در 30 ساعت گذشته به روایت تصویر

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

افغانستان قندوز طالبان شهروندان افغانستان کشته و زخمی نیروهای امنیتی

 قندوز افغانستان کشته و زخمی طالبان نیروهای امنیتی جنگ در افغانستان

افغانستان قندوز کشته و زخمی طالبان نیروهای امنیتی جنگ در افغانستان

افغانستان قندوز کشته و زخمی طالبان نیروهای امنیتی جنگ در افغانستان

جنگ در افغانستان قندوز کشته و زخمی طالبان نیروهای امنیتی افغانستان

"افغانستان

واپس گیری قندوز افتخار نیست

به حدی که سقوط کندز شرم است واپس گیری اش افتخارنیست.
سال گذشته دقیق درهمین فصل سال قندز به دست طالبان سقوط کرد. ریس جمهور با تعدادی از مقامات کشور به قندز رفتند وگفتند که قندوز دیگر سقوط نخواهد کرد !اما دقیق پس از یک سال سناریوی قندز تکرار شد.

سال گذشته تعدادی از افراد در شورای امنیت ملی کشور متهم به همکاری با طالبان در قندز شدند و دقیق قندوز سال گذشته درحالی سقوط کرد که شورای امنیت اجازه عملیات به نیروی امنیتی افغانستان را نداده بودند و همه نیروها را به کابل فرا خوانده بودند و انجامش سقوط قندوز، چطور چپاور دارایی های عامه، بیجا شدن مردم و تجاوز به دختران دانشگاهی بود.

هیأت حقیقت یاب تعیین شد که تنها نامش هیات حقیقت یاب بود و آقای صالح و فاورق وردک هردو با تیمی رفتند تا حقیقت یابی کنند که حقیقت یابی کرده نتوانستند و نتیجه کار خود را هم مانند حکومتی ها پنهان کردند.

اما در مورد قندوز چه کسانی مقصر هستند؟ میگویند وزاری دفاع و داخله و رییس های امنیت ملی از امرالله صالح تا نبیل و از وزاری داخله گذشته از بسم الله خان تا حنیف اتمر چون قضیه قندوز از امروز نیست بلکه از سال ها پیش برنامه ریزی شده است.

بحث دیگر اینکه شواری امنیت هم تا هنوز وظیفه خود را نمی داند و هر بار در دفاع از یک جناح قرار می گیرد، مانند که در دفاع از حامد کرزی قرار گرفت، آقایان که در چوکی های شورای امنیت تکیه زده اید لطفا دو صفحه را در مورد وظیفه خود تان مطالعه کنید وظیفه شما خوش خدمتی برای رییس جمهور پیشین نیست بلکه شما استراژی جنک را تعیین کنید و اگر توان تعیین استراژی جنگ و صلح را ندارید آبرومندانه کنار بروید که ولسوالی های یکی پس از دیگر سقوط نکند و کارنامه حکومت وحدت ملی را بیشتر از این سیاه نسازید!

مورد دیگر هم اپوزیسیون های استفاده جو هستند لطفا اگر کاری از دست شما به اصطلاح اپوزیسون ها کاری ساخته نیست تنها به گپ زدن دل مردم را خوش نکنید.
کارنامه های شما هم بدتر از حکومت وحدت ملی است.
اما سوال اساسی اینکه آیا قندوز افغانستان نیست؟ اگر شما مسوولین محترم دفاعی و امنتی امنیت از قندوز تا هلمند امنیت را تامین کرده نمی توانید پس وظیفه شما چه است؟ اگر توان مدیرت جنگ را در کشور ندارید خیلی آبرومندانه است که استعفا بدهید.
بهرحال شما یک گپ را یاد دارید که قندوز را به گورستان طالبان بدل می کنید حرف که تنها لاف گزافی بیش نبود.

مردم قندوز از شما مسوولین امنیتی می پرسند که تا چه زمانی انتظار دارید که ولایت سقوط کند و شما نیرو بفرستید باور کنید یا در دسیسه های کلان تعداد از شما دست دارید و یا ظرفیت در نهاد های شما اصلا وجود ندارد وگرنه شما نیروی 350 هزار نفری دارید و سالانه 5 میلیارد دار مصرف این نیروها است اما نتیجه این همه مصارف همان جنگ دزدی فساد و دست به دست شدن ولسوالی ها است. شما توجه داشته باشید به حدی که سقوط قندوز جای شرم و خجالتی است برای شما واپس گیری اش افتخار نیست!

