13332829_10153431632702693_2130621297801043635_n

اما و اگرهای صلح با امیر راکت پران

اگر گلبدین حکمتیار بخواهد از مخفیگاه خود برای صلح به پایتخت بیاید، باید شاهد تغییرات گسترده در حکومت و سیاست باشیم زیرا سنبل کشتار و جنگ، تنها با وعده بهشت دیار امن خود را ترک می کند

حکمتیار اعلام کرده است که به دلیل اختلاف درون گروهی در دولت از امضای تفاهمنامه خودداری نموده این موضوع را به وقت دیگری موکول می کند.
به گزارش سایت همایونبنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، دولت افغانستان با برداشتن موانع بر سر راه توافقنامه صلح با نمایندگان حزب اسلامی به توافق های نهایی دست یافتند، پیش نویس این توافقنامه ای در 29 ثور سال جاری برای سپردن به این حزب تکمیل شده بود.

تعهدات این پیش نویس با این فهرست اعلام شد: تلاش برای خروج نام رهبر و اعضای حزب اسلامی از فهرست سیاه سازمان ملل و دیگر کشورها به ویژه امریکا، عفو زندانیان حزب اسلامی در چارچوب قانون، جابه جایی مهاجرین این حزب در افغانستان، مصونیت قضایی (به استثنای حق عبدی در قضایا)، جذب واجدین شرایط اعضای آن به دولت افغانستان و مشورت با حکمتیار در مسایل ملی.

گفتنی است که نماینده حزب اسلامی در مذاکرات صلح از نهایی شدن متن توافقنامه خبر داد در حالی که سخنگویی دولت عنوان کرده است که این توافقنامه در حال نهایی شده است.

صلح در افغانستان هر چند که تبدیل به رویایی دست نیافتنی شده است اما گام های برای رسیدن به آن مانند به توافق رسیدن با حزب اسلامی افغانستان در ظاهر خبری امیدبخش برای کشور است اما امیر راکت پران روزهای وحشت و آتش که از ابتدای ناآرامی های کشور که چهار دهه از آن می گذرد تا کنون با هیچ رییس جمهور، گروه و دولتی به توافق نرسیده است و همواره در جنگ به سر برده، با چه شرایطی راضی به پذیرفتن صلح با دولت وحدت ملی شده است؟

حزب اسلامی افغانستان بارها برای رسیدن به توافقنامه صلح با دولت های کرزی و غنی توسط نمایندگان خود به گفتگو پرداخته اما هیچ گاه به نتیجه ای دست نیافتند و به عنوان حزب مخالف دولت و خواهان پیوست به طالبان در مخفیگاه های خود به سر برده اند.

از سوی دیگر، زمزمه های رسیدن به توافق با گلبدین حکمتیار، خاطرات تلخ و وحشتناک کابل در جنگ های تنظیمی را به یاد می آورد، کسی که برای سرنگونی حکومت ربانی و ترور روشنفکران و مخالفان سیاسی از هیچ قساوتی دریغ نکرد و همواره از پاکسازی قومی در افغانستان حرف می زند.

و حال که دولت اعلام کرده است، با این حزب برای رسیدن به صلح تا پای امضا و نهایی شدن پیش رفته، برای گلبدین حکمتار چه امتیازی بالاتر از پست نخست وزیری که در گذشته رد کرد را به وی پیشنهاد دادند که راضی به صلح شود؟

حکمتیار، سنبل اختلاف و انشعاب و رهبر یکی از قدرتمندترین حزب های نظامی، هیچ گاه برای صلح افغانستان قدمی برنداشته است و اکنون نیز جز با هدف به سرانجام رساندن افکار رادیکالی خود وارد دولت نمی شود و حکومت نیز فقط در نمایشی برای نشان دادن حسن نیت خود از گفتگوهای صلح و فقط در حد گفتگو خبر می دهد.

در یک دهه اخیر شاهد حضور جنایتکاران جنگی در فضای سیاسی بوده ایم که هر چند در گذشته مرتکب جنایت علیه مردم شده اند اما اکنون با انکار آن به درجه حمایت و مشروعیت اجتماعی رسیده اند و جنگ های گذشته را تنها تحمیلی بر خود می دانند و در سکوت نهادها و سازمان ها، در جامعه به محبوبیت اجتماعی رسیده اند.

اگر دولت با مشروعیت بخشیدن به جنایتکاران جنگی سعی در پاک کردن گذشته خون آلود آنان دارد و نتیجه بخش بوده، حضور گلبدین حکمتیار و همپیمانان وی در بالاترین رتبه های دولتی دور از انتظار نیست، هر چند که گمان نمی رود وی به کمتر از ریاست کشور قانع شود.

تعدیل در خواست های این حزب برای رسیدن به توافقنامه صلح از دلایل نهایی شدن این توافقنامه عنوان شده اما هر بندِ این توافقنامه ترس را بر جان هر افغانستانی می اندازد و تنها مصونیت قضایی افراد این حزب، رعب آور است.

