جنرال دوستم غورماچ میمنه فاریاب طالبان پاکستان

مکالمه تلفنی جنرال دوستم با امرالله صالحاین جنگ چنان پیچیده است که معلوم است در عقب آن نه ملا است، نه شورشگر و نه دهاتی.

به گزارش سایت همایون بنقل ازشبکه اطلاع رسانی افغانستان، جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری پس از آنکه امرالله صالح درباره سلامتی وی ابراز نگرانی کرد و خواست تا از وی باخبر شود، امروز دوشنبه 26 میزان 95 وی در مکالمه تلفنی با امرالله صالح گفت: “من اینجا آمده ام که از نفوذ سیاسی و دولتی ام در حمایت نیروهای مسلح کشور کار بگیرم. هزاران نفر را بخاطر دفاع نرم و سخت بسیج کرده ام. راهی را که طالبان بسته بودند گشودیم. خودم در قرارگاه و سوق اداره در ساحه غورماچ قرار دارم. اینجا و هر جای دیگر مشکل نیرو در نبود رهبری و استقامت دهی است.

دوستم افزود: حداقل در این ساحه این خلا را من پر ساختم و نیروها را مورال دادم. هماهنگی را ایجاد نموده ام و ساحات زیادی را از وجود دشمن پاکسازی کرده ام. این جنگ چنان پیچیده است که معلوم است در عقب آن نه ملا است، نه شورشگر و نه دهاتی. این جنگ را که من از نزدیک می بینم معلوم است که اردوی پاکستان در تعلیم، تجهیز و آماده سازی تروریستان زیاد سرمایه گذاری نموده است زیرا ساحه در نزدیکی مرز آسیای میانه است و اهمیت استراتیژیک دارد چون قرار بود سرک حلقوی افغانستان از چنگال و انحصار ترانزیتی پاکستان خلاص بسازد.

معاون اول رییس جمهور در مکالمه تلفنی اش با امرالله صالح خطاب به وی گفت: ما و شما دیگر گنجایش از دست دهی فرصت ها را نداریم. ای کاش آمرصاحب و دیگر یاران نظامی اش زنده می بود. دیگر نباید در کارهایی مصروف شویم که ما را از مردم و ریشه های ما دور بسازد. اینجا انگیزه علیه طالب می جنگد و هر روز مردم حاضر به قربانی بیشتر اند و شهیدان شان نباید فراموش شوند.

وی همچنین با اشاره به دسیسه چینی ها درباره خودش ادامه داد: حلقاتی هستند که همه این تلاش های مرا به دیده شک می نگرند و تردید ایجاد می کنند و از عقب دسیسه می چینند و امکانات نمی فرستند. اینها انحصار طلبان هستند که می خواهند جنگ را در روی کاغذ برنده شوند. من 18 کیلومتر سرک را که طالب به خندق مرگ تبدیل کرده بود پاکسازی نمودم.

در اخیر وی از حمایت معنوی و سیاسی امرالله صالح تشکر کرد و گفت: من بخاطر اجندای جنبش نه بلکه بخاطر تصفیه یک گوشه خاک از چنگال دشمن مشترک ما آمده ام.

++++++++++++++++++++++++++

به یک رییس جمهور جنرال نیاز داریم

شوری که همیشه در حال جنگ است نیاز به رییس جمهور جنرال دارد و بهترین گزینه جنرال دوستم است. اگر چنین شود چند ویژگی دارد:
1. طالب و داعش به سادگی جرات ورود و تصرف شهری را نمی کند.
2.برای نخستین بار یک رییس جمهور ازبک زمام امور را بدست می گیرد و این به معنای پذیرش دموکراسی به معنای واقعی آن است.
3. جنرال دوستم در کنار صداقت و شجاعت اش ،موضع ضد پاکستانی دارد که این موضع ملت است.
4. سربازان در مقابل دشمن با روحیه بالا می جنگند.
5. افغانستان در سیاست خارجی اش با هند دچار تزلزل نمی شود و در کنار آن روابط افغانستان با ترکیه خیلی نزدیک می شود. شاید روابط امریکا با ما همین خواهد ماند که تا حالا بوده است.
فرامز سینا
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

دوستم؛ مرد تنهای میدان نبرد

جنرال عبدالرشید دوستم؛ معاون اول رئیس جمهور تأیید کرد که بخشی از ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب در شمال افغانستان هنوز در کنترل طالبان قرار دارد. او همچنین مدعی است که رئیس ستاد ارتش پاکستان در پشت حملات تروریست ها در افغانستان قرار دارد.