هموطن

++++++++++++++++++++++++++++++++++

.

خطر تا بیخ گوش ارگ رسیده است

اگر وضع به همین منوال به پیش برود به زودی شاهد یک جنگ داخلی تمام عیار و بازگشت به همان دوران سیاه برادرکشی و خونریزی خواهیم بود

گزارش های رسیده از رسانه های داخلی و خارجی درخصوص مناطق مرکزی افغانستان حکایت از مسلح شدن مردم ملکی در ولایات مختلف درگیر جنگ و سقوط و محاصره توسط طالبان یا در برابر طالبان دارد.

شهر پلخمری بغلان و نیز بغلان مرکزی، این روزها بزرگان اقوام، استادان دانشگاه ها، معلمان مدارس و جوانان خود را اسلحه در دست و در حال آماده باش برای رویارویی با مخالفان مسلح و طالبان می بینند و این درحالی است که ولایات فراه، ارزگان و بامیان نیز وضعیتی مشابه دارند.

در کنار مسایلی همچون معیشت و بیکاری مردم ملکی در ولایات مختلف، سلب اعتماد از حکومت مرکزی نیز به ترغیب جوانان و گروه های مختلف برای مسلح شدن و پیوستن به طالبان یا دفاع از خود در برابر طالبان دامن زده است.

ناگفته نماند که انبارهای ذخیره ی سلاح مجاهدان، رهبران احزاب و چهره های شاخص نیز به پیچیده شدن اوضاع منجر شده است و اگر وضع به همین منوال به پیش برود به زودی شاهد یک جنگ داخلی تمام عیار و بازگشت به همان دوران سیاه برادرکشی و خونریزی خواهیم بود.

حکومت با بی اعتنایی و بی مسوولیتی خود در قبال قحطی و گرسنگی و بیکاری و ناامنی مردم ملکی در ولایات در محاصره یا در معرض سقوط، آنان را به سمت مسلح شدن و جنگ خودسرانه سوق داده است که یا همچون بامیان زیر پرچم طالبان یا همچون ارزگان در مقابل طالبان است اما…

اما در هر دو صورت موجب آشفتگی بیشتر امنیتی و دامن زدن به اختلافات قومی مذهبی می شود چرا که وقتی براحتی بتوان با زور و سلاح حرف خود را به کرسی نشاند دیگر عدالت و منطق نابود می شود؛ متاسفانه در این قضیه نیز همچون دیگر قضایا جوانان پیرو و مقلد علما، اساتید و رهبران جهادی شده اند.

با تمام این تفاسیر خطر تا بیخ گوش ارگ رسیده است و ارگ نشینان باید بدانند که حکومت بر مردمی که از ناامنی و بی ثباتی به تنگ آمده اند و مسلح هستند ممکن نیست و جوانانی که امروز برای مطالبات محلی و برحق خود سلاح بدست می گیرند فردا برای دیگر مطالبات ملی و شاید ناحق خود بروی دولتمردان تیغ خواهند کشید

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

واقعيت هاي دردناك جنگ قندوزشرف باختگان … حکومت چند سر از وارونۀ “سخنگوی”ها گرفته تا مسوولين چوکی پرست نظامی و ملکی محلی و مرکزی؛ چرا کتمان حقايق می‌نماييد و آنچه بر قندوز و قندوزيان می‌گذرد رُک و راست نمی‌گوييد. طفره می‌رويد و می‌خواهيد ايز گُم نماييد! از چه هراس داريد؛ از اينکه موقف‌های پر در آمدتان را از دست می‌دهيد!