اگر گلبدین حکمتیار بخواهد از مخفیگاه خود برای صلح به پایتخت بیاید باید شاهد تغییرات گسترده در حکومت و سیاست باشیم زیرا ناسازگارترین مخالف مسلح کشور تنها با وعده بهشت، دیار امن خود را ترک می کند.
++++++++++++++++++++++++++++++

در صلح با حکمتیار باید محتاط عمل کرد

پانزده سال از عمر این نظام و حکومت جدید می گذرد و گروه های مخالف به این نتیجه رسیده اند که موفق نمی شوند حکومت را سقوط دهند. به همین دلیل شاید به صلح تمایل پیدا کرده اند

در حالیکه گفته می شود امضای موافقنامه نهایی صلح دولت افغانستان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به دلیل اختلاف ها میان رییس جمهور و رییس اجرایی به تاخیر افتاده اما اشرف غنی می گوید که در آینده ای نزدیک موافقتنامه صلح نهایی خواهد شد و این کار گامی بزرگ برای ایجاد فضای صلح و پایان جنگ در کشور است. هرچند انتقادهایی وجود دارد که اثر گذاری گلبدین حکمتیار در صلح و جنگ افغانستان اکنون فلج شده و حالا او یک مهره سوخته ای بیش نیست اما برگشت گلبدین حکمتیار به جریان سیاسی افغانستان چه کمکی در پایان بخشی جنگ خواهد گذاشت؟

سید جواد حسینی، سخنگوی حزب جبهه ملی نوین افغانستان در برنامه «فراخبر» گفت: بدون شک در بحث مذاکره با حکمتیار و نتایجی که تاکنون به آن دست پیدا کرده ایم، می تواند در جای خودش اهمیت هایی داشته باشد اما شاید این به این معنا نباشد که بسیار بزرگنمایی کنیم و این کار را خود صلح در نظر بگیریم.

وی، با بیان اینکه مذاکراتی که میان حکمتیار و شورای عالی صلح صورت گرفته است یک مذاکرات بین الافغانی بوده و امروز تا حدی به نتیجه رسیده است، افزود: در حالیکه مذاکرات چهارجانبه ای که قرار بود ما با طالبان داشته باشیم در جا خفه شد و هیچگونه نتیجه ای نداشت. این یک امر مثبت است و مساله دیگر اینکه از لحاظ روانی و تبلیغاتی می تواند برای حکومت افغانستان و مردم افغانستان مفید واقع شود اما نگرانی ها در این است با توجه به اینکه حکمتیار چند دهه را به جنگ و ستیز گذرانیده است آیا وقتی حکمتیار وارد کابل می شود خود می تواند بر یک روند دموکراتیک عیار شود. آیا حکمتیار می تواند این دموکراسی را در افغانستان بپذیرد؟

حسینی، معتقد است تازمانیکه توافقنامه عملی نشود، نمی توانیم بگوییم به صلح دست یافته ایم و افزود: تابحال حزب اسلامی دو انعطاف پذیری از خود نشان داده است. یکی اینکه این حزب قبلآ تاکید داشت که نیروهای خارجی حتما باید تا آخرین سرباز از افغانستان خارج شوند، از این کار گذشتند و مساله دیگر پذیرفتن قانون اساسی افغانستان است که این هم امر مثبتی است. اما نگرانی در این که واقعا با روند دموکراتیک در افغانستان می تواند ادامه دهد یا خیر وجود دارد. این موضوع را باید در عمل دید. مساله دیگری که وجود دارد این است که در بحث توافق حکومت وحدت ملی و حکمتیار در جای خود می تواند یک آغاز باشد و باید دید که در اجرا چگونه خواهد شد. چرا که در توافقنامه ها اجرایی کردن آن مهم تر از هرچیزی است.

وی، در خصوص دلیل تمایل حکمتیار به صلح گفت: دلایل متعددی در این رابطه وجود دارد. یکی از این دلایل این است که تاکنون شاید اکثر گروه هایی که مخالف حکومت افغانستان بوده اند در این سالها به این نتیجه رسیده باشند که از راه جنگ نمی توانند به خواسته های خود دست پیدا کنند. پانزده سال از عمر این نظام و حکومت های جدید می گذرد و گروه های مخالف به این نتیجه رسیده اند که موفق نمی شوند حکومت را سقوط دهند. مساله مهم دیگری که در این رابطه وجود دارد این است که بخش عظیمی از نیروهایی که می توانست با حکمتیار مرتبط باشد این روند جدید را در افغانستان پذیرفته اند و همراهان و طرفداران وی، وی را برای جنگ همراهی نمی کنند. چنانچه می دانیم بسیاری از هواداران وی در بخش های مختلف حکومت مشغول کار هستند. حالا هم باید دید که نتیجه عملی این توافقنامه چه می شود تا این روند روی دیگر مخالفان هم می تواند تاثیر بگذارد یا نه!

سخنگوی جبهه ملی نوین افغانستان در اخیر گفت: حکومت افغانستان و بسیاری از احزاب در افغانستان بخصوص جبهه ملی نوین افغانستان از هر گامی به عنوان صلح استقبال می کند اما باید بدانیم که باید در این عرصه هم محتاط عمل کرد. چرا که این احتمال وجود دارد که وقتی حکمتیار به افغانستان بیاید با رقیبان دیرینه خود دچار مشکل و اختلاف هم شود.

+++++++++++++++++++++++++++++

وحید مژده: مشکل افغانستان تنها با آمدن حکمتیار حل نمی‌شود/ غنی می‌خواهد بر عبدالله و تیمش فشار وارد کند!

وحید مژده، کارشناس مسائل سیاسی و از مقامات زمان حکومت طالبان، در مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب می‌گوید غنی از توافق با حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار اهداف پشت پرده‌ای نیز دارد و آن فشار بر عبدالله و تیم وی می‌باشد.