جنرال دوستم که از روز شنبه به فاریاب رفته، گفت بخشی از ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب که در کنترل طالبان است به زودی از وجود این گروه پاک‌سازی خواهد شد.

معاون اول ریاست جمهوری مدعی است که در عقب حملات گروه طالبان، رئیس ستاد ارتش و دستگاه استخبارات پاکستان قرار دارند؛ اما تأکید کرد که ولایت فاریاب هیچ وقت به دست “مزدوران پاکستان” نخواهد افتاد.

دیشب کاروان آقای دوستم در ولسوالی غورماچ با بمب جاسازی شده در کنار جاده برخورد کرد که منجر به کشته شدن دست‌کم ۱۰ نفر از جمله یک فرمانده و محافظ معاون اول ریاست جمهوری شد.

جنرال دوستم اخیرا اعلام کرده بود که براساس برخی گزارش‌های اطلاعاتی، داعش برنامه دارد از مسیر ولایت های بادغیس و بدخشان، در شمال افغانستان مستقر شود.

آگاهان می ‌گویند که جنرال دوستم با این اظهارات نشان داد که او نه ‌تنها وارد جنگی صریح، بی‌ پرده و مستقیم با تروریزم بین ‌المللی شده است؛ بلکه در برابر کشورهایی که در قبال این وضعیت افغانستان مسؤول اند نیز از زبانی صریح، برهنه و بی ‌پرده و پیرایه بهره می ‌جوید.

جنرال دوستم، اگرچه اکنون معاون اول ریاست جمهوری است و در مقامی تکیه زده که یک ازبک افغانستانی فقط می ‌توانست در رویاهایش آن را تصور کند؛ اما او در نهایت یک جنرال نظامی است و این را در عمل نیز نشان داد.

او پس از ۱۴ سال بر زمین گذاردن تفنگ، یکبار دیگر لباس سنگین زرهی پوشید تا به دشمنانش نشان دهد که یک جنرال همیشه جنرال باقی خواهد ماند.

جنرال دوستم، همچنین این شجاعت را داشت که کلیشه ‌های رایج و قالب ‌های کهنه و سنت‌ های سنگ ‌شده در ادبیات سیاسی افغانستان که کلیه‌ موضع‌ گیری ‌ها و استراتژی ‌های سیاسی و نظامی دولت افغانستان در زمینه‌ صلح و جنگ، سیاست خارجی، رابطه با پاکستان و… را تحت الشعاع قرار داده و به گروگان گرفته بود را مردانه و بی ‌پروا درهم‌ بشکند و درست مانند یک سرباز نظامی که هرگز با الفبای سراسر فریب و دروغ و رنگ و نیرنگ سیاست، آشنایی ندارد، انگشت اتهام را به سمت پاکستان و سازمان استخبارات نظامی این کشور آی اس آی نشانه رفت و گفت که او به جنگ آی اس آی رفته است.

او به این ترتیب، از ابهام امنیت افغانستان، راززدایی کرد و ادبیات تلویح و لفافه و تفسیرپذیر سیاسی و نظامی دولتمردان در قبال پاکستان را کنار گذاشت.

با شنیدن این جمله ‌ها فراموش می ‌کنیم که دوستم اکنون معاون اول اشرف غنی است. همان‌ گونه که او هنگامی که لباس نظامی پوشیده و بر تانک ارتش سوار است یا در خاکریزی در غورماچ فاریاب، با دوربین، سنگر دشمن را دید می ‌زند، چنین تصوری پاک رنگ می‌ بازد.

دوستم را این روزها‌ بیشتر در هیات یک افسر بلندپایه‌ ارتش پرقدرت نجیب می‌ بینیم که از حمایت سخاو‌تمندانه‌ ابرقدرت شرق –شوروی پیشین- برخوردار بود.

