syria-attack-new-jpg777

منابعی در مسکو و برلین از طرح ناتو برای حمله به ارتش سوریه و هم‌پیمانانش با بیش از ۸۰۰ جنگنده و مشارکت ۱۴ کشور و حمایت مالی عربستان خبر دادند.

به گزارش سایت همایون، به نقل از روزنامه مستقل رأی الیوم، براساس گزارش مرکز پژوهش‌های فیریل در برلین این طرح احتمالا طی روزهای آتی اجرایی خواهد شد.

برخی خبرگزاری‌ها نیز می‌گویند ناتو ژوئیه گذشته طرح مشابهی برای این حمله داشت اما عدم آمادگی نظامی ناتو و هم‌پیمانانش در منطقه و ادامه اختلافات میان آن‌ها و هماهنگی مسکو و واشنگتن اجرای این طرح را به تأخیر انداخت. طرح ژوئیه گذشته شبیه رخدادهای صربستان بود اما وضعیت سوریه با صربستان فرق می‌کند و روسیه کنونی دیگر روسیه ۲۰ سال پیش نیست.

به گفته این منابع، توقف هماهنگی واشنگتن با مسکو و ادامه پیشروی ارتش سوریه در حلب ناتو را به این فکر واداشته که هیچ گریزی از انجام عملیات گسترده نظامی علیه ارتش سوریه نیست.

چرا ناتو در صدد اجرای این طرح است؟

– پیروزی در حلب: آزادسازی این شهر به دست ارتش سوریه به معنای باز شدن در به روی پیروزی‌های بزرگتر و کنترل ارتش سوریه بر تمامی خاک این کشور است.

– ادامه حملات ارتش سوریه و هم‌پیمانانش علیه مواضع گروه‌های مسلح نشان می‌دهد که ارتش سوریه تنها یک سال دیگر برای آزادسازی کامل خاک سوریه و به شکست کشاندن طرح تجزیه زمان لازم دارد در حالی که قرار بود اوضاع امنیتی با هدف به تحلیل رفتن قدرت نظامی و اقتصادی سوریه، ایران و روسیه برای سال‌های طولانی ادامه داشته باشد.

– خروج پیروزمندانه دولت سوریه و هم‌پیمانانش از این جنگ بعد از پنج سال به معنای درخشش هرچه بیشتر ستاره روسیه و سیطره این کشور بر بیش از نیمی از خاورمیانه، شکست طرح به حاشیه راندن روسیه، افول ستاره ناتو و در نتیجه وخامت اوضاع در ترکیه، عربستان و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس است.

– فاصله کم هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ در رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا می‌طلبد تا دولت دموکرات‌های آمریکا شانس پیروزی نامزدش را با یک دستاورد نظامی بالا ببرد در حالی که اگر آمریکا شکست بخورد میراثی از جنگ و درگیری بی‌پایان را به جا خواهد گذاشت.

– خروج پیروزمندانه سوریه از این جنگ موضع سیاسی و نظامی این کشور در منطقه و همچنین حزب الله را در قبال اسرائیل تقویت کرده و آن‌ها را در موضع قدرت در هرگونه مذاکرات صلح قرار می‌دهد.

در همین راستا، رئیس شورای فدرال روسیه روز سه‌شنبه گفت: ما بعید نمی‌دانیم که برخی برای سرنگونی نظام بشار اسد با زور و تجزیه سوریه به چند قسمت پراکنده تلاش کنند.

وزارت خارجه روسیه نیز نگرانی خود را از تعلیق کانال‌های ارتباطی واشنگتن با مسکو درباره سوریه ابراز داشت. به عقیده مسکو این اقدام به معنای بازگشت آمریکا به راهکار نظامی است.

سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه نیز تأکید کرد که جایگزین شکست واشنگتن در همکاری با روسیه درباره سوریه راهکار نظامی است که بر همان هدف دیرینه متمرکز است. این هدف سرنگونی رئیس‌جمهور مشروع سوریه است.

سازمان اطلاعات نظامی روسیه از طرح ناتو اطلاع داشت برای همین سامانه‌ موشکی اس ۳۰۰ را فورا به سوریه فرستاد.

به گفته روس‌ها، این سامانه جدید در پایگاه حمیمیم مستقر خواهد شد اما سامانه‌ اس۴۰۰ از سال ۲۰۱۵ در این پایگاه مستقر است.

