سی لاری پراز مهمات اردوی ملی به طالبان تحویل داده شد
مخالفان مسلح و طالبان از سوی رهبری نهاد ها امنیتی تامین و تجهیز می شوند.
قرار معلوماتی که بدست ما ( شبکه اطلاع رسانی) رسیده است، اضافه از ۳۰ موتر باربری مملو از انواع مختلف مهمات که بدستور وزیر دفاع و رییس امنیت ملی بنام کمک به قندوز در حال حرکت بودند، برای طالبان در بغلان مرکزی تسلیم داده شد.
غرض از بین بردن آثار و علایم بدستور همین دومقام دولتی موترها آتش زده شد.
موتر هایی که آتش زده شده و می سوختند هیچ کدام علایم انفجار مهمات در آنها دیده نمی شد.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

فوری: طالبان وارد لشکرگاه شدند (عکس)

سمتی از شهر لشکرگاه بدست طالبان افتاد.
طبق تازه ترین خبرهای بدست آمده از رسانه های محلی، طالبان پیش از چاشت امروز دوشنبه 19 میزان 95 منطقه کمپ مختار (کمپ مهاجر)، در دو کیلومتری شهر لشکرگاه را تصرف کردند.
پیش بینی می شود که امشب بخش های دیگری از شهر تحت مدیریت طالبان قرار گیرد.

طالبان در لشکرگاه

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

غنی باید خفاشگونه به قندوز برود نه شفاخانه های کابل

خفاش مزاجی بزرگان

مردم مظلوم قندوز، هلمند و یک تعداد از ولایت های دیگر در روشنی روز از دم تیغ جلادان می گذرد و همه انتظار دارند تا عقاب تیز پرواز در فضای خونین این سرزمین به پرواز آید و جگر دشمن را سینه اش بدر آرد اما غافل از اینکه اطراف و کنارمان را خفاشان شبتاز و تاریک دل گرفته است که در نیمه های شب و در تاریکی هولناک طعمه ناچیز بدست می آورند.

یکی از این خفاش مزاجان نور گریز ارگ نشینان کابل اند که بجای رفتن در میدان های نبرد و جنگ و نجات همشهریان ما از چنگال خونین عفریت جهل و نادانی به شفاخانه ها وادارات دولتی در کابل می تازد تا یکی را به بهانه شکار کند و طعمه گرسنگان اطرافش سازد.

جناب اشرف غنی رییس جمهور افغانستان هم گاه و بیگاه با پرواز خفاشگونه و غافلگیرانه در نیمه های شب بر حوزه های امینتی عده ای را بجرم سهل انگاری از وظیفه سبکدوش و بجای شان افراد دلخواه خود را نصب و بدین ترتیب و مسوولیت خود را به نحوی ادا کرده است.

عده ای بخاطر اغفال کردن ذهنیت ها و معطوف ساختن افکار از اوضاع خونین قندوز و هلمند و فراه و بادغیس و پسابند غور ادعا دارند که رییس جمهور کاری در خور تحسین انجام داده و اما نمی دانند که مسوولیت رییس جمهور در سطح کل افغانستان و آن هم در مقایسه با اوضاع خونین و ویرانگر جنگ در ولایت ها خصوصا هلمند و قندوز و بغلان چیزی دیگری است بزرگتر از آنچه فکر می کنند.

اینجا باید پرسیده شود که چرا رییس جمهور وقت کشی و مسوولیت ناشناسی می کند؟! او بایست بجای رفتن به وزیر اکبر خان با کابینه اش به ولایات محاصره شده سفر کند که زمین اش از خون شهیدان مظلوم رنگین و فضایش با صدای غمین مادران و فرزندان مصیبت دیده غمبار است و بوی دود آتش سینه ساکنان این شهر ها را به لخت خون تبدیل کرده که نهایت سوال برانگیزی است.

این دو رییس یعنی اشرف غنی و عبدالله با کجگول گدایی با گردن های پت و کج به دروازه اروپاییان پرسه می زنند اما بی خبر از اینکه طالبان در قندوز بانک ها را چپاول کردند و ذخایر سلاح و مهمات را به غارت بردند ایشان قبل از اینکه به خسارت های داخل افغانستان نگاه کنند بخاطر نیمه پر شدن کجگول گدایوی افتخار کردند که خیلی شرم آور و ننگین است و این گدایی مشروط هیچ دستاوردی نداشت.