رئیس جمهور محمد اشرف غنی بعد از نماز عید سعید قربان در ارگ طی سخنانی گفت: «بخشی از توافق صلح دولت وحدت ملی با حزب اسلامی به رهبری گلیدین حکمتیار انجام شده و با نهایی شدن بخش دیگر شاهد پیشرفت کلان در صلح افغانستان خواهیم بود.»
وی خطاب به تمام قشرها سیاسی و مسئولین دولتی هشدار داد هیچ گونه مخالفت بدون دلیل موجه با ایجاد صلح که توافق با حزب اسلامی بخشی از آن است را نخواهد پذیرفت.
رئیس جمهور محمد اشرف غنی از تلاش‌های شورای عالی صلح و هیئت حزب اسلامی تشکر کرد.
وی خود را متعهد به پیروی از فرامین الهی و هدایات قانون اساسی کشور دانست و تأکید کرد برای ایجاد صلح باید هدفمند عمل کنیم و به اجماع ملی برسیم؛ رئیس جمهور اما وعده سپرد که موانع فراروی ایجاد صلح را با مردم شریک سازد.
این در حالی است که کمی آن طرف تر، شریک غنی در قدرت یعنی داکتر عبدالله عبدالله با برخی از مفاد توافق صلح با حزب اسلامی مخالف است و در دیدار با پیر احمد گیلانی، رئیس شورای عالی صلح، مراتب اعتراض خود را بیان کرده است.
این در حالی است که در شروع مذاکرات صلح حزب اسلامی با دولت وحدت ملی داکتر عبدالله مخالفتی نداشت و در اظهارات خود از این مسئله حمایت نموده بود.
وحید مژده، کارشناس مسائل سیاسی و از مقامات زمان حکومت طالبان، در مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب می‌گوید غنی از توافق با حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار اهداف پشت پرده‌ای نیز دارد و آن فشار بر عبدالله و تیم وی می‌باشد.
وی تأکید می‌کند دیر زمانی است که مجاهدین از خلأ یک رهبر مقتدر رنج می‌برد و با آمدن حکمتیار به احتمال زیاد وی تلاش خواهد کرد با جمع کردن رهبران مجاهدین رهبری آنان را در دست گرفته و نوعی قوت جدید ایجاد کند؛ ایجاد این قدرت جدید ممکن است تهدیدی برای عبدالله و تیم وی که داعیه رهبری مجاهدین را دارند به شمار رود.
وحید مژده به حمایت عطا محمد نور از توافق صلح دولت با حکمتیار اشاره می‌کند و می‌گوید سرپرست ولایت بلخ نیز به نوعی از مخالفت عبدالله با این توافق رضایت ندارد.
این کارشناس سیاسی می‌افزاید بررسی اظهارات پیشین گلبدین حکمتیار در مورد متهم کردن دولت در راغب نبودن به صلح نشان می‌دهد که طرف سخنان رهبر حزب اسلامی از همین شروع کار عبدالله و تیم وی بوده است.

آمدن حکمتیار مشکل افغانستان را به طور کامل حل نمی‌کند اما یک مشوق است!
وحید مژده در ادامه می‌گوید چه توافق دولت وحدت ملی با حزب اسلامی حکمتیار نهایی شود و چه نشود، آمدن حکمتیار به تنهایی کمکی به پایان جنگ در افغانستان نمی‌کند چراکه جنگ افغانستان در دست حزب اسلامی نیست؛ پیوستن حکمتیار به دولت تنها یک ابزار تشویقی برای طالبان می‌تواند باشد و این تصور را ایجاد کند که دولت افغانستان تنها گزینه جنگ را روی میز ندارد و حاضر است با گروه‌های میانه رو و نرم مذاکره کند.

حکمتیار آدم جنجالی است/ مشکلات دولت وحدت ملی از درون افزایش می‌یابد
وحید مژده تأکید می‌کند تصمیم غنی بر نهایی شدن توافق صلح با حکمتیار در اسرغ وقت جدای از کمک احتمالی به اهداف از پیش تعیین شده وی اما می‌تواند جنجال‌ها در درون حکومت را افزایش دهد؛ حکمتیار آدم خاموشی نیست و در صورت اضافه شدن به فرمول سیاسی کشور در مورد هر مسئله‌ای اظهار نظر خواهد کرد و این خود می‌تواند گرفتاریهای درونی حکومت را افزایش دهد.
حکمتیار هم اکنون نیز قبل از توافق نهایی در مورد بسیاری از مسائل دولت اظهار نظر کرده است.
این کارشناس سیاسی می‌گوید اگر با آمدن حکمتیار جنگ افغانستان پایان نیابد که به احتمال زیاد پایان نمی‌یابد، حضور حکمتیار تنها می‌تواند چالشهای دولتمردان را تشدید کند.

طالبان از پیوستن حکمتیار به دولت نگران هستند!
وحید مژده در ادامه به موضع احتمالی طالبان به توافق حزب اسلامی با دولت وحدت ملی اشاره می‌کند و می‌گوید طالبان از اینکه حکمتیار پس از توافق با دولت موضع ضد طالبانی بگیرد نگران هستند.
این کارشناس مسائل سیاسی به نقل از یکی از فرماندهان طالب می‌گوید: «افراد حزب اسلامی قبلاً نیز در دولت حضور داشته‌اند؛ افراد این حزب در قالب نیروهای اربکی با طالبان می‌جنگند.»
وحیده مژده از زبان این فرمانده طالب می‌گوید: «در دولت وحدت ملی کمونیست‌ها منصب دار، سربازان اردو و پلیس ملی از شورای نظار و جمعیت اسلامی هستند و نیروهای حزب اسلامی در لباس اربکی‌ها فعالیت دارند.»

