unnamed

 
ادبیات جنگ طلبانۀ حنیف خان « اتمر» فاش می کند که وضع بسیار جدی و تعیین کننده درحال شکل گیری است. پروژۀ عربستان، پاکستان و ترکیه با سرعت بالا به حرکت افتاده است. 

سه روز پیش، قوماندان قندهار پرچم طالبان را بلند کرد؛ در تازه ترین مورد، پرچم دفاع از تروریزم به طور رسمی از ارگ بالا شده است.

حنیف اتمر که به رفتار اغلب حلزونی شهره بود،  در واکنشی بی پیشینه، بر تمامی اردوگاه ضد طالبان و تروریزم از آدرس « مردم و دولت افغانستان» اعلان جنگ داد. اشتباه حنیف خان، افزون تر و عمیق تر از رازق قندهاری و حامد کرزی است.

رازق، لااقل درسطح عالی رهبری دولت قرار ندارد و درنهایت یک ملیشه است. حامد کرزی نیز یک آوارۀ سیاسی است. اما حنیف اتمر، دریک حکومت مشترک ضد طالب و تروریزم با نیروهای ضد طالب در ائتلاف قرار دارد. به نظر من، خروش حنیف خان از منظر نیروهای ضد تروریزم، نا به هنگام، اما (احتمالن) از نظر ارگ نشینان، یک صدا کشی به موقع است؛ با این استدلال که اکنون حکمتیار ووعده های بزرگ عربستان را با خود دارند!

یک آدم نیمه با سواد نیز اگرفرمایشات وحشتناک حامد کرزی در دفاع از دهشت افگنی و تروریزم را بخواند؛ به نام انسانیت ( افغانیت و اسلامیت هم به کنار) اگر صاحب وجدانی نیمه خواب هم باشد؛ به مخالفت و دادخواهی برمیخیزد؛ مگر گپ به جایی رسیده که شورای امنیت ملی در دفاع از نظریه های تروریستی که موجودیت افغانستان را با خطر مواجه می کند، قرار می گیرد. حالا دیگر همه نقاب ها از چهره ها نوبت به نوبت کنار می رود.
به نظر می رسد این بار تن و پوست حنيف اتمر به خارش افتاده است. این اشتباه هرگز جبیره نخواهد شد؛ و نوعی بوی یک جنگ داخلی تمام عیار از آن به دماغ میزند. این اقدان تعرض به خون هزاران نفری است که در جنگ علیه تروریزم جان می بازند.
ما در هفته های اخیر پیوسته خبرهای تایید شده از شبکه های دیداری را مشاهده می کنیم که همه روزه ( به تایید سازمان ملل متحد) حدود ده هزار نفر از مرز تورخم از خاک پاکستان به داخل افغانستان عبور داده می شوند. درحالی که درآستانۀ زمستان، نه سرپناهی هست؛ نه نان، نه شغل و نه هیچ ضمانتی برای زنده ماندن. پاکستان کمپ ها را تخلیه کرده و انبوهۀ انسانی را به افغانستان می ریزد.
درین ماجرا چه اسراری نهفته است؟

ظاهرن، حنیف خان به کمک ترکیه، پاکستان وعربستان، روی همین تحولاتی که دیگر از چشم هیچ کسی نهان نمانده اند، حساب باز کرده است.

به ادبیات سراسر کین توزانه و تحریک آمیز حنیف توجه کنید که از دفتر «شورای امنیت ملی» انتشار یافته است:

«ملت و دولت افغانستان به حلقات مزدور، افغانستان ستیز و بیگانه پرست اجازه نه خواهند داد که با ادامۀ بی احترامی و توهین به شخصیت های ملی افغانستان، از باداران خارجی خود منفعت ناروای سیاسی را کسب و کمایی نمایند.» 

