367028

تضعیف جنرال دوستم، استقبال از طالبان است

برخی شخصیت های سیاسی و تنظیمی اگر خوب دقت کنند، سرنوشت سیاسی و بستر زیستی شان با جنرال دوستم گره خورده است؛ نه با اتمر وسلام رحیمی

واکنش های غیرضروری، بدهنگام، ناموجه و تحریک آمیز برخی چهره ها برضد اظهارات دقیق جنرال دوستم تنها یک اشتباه نیست؛ تاوان سنگینی هم دارد. آنانی که بنا به محاسباتی کوچک به تیم طالبان دولتی «خود شیرینی» می کنند، استدلال تاریخی و واقعی جنرال در برابر تلاش های تحدید گرانۀ یک تیم کوچک بی ریشه را از اهمیت نمی اندازد.
دوستم به نکته هایی انگشت گذارد که قبل از آن، دکترعبدالله با لحنی شفاف تر بیان کرده بود.قمه کشی لفظی علیه جنرال دوستم که نماینده تمام عیارو حقیقی بخشی از جامعۀ رنج دیدۀ افغانستان به شمار می رود، از آدرس جمیعت اسلامی، اقبال صافی و هر دسته و گروه دیگری، پسآمد ناگوار دارد. جنرال دوستم با این تهدید ها ضعیف نخواهد شد؛ اما همه را دریک گرداب بن بست و بی رمقی گور خواهد کرد. تجربه نشان داده که پسأمد ناگوار این چنین پریدن های شتابزده به سروکلۀ همدیگر، بیشتر ( و به زودی) خود واکنش گران را به دردسر می اندازد.

جنرال دوستم هم از نظر سیاسی و هم از نظر موقعیت بسیار مهم نظامی واجتماعی در شمال افغانستان جایگاهی تعیین کننده دارد. و هیچ نیرویی حتی یک لشکرمتحد و به هم پیوستۀ تاجک وپشتون نیز قادر نیست با حذف و انزوای جنبش ملی، از حکومت گری و قدرت مداری خویش خیری ببیند. رفاقت بازی های جمیعت با تیم ارگ ( که همه میدانند سخت گذرا و دروغین است) ضربۀ سختی برای جمیعت است و تیم خاص لانه کرده در ارگ، سود آن را نصیب می شود. دیری نخواهد گذشت که تیم طالبان دولتی بازهم به تیمار داری جنرال دوستم شروع کنند و رقبای دولتی خود را به خاک سیاه بنشانند.
تیم ارگ درشمال، بستر طبیعی و دایمی برای زیست مشترک با تاجک ها و ازبک ها ندارد؛ این ازبک ها وتاجک ها استند که خانۀ شان بافت مشترک دارد و همه چیز شان به گره خورده است. اگر جنبش ملی اشتباهاتی درگذشته دارد، مکرر کردن اشتباهات علیه جنبش، هیچ توجیهی ندارد. این سیاست بازی نیست؛ «میده» بازی های شخصی است و در دراز مدت نمی تواند خواست های اجتماعی را در گرو خود نگهدارد.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جبهه آرایی جدید ارگ و کاخ سپیدار علیه جنرال دوستم

جریانی برمحور دودمان شادروان احمد شاه «مسعود» درحال صف بندی است که هم با شیطنت های سیاسی ارگ و هم با معامله گری های «سنتی» کاخ سپیداری ها در تضاد است.
اطلاعاتی تأسف بار وجود دارد که تلاش های دوجانبه ( ارگ و سپیدار) به هدف به انزوا کشاندن جنرال دوستم در جریان است.
مدیران ارگ موفق شده اند از نزدیکی موضع جنرال دوستم و دکتر عبدالله جلوگیری کنند. جنرال دوستم قریب است همانند سال های 2003 تا 2014 در ورطۀ بی سرنوشتی نگونسار شود. بعد از اظهارات تهدید آمیز جنرال و ارجاع به اشارات کم وبیش واضح به امکان سقوط دادن حکومت وحدت ملی، سران حزب وحدت، هم در محفل عبدالله و هم در اطراف دکترغنی، روشن تر از دیگران راه خود را از جنبش ملی جدا کرده اند.
تاجک ها کمترین همدردی و همسویی با جنرال دوستم نشان نمی دهند و برعکس، ( خصوصن محور بلخ) سعی دارد در صورت خالی شدن جای جنبشی ها در حکومت و نظام، خلاء به وجود آمده حداقل در شمال را به نفع خود شان پر کنند. برخی گزارش ها حاکی اند که «خروج» لفظی جنرال دوستم، حتی باعث کمتر شدن اختلافات و نا هم آهنگی ها بین عبدالله و غنی شده است. منابع ارگ به کاخ سپیداری ها چراغ سبز داده است که آماده اند در رابطه به اجرای مواد اساسی در توافق نامه سیاسی بین غنی- عبدالله که از دوسال به این سو در تاقچۀ فراموشی نهاده شده بود، این بار مسئولانه با هم کار کنند.
علت چیست؟
ترس تمام عیار از احتمال اتحاد نظامی و سیاسی حزب اسلامی حکمتیار وجنبش ملی خیلی جدی است که به ساده گی ممکن است محقق شود. جنرال دوستم نشان داده است که در شرایط خفقان سیاسی و اداری، تا مرز سقوط نظام و درپیچیدن طومار های محاسبات همه طرف ها پیش می رود. به نظر می رسد که ارگ و کاخ سپیدار، هردو در ارتکاب مکرر اشتباهاتی که اسلاف شان درسال های قبل در برابر جنرال دوستم مرتکب شده بودند؛ اکنون نیز توجیهاتی نزد خود دارند؛ اما آن ها از ریشه دستخوش خطای محاسبه اند.
درحال حاضر، کاخ سپیداری ها دو دسته اند؛ گروه اول ( چهره های نسل دومی) که تصویری تجربی و خیلی منفی از سیاست دکترغنی در ذهن دارند و خواستار همگرایی درازمدت با جنرال دوستم و دو برابر کردن فشار بر ارگ اند؛ دسته دوم، محافظه کارانی اند که میراث گیرانِ سیاست مارشال فهیم اند و طرفدار ادامۀ ائتلاف اقتصادی، سیاسی و «قومی» (برطبق یکی بده یکی بگیر) با طرف مقابل اند. نفرات گروه دوم بیشتر کسانی اند که به ثروت های بی حساب رسیده و مسیرتاریخ را گم کرده اند. نسخه های همین گروه در حزب و حدت نیز برحال اند و از همین اجندا حمایت می کنند.
درین میان اردوگاه جدیدی که در اطراف دودمان شادروان احمد شاه مسعود که بی سروصدا درحال شکل گیری است؛ از بیخ و بنیاد با «مصلحتی» دوم در تضاد قرار دارد… این بحثی جداگانه است. گ ا
+++++++++++++++++++++++++++++
مطالب مرتبط

