abdullah-in-ksa

دولت عراق در همکاری با کرد ها و بعضی کشور های دیگر، حمله به موصل عراق را شروع کردند.
در اثر این حمله اعضای گروه داعش بیجا می شوند.

دولت امریکا به عربستان سعودی وظیفه سپرده است، تا در مورد جابجایی اعضای داعش در شمال افغانستان با داکتر عبدالله و عطا محمد نور مذاکره کند.

بارک اوباما، صدراعظم ایتالیا را به واشنگتن دعوت نموده است تا پلان انتقال بیجا شدگان موصل را در اثر جنگ، از طریق بحیره مدیترانه به اروپا فراهم کند.

تاریخ یکبار دیگر تکرار می شود.
در سال 2000 میلادی کشور های اروپایی از احمدشاه مسعود دعوت کردند و برایش گفتند که قوای ناتو با شما یکجا علیه طالبان مبارزه می کنند، تا آنها را از افغانستان خارج کنیم.
اما احمد شاه مسعود به آمدن قوای ناتو در افغانستان جواب رد داد، ولی خواهان کمک های مالی و لوجیستیکی شد.
این عدم موافقت احمد شاه مسعود به قیمت جان اش تمام شد

gg2.

حالا فکر می کنم که داکتر عبدالله و عطا محمد نور، بخاطر حفظ جان شان، مجبور هستند به درخواست امریکا و عربستان جواب مثبت بدهند، در غیر آنصورت به سرنوشت احمد شاه مسعود گرفتار خواهند شد.

بنأ مردم سمت شمال باید خود شان غم خویش را بخورند، زیرا شورای نظار و جعیت و دوستم و اتحاد شمال، نه دیگر توان نظامی دفاع از آنها را دارند و نه هم اراده دفاع از مردم را، زیرا در این صورت جان خودشان در خطر خواهد بود

+++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

معمای سفر داکترعبدالله به عربستان سعودی

n00086284-b

سعودی ها از تمام گروههای رقیب جمعیت اسلامی از حکمتیار تا طالبان و جنرال دوستم و القاعده حمایت قاطع نمودند. هر عرب که با مسعود و جمعیت اسلامی نزدیک شد بشمول عبدالله اعزام توسط عوامل سعودی سر به نیست شد…
سفر ناگهانی جناب داکتر عبدالله و استاد عطامحمد نور به عربستان و استقبال بی سابقه و پُر زرق و برق سعودی ها از هیئت افغانستان همه را شگفت زده ساخته است.
این استقبال در حالی صورت می گیرد که داکتر عبدالله بعنوان رییس اجراییه فاقد صلاحیت در حکومت وحدت ملی است و در حسرت دیدار رییس جمهور متکبر و تمامیت‌خواه، شب و روز خواب ندارد. افزون بر آن طالبانی را که از حمایت سعودی ها برخوردارند به سرعت در حال اشغال شمال افغانستان هستند؛ جاییکه جغرافیای زیست داکتر عبدالله و استاد عطامحمد نور با گذشت هر روز تنگتر می شود.
اما معمای این سفر عجیب به اینجا ختم نمی شود؛ سعودی ها تاجیکان افغانستان و جمعیت اسلامی افغانستان را از چشم تهران به دلایل مشترکات فرهنگی، زبانی و همسایگی می بینند. چنانچه سعودی ها در چهار دهه اخیر چه در دوره جهاد و چه بعد از آن از هیچ وسایلی برای سقوط حکومت مجاهدین به رهبری استاد ربانی، ترور رهبران جمعیت اسلامی افغانستان از احمدشاه مسعود گرفته تا استاد ربانی در همدستی با آی اس آی دریغ نورزیدند. افزون بر آن سعودی ها از تمام گروههای رقیب جمعیت اسلامی از حکمتیار تا طالبان و جنرال دوستم و القاعده حمایت قاطع نمودند. هر عربی که با مسعود و جمعیت اسلامی نزدیک شد بشمول عبدالله اعزام توسط عوامل سعودی سر به نیست شد.
در جریان جنجال های انتخابات ۲۰۰۹ میان حامد کرزی و داکتر عبدالله ، ترکی الفیصل یکی از شاهزاده های با قدرت سعودی به اوباما نامه هفت ماده ای نوشت و در یکی از مواد آن چنین آمده بود: “افغانستان از لحاظ تاریخی سرزمین پشتونها و ازبیک ها است، ریاست جمهوری حق پشتونهاست و هیچ تاجیکی نمی تواند رییس جمهور شود. جناب رییس جمهور اوباما! به جنجال های انتخاباتی خاتمه بدهید بهتر است حامد کرزی را به حیث رییس جمهور اعلام کنید”.
پرسش اساسی اینست که چه معجزه ای در ریاض رخ داده که عربستان‌سعودی در یک حرکت غیرقابل باور در اوج کشمکش این کشور با ایران از داکتر عبدالله و استاد عطامحمد نور چنان استقبال گرم نمودند که از ملکه انگلستان ننموده بودند؟