قهرمانی دروغین: جناب شنیده است که رهبران در دل تاریکی شب از احوال رعیت آگاه اند اما نمی داند زمانیکه در روز مردم در رنج و عذاب اند نیازی به شبگردی خفاشگونه در نیمه های شب نیست. عده ای با مداحی و چاپلوسی کوتاه و بی اثر رییس جمهور را مسوولیت شناسی معرفی می کنند اما در شرایط فعلی مردم به این اکت های ریاکارانه ارج نمی گذارند و از مسوولان می خواهند بجای عقده گشایی در کابل و برطرف کردن افراد بخاطر نصب کردن حامیان دروغین به ملت توجه کنند، به ملتی که خونش جوی ها را پر کرده و از گوشت و استخوان شان تل و تپه ساخته اند.

مردمی که خانه و کاشانه را به آتش و خاکستر سپردند و خودشان پا برهنه بدون غذا و سرپوش در بادیه یاس و ناامیدی قدم گذاشتند. کجاست دادرسی که دست نوازش بر صورت خونین یتیمی بگذارد که رویش را از بالای جسد بخون تپیده پدرش برداشته و با ناله فریاد راه گریز را اختیار کرده. مگر کدام کار و وظیفه مهمتر از نجات مردم قندوز و هلمند است؟ از نظر من هر حرکتی که در جهت نجات مردم قندوز و هلمند نباشد مغرضانه و ریاکارانه است که رییس جمهور انجام می دهد بنابراین به این واقعیت تاکید می کنم که ملت بیدار و عقاب مزاج افغانستان شایسته رهبران نیستند که خصلت خفاشی دارند. خاموشی در مقابل این جفاکاری ها نه اسلامی است و نه انسانی. امیدوارم هر چه زودتر ملت بزرگ افغانستان با راه اندازی تظاهرات مسالمت آمیز طوفانی براه اندازند و این خس و خاشاک را از سر راه خود بردارند.

احمد سعیدی

+++++++++++++++++++++++++++++++++

آمریکا و پروژه جدید حزب اسلامی

 

بیرون ساختن یک حزب مرده تحت نام صلح، آغاز ماجراهای جدید برای سالیان متمادی در افغانستان معنا می دهد.

هنوز رهبر این حزب نیامده افراد این حزب به آمریکا دعوت می شوند، آیا تحت نام رفع تعزیرات امتیازات جدید از بادار اصلی اخذ نمی کنند؟ شاید در رابطه به ماموریت جدیدشان یعنی پروژه داعش تحت نام حزب اسلامی، برایشان معلومات و وعده هایی بدهند.

اینها بخاطر قدرت و پول از هرچیز می گذرند. دین، مذهب، ناموس و… چون ناموس و دین و مذهب شان فقط و فقط قدرت و ثروت است! اینکه حامی قدرت و ثروت شان یهود است یا نصارا چه فرق می کند، یک روز تحت نام دیپلماسی زنانه، روز دیگر دیپلماسی ایجاب می کند تا روابط با کشورهای خارجی داشته باشیم! و… 40 سال جهاد و خونریزی و قتل مردم بخاطر همین روز بود؟

در این مرحله حساس معلوم می شود که افراد حزب اسلامی همچو همیشه طرز دید برعکس با رهبرشان دارند و یا برای بار اخیر باز هم همان امتحان شده همیشگی را احمقانه باز امتحان می کنند و خاموشی اختیار می کنند! حرص قدرت و ثروت بی عزتی و ذلت بار می آورد.

ایمل معانی

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

ملا هبت‌الله مدت ۱۵ سال در کویتۀ پاکستان تدریس می‌کرد

Taliban Mullah Haibat

یک گزارش تازۀ خبرگزاری رویترز نشان می‌دهد که ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر گروه طالبان، سال‌ها در پاکستان به‌گونۀ آشکارا در مسجدی به سخنرانی‌های دینی می‌پرداخت و مردم را در برابر حکومت افغانستان و نیرو‌های امریکایی تشویق می‌کرد.