کوچه به کوچۀ شهر قندوز در آتش ندانم‌کاری‌ها و بی کفايتی‌های شما در آتش جنگ شعله‌ور شده است؛ ده‌ها شهروند بی‌دفاع قندوز مجروح و شهيد شده‌اند. به قول آقای عنايت‌الله خليق: “…جاده‌ها و سجاده‌های ما به خون تر شده است، جنگ در درون خانه‌های ما کشانده شده و مخالفان دولت تفنگ‌های‌شان را روی شانه‌‌های کودکان ما گذاشته و نشانه می‌گیرند. مقام‌های ما هنوز هم با پست کردن عکس‌ها در فیس‌بوک و اظهار نظرهای پرمبالغه، تلاش دارند تا به ما بفهمانند که خیلی شجاع اند.”

جنابان رييس شورای امنيت ملی، وزرای دفاع و داخله، رييس عمومی امنيت ملی، آقايون جنرال شهيم و جنرال مراد، جنرال کامه‌وال قوماندان زون پوليس در قندوز، جنرال اکرم قوماندان فرقۀ بيست پامير، جناب عمر خيل والی قندوز، جنرال جنگل‌باغ قوماندان امنيه، جنرال جسيم رييس امنيت ملی و ديگر بزرگان تصميم گيرنده در سطح حکومت مرکزی و محلی قندوز؛ وقتی پاسگاه‌های کمربندی مهم و تا دندان مسلح شما با تجهيزات پيش رفته و آذوقۀ کامل در اطراف شهر قندوز مانند زرخريد، باغ شرکت، بالاحصار، آلچين، چرخاب، خمدان و… پابرجاست، تصرف هشتاد در صدی شهر قندوز توسط مخالفين چه معنی را می‌رساند؛ به جز بی ارادگی، ناهماهنگی و بی مديريتی شماها!

وقتی در دوکيلومتری نبض تصميم‌گيری‌ها و مرکز هماهنگی شما (مقر ولايت، زون پوليس، فرقه، قوماندانی امنيه و رياست امنيت ملی) مخالفين نظام‌تان حضور گرم دارند و شما در تير رس‌شان قرار داريد؛ و مردم نگران امنيت‌شان هستند؛ عمليات نظامی آن‌هم ناکام و بيهوده در ولسوالی‌های با فاصله‌های سی تا هفتاد کيلومتری مانند ارچی، آقتاش، قلعۀ‌زال و امام صاحب چه دردی را دوا می‌کند.

چرا اعتراف نمی‌کنيد که از اثر بی مديريتی و ناهماهنگی‌تان هر آن مردم بيچاره زير پايی ترورستان مزدور (برادران ناراضی و مخالفين سياسی رهبران‌تان) با حمايت عُمال جنايت‌مآب خارجی و داخلی‌شان له می‌شوند و بعدش چندتا سرباز و افسر قهرمان و هردم شهيد کوماندو میايند و با شهادت و رشادت منطقۀ به اين کوچکی را برای هزارها نيروی تا دندان مسلح تحت مديريت بی روح و ناتوان شما بازپس می‌گيرند و شما لاف می‌زنيد که دشمن را محو و نابود کرديد؛ باربار بشرميد! خون تمام سربازان و قدمه‌های پايینی که در نبردهای نابرابر شهيد می‌شوند به دوش شما و به پای شما ختم می‌شود.

دشمن در زير ريش و بيخ گوش‌تان لانه کرده است و مانند موريانه شما را از بين می‌برد، شما با چندتا تصوير فيس‌بوکی و تبليغ بی‌شرمانۀ دروغين‌تان خوش باشيد و کماکان بر گُرده‌های مردم سوار بمانيد، اين مقام‌های کاذب با اينگونه خودکامگی زهرتان باد!

و اگر می‌گوييد که مشکل ما نيست و مديريت جنگ به اختيار ديگران است و نمی‌گذارند تا مناطق تصفيه شود و دشمن قلع و قمع گردد؛ و اگر چيزی به نام شرف، آبرو و حيثيت در شما وجود دارد (که اين معمول را محال می‌بينم)؛ چرا در يک کنفرانس خبری مردانه‌وار استعفا نمی‌دهيد و از اين زند‌گی پست و ننگين خود را نمی‌رهانيد!

و لاجرم به قول داکتر احمد نواز بختيار که: «مردم بايد از اينها (حکومت‌چيان و دولت‌مداران) معذرت بخواهند که چرا هنوز زنده هستند».

رسولي در شهر قندوز

++++++++++++++++++++++++++++

 

Advertisements