برای پاسخ به این پرسش چند فرضیه را می توان مطرح کرد:
۱- سعودی ها وعده کردند که در آوردن صلح و کشاندن طالبان بر میز مذاکره کمک می کنند. این در حالیست که بارها سعودی ها حتی در خانه خدا سوگند خوردند ولی عمل نکردند. بارها کرزی و غنی به عربستان سفر کردند ولی نتیجه نداد. اما برای جناب عبدالله نیز عین وعده را دادند.
یکی از نگرانی های سعودی ها این است که یک گروه طالبان از تهران حمایت می شوند و انحصار حمایت سعودی و پاکستان بر طالبان به پایان رسیده است. بگونه مثال گروه ملا عبدالمنان آخند برادر ملاعمر اعلام ‌جنگ با پاکستان، متحد استراتژیک سعودی ها در تربیت تروریزم نمودند که روابط گرم با تهران و روسها از طریق حامد کرزی برقرار نموده اند.
پرسش اساسی اینست که عبدالله چه خدمتی به ریاض درین زمینه می تواند؟

۲- ریاض در رقابت با تهران در سوریه، عراق و تاحدی در یمن شکست خورده است و از طرف دیگر روابط سعودی ها با امریکاییها بر سر اتهام حمایت از تروریزم سرد گردیده و از طرف جامعه جهانی زیر فشار قرار دارد. عبدالله در افغانستان برای ریاض در برابر تهران چه خدمت کرده می تواند؟

۳- روابط ریاض و ارگ هم در زمان کرزی و هم اکنون خیلی گرم است و عوامل ارگ درین سفر تمام حرکات عبدالله و استاد عطا را زیر نظر دارند و حتا فیسبوک چلونکی های معاش خور ارگ و اتمر هم در فوتوشاپ و تقلب و ایجاد تنش دست بردار نشدند. پرسش اساسی اینست که چگونه عبدالله بدون نقش ارگ و امریکا می تواند با ریاض وارد معامله شود؟

واقعیت اینست که شاهان عیاش سعودی حتی شیطان را در مکه بازی داده اند، تمام شبکه تروریستی جهان از گلبدینی ها گرفته تا طالبان و داعش و القاعده و صدها گروه دیگر از افغانستان و پاکستان گرفته تا خاورمیانه و آسیا و اروپا، امریکا و افریقا معاش خور سعودی ها هستند.
به باور من خانواده عیاش سعودی که از نام مقدس اسلام و مکان های مقدس مکه و مدینه استفاده ابزاری در راستای تقویت تروریرم، کشتار مسلمانان و بویژه ویرانی افغانستان اعتبار خود را از دست داده اند، به جز از مصرف پول دیگر هیچ ابزاری معنوی ندارند.
آینده نشان خواهد داد که سعودی ها در بدل استقبال پر حرارت از داکتر عبدالله و وعده های خام صلح از وی چه می خواهند.

برگرفته از برگه شخصی هارون امیرزاده