حالا کسی بیاید یک کندک مفتی، قانون گزار، تحلیل گر، مسئول، غیرمسئول، مناظره گر و … را گرد آورد تا پارادوکس قاطی شده درین عبارت کاملن جنگ طلبانۀ را حلاجی، تبیین، تحلیل و سره و نا سره کند. خمیرۀ عصببت درین جمله کوتاه تا چه حدی غلیظ و سوزناک است!
بدبختی تاریخی افغانستان را بنگرید که حالا تکت لاتری برائت و فراموشی به نام مزدوران حرفه یی چندین مرحله یی برآمده است که با سه قلاچ زبان، مردمی مسکین، کشتی شکسته، شغل باخته و در به در را که فقط گناه شان ضدیت با تروریزم پاکستانی وعربی است؛ «حلقات مزدور» خطاب می کنند.
حالا که شلیک اول را کرده اید، منتظرنباشید که آرام بخوابید و دنیا به کام تان باشد. منتظر همان «ملت» باشید. گ ا
+++++++++++++++++++++++++++++++

هشت صبح : از نشانی محمدحنیف اتمر دبیر شورای امنیت ملی افغانستان، نامه‌ای به رسانه‌ها آمده است که در آن ایشان کسانی را که به حامد کرزی «اهانت» کرده‌اند، مزدبگیر استخبارات خارجی خوانده است. اتمر در این اعلامیه با ادبیات بسیار تند و خشن، «اهانت‌گران» به کرزی را نکوهش کرده است. نشر اعلامیه از نشانی شورای امنیت، آن هم در حمایت از حامد کرزی و نکوهش «اهانت‌گران» او، خیلی عجیب است. در گذشته دیده نشده بود که شورای امنیت از ادبیات شعاری و سیاسی استفاده کند و به جانب‌داری از یک شخص اعلامیه بدهد.
شورای امنیت به جای این‌که در حمایت از کرزی اعلامیه دهد، باید به وظایف خود برسد. آقای اتمر باید برای جلوگیری از سقوط کندز و شهرهای دیگر کشور، در هماهنگی با نهاد‌های امنیتی برنامه‌ریزی کند، نه این‌که از حرمت کرزی دفاع کند. مشاور شورای امنیت ملی، پس از سقوط کندز در سال پار به کندز رفت و اطمینان داد که کندز، بار دیگر شاهد تجربه‌ی سقوط نخواهد بود. شاید کارمندان شورای امنیت از این‌که وظیفه‌ی آقای اتمر را به ایشان یادآوری می‌کنیم، ناراحت شوند، اما روزنامه‌نگاری همین است. رسانه‌ها وظیفه دارند که مسوولان را از سؤاستفاده از قدرت باز دارند.

