چراغ سبز حکمتیار به خارجی‌ها/گلبدین برای بازگشت به کابل از همه چیز عبور می‌کند؟
حکمتیار
برخی منابع از تغییر شرایط حکمتیار در مورد خروج نیروهای خارجی از افغانستان خبر می‌دهند،وضوعی که به باور کارشناسان نوعی تلاش حکمتیار برای رسیدن به کابل و عبور از همه اعتقاداتش برای بقا در صحنه سیاسی افغانستان است.

 «امین کریم» از اعضای حزب اسلامی حکمتیار در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس گفته است گلبدین حکمتیار رهبر این حزب دیگر خواهان خروج همه نیروهای خارجی از افغانستان نیست.

کریم در ادامه افزود: برای حکمتیار بیرون رفتن نیروهای خارجی یک شرط نیست بلکه یک هدف است.

این موضوع در حالی مطرح شده است که حب اسلامی حکمتیار در طول 14 سال گذشته همواره حضور نیروهای خارجی در افغانستان را نکوهش کرده و در برخی موارد ادعای مبارزه با آنها را مطرح کرده بود.

حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار از حدود دو هفته پیش و پس از آنه گروه طالبان به صورت رسمی اعلام کرد تا زمان حضور نیروهای خارجی به مذاکرات صلح نمی‌پیوندد، تمایل خود را برای پیوستن به این مذاکرات اعلام کرد.

با این حال برخی کارشناسان می‌گویند با توجه و بررسی سطح قدرت نظامی و سیاسی حزب اسلامی پیوستن یا نپیوستن این گروه به مذاکرات صلح افغانستان، نمی‌تواند تأثیر بسزایی در این روند داشته باشد.

حکمتیار پیش از این نیز یک بار با گروه تروریستی داعش اعلام بیعت کرده بود که پس از ایجاد موج انتقادهای شدید علیه وی و حزب متبوعش مجبور به تکذیب این موضوع شد.

کارشناسان مسائل نظامی و سیاسی در افغانستان بر این اعتقادند که حکمتیار اکنون به این نتیجه رسیده است که از اهمیت زیادی در جریان معادلات افغانستان برخوردار نیست و به همین دلیل هر از چندگاهی تلاش دارد با مطرح کردن مباحث سیاسی روز از جمله انتقادات شدید از گروه طالبان، نزدیک شدن به عربستان و داعش و در نهایت اعلام آمادگی برای پیوستن به مذاکرات صلح خود را در گردونه مسائل این روزهای افغانستان حفظ کرده و در واقع این مسائل نوعی تلاش برای ادامه بقا می‌باشد.

اکنون به نظر می‌رسد حکمتیار با خارج کردن شرط خروج نیروهای خارجی از افغانستان به دنبال آن است تا دل آمریکاییها را به دست اورده و از این طریق بتواند نام خود و برخی رهبران هم حزبی‌اش را از لیست سیاه ملل متحد و آمریکا خارج کند.

این احتمال وجود دارد در شرایط که طالبان خروج نیروهای خارجی را هدف اصلی خود برای صلح عنوان کرده‌اند، حکمتیار با تغییر این شرط بنا دارد جایگاهی برای خود در صحنه سیاسی افغانستان دست و پا کند.

حکمتیار در طول 15 سال گذشته همواره اقداماتی را علیه گروه طالبان انجام داده و موضع‌گیریهای شدید علیه این گروه داشته است اکنون تغییر این شرط نیز می‌تواند نوعی مخالفت با طالبان نیز محسوب شود.

برخی کارشناسان افغان بر این باورند که بحث مبارزه با نیروهای خارجی در واقع عامل بقا گروه‌هایی مانند طالبان و حزب اسلامی است که حکمتیار برای رسیدن به کابل حاضر شده است از همه خطوط عبور کند و بار دیگر خود را مطرح سازد

========================

میرویس جلیل چرا کشته شد؟

کلیسای کوچک درکابل با مسئولان کلیسای پشاور نزدیک صدر رود مرتبط بود.