اخبار فاش شده درباره نشست جان کری، وزیر خارجه آمریکا با مخالفان سوریه در نیویورک و اظهاراتش درباره اینکه واشنگتن از حل نظامی بحران سوریه عاجز است حیله‌ای بود تا آمریکا در موضعی قرار بگیرد که گویی تسلیم شده است اما در حقیقت برای حمله نظامی غافلگیرکننده آماده می‌شود.

به گفته منابع، براساس این طرح حمله هوایی فوری بین سه تا پنج روز انجام شده و مرکز فرماندهی و ستاد ارتش سوریه در دمشق را هدف قرار می‌دهد.

همچنین این طرح بر ترور فرماندهان عالی ارتش سوریه و حمله به مراکز تحت سیطره نیروهای دولتی در اطراف دمشق، حلب و لاذقیه متمرکز است.

در این حملات ۸۰۰ جنگنده شرکت می‌کنند که همگی از ترکیه و اردن و دریای مدیترانه به پرواز درخواهند آمد. موشک‌های کروز و توماهاوک نیز از دریای مدیترانه و پایگاه‌های آمریکا در حوزه خلیج فارس شلیک می‌شوند. این جنگنده‌ها از حضور حریمی که موشک‌های اس۴۰۰ روسیه در آنجا مستقر هستند، خودداری خواهند کرد برای همین ورود آن‌ها از شمال شرق، عراق، اردن و فلسطین خواهد بود.

یک منبع آلمانی نیز این عملیات را به عملیات “روباه صحرا” که در سال ۱۹۹۸ رخ داد، تشبیه کرد و گفت که در این عملیات که با حمایت مالی عربستان انجام می‌شود ۱۴ کشور شرکت خواهند کرد.

به گفته این منابع، هیچ گونه مداخله زمینی صورت نخواهد گرفت و افراد مسلح وابسته به آمریکا برای حمله گسترده به تمامی مناطقی که قبلا به دست ناتو بمباران شده، آماده می‌شوند. این اقدام پس از ورود کامیون‌های سلاح آمریکایی از طریق اردن و ترکیه صورت خواهد گرفت.

منابع اعلام کردند که موعد این عملیات ظرف چند روز آینده خواهد بود و احتمالا از ماه جاری میلادی تجاوز نکند. اما در صورت دستیابی به آتش‌بس این طرح به شکل موقت متوقف خواهد شد.

به گفته منابع مذکور، اسرائیل تنها در صورتی که اوضاع وخیم‌تر شود در این عملیات شرکت خواهد کرد.

این منابع اعلام کردند: شکست آمریکا و هم‌پیمانانش در جنگ سوریه به معنای سقوط این هم‌پیمانان برای همیشه است.

http://www.raialyoum.com/?p=535464

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطلب مرتبط

جنگ میهنی

در خیابان های حلب

سایت ساویتسکایا راسیا

ترجمه آزاده اسفندیاری

طی روز های اخیر با پیشروی ارتش سوریه ، در شرق و بحش هایی از شمال شهر حلب که در کنترل گروه های تروریستی است، جنگ های شدید خیابانی ادامه دارد.

در پایان هفته گذشته نیروهای دولتی سوریه توانستند با تسخیر دو موضع حساس (اردوگاه آوارگان فلسطبنی” الکندی” و بیمارستان مهم این شهر)، مواضع خود را در شهر حلب مستحکم تر کنند. اهمیت این دو موضع از آن جهت است که ارتش سوریه توانست به بزرگراه  استراتژیک شمال حلب دست رسی پیدا کند. بیمارستان مورد نظر نیز، مهم ترین مرکز درمان بیمارهای سرطانی در سوریه بود که در سال 2013 توسط ارتش تروریست ها اشغال شد و تمامی تجهیزات آن به غارت رفت.

با آزاد سازی اردوگاه پناهندگان فلسطینی و بیمارستان مرکز بیمارهای سرطانی شهر حلب، روز 29 سپتامبر ارتش سوریه از داوطلبان فلسطینی، تیپ” قدس” را برای مبارزه با تروریست های اشغالگر تشکیل داد. نیروی جدید داوطلب فلسطینی، وظیفه دفاع از اردوگاه” الکندی” و بیمارستان را به عهده گرفت و توانست با پشتیبانی نیروی هوایی سوریه و نیروهای فضا- هوای روسیه، ضد حمله های گروه های تروریستی را برای باز پس گیری این دو موضع حساس خنثی کند.