آقای اتمر نباید سوار موج قومی‌ای می‌شد که در حمایت از حامد کرزی به راه افتاده است.
کرزی در مصاحبه با بی‌بی‌سی از طالبان حمایت کرد. حامد کرزی گفت طالبان افغان‌اند و اگر ولایاتی از افغانستان را اشغال کنند و پرچم خود را در آن‌جاها به اهتراز درآورند، اشکالی ندارد. ایجاب می‌کرد که شورای امنیت از این موضع‌گیری کرزی انتقاد می‌کرد، زیرا این یک بحث به‌شدت امنیتی بود و روی روحیه‌ی نیروهای امنیتی اثر منفی به جا گذاشت. آقای اتمر باید با نشر یک اعلامیه‌ی شدیدالحن، به کرزی هشدارمی‌داد که دیگر در موضع‌گیری‌هایش دولت‌ستیزی نکند. کرزی باید از جانب نهادهای امنیتی کشور از جمله شورای امنیت، مورد مواخذه قرار می‌گرفت. از ایشان پرسیده می‌شد که چرا از طالبان جانب‌داری می‌کند؟ آزادی بیان، آزادی حمایت از طالبان را در برنمی‌گیرد. طالبان گروهی‌اند که می‌خواهند نظم دولتی و نظام عسکری افغانستان از هم بپاشد تا امارت خودخوانده‌ی‌شان را مستقر سازند. آیا مقاومت در برابر طالبان، امری نامشروع است؟
شورای امنیت باید این سوال را از حامد کرزی می‌پرسید. آیا این‌‌ همان کرزی‌ای نبود که به‌خاطر برافراشته‌شدن پرچم امارت طالبانی برفراز دفتر این گروه در قطر، واکنش شدید نشان داد و تمام تماس‌های حکومت وقت افغانستان را با دولت امریکا به‌حال تعلیق درآورد؟ حتما آقای اتمر آن روز را به یاد دارد. در آن زمان، همه در حمایت از حامد کرزی موضع گرفتند. تمام احزاب سیاسی مشروع و سیاست‌مداران و مردم عام موضع کرزی را ستودند. آن موضع کرزی اصولی و در جهت حمایت از دولت افغانستان بود. افغانستان یک دولت مدرن ومشروع داشت و نباید به یک گروه شورشی حیثیت یک دولت در حال تبعید داده می‌شد.
آقای اتمر از جایگاه دبیر شورای امنیت ملی افغانستان، باید از کرزی می‌پرسید که چرا با کناررفتن از قدرت، دولت‌ستیز و طالب‌دوست شده است. آیا کرزی به ایدیولوژی طالبان باورمند شده است یا این‌که مساله چیز دیگری است؟ این شورای امنیت ملی که وظیفه‌اش دفاع ازمنافع امنیتی افغانستان است، چرا نمی‌داند که رفتار کرزی به ضرر منافع امنیتی افغانستان است، یا هتاکی به او؟ کرزی مصاحبه کرد و در آن مقاومت نیروهای امنیتی برضد طالبان و بمباردمان گروه طالبان را زیر سوال برد. عده‌ای هم در یک مجلس، کرزی را اهانت کردند. از این دو رفتار کدامش، در تضاد با منافع امنیتی افغانستان بود؟ آیا اهانت چند نفر، یا یک گروه، یا حوزه‌ی تباری و زبانی به کرزی به امنیت افغانستان ضرر می‌رساند یا موضع‌گیری کرزی به‌سود طالبان؟ کسی انتظار نداشت که آقای اتمر بیاید و اهانت به کرزی را به اهانت به یک حوزه‌ی تباری تعمیم بدهد و سوار این موج شود. پس از اهانت به کرزی در مراسم گرامی‌داشت از برهان‌الدین ربانی، موجی در حمایت از کرزی در شبکه‌های اجتماعی پشتوزبان به راه افتاد و مقام‌های برخی از ولایات هم این موج را تند‌تر کردند. اما برخلاف انتظار عموم، آقای اتمر هم سوار این موج شد. «اهانت» به کرزی به لحاظ اخلاقی رفتاری مذموم بود و هیچ‌توجیهی ندارد و قابل بخشش نیست. اما روشن است که در مجلس گرامی‌داشت از برهان‌الدین ربانی، کرزی به‌خاطر قومیتش توهین نشد، بل به‌خاطر حمایتش از جنایت‌هایی توهین شد که همه‌روزه از سوی طالبان در هلمند و ارزگان و کندز و سایر بخش‌های افغانستان رخ می‌دهند.
کرزی با حمایت از طالبان در مصاحبه با بی‌بی‌سی، عواطف خانواده‌های جان‌باخته‌گان نیروهای امنیتی، مجموع نیروهای امنیتی و حوزه‌ی ضد طالبان را جریحه‌دار کرد. حوزه‌ی ضد طالبان ساحه‌ی نفوذ چند تا سیاست‌مدار جبهه‌ی متحد سابق نیست. تمام مردم شهرنشین، طبقه‌ی متوسط تازه‌شکل‌گرفته، قشرتحصیل‌کرده و مکتب‌رفته و کمیت بیشتر مردم عام افغانستان، مخالف طالبان‌اند. حوزه‌ی ضد طالبان، فرا‌تر از ساحه‌ی نفوذ چند سیاست‌مدار است. کرزی احساسات حوزه‌ی ضد طالبان را جریحه‌دار کرد و به همین‌خاطر به او اهانت شد. پیش از اهانت در آن مجلس، در شبکه‌های اجتماعی هم موج نیرومندی در نکوهش کرزی به راه افتاده بود. حتما آقای اتمر از این موضوع اطلاع دارند. بنابر این لزومی به هیچ توجیه منطقی، سیاسی و حتا قومی وجود ندارد که آقای اتمر سوار موج حمایت قومی از حامد کرزی شود. از آقای اتمر، انتظار می‌رود به وظیفه‌اش برسد و برای بالابردن ضریب امنیتی ساحات زیر کنترول دولت، برنامه‌ریزی و روی سیاست‌های امنیتی تمرکز کند تا ما شاهد فاجعه‌هایی نظیر فاجعه‌ی کندز و هلمند نباشیم.