ف-بری

ف. بری

زور آوران

من چه گویم بهر این زورآوران

در هوای ثروت و قدرت روان

هر یکی خواهد کلای رهبری

با غرورو کبرو با خیره سری

این ندانند ملت محروم و زار

نیستند چون طعمهء بهر شکار

رهبری باشد مقام بس سترگ

هرکس وناکس نگردد زو بزرگ

گر نداری همـــت  بالنده گی

از تو ناید جز فساد و گنده گی

قدر خود بشناس و پا نه دررکاب

تا نگردی مایهء رنج و عذاب

پول امداد در جهان بهـــر رفا

گشتنه ارزانی، بیــــــابیم ارتقا

گر کنید تاراج و صرف خویشتن

می خورید گوشت یتیم و بیوه زن

گوش دارید بر ندای جان گداز

مایهء فقر است غرور وحرص و آز

تا شـــــوی ازدرد ملت باخبر

( گوش خر بفروش و دیگر گوش خر)

بر شمــا گوید بری ای سنگدلان

کی شویم با فتنه و جهل درامان

Advertisements