شماری از هموطنان، درشبکه های اجتماعی، در بارۀ قتل میرویس جلیل خبرنگار بی بی سی در نیمه اول دهۀ هفتاد، مطالبی را پیوسته همرسانی می کنند. آن ها می نویسند که میرویس به خاطری که یک خبرنگار بود، به دستور حکمتیار به شکل فجیعی کشته شد.  این درست است که میرویس از سوی یک گروه از نفرات ویژه حزب اسلامی به قتل رسید. اما تا جایی که بنده از حوادث سری این قضیه مطلع بودم، به خاطر وابسته گی به خانواده خبرنگاران، درین سال ها در بارۀ جریان اصلی ماجرا چیزی ننوشتم.

اکنون زمان زیادی گذشته و باید موضوع را به اطلاع عمومی برسانم. میرویس جلیل به خاطر مصاحبه با حکمتیار کشته نشد، او به خاطر همکاری در تأسیس یک کلیسای مخفی خانه گی در غرب کابل مظنون واقع شده بود. حتی دربرخی موارد در نقش متولی آن کلیسا عمل می کرد. کلیسای کوچک درکابل با مسئولان کلیسای پشاور نزدیک صدر رود مرتبط بود.

امنیت کابل این موضوع را کشف کرده و بعد از گرفتن هدایات از رهبری دولت اسلامی و احمد شاه مسعود، ماجرا را جهت مشورت با استاد مزاری و حکمتیار نیز ارجاع داده بودند. موضوع حذف میرویس بین سه مرجع نظامی و سیاسی فیصله شده بود. یکی از خانم های نسبتاً سرشناس که ( به دلایل شخصی و حیثیتی از ذکرنامش می گذرم) درین پروژه سهم داشت. وی با خواهرش ساکن شهرنو کابل بود و در اداره و انتظام آن کلیسا، دخالت داشت. احمد شاه مسعود ترتیبی داده بود که آن زن کشته نشود و مابقی ماجرا… یک داستان طولانی است.

++++++++++++++++++++++++++++++

چرا تنها از حکمتیار با این همه اکراه در سرخط اخبار حرف زده می‌‌شود؟

نگاشته یی از فهیم «رسا»

کابل در پیش‌گاه یکی از جلادان خود
«چرا تنها از حکمتیار با این همه اکراه در سرخط اخبار حرف زده می‌‌شود؟ چرا نویسندگان محترم سرخط اخبار کابل از آنانی که همانند حکمتیار راکت‌باری و خون‌افشانی کردند، با اکراه حرفی نمی‌‌زنند؟ خوب، منطق سرخط اخبار با قدرت، با آن که پول و کرسی دولت دارد، مرتبط است؛ با قومیت و کینه‌ورزی‌های تباری مرتبط است. اگر راکتی از غرب کابل فیر شد، عین عدالت و دفاع از مردم خود بوده است، ولی اگر از کوه تلویزیون فیر شد، جنایت بوده است. اگر ملیشه‌های چهارآسیابی به مردم تجاوز کرده‌اند و افراد بی‌گناه را کشتند، جنایت بوده است ولی اگر ملیشه‌های غرب و شرق و مرکز چنین کاری کرده‌اند، در برابر آن در سایت‌ها و روزنامه‌ها و صفحات فیس‌بوک سکوت مطلق است. چرا؟ چون، ما-مردم عادی و تحصیلکرده جامعه- با یکی از این جناح‌‌‌ها ارتباط قومی‌، مذهبی و سیاسی داریم.»

++++++++++++++++++++++++++++++++.

13347008_1057651737633303_8179330091036508219_n

مرگ حگمتیار در اکتوبر سال گذشته

حکمتیار به کابل نمی آید، امضایش را روان كند

حبیب الرحمن حکمتیار فرزند گلبدین حکمتیار می گوید که پدرم برای امضای توافقنامه به کابل نمی آید.

توافقنامه صلح میان حزب اسلامی و دولت افغانستان دو روز قبل در كابل توسط پیر احمد گیلانی، حنیف اتمر و نماینده گلبدین حکمتیار در غياب آقاي حكمتيار صورت گرفت.

نظاميان پاكستان يكبار ديگر دولت، مردم افغانستان و جهانيان را در حالي فريب مي دهند كه راجع به گلبدين حكمتيار در أكتبر سال گذشته شايعات موجود بود كه وي به اثر مريضي شديد در پاكستان وفات نموده و اكنون امضاي جعلي وي را در توافقنامه صلح براي دولت افغانستان مي فرستند.