پاکستان از حکمتیار ناراضی است!
وحید مژده معتقد است که فشارهای تازه پاکستان بر مهاجرین افغان و تلاش برای اخراج اجباری آنها بی ربط به موضوع توافق صلح حزب اسلامی با دولت وحدت ملی نیست؛ پاکستان هم اکنون به این نتیجه رسیده که افغانها همگی مثل هم هستند و نمی‌توان زیاد روی آنها حساب کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید می‌کند پاکستان به زودی تغییر رویه خواهد داد و نسبت به افغانستان راه جدیدی را در پیش خواهد گرفت؛ پاکستان هم اکنون با طالبان افغانی نیز رابطه حسنه‌ای ندارد و بسیاری از طالبان خاک این کشور را ترک کرده‌اند.
وحید مژده می‌گوید پاکستان از طالبان افغانستانی و حتی حزب اسلامی انتظار دارد چون مورد حمایت این کشور می‌باشند نسبت به قوم بلوچ در افغانستان و نیز منافع هند در افغانستان موضع خصمانه اتخاذ و علیه آنها اقدام کنند و چون طالبان و حزب اسلامی حاضر به این کار نشده‌اند مورد خشم پاکستان قرار گرفته‌اند.
وحید مژده تأکید می‌کند اینکه حکمتیار بازگشت مهاجرین افغان از پاکستان را شرط مذاکره با دولت تعیین می‌کند نشان می‌دهد که خود حکمتیار نیز از سوی پاکستان تحت فشار است.

جواب جنگ، جنگ است!
وحید مژده در ادامه به جنگ گسترده طالبان با نیروهای دولتی اشاره می‌کند و می‌گوید بازگشت سربازان آمریکایی به میدان جنگ افغانستان طالبان را تحریک کرده و این گروه می‌گویند: «جواب امریکایی‌ها را در میدان جنگ می‌دهیم.»
وی تأکید می‌کند انتخابات آینده آمریکا و اینکه چه کسی رئیس جمهور می‌شود می‌تواند بر جنگ افغانستان نیز تأثیر مثبت یا منفی بگذارد؛ طالبان نیز منتظر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و نوع سیاست رئیس جمهور آمریکا در قبال افغانستان هستند.
وحید مژده می‌گوید یکی از مقامات آمریکایی در سفر به کابل، دولت وحدت ملی را ناکار آمد خوانده بود پس این احتمال وجود دارد که با مشخص شدن انتخابات آینده آمریکا وضعیت جنگ در افغانستان تغییر کند.
-حفیظ الله رجبی، خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب در کابل