در این گزارش آمده است که ملا هبت‌الله در منطقه کُچلاک شهر کویته بسیاری‌ها را برای پیوستن به گروه طالبان فرا می‌خواند و ظاهراً در یک ماه ۱۰ هزار روپیۀ پاکستانی درآمد داشت.

دوستان هبت‌الله گفته‌اند که وی از هشت بامداد تا ناوقت‌های روز به دانش‌آموزان، آموزش‌های دینی می‌داد و به‌گونه آشکارا مردم را در برابر نیروهای امریکایی در افغانستان به مبارزه فرا می‌خواند؛ ملا هبت الله همواره تأکید می‌کرد که با یک حکومت دست‌نشاندۀ امریکا در افغانستان نباید گفت‌وگو شود.

آگاهان به این باور‌هایی وجود دارند که مقام‌های طالبان در کویته بسیار نزدیک با پاسگاه‌های ارتش پاکستان به سر می‌برند.

حکومت افغانستان ریشه‌های ناامنی‌ها را در کشور و نیز سر و سامان‌بخشیدن به هراس‌افگنانی را که در افغانستان می‌جنگند، به‌گونۀ مستقیم به پاکستان پیوند می‌دهد و می‌گوید که حضور آشکار رهبر کنونی طالبان در پاکستان نشان‌دهندۀ اقدام‌نکردن اسلام‌آباد در برابر این گروه است.

اکنون خواست‌ها این استند که پس از این جامعه جهانی فشار‌ها را از بهر پشتیبانی پاکستان از گروه‌های هراس‌افگن باید بیشتر سازد.

ملا هبت‌الله رهبر گروه طالبان با خانواده‌اش در سال ۲۰۰۱ میلادی پس‌از حملۀ امریکا بر افغانستان به پاکستان رفت.

بر بنیاد این گزارش حضور آشکار رهبرکنونی طالبان در پاکستان این پیام را می‌رساند که حکومت پاکستان در برابر طالبان اقدام نمی‌کند؛ از همین‌رو باور‌هایی وجود دارند که با افشای محل بودوباش ملا هبت‌الله، فشارهای جهانی بر پاکستان افزایش خواهند یافت.

تا اکنون حکومت مرکزی پاکستان دربارۀ این گزارش واکنشی نداشته‌است؛ اما وزیر داخله ایالت بلوچستان حتا حضور طالبان را در این ایالت رد می‌کند.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چرا حکومت تماشاگر جنایات طالبان در کندز است؟

هفت روز از جنگ ویرانگر و عذاب دهنده در ولایت کندز می گذرد و در این مدت نظامیان کاری که راه رهایی برای مردم رنج دیده این شهر بنمایاند،، باز نکرده اند.

ازین رو افزون بر این که مردم گرفتار مشکلات ناشی از قیمتی، قحطی و نبود امکانات درمانی و بهداشتی شده اند، هر آن در چنگال ترس و رعب و وحشتی زنده گی می کنند که طالبان برای آنان راه اندازی کرده اند و هردم زنده گی و جان آنان را تهدید می کند.

در این مدت صدها تن زخم برداشته اند، تصاویر دلخراشی از تلفات سنگین غیر نطامیان در این شهر نیز منتشر شده است و نشان می دهد که وضعیت در این شهر جنگ زده چقدر وخیم است.

این در حالی است که زعامت و رهبری این ولایت بی هیچگونه اندیشه یی برای نجات مردم در مکان های امن اندیشه نکرده اند و منتظر اند تا مگر دست معجزه آسایی از آستین غیب بیرون شود و این شهر و مردمش را از وضعیت ناهنجار و نا بسامان کنونی نجات بدهد.

با آن که اتفاق افتیدن سقوط این شهر بدست طالبان در روزی که رئیس جمهوری کشور برای حضور در کنفرانس بروکسل عازم اروپا بود هنوز اذهان مردم را مغشوش داشته است؛ زیرا این مسأله با سقوط بار اول کندز به دست طالبان در چنین ایامی، مشابهت تمام دارد، هنوز که هنوز است دشمن با قوت در این شهر ویرانی می کند و آبادی ها و اماکن دولتی را به آتش می کشد.

درد آور تر از همه، آواره شدن و سرگردان شدن هزاران تن از شهروندان کندزی است که خود را به ولایت های همجوار رسانیده اند و منتظر دستگیری دولت، خویشاوندان و نهاد های بین المللی هستند.

