیرق رنگ رفته ی ملل متحد در اهتزار است . رهبر قبلی سازمان هولناک خاد در برابرم با تبسم دوستانه ظاهر  می گرد. پشتون بلند قامتی که من در عکس دیده بودم ، لاغر به نظر می رسید. نجیب الله با افتخار می گوید  که در نتیجه ی تمرینات روزانه ۲۰ کیلو وزن کم کرده است.

با وجود تبسم دوستانه ، نگاه هایش سویم ناراحت کننده بود. در نظر بیشترین افغانها، او  گناهکار بود  و صد ها انتقام خونین را به او نسبت می دهند.خارج از مقر ملل متحد ، هیچ جایی برای او در امن نیست….»

در صفحه ی ۶۳ : «نجیب الله برادرش  احمد زی  را به من معرفی کرد‫ ـ جوان خوش تیپ  با سن  وسط سی سال و با لبخندی بر لب . با وجود آنکه نجیب الله با افتخار متذکر شد که در چهار سال حبس جبری زبان انگلیسی را فرا گرفته است ولی  توخی مرد متحرک، حرف های او را ترجمه می کرد ‫. قبل از صحبت، توخی کشمش و بادام  تعارف نمود‫. کدام خدمت گذاری را من آنجا ندیدم ‫.در سالون جابجا شدیم ‫. من مورد  پرسش جدی ،  نجیب الله قرار گرفتم ، بخاطریکه ملل متحد نتوانست او را از این کشور بیرون کند‫. در مورد سرنوشت شخصی اش هیچ حرفی نزد‫. بجای آن به توضیح وضع جاری کشور پرداخت‫. علاوه از آن تصویری بدبینانه ی از وضیعت  به دست داد‫….

ملاقات با ربانی از  صفحه ی ۹۶

 ‫…بجای بحث در مورد پلان صلح ، موضوع   کمک بشر دوستانه مربوط به قضیه یی  نجیب الله  را مطرح کردم ‫.اولین باری بود که ربانی به آن تمایل نشان داد‫. او اظهار کرد که در اساس آماده است تا دیکتاتور معزول، به علت مریضی اجازه ی مسافرت یابد‫.

 اکنون نجیب الله بود که مشکل خلق میکرد‫. او با پیشنهاد ربانی اظهار موافقت نکرد‫.

او می خواست بحیث یک پناهنده ی معتبر، مقر ملل متحد را ترک  کند، نه بحیث مریض روی تخت امبلانس.

او با این تصمیم در برابر فامیلش مسوول بود‫. ما در زمینه اصرار نکردیم ‫.  با «گولدینگ‫»  همکارم در اسلام آباد، به توافق رسیدم که در بازگشت به کابل با نجیب الله در مورد پیشنهاد ربانی صحبت کنم . عکس العمل ربانی امیدی را  در ما زنده کرد تا بتوانیم برای این مشکل چهار ساله راه حل پیدا نماییم. چنین توافقی به قیمت وعده ما برای انتقال مقر نمایندگی فوق العاده ماموریت صلح به کابل ، که برای ربانی و حکومت اش پرستیژ بین المللی می داد تمام می شد .

از صفحه ء   ۱۰۲

 ۲۵ سپتامبر۱۹۹۶

سازمان هماهنگی کمک های بشردوستانه و دفتر کمیشنری عالی برای پناهندگان را نزد خود دعوت کردم .

هر لحظه باید در انتظار سقوط کابل بود.

با نجیب الله چه واقع خواهد شد؟

سازمان ملل متحد هیچگاه امنیت شخصی او را را تضمین نکرده ، چنانچه این مطلب بعد از ختم دوره ی کاری پطروس غالی با صراحت بیان گردیده است.   یکبار دیگر تصریح گردید که او ( نجیب الله )در دفتر سازمان ملل متحد حق یک مهمان را داشته است.

…آنچه را که در این لحظه  بیاد می آورم ، خود را متعهد می دانستم ، علیرغم گذشته ی سیاسی دیکتاتور معزول که برایم کمتر خوشایند است ؛ او را در وضیعت نا گوار رها نکنم .

در همان صفحه

باز هم در مورد سرنوشت  نجیب الله.

…علاوه از اینها روی کدام اتحاد حساب نمایم ؟

در لحظه ی خطر ما دچار حوادث غیر مترقبه خواهیم شد. اگر تلاش کنیم که پناهنده ها را از مقر ملل متحد بیرون کنیم و پرواز دهیم باید  پاکستانی ها با ما همکاری نمایند‫….

آیا  نجیب الله قربانی طالبان خواهد شد؟

ما اینرا نمیدانستیم.

ما همچنان آگاهی نداشتیم که میدان هوایی کابل برای چنین پروازی آماده باشد.