اين چند نفر از دلقك ها و قاصد هاي حزب اسلامي به دستور نظاميان پاكستان به مدت تقريبا” يكسال است كه از اسلام آباد به كابل رفت و آمد مي نمايند و مي خواهند كه براي خود و حزب بد نام و فرسوده خويش در افغانستان جايگاه اي پيدا كنند.

ناگفته نماند كه دولت پاكستان مرگ ملا عمر رهبر طالبان را براي تقريبا” سه سال مخفي نگهداشته بود و از زير قبر اعلاميه هاي وي را انتشار مي نمود. اكنون هم دولت پاكستان به امكان زياد امضاي گلبدين حكمتيار را از زير قبر به كابل إرسال مي نمايد.

نادر صیقل

+++++++++++++++++++++++++++++++++++

صلحی که پیامد آن «جنگ» است

سرانجام پس از چند سال رای‌زنی و گفت‌وگو، دولت وحدت ملی موفق شد توافق‌نامۀ صلح با گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی را به امضا رساند. این توافق‌نامه هرچند هنوز به دلیل این‌که رییس‌جمهوری و رهبر حزب اسلامی در پای آن امضا نکرده‌اند، مشروعیتِ حقوقی نگرفته، ولی ارگ ریاست‌جمهوری در یک نمایشِ رسانه‌یی در آستانۀ کنفرانس بروکسل، آن را به‌وسیلۀ هیأت گفتگوکنندۀ این مذاکرات به امضا رساند.
امضای توافق‌نامه به این صورت نشان می‎