+++++++++++++++++++++++++++
Siamak Herawi

توافقنامه‌ی برای جنگ
حزب اسلامی بر خلاف دیگر تنظیم‌های جهادی، تشکیلات منظمی دارد. این حزب در پیکارهایش نه تنها بر علیه چپی‌ها و روس‌ها جهاد کرد که حتی برای به قدرت رسیدن، درگیری‌های زیادی با دیگر گروه‌های مجاهدین هم داشت. جنگ‌های دهه هفتاد این تنظیم در کابل، زندگی بیشتر از شصت‌هزار نفر را گرفت و هزارها تن دیگر را آواره و بی‌خانمان ساخت. این حزب تا زمانی در چهارآسیا، در تیر رس کابل ماند و از آن‌جا روزانه صدها راکت را بر شهر کابل شلیک کرد تا طالبان نزدیک شدند و او ناگزیر فرار را برقرار ترجیح داد و دو باره در زیر قبای پاکستانی‌ها خزید.
از آن‌جایی‌که رهبر و برخی قوماندانان این تنظیم به اثر فعالیت‌های تروریستی بین‌المللی و داخلی تحت پیگرد جهانی قرار گرفتند بعد از تاسیس اداره موقت راه حلی که پاکستان و حامیان عرب شان پیشنهاد کردند پارچه شدن موقت این حزب بود. آقای حکمتیار هم‌مانند اسامه به کمک پاکستان مخفی شد و بعد از آن سناریوی پاکستان گام به گام عملی گردید. بخش‌هایی که ظاهرن از این جزب جدا شده بودند ماهرانه توانستند جایگاه‌های شامخی در حکومت بدست آورند و در تصمیم‌گیری‌ها نقش اساسی داشته باشند. آن‌ها با استفاده از امکانات حکومتی به تقویت بدنه حزب پرداختند و نه‌تنها نگذاشتند حزب اسلامی به حاشیه رانده شود، بلکه اداره امور مملکت، ریاست دفتر مقام ریاست جمهوری، وزارت اقتصاد و همین‌طور چندین پست کلیدی دیگر را هم بدست گرفتند. به عنوان مثال فاروق وردک وقتی رییس اداره امور بود از آن‌جا هرچه در توانش بود برای جابجایی اعضای حزب در بدنه حکومت انجام داد و به همین‌گونه وقتی وزیر معارف بود هزاران نفر از اعضای حزب اسلامی را چه تحصیل داشتند و چه نداشتند معلم و سرمعلم مقرر کرد تا هم معاش داشته باشند و هم در مکاتب برای تقویت آن حزب کار کنند. همین‌طور ارغندی‌وال اکثر قراردادهای عمرانی را به اعضای آن حزب داد و پول عایداتی دولت را با مسوولیین ادارات و حزب تقسیم کرد. (به گونه مثال: وقتی کسی را در یک اداره پر عاید مقرر می‌کرد می‌گفت که باید عایدت را با حزب پنجاه پنجاه تقسیم کنی) همین‌طور قوماندان‌های این حزب با گرفتن عشر، زکات و جریمه کردن مردم در شهر‌ها و ولسوالی‌ها و دهات در بقاء و فربه شدن این حزب کار کردند.
حزب اسلامی هم‌چنان با حملات انتحاری و شبیخون‌های گاه و ناگاهش بالای نیروی‌های مسلح افغانستان و نیرو‌های بین‌المللی همیشه اعلام موجودیت کرد. (یکی از نمونه‌های انتحار این حزب حمله بر مغازه فاینست سرک پانزده وزیر اکبر خان بود که بر علاوه کشته شدن داکتر یما، حمیده برمک همسر و چهار اولاد او تعداد زیادی از غیرنظامیان کشته و زخمی شدند.)
اعضای حزب اسلامی که در ادارات کلیدی دولت کار می‌کردند هم در گذشته و هم در حال به این نظر بودند و استند که نارضایتی طالبان از حضور گسترده جنبش شمال و تاجیک‌ها و خاصتن پنجشیری‌ها در دولت است. آن‌ها حتی در ملاقات‌های شان با نمایندگان ارشد چند کشور مهم هم بارها این موضوع را در میان گذاشتند. کریم خرم در دستگاه حامد کرزی از روز اول پا گذاشتنش در ارگ ماموریتش این بود تا جمعیت و جنبش شمال را مهار کند و حضور شان را در حکومت کم‌رنگ بسازد و یا به زیر سوال ببرد. (من شخصن سه بار به حامد کرزی گفتم که خرم مانع بزرگی بر سر راه نیمی از مردم کشور برای رسیدن به رییس جمهور شان است.) خرم در پهلوی دیگر فعالیت‌های خویش بر علیه شمال دو تلویزیون تحت نام‌های کابل نیوز و ژوندون راه انداخت و در پهلوی این‌ها حدود هشت روزنامه را در کابل تاسیس و تمویل کرد تا به‌طور سیماتیک در تحریکات قومی، منطقوی و تنظیمی کار کنند. سخن کوتاه که این حزب هم با دولت بود و هم علیه دولت، هم علیه همه کسانی‌که عضو و یا هوادار آن نبودند. و حال که سند مصالحه با این حزب جنایتکار امضا شده است سوال اساسی این است که آیا زخم‌هایی کهنه دو باره سر باز خواهند کرد؟ قدرت، پول و جایگاه در افغانستان همیشه سه رکن اصلی جنگ بوده است و حال که هم جمعیت و جنبش شمال و هم حزب اسلامی به قدر کافی صاحب این‌همه هستند آیا حکومتی که بر اساس یک قرارداد متزلزل به وجود آمده است و با رسیدن تشنه و قصابی مانند حکمتیار دوام خواهد کرد؟! به یقین گفته می‌توانم که با توجه به بیانیه‌ی حکمتیار اوضاع بوی خوشی ندارد!
+++++++++++++++++++++++++++

پیش نویس توافقنامه صلح میان دولت افغانستان و حزب اسلامی امضا شد

پیش نویس توافقنامه صلح میان هیئت مذاکره کننده حکومت افغانستان و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار امروز (پنجشنبه) در مقر شورای عالی صلح کشور امضا شد.

بنابر این توافقنامه، هر طرف مکلف شده‌ اند که دست‌آورد‌های مردم افغانستان، حکومتداری خوب را حمایت کنند و به آزادی‌های تمام قشرهای افغانستان صادقانه پابند باشند. بنابر این توافقنامه، هر طرف مکلف شده‌ اند که دست‌آورد‌های مردم افغانستان، حکومتداری خوب را حمایت کنند و به آزادی‌های تمام قشرهای افغانستان صادقانه پابند باشند.
در مراسم که به همین مناسبت در دفتر شورای عالی صلح در کابل برگزار شده بود، پیش نویس موافقتنامه میان محمد حنیف اتمر مشاور شورای امنیت ملی ریاست جمهوری و سید احمد گیلانی رییس شورای عالی و عطا الله سلیم معاون این شورا به نمایندگی از دولت افغانستان و محمد کریم امین به نمایندگی از گلبدین حکمتیار امضا شد.
در ترکیب هیئت حزب اسلامی علاوه بر امین کریم، حاجی مالک، محمد رسول، حبیب الرحمان حکمتیار فرزند آقای حکمتیار و عتیق الله صافی حضور داشتند.
دو طرف اعلامیه ای مشترک را نیز منتشر کردند و این اعلامیه از سوی خانم حبیبه سرابی، معاون شورای عالی به خوانش گرفته شد.
در اعلامیه مشترک دولت افغانستان و حزب اسلامی گفته در مرحله نخست این توافقنامه از سوی هیئت های مذاکره کننده امضا شده و پس از امضای محمد اشرف غنی رییس جمهوری کشور و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی نافذ خواهد شد.
بر اساس این توافق دولت ضمانت می ‌کند که در بدل برقراری آتش بس، به گلبدین حکمتیار و دیگر رهبران حزب اسلامی مصونیت قضایی اعطا خواهد شد.
گفته شده که توافقنامه صلح در دو مرحله اجرا می شود و امضای این سند زمینه آمدن گلبدین حکمتیار به کابل فراهم خواهد شد.
توافقنامه صلح دولت افغانستان و حزب اسلامی دارای شش صفحه‌ در سه فصل و ۲۶ ماده ترتیب شده است.
به گفته مقام ها، مذاکره صلح میان هیئت مذاکره کننده دولت افغانستان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار با میانجیگری شورای عالی صلح از دو سال پیش آغاز شده شود.
در همین حال محمد حنیف اتمر در این مراسم گفت که تمام خواست‌ها و اصل‌هایی را که مردم پیشتر بر آن تاکید داشتند، در این توافقنامه گنجانیده شده است.

