12670797_10153651202442669_7770245293902278447_n

ملک ستیز کارشناس مسایل بین المللی

«اعتماد کن ولی کنترول را از دست مده!»

گیورگی ژوکوف بزرگ‌ترین فرمانده شوروی در دوران جنگ دوم جهانی بود. ژوکوف استراتژیست و جنگندهء بی‌نظیری در جهان بود. او از آغاز تا انجام جنگ دوم جهانی در سمت‌های با اهمیت رزمی در برابر تهاجم فاشیزم به نبرد پرداخت. استالین که رهبر پرقدرت و قهار شوروی بود به ندرت به‌ هم‌رهان خود گوش فرا می‌داد. اما جای‌گاه ژوکوف برای استالین ارزش‌مند و استثنایی بود.

در هفدهم فبروری سال ۱۹۴۴ آلمان فاشیست جبههء روسیهء سفید در مینسک را زیر آتش شدید گرفت. روستاها ویران و هزاران نفر اسیر شدند. استالین، ژوکوف را از جبههء‌ اودیسه که جبههء مهم استراتژیک در غرب اوکرایین بود به کریملین فرا خواند.
استالین به ژوکوف:
– به شما هدایت می‌دهم تا تمام تمرکز را به جبههء‌ مینسک وقف کنید. این جنگ برای‌ما سرنوشت‌ساز است. من رهبری جنگ را به‌عهده می‌گیرم و شما فرمان‌دهی آن‌را به‌دست گیرید.
ژوکوف به استالین:
– من فرماندهء ستاد رزمی اتحاد شوروی هستم. شما جبههء سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما را رهبری کنید و بر من به‌مثابه‌ء فرمانده و عسکر اعتماد داشته باشید.
ژوکوف کلاهش را بر سر نهاد، به استالین سلام کرد و اطاقش را ترک گفت. استالین که ژوکوف را خیلی دوست می‌داشت چیزی نگفت و کنار پنجره اطاقش ایستاد، سیگارش را دود کرد و به فکر عمیقی فرو رفت. دو باره برگشت و بر میز کارش نشست. قلم نی‌اش را برداشت و بر روی کتابچه‌اش چنین نوشت: «اعتماد کن ولی کنترول را از دست مده!»
بیست‌و سوم فبروری ژوکوف جبههء مینسک را فتح کرد و کمر فاشیزم هیتلری را شکست. استالین به یاورش حکم داد تا توسط مخابره ژوکوف را پیدا کند. برف به‌شدت می‌بارید. استالین سیگارش را برلب گذاشته و از پنجره، بر حیاط کریملین که مظهر قدرت شوروی بود، خیره شده بود. از آن سوی مخابره صدای ژوکوف بالا گرفت.
– امر کنید رفیق استالین.
استالین با لهجهء گرجستانی و زبان روسی خطاب به‌ژوکوف:
– رتبه‌ء پر افتخار مارشالی را برای فرزند کشورم تبریک می‌گویم.
از آن‌سو سکوت شنیده می‌شد. شاید ژوکوف برای نخستین بار گریسته بود.

پاره‌یی از یادداشت‌های‌من :«درس‌های علوم سیاسی»

Advertisements