دهد که ارگ بیش از حزب اسلامی، خواهان امضای چنین توافقی بوده است. در مراسم رسمی امضای توافق‌نامه، که چندان مراسم انسجام‌یافته‌یی به نظر نمی‌رسید، دو طرف تلاش کردند که مواضع برترِ خود را به نمایش بگذارند. از سوی حزب اسلامی، این کار را امین کریم مسوول دفتر سیاسی این حزب و از سوی دولت وحدت ملی، حنیف اتمر مشاور شورای امنیت ملی چنین وظیفه‌یی را به عهده گرفته بودند. آقای کریم در سخنانِ خود عمدتاً تلاش می‌کرد به جوانبِ حساسیت‌برانگیزِ مسایل تماس زیادی پیدا نکند، ولی در عینِ حال امضای توافق‌نامه را یک دستاورد گرانبار و به سود افغانستان تعریف کرد و همچنان از مواضع اصلیِ این حزب در قبال وضعیت جاری کشور و حضور سربازانِ خارجی دفاع کرد. او گفت که حزب اسلامی همچنان به مبارزۀ خود تا بیرون شدنِ آخرین سرباز خارجی از افغانستان ادامه خواهد داد.
بحث جدول خروجِ نیروهای خارجی آن‌گونه که از متن توافق‌نامه برمی‌آید، قرار است در گفت‌وگوهای آینده میان رییس‌جمهوری کشور و آقای حکمتیار رهبر حزب اسلامی نهایی شود. آقای کرزم همچنین به دشواری‌های راه طی‌شده در گفت‌وگوهای صلح اشاره کرد و چنین وانمود کرد که گویا دولت با قانع ساختنِ حزب اسلامی برای پیوستن به روند صلح، به دستاورد بسیار بزرگی طی پانزده سالِ اخیر دست یافته است.
از آن طرف، حنیف اتمر مشاور شورای امنیت ملیِ کشور در سخنرانیِ خود به این مناسبت تلاش کرد که روی آتش سخنانِ آقای کریم آب بریزد و مواضع دولت را نسبت به حزب اسلامی برتر نشان دهد. برای این کار آقای اتمر به‌صورت سنجیده شده، به روند گفت‌وگوهای صلح که منجر به امضای توافق‌نامه شده، اشاره کرد و گفت که در آن هیچ چیزی که باعث نگرانی مردم شود، وجود ندارد و متن توافق‌نامه کاملاً با ارزش‌ها و قانون اساسی کشور مطابقت دارد.
چیزی که همواره در گفت‌وگوهای صلح باعث نگرانی مردم می‌شود، ارزش‌های دولت افغانستان طی پانزده سال گذشته است که در چنین توافقاتی، در معرض معامله قرار نگیرند. این نگرانی البته بی‌جا هم نیست و همین متن موجود توافق‌نامۀ صلح با حزب اسلامی، نشان می‌دهد که دولت چگونه از موضع ضعف با آن برخورد کرده است. متن توافق‌نامۀ فعلی هرچند که تلاش شده با وسواسِ زیاد تهیه گردد و گویا حربه‌یی به دستِ مخالفان و منتقدان ندهد، ولی از لحاظ حقوقی با مشکلاتِ زیادی مواجه است که ارگ ریاست‌جمهوری موفق به پنهان کردنِ آن‌ها به‌ساده‌گی نمی‌شود. در متن توافق‌نامه، از شانزده مورد تعهداتِ دو طرف، دوازده مورد به تعهداتِ دولت و چهار مورد به تعهداتِ حزب اسلامی اختصاص یافته که با توجه به حجم و نوع تعهداتِ سپرده شدۀ دولت، می‌توان از حالا نسبت به آینده ابراز نگرانی کرد.
ارگ ریاست‌جمهوری به‌صورتِ یک‌جانبه مذاکرات با حزب اسلامی را مدیریت کرده و مکانیزم‌های قانونی و پذیرفته شده در این خصوص را رعایت نکرده است. بر اساسِ قوانین موجود در کشور، هر توافقی باید از مجرای شورای ملی کشور بگذرد. آیا اعضای شورای ملی، پیش از آن‌که متن توافق‌نامه رسمی و رسانه‌یی شود، از محتوای آن خبر داشته‌اند؟
گمان نمی‌رود که اکثریت اعضای شورای ملی در جریان مذاکرات صلح با حزب اسلامی قرار گرفته باشند. این‌که برخی‌ها به بخشی از مفاد این قرارداد دسترسی یافته‌اند، بدون شک دلایلِ دیگری برای آن وجود داشته است. تعهداتِ دولت در قبال حزب اسلامی، بیشتر از چیزهایی است که می‌توان برای یک گروه مسلحِ مخالف در نظر گرفت و این مسأله تبعاتِ خطرناکی را برای نظام می‌تواند رقم زند. رییس جمهوری افغانستان و رهبر حزب اسلامی در جایگاهی قرار ندارند که معیاد خروج نظامیانِ خارجی را تعیین کنند. چنین چیزی در متن توافق‌نامۀ صلح با حزب اسلامی وجود دارد که می ‌تواند شرایط بدی را به وجود آورد. هرچند که گمان نمی‌رود چنین تعهدی بیرون از متن توافق‌نامه، جنبۀ عملی پیدا کند و بیشتر برای عوام‌فریبی صورت گرفته، ولی موقعیت حزب اسلامی را به‌شدت ارتقا داده است.
در همین حال، دولت افغانستان متعهد شده که در مسایل کشوری، تصمیم‌گیری‌های حکومت، اصلاحات انتخاباتی با حزب اسلامی مشوره صورت دهد و در جذب اعضای حزب اسلامی به بدنۀ دولت و نیروهای امنیتی اقدام شود. این تعهدات نیز فراتر و بیشتر از تعهداتِ یک دولت در برابر نیرویی است که به روند صلح پیوسته است. فراموش نکنیم که موقعیت و جایگاهِ آقای حکمتیار ـ هرچند که در پانزده سال گذشته اعضای آن در بدنۀ دولت حضور داشتند ـ همسان و برابر با موقعیت و جایگاهِ دیگر رهبران سیاسی و جهادی افغانستان بوده نمی‌تواند. آقای حکمتیار در پانزده سال گذشته خلافِ کسانی که از پایه‌گذارانِ نظام فعلی خوانده می‌شوند، با نظام فعلی در جنگ قرار داشته است. یکی از تعهدات دولتِ افغانستان به مردم وقتی پای گفت‌وگوهای صلح به میان آمده، این بوده است که هرگز عدالت را قربانی گفت‌وگوهای صلح نخواهد کرد. آیا ارگ ریاست‌جمهوری که به‌تنهایی عهده‌دار مدیریتِ گفت‌وگوهای صلح با حزب اسلامی بوده، می‌تواند نشان دهد که در متن توافق‌نامۀ فعلی با این حزب، عدالت رعایت شده است؟
ارگ ریاست‌جمهوری در توافق با حزب اسلامی، عملاً قانون اساسی و ارزش‌های نظام را زیر سوال برده و این امتیازِ کوچکی نیست که به این حزب داده می‌شود. از جانب دیگر، از کجا معلوم که پیوستن حزب اسلامی به روند صلح، اثراتِ مثبتی بر این روند بگذارد. این احتمال نیز وجود دارد که پیوستن حزب اسلامی با شروط فعلی به روند صلح، زمینه را برای امتیازخواهی‌ها و جنگِ بیشترِ گروه‌های رو به ازیادِ مخالفانِ مسلح فراهم سازد.
البته آقای غنی با امتیازهایی که برای حزب اسلامی قایل شده، به دنبال اهدافِ خاصِ خودش است، ولی می‌تواند در آینده برای او نیز دردسرهای زیادی را به