روز یکم اکتبر نیروهای دولتی سوریه و داوطلبان مردمی توانستند محل قرارگاه های تروریست ها را که مشرف به اردوگاه” الکندی” بود، از اشغال آن ها درآورند. با آزاد سازی مناطق جدید سر فرماندهی نیروهای مسلح سوریه با صدور اطلاعیه ای از تروریست ها خواست تا با زمین گذاشتن سلاح های خود زندگی عادی را به مردم بی دفاع این شهر برگردانند. در ادامه این اطلاعیه آمده است که چنانچه تروریست ها سلاح های خود را زمین بگذارند، ارتش خروج آن ها را از شهر حلب تضمین خواهد کرد.

در طول تاریخ ساکنان شهر حلب را اقوام گوناگون با عقاید و مذاهب مختلف، عرب، ارمنی، کرد، شیعی، سنی و دیگر گروه های متفاوت با یکدیگر تشکیل می داد. زندگی مسالمت آمیز مردم حلب در سال دوم جنگ دچار دگر گونی شد و اهالی اسیر شده توسط تروریست ها مجبور به پذیرش دیدگاه های قرون وسطایی” مخالفان مسلح” گردیدند.

گروه های تروریستی، از جمله گروه “جبهه النصر” توسط ایالات متحده آمریکا” ارتش آزاد سوریه” و یا “مخالفان مسلح” نام گذاری شد و رسما توسط این کشور مورد حمایت قرار گرفت.

ابتدا تروریست ها توانستند نیمی از شهر را با جمعیتی حدود 250 هزار نفر به اشغال خود در آورند. نیمه دیگر شهر با یک میلیون نفر تحت کنترل ارتش سوریه قرار گرفت.

 با شدت گرفتن جنگ و زمزمه پیروزی های ارتش سوریه با حمایت نیروی هوا- فضای روسیه، نیروی هوایی آمریکا تحت عنوان مبارزه با تروریسم عملا به آن ها کمک رسانی می کرد. چندین بار  بیمارستان ها و یا مواضع ارتش سوریه را بمباران کردند و “عملیات اشتباهی” می نامیدند. آخرین مورد، بمباران مواضع ارتش سوریه بود که اخیرا توسط هواپیما های جنگی آمریکایی انجام گرفت و منجر به کشته شدن 80 نفر نظامی شد.

ابتدا پنتاگون اعلام کرد در اجرای این عملیات اشتباهی صورت گرفته است. پس از چندی علاوه بر تکذیب رسمی عملیات نیروی هوایی آمریکا، با جعل خبر اعلام کردند بمباران ارتش سوریه توسط هواپیماهای روسیه صورت گرفته است.

دولت آمریکا هر بار با پیشنهاد روسیه مبنی بر آتش بس جهت رساندن کمک های انسان دوستانه به مردم عادی موافقت می کرد اما عملا از چنین فرصتی برای کمک به تروریست ها بهره می گرفت.

اگر تنها در باره خبر رسانی دستگاه های پخش خبر و تفسیرغربی ها به کرسی قضاوت بنشینیم، نمی توان به آمار دقیق قربانیان تروریسم دسترسی داشت و اگر هم مواردی گزارش می شود، بمباران ها و کشتار ها توسط” نیروهای بشار اسد” و یا “هواپیما های روسی” صورت گرفته است. در آخرین تحلیل هم نتیجه گیری می شود که در جنگ سوریه یک طرف درگیری روسها و طرف دیگر سوری ها هستند.

واقعیت درد ناک ادامه جنگ در حلب و یا دیگر نقاط سوریه این است که تروریست ها مردم عادی را سپر خود قرار می دهند و بیشترین قربانیان جنگ مردم بی سلاح هستند. اگر آمریکا و متحدین این کشور واقعا نگران سرنوشت مردم بی دفاع هستند باید به کمک های خود به تروریست ها خاتمه بدهند در آن صورت جنگ در سوریه را به راحتی می توان پایان داد

++++++++++++++++++++++++++++++++++

درس بزرگی

که سوریه توانست

از فاجعه لیبی بگیرد

ترجمه و تدوین عسگر داوودی

مقاله زیر با استفاده از مقاله ای که در هفته نامه «عصر ما» ارگان حزب کمونیست آلمان منتشر شده تنظیم گشته و به موضوع اعمال سیاست های امپریالیستی در کشور های در حال رشد و جهان سوم می پردازد. برای نیروهای استعماری مهاجم جهت نفوذ در یک کشور و منطقه، محاسبه و بررسی مقتصات آن کشور و منطقه از اصول اولیه سیاست استعماری است. این مقتصات در کل به دو مورد کلی مختص می شود: اول میزان ثروت های آن کشور و دوم نوع و وضعیت حاکمیتی که باید بر آن غلبه کرد.