معترضان با سر دادن شعارهای بر ضد حکمتیار گفتند که مردم افغانستان او را به دلیل دست داشتن در جنگ‌های داخلی و جنگ‌های اخیر نمی ‌بخشند و خواهان مجازات او هستند.

معترضان با سر دادن شعارهای بر ضد حکمتیار گفتند که مردم افغانستان او را به دلیل دست داشتن در جنگ‌های داخلی و جنگ‌های اخیر نمی ‌بخشند و خواهان مجازات او هستند.
اتمر گفت: “حزب اسلامی تعهده کرده است که به خاطر قطع همیشگی جنگ آتش ‌‎بس فوری را اعلام کند و متعهد است تا از هراس‎‌افگنان حمایت نکند و با آنان ارتباطی نداشته باشد.
بنابر این توافقنامه، هر طرف مکلف شده‌ اند که دست‌آورد‌های مردم افغانستان، حکومتداری خوب را حمایت کنند و به آزادی‌های تمام قشرهای افغانستان صادقانه پابند باشند.
این توافقنامه حزب اسلامی را بر باپندی به قانون اساسی کشور پابند کرده است.
گفته شده متن این توافقنامه‌ بر اساس برنامه‌های تعیین شده به زودی در اختیار رییس جمهوری و حکمتیار قرار داده می ‌شود.
همچنان محمد امین کریم در این مراسن گفت که در ایتلاف و برضد هیچ گروهی در افغانستان نیامده است و هدف عمده‌ی این حزب مبارزه کردن برای خروج آخرین سرباز خارجی از کشور است.
همزمان با امضای توافقنامه صلح میان دولت افغانستان و حزب اسلامی، ده ها از اعضای حزب همبستگی زنان افغانستان و فعالان مدنی در کابل برای صلح با حکمتیار مخالفت کردند.
معترضان با سر دادن شعارهای بر ضد حکمتیار گفتند که مردم افغانستان او را به دلیل دست داشتن در جنگ‌های داخلی و جنگ‌های اخیر نمی ‌بخشند و خواهان مجازات او هستند.

+++++++++++++++++++++

غنی به حکمتیار مصونیت قضایی میدهد

بی‌بی‌سی به نسخه‌ای از توافقنامه صلح بین گلبدین حکمتیار، رهبر شورشی حزب اسلامی و دولت افغانستان دست یافته که در آن دولت ضمانت می‌کند در بدل برقراری آتش بس، به او و دیگر رهبران شورشی حزب اسلامی مصونیت قضایی اعطا می‌شود.

منابعی در ارگ ریاست جمهوری افغانستان نیز تایید کرده‌اند که این متن همان مسوده توافقنامه میان دولت و حزب اسلامی است.

منابع در شورای عالی صلح افغانستان گفته‌اند که توافقنامه آشتی با حزب اسلامی در هفته جاری امضا و در دو مرحله اجرا خواهد شد.

این منابع به بی‌بی‌سی گفته‌اند که پس از امضای این سند از جانب شورای عالی صلح و نمایندگان حزب اسلامی، زمینه آمدن گلبدن حکمتیار، رهبر این حزب، به کابل هموار خواهد شد.

متن موافقتنامه آشتی با حزب اسلامی شامل تعهدات متقابل دولت و حزب اسلامی و تعهدات مشترک هر دو جانب می‌شود.

این سند شش صفحه‌ای در سه فصل و ۲۶ ماده ترتیب شده است.

تعهدات مشترک هر دو جانب شامل پایان جنگ، تامین صلح و امنیت، پابندی به ارزش‌های اسلامی، حقوق برابر و بدون تبعیض زن و مرد در برابر قانون، یک‌پارچگی افغانستان و تعلق به همه اقوام کشور می‌شود.

تعهدات اصلی دولت شامل تلاش برای رفع تمامی تحریم‌های بین‌المللی علیه گلبدین حکمتیار و سایر رهبران حزب اسلامی، به رسمیت شناختن این حزب به عنوان یک سازمان سیاسی مطابق قانون و حق فعالیت سیاسی آن در کلیه زمینه‌های سیاسی مانند شرکت در انتخابات می‌شود.

نام آقای حکمتیار سال‌ها است که در فهرست سیاه دولت آمریکا و سازمان ملل قرار دارد و دولت آمریکا برای سر او جایزه تعیین کرده است.