بار آورد که در حال حاضر نمی‌خواهد واقعیتِ آن‌ها را قبول کند.ماندگار

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

دیده بان حقوق بشر: بازگشت حکمتیار فرهنگ معافیت از مجازات را تقویت می کند

سازمان دیده بان حقوق بشر به تفاهمنامه صلح حکومت وحدت ملی و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار واکنش نشان داده و این تفاهمنامه را بی حرمتی به قربانیان جنگ افغانستان خوانده است.

دیده بان حقوق بشر می گوید بازگشت حکمتیار فرهنگ معافیت از مجازات را تقویت می کند

دیده بان حقوق بشر می گوید بازگشت حکمتیار فرهنگ معافیت از مجازات

را تقویت می کند
این سازمان با انتشار اعلامیه ای گفته است که بازگشت گلبدین حکمتیار فرهنگ معافیت از مجازات در افغانستان را تقویت می کند.
در اعلامیه از حکمتیار به عنوان بدنام ترین مظنون جنایت جنگی نام برده شده است.
توافقنامه صلح میان نمایندگان حکومت وحدت ملی و حزب اسلامی روز پنجشنبه اول میزان در کابل به امضا رسید. این توافقنامه پس از امضای محمد اشرف غنی و گلبدین حکمتیار مرحله اجرایی پیدا می کند.
در این تفاهمنامه دولت افغانستان ضمانت کرده است که در بدل برقراری آتش بس، به گلبدین حکمتیار و دیگر فرماندهان حزب اسلامی مصونیت قضایی اعطا خواهد شد.
دیده بان حقوق بشر می گوید که این تفاهمنامه نقض آشکار حقوق بشر در افغانستان است.
این سازمان گفته است که در جنگ های دهه هفتاد (جنگ داخلی افغانستان) براثر راکت پراگنی حزب اسلامی هزاران نفر کشته و صدها تن دیگر زخمی شده اند.
در اعلامیه گفته شده است که حزب اسلامی در جنایات این دهه باید پاسخگو باشد.
دیده بان حقوق بشر گفته است: “آقای حکمتیار به نقض حقوق بشر از جمله ناپدید شدن اجباری مخالفان سیاسی، داشتن یک زندان زیرزمینی در پاکستان و شکنجه در آن، و حملات خشونت آمیز به سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه برنامه‌های آموزش و بهداشت برای زنان افغان که در اردوگاه های پناهندگان در پاکستان، متهم است.”
این سازمان از اینکه دولت افغانستان و تمویل کنندگان خارجی به دادخواهی بازماندگان قربانیان که از سوی افراد وابسته به حزب اسلامی و دیگر جنگسالاران کشته شدند پاسخ نگفته، انتقاد کرده است.
پیشتر نیز ده ها تن در کابل نیز در اعتراض به امضای تفاهمنمامه صلح دولت افغانستان و حزب اسلامی اعتراض کردند.
معترضان می گویند که گلبدین حکمتیار و فرماندهان تحت امرش در قتل و کشتار مردم بیگناه دست دارند و باید محاکمه شوند.

Advertisements