برای ما اطلاع رسید، که هیچ هواپیمایی اجازه ی فرود آمدن به میدان را ندارد. آیا می توان هنوز بر گفته های قبلی ربانی برای رهایی داکتر نجیب الله اعتماد کرد، یا در لحظات آخری  که نجیب الله مقر ملل متحد در کابل را ترک می گوید، تصفیه ی حساب های گذشته سر بیرون خواهد کرد؟

آیا می توانیم به مسعود اعتماد کنیم ؟

نجیب الله گاهگاهی مدعی می شد که شواهدی در مورد توطئه های قوماندان تاجیک برعلیه ی شوروی ها در هنگام جهاد در دست دارد. کدام ثبوتی را می توان روی میز گذاشت که نجیب الله بصورت امن به هند مواصلت نماید.

آیا مسعود هم مانع رفتن او خواهد شد؟

چنین شایعاتی در مورد مسعود هم وجود داشت .

نماینده ی دفتر هماهنگی کمک های انسانی ملل متحد (UNOCHA)معتقد بود که ما باید از ربانی تعهد کتبی برای خروج رئیس جمهور قبلی نجیب الله بدست آریم ‫.

 با وضع در هم و برهمی که در حکومت حاکم است ، به این نظر بودم که این یک کار فورمالیته خواهد بود.

یکبار پیشنهاد کردیم که در صورت مسدود بودن میدان هوایی که هواپیما ی ملل متحد نتواند پرواز کند؛  نجیب الله را به صلیب سرخ بین المللی بسپاریم . صلیب سرخ بین الملی برای طرف های جنگ، سازمان  صاحب اتوریته می باشد…

 از صفحهء ۱۰۳

از کابل تلگرام گرفتم، نماینده ی دفتر کمک های بشردوستانه، علیرغم جنگ درخیابان های شهر کابل، با دکتر نجیب الله  ملاقات نموده است‫. نماینده متذکر گردید  که نجیب الله  می خواهد در مقر ملل متحد باقی بماند و بخاطر عدم مصئونیت وضع ، مقر ملل متحد را تخلیه نمی کند‫.

او ظاهراٌ به ربانی و مرد قدرتمندش مسعود تاجیک، اعتماد ندارد‫. او نمی خواهد بدون حفاظت، در برابر آنها قرار گیرد‫. در مقابل نماینده ی دفتر کمک های بشر دوستانه ملاحظه نموده  که او از طالبان ترس ندارد‫.

‫ در متن آلمانی ، این جملهء انگلیسی داخل ناخنک نوشته شده است:

« He was not afraid of Taliban  »

دوباره تلاش کردم که با مسوولین صلیب سرخ در کابل تماس بگیرم و تقاضا نمایم تا از نجیب الله حفاظت نمایند.  تماس برقرار نشد. ناوقت شب با نیویارک در تماس شدم و گزارش دادم

تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۹۹

 چنین وانمود می شد که آرامش برقرار است . هنوز نیرو های مسعود در شهر دیده می شوند.

صبح آن روز نماینده یی از وزارت خارجه ی هند با من ملاقات کرد، که قبلاٌ با مقامات پاکستانی مذاکره نموده بود. از من تقاضای کمک  نمود تا پرسونل سفارت هند در کابل، با هواپیمای سازمان ملل متحد به هند پرواز نمایند‫….

من پاسخ دادم، در صورتیکه هواپیمای ما بتواند به میدان هوایی کابل فرود آید به آنها کمک خواهیم کرد‫.

ساعت ۵ بعد از ظهر اطلاع یافتم که وضع در شهر کابل آرام است. دو هواپیمای ملل متحد با تعداد محدود سرنشین بشمول دیپلومات های هندی بدون مشکل پرواز کردند‫.

تاریخ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶

مرا از خواب بیدار نمودند‫. ساعت ۳ صبح  تیلفون همکارم Okeloخبر داد که ساعت  یک و چهل  شب گذشته، پنج مرد مسلح نجیب الله را از مقر ملل متحد با خود برده اند‫.

جزئیات را نمی دانست‫. او نمیدانست که مردان مسلح به کدام گروپ ها تعلق دارند‫. تمام وقت تلاش کردم تا با کابل در تماس شوم ، موفق نشدم.

ساعت  هفت و سی صبح ، با یکی از همکاران دفتر ماموریت خاص سازمان  ملل متحدUNSMA وصل شدم ‫. او متذکر گردید که نجیب الله را در یک مکان نا معلوم منتقل نموده اند و بعد برادرش احمد زی و هر دو همکارش را از دفتر ملل متحد برده  اند‫.

لحظات بعد رادیوی بی بی سی اعدام نجیب الله را راپور داد‫….