دولت همچنین متعهد شده که آقای حکمتیار به عنوان “رهبر جهادی” از طرف رئیس جمهوری با صدور فرمان ویژه‌ای “مورد اعزاز و احترام خاص” قرار گیرد و برای او در دو تا سه محل اقامت تعیین و هزینه و امنیت آن را تامین کند.

براساس این توافق، دولت همچنین متعهد می‌شود تمام زندانیان عضو این حزب را به جز افرادی که مرتکب جرایم جنایی شده باشند و ادعاهای فردی علیه آنها وجود داشته باشد، آزاد کند.

در مقابل، حزب اسلامی هم افرادی را که به اتهام عضویت در دولت نزد خود به اسارت نگه می‌دارد، آزاد خواهد کرد.

دولت همچنین متعهد شده که زمینه اسکان هواداران مهاجر حزب اسلامی را از پاکستان و ایران فراهم می‌کند و برای آنها زمین و سرپناه اعطا خواهد کرد.

در گام نخست زمینه بازگشت حدود ۲۰ هزار خانواده‌ها به کمک سازمان ملل فراهم خواهد شد.

 

براساس سندی که چهار ماه پیش درز کرد، دولت تعهدات زیادی را در برابر آشتی با حزب اسلامی متقبل شد
160528102903_agreement_hig_439x549_-_nocredit

در مقابل، حزب اسلامی متعهد به انحلال شاخه نظامی خود شده، اما در توافقنامه تصریح نشده که این حزب سلاح‌های خود را به کدام مرجع تسلیم می‌کند یا نمی‌کند.

در بخشی از سند آمده که این حزب ارتباط خود را با گروه‌های تروریستی قطع می‌کند و از آنها حمایت نمی‌کند.

ماده هجدهم این سند بیانگر آن است که این حزب پس از اعلام رسمی این توافقنامه، “آتش‌بس دایمی” را برقرار می‌کند و این موضوع زیر نظر یک کمیسیون مشترک اجرا خواهد شد.

کل این موافقتنامه هم مطابق ماده بیست و سوم آن زیر نظر یک کمیسیون مشترک اجرایی متشکل از نمایندگان هر دو جانب زیر نظر شورای عالی صلح اجرا خواهد شد.

در صورت بروز اختلاف بین دو طرف، کمیسیون مشترکی از هر دو جانب زیر نظر شورای عالی صلح تشکیل خواهد شد و موارد اختلافی را با “حسن نیت” حل خواهند کرد، اما تصریح نشده که اگر این اختلاف‌ها از این طریق حل نشود، راهکار جایگزین چه خواهد بود.

قرار بود این توافقنامه در ماه ثور به امضای رئیس شورای عالی صلح و گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی برسد و در نهایت اشرف غنی رئیس جمهوری هم آن را امضا کند، ولی به دلایلی که اعلام نشده، امضای آن به تاخیر افتاد.

برخی منابع به بی‌بی‌سی گفته‌اند که دلیل اصلی تاخیر امضای این سند، تلاش برای اعتمادسازی بین دولت و حزب اسلامی بوده است، ولی یکی از سخنگویان عبدالله عبدالله رئیس اجرائی پیشتر گفته که او هم ملاحظاتی درباره این سند داشته است.

به تازگی هم خود آقای عبدالله و هم منابع نزدیک به او گفته‌اند که دیگر هیچ مشکلی در مورد آشتی با آقای حکمتیار وجود ندارد و حالا تحقق آشتی با او مربوط به شورای عالی صلح است.

حزب اسلامی شاخه حکمتیار یکی از چهار گروه اصلی شورشی در کنار گروه طالبان، شبکه حقانی و گروه موسوم به دولت اسلامی معروف (داعش) است که در حال حاضر علیه دولت می‌جنگد.

+++++++++++++++++++

ملاقات حکمتیار با دکترغنی در ارگ ریاست جمهوری

استاد سیاف و بحران رهبری در ائتلاف شمال 

اطلاعات مؤثق حکایه دارند که استاد سیاف از متحدان قبلی خود درائتلاف شمال تقاضا کرده است که برای خروج از بحران کنونی، باید او را به حیث رهبر جمیعت اسلامی انتخاب کنند.

سران جمیعت با این پیشنهاد کنار نیامده اند و از سویی هم نگرانی هایی در  مورد هم پیوندی و معامله سری بین حزب اسلامی و جمیعت اسلامی در میان حلقات ضد حکمتیار بروز کرده است.

گزارش شده که حکمتیار در یک هفته اخیر سه مرتبه با دکترغنی در ارگ ملاقات کرده و تمامی اسناد رسمی مربوط به توافق نامه را امضاء کرده اند و از صحنه های ملاقات به طور کامل فیلم بردارشده است. بعد از امضای موافقت نامه، دکترغنی از طریق سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری نامه یی ویژه برای سازمان ملل متحد ارسال کرده است که به زودی، نام حکمتیار را از فهرست سیاه آن سازمان حذف کند.