مردم بیمناک اند که این تعلل نیرو های امنیتی در باز پس گیری شهر کندز به درازا بکشد و آنها همچنان مشکلات شان بیشتر گردد و خانه و زنده گی شان در آتش خشم طالبان مزدور بسوزد و ویران گردد.

مردم توقع دارند که دولت هر چه زودتر باید به این غایله پایان بدهد و با جدیت تمام کار پاکسازی کندز از وجود طالبان را تمام کند و ایشان را از این تنگنای مدهش بیرون کند.

هرقدر این شهر در چنگال دژخیمان طالب بماند روزگار مردم این شهر( چه آنان که در درون شهر مانده اند و چه آنان که راهی یافته و به بیرون از این شهر کوچیده اند) سیه تر شده می رود و آن گاه طالبان نیز ماندنی تر خواهند شد.

این در حالیست که دشمن راه های مواصلاتی به این ولایت را بسته است و ضمن این که امکان آمد و شد را از آنان گرفته اند، ورود اموال و اجناس اولیه برای زنده‎گی کردن دشوار و نا ممکن شده است.
یگانه راه همان است که دولت با قاطعیت دست به کار شود و جنگ برای رهایی شهر کندز را شدت بخشد تا با تأمین شدن امنیت در این شهر مردم از دشواری های موجود رهایی یابند، به شهر خود برگردند و چاره منزل و دکان های در آتش سوخته یی شان را بکنند تا به درد تقلای رزق و روزی شان بخورد

++++++++++++++++++++++++++++++++++

از برکت نیروهای امنیتی کشور است که غنی پادشاهی می کند

جنگ بی امان و ویرانگری که اینک دامنه هایش در بیشترین ولایت‌های کشور گسترده شده است، از دولت می طلبد که به زنده گی و جان منسوبین نهاد های امنیتی و دفاع ملی کشور توجه بیشتر صورت گیرد.

این در حالیست که تجارب نشان داده است که در این اواخر این توجه و مواظبت از زنده گی و جان سربازان و افسران نیرو های امنیتی و دفاعی کشور کمتر بوده و از همین رو تلفات و ضایعات گیچ کننده یی به آنان وارد می گردد.

در حالی که این نیرو های پرتوان و فدا کار برای حراست از نظام، تمامیت ارضی، امنیت رسانی به مردم و زمینه سازی برای ساخت و ساز کشور از سر و جان خود می گذرند، بی مروتی و جفای کلان است که دولت به آنان توجه نکند.

از یاد نبریم که به برکت ایثار، از خود گذری و قربانی های فراوان این نیرو های پرتوان است که رئیس جمهوری و دیگر اراکین بلند پایه حکومت و مردم افغانستان در کار های خود شاغل اند و ما در شهر ها و روستا های کشور نفس می کشیم.

تجربه جنگ های کنونی در کشور نشان داده است که این نیرو ها هر چه در توان دارند به کار می اندازند تا مردم شان در امان باشند و دولت به امور روزانه خود برسد.

روزانه در سراسر کشور این قوت های دلیر و شجاع قربانی می دهند . این قربانی دادن ها آسیب های کلانی به جامعه نیز وارد می کند که باید مسؤولان به آن توجه کنند.

این نیرو ها، فرزندان دلیر کشور اند و همه دارای خانواده هایی اند که جان باختن هریک آنان سبب می شود تا فرزندانی بی پدر شوند، مادرانی بی فرزند گردند و خانم های فداکاری همسران عزیز شان را از دست بدهند.

از این روست که می گوییم هر گونه تلفات انسانی بر بنیاد نیرو های امنیتی و دفاعی کشور سبب می شود تا بخشی از جامعه از رهگذر انسانی و عاطفی زیان کلانی ببیند که اثرات آن تا سال‌های درازی در میان خانواده ها باقی می ماند.

در چنین وضعیتی است که به دولت و مسؤولان نهاد های امنیتی کشور پیشنهاد می کنم تا بیشتر از این به زنده گی و امور کاری سربازان و افسران و دیگر پرسونل نیرو های خویش بی توجهی نکنند.

بی توجهی مسؤولان هنگام در محاصره دشمن قرار گرفتن نیرو های امنیتی، سبب می شود که این فرزندان دلیر وطن سرانجام به دست دشمن بیفتند و جان های عزیز شان را از دست بدهند.