در وهله اول بررسی می شود که کشوری که باید مورد تهاجم نظامی ( مستقیم و غیر مستقیم) واقع شود دارای چه امکانات (ثروت های طبیعی و نیروی کار ارزان) است و در کدام منطقه سوق الجیشی دنیا قرار دارد؟ چرا که لازم خواهد شد تا در ادامه تسلط نظامی بر آن کشور، از آن کشور بعنوان تخته پرش به دیگر کشورهای مورد نظرمنطقه استفاده شود.

در وهله دوم بررسی می شود که حاکمیت کشوری که باید مورد تهاجم قرا گیرد دارای کدام نقاط ضعف است. معیارهای بین المللی را رعایت می کند؟ وضعیت حقوق بشر در کشور مورد نظر چگونه است؟ وضعیت اقتصادی آن کشور درچه حال است؟ بحران های اقتصادی ـ اجتماعی تا چه حد رشد کرده است؟ میزان محبوبیت و مشروعیت حاکمیت کشور مورد هدف در بین مردم چقدر است؟ البته این موارد کاملا کلی می باشند و در این مطلب بنای بررسی  تحلیلی این موارد کلی نیست. در یک کلام برای تهاجم استعماری ـ امپریالیستی به یک کشور ثروتمند «عدم کفایت» حاکمیت آن کشور بهانه اصلی را در افکار عمومی بین المللی بازی می کند. کشورهائی چون لیبی، سوریه و ج. اسلامی دارای آن نوع حاکمیت هائی هستند که می توانند به عنوان «طعمه ی لذیذی» برای رسانه های زنجیره ای امپریالیستی مورد استفاده قرار گیرند. بحران اقتصادی و اجتماعی در این نوع کشورها زمینه تبلیغات گسترده و زهرآگینی را بر علیه حاکمیت در سطح افکار عمومی جهان فراهم می کند. نیروی مهاجم نیز دقیقا از همین سوراخ ها وارد می شوند: «دیکتاتور هستند، به مردم خود احترام قائل نیستند، بحران اقتصادی مردم را به فلاکت کشانده است.پس لازم است برای نجات این ملت ستمدیده وارد شویم.» این ماحصل وضعیتی است که زمینه دخالت مستقیم و غیر مستقیم خارجی را فراهم می کند. با این مقدمه به سراغ ترجمه مطلب می رویم.

عصرما بدرستی می نویسد که  ابعاد تراژدی که ناتو و متحدانش در لیبی ایجاد کردند روز به روز بیشتر مشخص می شود. تعداد کشته شدگان اشغال این کشور حدود 50 هزار تن تخمین زده شده است. درحالی که پیشتر وزارت دفاع انگلیس آن را حدود 35 هزار تن اعلام کرده بود.

بعدها نیرو های شورشی لیبی که تحت کنترل نیروهای زمینی ناتو نیستند، به جان هم افتادند و این آمار افزایش یافت.

همزمان با این جنگ و کشتار، فساد مالی  در تمامی مناطق شکل گرفته است. میلیاردها دلار پول نفت معلوم نیست به حساب چه کسانی رفته است. داعش برای خود جای پای مستحکمی در لیبی یافته و بخشی از این پول نفت در اختیار آنست و هزینه جنگ در سوریه می شود.

لیبی تبدیل به ویرانه شد. بخشی از سود سرمایه گذاری حاصل از درآمد نفت زمان قذافی در چهار دهه گذشته امکان اجرای پروژه تبدیل آب شور به شیرین از طریق «رودخانه ابرمرد» را فراهم کرد، این پروژه امید به زندگی و رفاه در این بخش از کشور فراهم ساخته بود، بطوری که سن افزایش عمر از 55 سالگی به 77 سالی رسیده بود اما بیان این نوع واقعیات در لیبی در شرایط فعلی به شدت ممنوع است.

کسانی که از حکومت قذافی و یا دستاورد های آن دوره تجلیل کنند به حبس ابد محکوم می شوند.

در حال حاضر واقعیت های موجود لیبی عبارتند از: جنگ داخلی، مفقود شدن لوله های انتقال نفت و متلاشی شدن جامعه در تمامی ابعاد آن.

