«ایشیا تایمز»: بازگشت گلبدین، معامله پس پرده امریکا و پاکستان است

ام.کی بدراکمار، دیپلمات کارکشته هندی در مقاله‌ای در روزنامه «ایشیا تایمز» (۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶) معاهده صلح گلبدین با دولت افغانستان را نتیجه معامله امریکا و پاکستان خوانده مدعی شده است که امریکا در پس پرده گلبدین را برای حذف نامش از لیست سیاه سازمان ملل متحد اطمینان داده است. هردو کشور سودهایی از برگشت گلبدین دارند و مشخصا استخبارات پاکستان که کنترول کاملی بر گلبدین دارد، با توجه به دیدگاه ضد هندی او، می‌کوشد از وی برای برهم زدن مناسبات کابل و دهلی سود برد چیزی که دولت هند را نیز نگران ساخته است.

رستم شاه مهمند، سفیر سابق پاکستان در افغانستان نیز در گفتگویی با رادیو آشنای صدای امریکا (۵ میزان ۱۳۹۵) اظهار نموده بود که پیوستن گلبدین به دولت کابل تاثیری بر تامین صلح در افغانستان نداشته بلکه پاکستان می‌کوشد به وسیله او نفوذ روبه رشد هند را مهار نماید.

بدراکمار به درستی شرح می‌دهد که گلبدین در طول تاریخش بازیچه دست استخبارات گوناگون بوده است، طی جنگ ضد روسی بیشترین امکانات سی.آی.ای را در اختیار داشت و حتی رونالد ریگان شخصا از او برای ملاقات در کاخ سفید دعوت بعمل آورده بود:

«حکمتیار در دستان تقریبا تمامی نهادهای استخباراتی خارجی‌ای قرار گرفته است که به نحوی از سال‌های هفتاد میلادی در بازی بزرگ هندوکش دخیل بوده اند، از کی.جی.بی شوروی گرفته تا سی.آی.ای، عربستان و استخبارات پاکستان.»

گلبدین و ربانی با مقامات سیا
از راست به چپ: میلتن بیردن (مسئول سی.آی.ای در اسلام آباد)، ریچارد کر (معاون سی.آی.ای.)، روبرت اوکلی (سفیر امریکا در اسلام آباد)، جنرال حمید گل (رئیس آی.اس.آی.)، ویلیام ویبستر (رئیس سی.آی.ای.)، ربانی، گلبدین.
تصویر بالا که یک ملاقات مخفی گلبدین و ربانی را در ١٩٨٨ با مقامات بلند پایه سی.آی.ای. و آی.اس.آی. نشان می‌دهد از کتابی تحت عنوان «دشمن اصلی» نوشته میلتن بیردن گرفته شده. میلتن طی سالهای ١٩٨٦ الی ١٩٨٩ مسئول مهمترین مرکز سی.آی.ای. در آسیا بود که در اسلام آباد موقعیت داشت. او رسانیدن کمکهای امریکا به بنیادگرایان افغان را تنظیم می‌نمود.

نویسنده استدلال می‌کند که هردو پاکستان و امریکا در پی تغییراتی در اداره کابل اند و از تلاش های کرزی برای کسب مجدد قدرت نگرانی دارند بنا بازگشت گلبدین را برای تغییر توازن قدرت در دولت مورد توافق قرار داده اند:

«معاهده غنی – گلبدین، در ضمن یک معامله امریکا – پاکستان نیز است… از جانب دیگر گلبدین یک انتخاب مورد توافق برای هردو سی.آی.ای و آی.اس.آی است.»

«جالب است که اسلام آباد در باره این معاهده سکوت اختیار کرد که این رساننده مخالفتش با آن نیست. از آنجایی که گلبدین با خانواده‌اش تحت حمایت نهاد های امنیتی پاکستان در آن کشور بسر می‌برد ناممکن است که چنین کاری را بدون تایید مربیان پاکستانی‌اش انجام داده باشد.»

او مدعی‌است که پیوستن گلبدین به دولت، شانس اشرف غنی را برای تشدید فشار بر عبدالله و اطرافیانش بیشتر خواهد کرد:

«حزب اسلامی گلبدین از وابسته‌های مورد علاقه پاکستان در میان هفت گروه مجاهدین در دهه هشتاد میلادی در جنگ علیه اشغال شوروی بود… این گروه دیگر یک نیروی جنگی نیست، ازینرو شمولیت حزب اسلامی ممکن باعث بهبودی در وضعیت امنیتی نشود اما از نظر سیاسی این معاهده اهمیت دارد. در یک زمینه برای رییس جمهور اشرف غنی یک بُرد به شمار می‌رود. غنی که از نظر قومی کوچی می‌باشد فاقد پایه سیاسی است بنا نفوذ حکمتیار بر پشتون های غلجایی مناطق شرقی برای او کاربردهایی دارد.»

اما آیا اتکا بر گلبدین توجه پاکستان را از حمایت طالبان منحیث «حربه استراتژیک» منحرف خواهد ساخت؟

«احتمالا آی.اس.آی هردو اسب را برای مسابقه قدرت گیری در کابل به کار خواهد بست…. برای پاکستان، عامل مهم شهرت گلبدین در داشتن روحیه شدید ضد هندوستان است. در بین گروه‌های مجاهدین او تنها کسی بود که تهدید به تشدید یاغی‌گری در کشمیر می‌کرد.»

گلبدین و خالص با ریچارد کیر
١٩٨٨: گلبدین و مولوی خالص با ریچارد کر، سفیر امریکا در پاکستان.
گلبدین در جریان جنگ سرد، از نازدانه ترین نوکران سی.آی.ای. بود و بیش از ششصد میلیون دالر از کمک های این سازمان به آن تعلق گرفت که میان گروههای بنیادگرای افغانستان در رده نخست قرار داشت و بعد به ترتیب جمعیت اسلامی و اتحاد اسلامی دومین و سومین چتلی‌خواران سی.آی.ای. به شمار می‌رفتند.

اما آینده این معاهده چه خواهد بود:

«حکمتیار یک شخصیت سیاسی شدیدا جاه‌طلب و در زمینه عملی بازی قدرت شدیدا سنگدل است. امروز آرزوی او چیزی کمتر از ریاست جمهوری افغانستان نخواهد بود. بنا از این به بعد چیزهای زیادی اتکا بر این دارد که جاه‌طلبی طغیانی او به چه شکلی بروز خواهد کرد. اگر تاریخچه گذشته‌اش را معیار قرار دهیم، او در راه رسیدن به قدرت هیچگونه مخالفتی را تحمل نخواهد کرد.»

اشرف غنی، حنیف اتمر و سایر اطرافیان کرزی برای پوشانیدن دست بیگانگان در پشت معاهده ننگین با گلبدین تلاش دارند که آنرا یک عمل کاملا «بین‌الافغانی» جار بزنند، اما حقایق افغانستان و شواهد رساننده آنست که این معامله بدون طرح و مداخله باداران امریکایی شان هرگز نمی‌توانست عملی گردد. هرچند این معامله زیر نام دلپسند «صلح» انجام پذیرفت، اما عملا برنامه‌های پنهان دیگری در آن نهفته است که هیچگونه ربطی به صلح و ثبات در کشور ندارد و برعکس افغانستان را شدیدتر به جنگ قدرت و درگیری سوق خواهد داد.