این امر تبعات دیگری نیز دارد و آن این است که در این گونه موارد اسلحه، مهمات جنگی، تجهیزات و وسایط آنان نیز به دست دشمن می افتد و سبب نیرومندی و ارتقای ظرفیت جنگی آنان نیز می گردد.

یکی از تأثیرات بد این گونه موارد هم کاهش مورال نیروهای امنیتی و نزول سطح انگیزه جنگیدن در برابر دشمن، در میان نیرو های امنیتی می باشد که باید به آن اندیشید و از مواجه شدن با چنین حالتی جلوگیری کرد.

رئیس جمهور و همه مسؤولان امور در این زمینه مسؤول و پاسخگو هستند. از یاد نبریم که توانایی این نیروها و ارتقای قابلیت‌های رزمی آنان و حفظ سلاح ومهمات و تجهیزات آنان نیز یکی از مسؤولیت‌های دولت می باشد که باید به آن توجه بیش از هر وقت صورت بگیرد.

نیرو های امنیتی و دفاعی ما سرمایه های کلانی برای ماهستند که بدون داشتن آنان، هر گونه پیشرفت، ترقی و امنیت در سراسر کشور نامیسر خواهد بود. از این رو مواظبت از جان و زنده گی آنان و پرداختن به اموری که به آنان انگیزه و مورال بیشتر می دهد، از وظایف اساسی دولت می باشد

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

رگیری‌های پراکنده یک هفته‌یی‌ در بغلان بیش از ۱۰۰ کشته و زخمی برجای گذاشته است

هفت روز از جنگ ویرانگر و عذاب دهنده در ولایت کندز می گذرد و در این مدت نظامیان کاری که راه رهایی برای مردم رنج دیده این شهر بنمایاند،، باز نکرده اند.

ازین رو افزون بر این که مردم گرفتار مشکلات ناشی از قیمتی، قحطی و نبود امکانات درمانی و بهداشتی شده اند، هر آن در چنگال ترس و رعب و وحشتی زنده گی می کنند که طالبان برای آنان راه اندازی کرده اند و هردم زنده گی و جان آنان را تهدید می کند.

در این مدت صدها تن زخم برداشته اند، تصاویر دلخراشی از تلفات سنگین غیر نطامیان در این شهر نیز منتشر شده است و نشان می دهد که وضعیت در این شهر جنگ زده چقدر وخیم است.

این در حالی است که زعامت و رهبری این ولایت بی هیچگونه اندیشه یی برای نجات مردم در مکان های امن اندیشه نکرده اند و منتظر اند تا مگر دست معجزه آسایی از آستین غیب بیرون شود و این شهر و مردمش را از وضعیت ناهنجار و نا بسامان کنونی نجات بدهد.

با آن که اتفاق افتیدن سقوط این شهر بدست طالبان در روزی که رئیس جمهوری کشور برای حضور در کنفرانس بروکسل عازم اروپا بود هنوز اذهان مردم را مغشوش داشته است؛ زیرا این مسأله با سقوط بار اول کندز به دست طالبان در چنین ایامی، مشابهت تمام دارد، هنوز که هنوز است دشمن با قوت در این شهر ویرانی می کند و آبادی ها و اماکن دولتی را به آتش می کشد.

درد آور تر از همه، آواره شدن و سرگردان شدن هزاران تن از شهروندان کندزی است که خود را به ولایت های همجوار رسانیده اند و منتظر دستگیری دولت، خویشاوندان و نهاد های بین المللی هستند.

مردم بیمناک اند که این تعلل نیرو های امنیتی در باز پس گیری شهر کندز به درازا بکشد و آنها همچنان مشکلات شان بیشتر گردد و خانه و زنده گی شان در آتش خشم طالبان مزدور بسوزد و ویران گردد.

مردم توقع دارند که دولت هر چه زودتر باید به این غایله پایان بدهد و با جدیت تمام کار پاکسازی کندز از وجود طالبان را تمام کند و ایشان را از این تنگنای مدهش بیرون کند.

هرقدر این شهر در چنگال دژخیمان طالب بماند روزگار مردم این شهر( چه آنان که در درون شهر مانده اند و چه آنان که راهی یافته و به بیرون از این شهر کوچیده اند) سیه تر شده می رود و آن گاه طالبان نیز ماندنی تر خواهند شد.