دوستم اگرچه سخن‌ سرای خوبی نیست؛ اما سیاست را خوب می ‌‌فهمد. او اما همانگونه که در سیاست، غالبا غایب و به تعبیر خودش «گوشه گیر» است، در عرصه نظامی مرد تنهای میدان نبرد است؛ زیرا در گذشته، گاه پیش آمده است که هرچه رشته بود، بعدا پنبه شد. از جمله حفظ مناطق آزادشده از سلطه‌ طالبان در فاریاب و سر پل توسط نیروهای امنیتی.

دوستم گفت که آزادی این مناطق بر عهده‌ او بود؛ اما حفظ آن، بر عهده نیروهای امنیتی است. پیش از این، هنوز دوستم، خاک سفر صعب جنگی به فاریاب را نتکانده بود که خبر از حمله‌ گروهی طالبان در فاریاب و تصرف دوباره‌ چندین روستای آزادشده به واسطه‌ دوستم در پی عقب‌ نشینی نیروهای ارتش، منتشر می شد.

بنابراین، مشخص نیست که با توجه به سکوت سرد و معنادار دستگاه های مسؤول، در خصوص عملکرد دوستم در شمال، تا چه اندازه می ‌توان نسبت به پایداری و ماندگاری ماحصل تهور تاریخی جنرال دوستم در دو جبهه‌ سیاست و جنگ امیدوار بود؛ اما افشاگری ‌های بی ‌هراس او در زمینه‌ راززدایی از ابهام امنیت افغانستان، شاید در حد یک استثنا در ادبیات سیاسی رایج افغانستان همچنان در خاطرها و خاطره ها خواهد ماند.

++++++++++++++++++++++++++

14671300_171918256594846_8177746578799638539_n

 

جنرال دوستم! تو بعد از مرگ هم خواهی جنگید

من تردید دارم.
چه کسی اثبات می کند حمله بر ساده ترین قهرمان عصر ما- جنرال دوستم- کار همان طالبانی بود که رویاروی با وی در جنگ اند؟

پرسشی وسوسه آلود این است: آیا جنرال دوستم، حقیقتاً از سوی طالبان هدف سوء قصد قرار گرفت؟
من تردید دارم.

جنرال متهور و درویش منش، قبل از آن که درمیان دسته جات چند ملیتی طالب دشمنانی مشخص، شناخته شده و سوگند خورده داشته باشد؛ دشمنانی قدیمی، اعلام شده و قسماً شناخته شده در میان طرفداران طالب در دولت و درمرکز قدرت دارد.

غیظ لاعلاج و ابدی برضد جنرال دوستم از سوی آنانی که اخیرن برای برپایی «منار» فرزند انتی قرآن و تهی از مشرب مردی «دیره دون» گلو پاره کردند، 500 برابر از کینِ طالبان جوان آمده از مدارس پاکستان، توفانی تر است.

مگر ضیاء الحق امرخیل قهرمان جنبش «منار» ی ها چند نوبت مدعی نشده بود که نبرد دوستم در شمال،«نسل کشی» است؟

آیا حامد کرزی که قوماندانانش در شمال از وی دستور می گیرند، با جنگ بی امان جنرال دوستم علیه «افغان ها!!» مخالف نیست؟
در شورای امنیت بارها و بارها، علیه دوستم که باروبستره می بست تا روانۀ شمال شود، شرارت پرانی های بسیار صورت گرفته است.
جنرال دوستم درنگاه اهل «منار»، نه از حالا، که از سی و پنج سال به این سو، تجسم شرارت و نحوست بوده است. او بود که درآخرین دهۀ قرن بیست، پرچم طغیان افراشت و بازو به بازوی دیگر نیروهای ضد «منار»یاز شمال به سوی کابل تاختن آغازید و «منار» های قدرت تک قطبی را فروانداخت. قوماندانان وعناصر وابسته به تفکر «دیره دونی» شب و روز با کابل از طریق تلفن درتماس اند و لحظه به لحظه گزارش وضعیت را شرح می دهند.
برخی اطلاعات اولیه از زبان برخی مراجع حاضر درصحنه همین موضوع را مکرر می کنند که من نوشنم.گ.ا.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جنرال دوستم بدون «اجازه» شلیک کرد

جنرال مشوش چرا چنین گفت؟

جنرال دوستم سرانجام «اجازه» یافت به شمال سفر کند. او مجوز از حنیف ودکترغنی گرفت؛ و دومی ها از امریکایی ها مجوز گرفتند. اصل اجرایی کردن اپراتیفی امور همین است.