هنوز ابعاد فاجعه لیبی بر جهانیان آشکار نیست. ثبات اقتصادی ـ اجتماعی در چشم انداز نیست. تعداد فراریان حاصل از اختلافات قومی ـ نژادی بالا است، این اختلافات قومی ـ نژادی بویژه در بین عشایر سیاه پوست و سفید پوست ساکن لیبی به شکلی فاجعه بار شکل گرفته است. سیاه پوستان اغلب به شهر های دیگر فرار کرده اند تا از چنگ سفید پوستان مسلح در امان باشند. این وضع چنان است که دوران آپارتاید در افریقای جنوبی را به یاد می آورد.

این ویرانی و کشتار، برنامه امپریالیسم برای تمامی کشورهای افریقاست و نه تنها برای لیبی.

نگران کننده ترین برنامه در آفریقا تاسیس «آفروکوم» (مرکزکوماندویی امریکا در آفریقا) است که استراتژی ادامه تسلط و گسترش و اعمال سیاست «نئواستعماری» در کل قاره آفریقا را تعیین می کند. این برنامه بلافاصله پس از یک ماه که از سقوط رژیم قذافی گذشت از طرف امریکا با این جملات اعلام شد:

«آفروکوم» (مرکز کوماندئی امریکا در آفریقا) در یک سال اخیر 14 مانور با همکاری نیروهای نظامی این کشورها انجام داده است.” به این ترتیب تسلط نظامی آمپریالیسم در افریقا در حال گسترش است.

اگر قذافی همچنان بر سر قدرت بود اعمال چنین سیاست استعماری غیر ممکن بود. جرم قذافی رهبری تاسیس « اتحادیه آفریقا» بود. کمک های مالی گسترده قذافی به این اتحادیه مستقل آفریقائی و انتخاب او بعنوان مسئول اول این اتحادیه غیروابسته، امکان نفوذ کشورهای امپریالیستی به منطقه افریقا را بسیار محدود کرده بود. قذافی با پیشنهاد تاسیس این اتحادیه و استقرار بخش اصلی مراکز اداری ـ سازمانی آن در سال 2008 درشهر اشتوتگارت آلمان امکان مانور بیشتری را برای این سازمان افریقائی فراهم کرده بود. این اتحادیه از رهبران کشورهای افریقائی خواسته بود که تقاضا استقرار حضور نیروهای نظامی، کمک های به ظاهر انسان دوستانه و سرمایه گذاری های استعماری آمریکا در آفریقا را نپذیرند. در نقطه مقابل لیبی 150 میلیارد دلار در کشورهای مختلف آفریقا سرمایه گذاری کرده بود و پیشنهاد داده بود که برای تاسیس «بانک رشد اقتصادی اتحادیه آفریقا» جهت عدم وابستگی کشورهای آفریقائی به غرب، آمادگی پرداخت 30 میلیارد پوند انگلیس را دارد. به همین دلیل نیز « اتحادیه آفریقا» و حاکمیت قذافی در لیبی عملا سنگر مقاومت در مقابل تهاجمات کشورهای امپریالیستی غرب بر علیه آفریقا بود.

اکنون نیروهای نظامی تحت فرماندهی « اتحادیه افریقا»  می بایستی تحت قیمومیت فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا در« آفروکام» (مرکز فرماندهی آمریکا در آفریقا) آموزش ببینند. قذافی هرگز به چنین امری راضی نمی شد و«اتحادیه مستقل افریقا» با رهبری قذافی دژ مستحکمی بود که قذافی در مقابل تهاجم همه جانبه سرمایه داری غرب در افریقا بنا کرده بود و به همین جرم نیز باید از عرصه قدرت ساقط می شد. اکنون نفت و ثروت های طبیعی لیبی و دیگر کشورهای آفریقائی همچون ثروت های طبیعی عراق و افغانستان به جیب صاحبان کارتل ها و کنسرن های غربی سرازیر می شود و عملا مردم محروم این کشورها از ثروت های طبیعی موجود در کشور هایشان بی بهره اند. تجمع ثروت در حساب های بانکی سرمایه داران بزرگ و تجمع فقر در بین فقرای ثروتمندی که به دارائی های خود دسترسی ندارند. این است معنی سرمایه داری و امپریالیسم.سوریه خاکریز بعدی این تهاجم بود که دولت این کشور هوشیارانه در برابر آن ایستاد و روسیه نیز به یاری این ایستادگی شتافت.

.