این در حالیست که دشمن راه های مواصلاتی به این ولایت را بسته است و ضمن این که امکان آمد و شد را از آنان گرفته اند، ورود اموال و اجناس اولیه برای زنده‎گی کردن دشوار و نا ممکن شده است.
یگانه راه همان است که دولت با قاطعیت دست به کار شود و جنگ برای رهایی شهر کندز را شدت بخشد تا با تأمین شدن امنیت در این شهر مردم از دشواری های موجود رهایی یابند، به شهر خود برگردند و چاره منزل و دکان های در آتش سوخته یی شان را بکنند تا به درد تقلای رزق و روزی شان بخورد

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چرا حکومت تماشاگر جنایات طالبان در کندز است؟

هفت روز از جنگ ویرانگر و عذاب دهنده در ولایت کندز می گذرد و در این مدت نظامیان کاری که راه رهایی برای مردم رنج دیده این شهر بنمایاند،، باز نکرده اند.

ازین رو افزون بر این که مردم گرفتار مشکلات ناشی از قیمتی، قحطی و نبود امکانات درمانی و بهداشتی شده اند، هر آن در چنگال ترس و رعب و وحشتی زنده گی می کنند که طالبان برای آنان راه اندازی کرده اند و هردم زنده گی و جان آنان را تهدید می کند.

در این مدت صدها تن زخم برداشته اند، تصاویر دلخراشی از تلفات سنگین غیر نطامیان در این شهر نیز منتشر شده است و نشان می دهد که وضعیت در این شهر جنگ زده چقدر وخیم است.

این در حالی است که زعامت و رهبری این ولایت بی هیچگونه اندیشه یی برای نجات مردم در مکان های امن اندیشه نکرده اند و منتظر اند تا مگر دست معجزه آسایی از آستین غیب بیرون شود و این شهر و مردمش را از وضعیت ناهنجار و نا بسامان کنونی نجات بدهد.

با آن که اتفاق افتیدن سقوط این شهر بدست طالبان در روزی که رئیس جمهوری کشور برای حضور در کنفرانس بروکسل عازم اروپا بود هنوز اذهان مردم را مغشوش داشته است؛ زیرا این مسأله با سقوط بار اول کندز به دست طالبان در چنین ایامی، مشابهت تمام دارد، هنوز که هنوز است دشمن با قوت در این شهر ویرانی می کند و آبادی ها و اماکن دولتی را به آتش می کشد.

درد آور تر از همه، آواره شدن و سرگردان شدن هزاران تن از شهروندان کندزی است که خود را به ولایت های همجوار رسانیده اند و منتظر دستگیری دولت، خویشاوندان و نهاد های بین المللی هستند.

مردم بیمناک اند که این تعلل نیرو های امنیتی در باز پس گیری شهر کندز به درازا بکشد و آنها همچنان مشکلات شان بیشتر گردد و خانه و زنده گی شان در آتش خشم طالبان مزدور بسوزد و ویران گردد.

مردم توقع دارند که دولت هر چه زودتر باید به این غایله پایان بدهد و با جدیت تمام کار پاکسازی کندز از وجود طالبان را تمام کند و ایشان را از این تنگنای مدهش بیرون کند.

هرقدر این شهر در چنگال دژخیمان طالب بماند روزگار مردم این شهر( چه آنان که در درون شهر مانده اند و چه آنان که راهی یافته و به بیرون از این شهر کوچیده اند) سیه تر شده می رود و آن گاه طالبان نیز ماندنی تر خواهند شد.

این در حالیست که دشمن راه های مواصلاتی به این ولایت را بسته است و ضمن این که امکان آمد و شد را از آنان گرفته اند، ورود اموال و اجناس اولیه برای زنده‎گی کردن دشوار و نا ممکن شده است.
یگانه راه همان است که دولت با قاطعیت دست به کار شود و جنگ برای رهایی شهر کندز را شدت بخشد تا با تأمین شدن امنیت در این شهر مردم از دشواری های موجود رهایی یابند، به شهر خود برگردند و چاره منزل و دکان های در آتش سوخته یی شان را بکنند تا به درد تقلای رزق و روزی شان بخورد

Advertisements