چرا دوستم در جنگ باید تنها باشد؟

آیا دیگر بیگانگان در کشورماحاکمیت ندارند؟

در این هفته معاون اول رییس جمهورو نماینده خاص رییس جمهور در امور حکومت داری خوب واکنش های جدی در مورد عملکرد رهبرا ن حکومت وحدت ملی نشان دادند. دوستم که کمر رییس جمهور را بسته نموده بود و به گفته خودش به اساس رسم و عادت مردم ازبک تا اخیروی را رها نمیکند ، آیا دیگر قادر است به گپ خود ایستاده باشد؟ اما از یک واقعیت دور نشویم ، وی شخصآ کمر خود را برای تامین امنیت و پاکسازی سمت شمال کشور بسته و با وجود فشار های زیادی که هم از داخل نظام ،هم از طرف طالبان و حلقات خارجی بالایش وجود دارد، میدان جنگ را رها نمی کند. نا گفته نماند که نتایج بسا مطلوب هم بدست آورده. جای انکار نیست، امروز وی یگانه مرد میدان در بین سران حاکمیت است ،که در مقابله رویا روی با دشمن قرار دارد. وی نه تنها می جنگد ، بلکه همزمان مذاکره و مصالحه را با دشمن نیز رد نمی کند. قسمی که به همگان معلوم است، امروز در حاکمیت کشور و شورای نمایندگان اکثریت کسانی هستند که دیروز قومندانان جنگ در مقابله با حاکمیت حزب دموکراتیک و قوای شوروی قرار داشتند و اگر از هر کدام این رهبران جنگ دیروز، که رهبران حاکمیت امروز هستند، بشنوید ، خود را بانی نجات مملکت می دانند و با فخر و غرور از کارنامه های دیروز خود سخن می زنند. چرا امروز که اداره حکومت و کرسی های پارلمان کشور را انحصار نموده اند و کشور بیشتر از هر وقت دیگر مورد تاخت و تاز نیرو های اجنبی قرار دارد ، مانند دوستم دست به دفاع از حاکمیت خود نمی زنند، چوکی های خود را سخت محکم گرفته اند و در مقر های مجلل خود گرم و آسوده نشسته اند. از این اقایان باید سوال شود که آیا جنگ در کشور تان تمام شده ؟ آیا دیگر بیگانگان در کشور تان حاکمیت ندارند؟ چرا دوستم در جنگ باید تنها باشد؟ دیگران فن جنگ را نمیدانند؟ و یا اینکه در کشوری که جنگ است ،رهبران اش باید پشت میز خود بنیشنند و از تقسیم قدرت و صلاحیت های اداری حرف بزنند؟، شیک بپوشند ، چپن به تن نمایند و لباس های مقبول افغانی ، پکول و لنکی ، انگشتر و ساعت های قیمتی و امثال آنرا به نمایش مردم خود بگذارند؟و صدها سوال دیگر. دوستم اگر یک جنرال کم سواد است ، اما واقعیت های را بیان می دارد ، که یکی از حراکین حکومت نمی تواند به اتهامات وی جواب دهد. درست است که حرف های وی در رسانه ها با چنین درشتی ممکن ناشی از همان کم سوادی وی باشد، اما باسوادان ارگ نشین چرا نمی توانند واکنش منطقی نشان دهند ؟ ممکن هیچ حرفی به جواب گفته های دوستم نداشته باشند؟ باید گفت، دوستم در حیات جنگی خود مرتکب اشتباهات زیادی شده، مرد ساده لوح و خوش باور است، زود زیر تاثیر حرف ها می رود، باید گفت که اشباهات دوستم اگر نمی بود، ما حالت دیگری امروز در کشور خود می داشتیم ، “خود کده را نه درد است و نه درمان» جریان مکمل مصاحبه دکتور سمیع الله پویا را با محترم سید جواد حجت می توانید در ذیل کلیک کنید و بشنوید: حرف های امروزی ما با محترم سید جواد حجت باز هم تکراری بود ، البته باید گفت که این کناه ما نیست ، بلکه همه حرف های ما شالوده سیاست های نظام سیاسی در کشور است ، چون هیچ تنوع در سیاست و اوضاع در کشور ما افغانستان به وجود نمی آید، بنآ ما مانند گرداب روی مسایل بار ها میچرخیم. امید روزی کشور ما از این گرداب نجات یابد و مسیر حرکت خود را تایین نماید.