پرسش بی جواب، هنوز این است که جنرال برای چه کاری به شمال رفته است؟ حاصلِ سه سفر قبلی وی نشان داد که هرهدف دیگری می تواند درپس این سفرهای رسانه یی مضمر باشد؛ جز جنگ سرکوبگرانه علیه تروریزم. پالیسی جنگ نیابتی، حفظ وریزرف شبکه های شبه نظامی است؛ نه امحای آن ها.

جنرال دوستم دربیان انتقالات نفرات داعش از مسیرهای شمال شرق و شمال غرب افغانستان، به همکاری”سازمان اطلاعات ارتش پاکستان” و همچنین بخش‌هایی از”نیروهای امنیتی یا غیرنظامی” اشارتی داشت.

نکته یی ممنوع از زبان جنرال بیرون پریده است: «یک تعداد از نیروهای امنیتی یا غیرنظامی» درنقش جاده صاف کن ها برمسیرکاروان های داعش درفعالیت اند. این گروه مدت هاست در ادبیات رسانه یی «ستون پنجم» نام گرفته است که رهبری آن را ( به گفتۀ بسیاری از حلقات شورای نظار) حنیف اتمر برعهده دارد.

همکاران داعش در «نیروهای امنیتی یا غیرنظامی» به غیراز خلیل «اندرابی»، نظامیان شوونیست وخائن، نظامیان بدوی مشرب وفادار به حامدکرزی، حنیف اتمر وزیرمجموعه های پنهان آن ها دیگر چه کسانی می توانند باشند که هرگز دست مؤاخذه به سوی آنان دراز نمی شود؟

به ویدیوی منتشره درشبکه اجتماعی که گروه بزرگی از جوانان اردوی ملی را دراسارت طالبان هلمند نشان می دهد، نگاه کنید. چه کسانی آن ها را به دام انداختند؟ نیرویی مجهز با طیاره و لوژستیک، جمع نظارت عملیاتی امریکا و ناتو، چه گونه این چنین به اسارت درآورده می شود؟ پاسخ قاطع این سوال نحس، نزد اردوی امریکا، اتمر، حامد کرزی و دکترغنی است.
همین احتراز آن ها از دادن پاسخ، در ذات خویش پاسخی است که مردم گرفته اند.

شبکه های اطلاعاتی روسی رسمن از حنیف اتمر ( درهمیاری با معصوم استانکزی) به عنوان مدیران انتظامی نفرات داعش در داخل افغانستان نام برده بودند. ظاهرقدیر، جنگ سالار مشرقی، پرده از روی همه چیز برداشته بود. اگر غلط گفته بود، سکوت حنیف اتمر و ستانکزی از بهر چه بود؟ اتمر که سرخود را در قضیۀ اعتراضات مردمی علیه کرزی نیز داخل می کند، مگر چطور دربرابر ادعا های زنده و مستند ظاهر قدیر زیرسایۀ خموشی خزید؟
جنرال دوستم نیز با حفظ دپلوماسی زبان، دقیقن، همان آدرسی را نشانه رفت که ظاهر قدیر و اداره اطلاعات روسیه، پیش از وی، تثبیت کرده بودند.

تفصیل عبارت هایلایت شدۀ « تعدادی از نیروهای نظامی یاغیرنظامی» که در همکاری مشترک با استفاده از امکانات دولت، دسته جات تروریستی را وارد افغانستان می کنند، زیاد دشوار نیست. خلیل «اندرابی» مهرۀ درشت خیانت، به اضافۀ حامد کرزی که درتلاش احراز نماینده گی سیاسی تروریزم، بی تابی می کند، از سروران این پروسه اند و فعلن درآغوش اعزازاین دولت داعشی به سر می برند. من فکر می کنم که درشکم سرپوشیدۀ حوادث جاری، موج هایی درتاب وپیچ است که به زودی دریک رشته انفجارات سیاسی ونظامی هویدا خواهد شد گ ا.