درین حال،  سیاف که محور اصلی مخالفت با حضور حکمتیار در حکومت و دولت است، تهدید کرده است که اگر جمیعتی ها زعامت وی به عنوان رهبر گروه های مجاهدین در رأس جمیعت اسلامی را قبول نکنند، امکان آن وجود دارد که در تنظیم جمیعت اسلامی ( خصوصن در تشکیلات حوزه جنوب غرب) به رهبری امیراسماعیل خان انشعابی رونما شود.
 این وضعیت، ناملایمت هایی را در درون جمیعت دامن زده است. افزون برین، کنگره جمیعت اسلامی که قرار بود به زودی برگزار شود، با مشکل درون ساختاری و چند لایه برخورده است. همسر استاد برهان الدین ربانی خواستار ابقای صلاح الدین ربانی به حیث رهبر سنتی جمیعت است. وی در توجیه این نظر گفته است اگر به کشورهای منطقه نگاه کنید، محور های قدرت سیاسی، عمدتن خاندانی است و این ترکیب، برای حفظ منافع ملی یک کشور سودمند می تواند تمام شود.
سران جمیعت در توضیح عدم توافق شان با سیاف این استدلال را پیش می کشند که تا کنون هیچ مرجعی از چهارچوب اعتقادات «مذهبی» سیاف به درستی مطلع نیست و جمیعت اسلامی که مذهب «حنفی» دارد، دشوار است که استاد سیاف را که ( به قولی وهابی یا حنبلی) است، به حیث رهبر و زعیم خویش قبول کند. علاوه برین، ملاحظات دیگری نیز درین رابطه وجود دارد؛ ازجمله این که حامد کرزی با استاد سیاف در یک ائتلاف کامل قرار دارند و فراز آیی سیاف به معنی راه بازکردن به قدرت دو باره برای کرزی است.گ ا

+++++++++++++++++++++++++++++

چرا حکمتیار برای غنی اهمیت دارد؟

چرا صلح با حکمتیار برای اشرف غنی اهمیت دارد؟

با توجه به برگزاری لویه‌جرگه، انتخابات و تحولات آینده صلح با حکمتیار برای شخص رییس‌جمهور نیز بی‌استفاده نیست و غنی از این توافق در درازمدت برای شخص خودش نیز بهره‌برداری خواهد کرد

سرانجام پس از چند ماه تلاش توافق‌نامه‌ی صلح با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار نهایی شد. جاوید فیصل معاون سخن‌گوی ریاست اجراییه دیروز گفته است که: توافق‌نامه‌ی صلح با حزب اسلامی حکمتیار نهایی شده است. هنوز جزییات کامل این توافق‌نامه با رسانه‌ها و مردم شریک نشده و قرار است شورای عالی صلح جزییات این توافق را همگانی کند. این توافق در حالی نهایی می‌شود که، یکم؛ حزب اسلامی حکمتیار در ۱۵ سال گذشته هیچ تأثیری بر میدان جنگ نداشته و هیچ ولایتی به‌دلیل فعالیت نظامیان و افراد مسلح این حزب ناامن نبوده است. دوم؛ تلاش‌های پی‌هم و پرهزینه‌ی حکومت از زمان حامد کرزی تاکنون برای وادار کردن طالبان به گفت‌وگوهای صلح ناکام بوده و اکنون در بن‌بست قرار دارد.

بنابراین، با توجه به این‌که حزب اسلامی حکمتیار تأثیر چشم‌گیری بر پایین آوردن درصد امنیت و حاکمیت دولت نداشته و افراد مسلح این حزب درگیری مداوم و تأثیرگذار با نیروهای امنیتی و حکومت افغانستان نیز نداشته، این توافق از دو لحاظ برای غنی مهم است؛
یکم: تلاش‌های چند ساله‌ی حکومت در راستای تأمین صلح با گروه‌های مسلح و تروریستی که گاهی برادران ناراضی خطاب شده‌اند، گاهی مخالفان سیاسی و در این اواخر نیز تروریست؛ ناکام بوده است. ناکامی حکومت افغانستان و متحدانش در تأمین صلح با طالبان هزینه‌های فراوانی را بر آن‌ها تحمیل کرده است. این هزینه‌ها از مصارف گزاف مالی شروع تا انتقادات تند از این پروسه در افکار عمومی را شامل می‌شود که اعتبار حکومت افغانستان و متحدانش را از لحاظ سیاسی خدشه‌دار کرده است. بنابراین برای حکومت افغانسان و متحدانش، به‌ویژه امریکا، توافق صلح با حزب اسلامی اهمیت ویژه‌یی دارد.

دست‌یابی به این توافق می‌تواند برای حکومت افغانستان و امریکا امتیازات تبلیغاتی خوبی را خلق کند. توافق با حزب اسلامی به حکومت افغانستان این امکان را می‌دهد که از یک‌طرف تشکیل جدید شورای عالی صلح را از شورای قبلی صلح جدا کند و از جانب دیگر راهی برای احیای دوباره‌ی اعتبار شورای عالی صلح پیدا کند. هر چند که این شورا نقش اساسی را در رسیدن به توافق با این حزب نداشته است، اما توافقات ابتدایی از مجرای این شورا انجام شده است. برای امریکایی‌ها که تعداد سربازان‌شان در افغانستان به پایین‌ترین حد ممکن رسیده و اوباما تعهد داده است که مأموریتش را با ایجاد یک افغانستان باثبات‌تر و مدرن‌تر به پایان برساند، اهمیتی ویژه دارد. توافق با حزب اسلامی می‌تواند برای امریکایی‌ها یک برگ برنده‌ی تبلیغاتی باشد که از طریق رسانه‌ها شاهد آن خواهیم بود.

از این‌رو با وجود این‌که توافق با حکمتیار یا عدم توافق با او، تأثیری بر امنیت و بهبود وضعیت جاری نخواهد گذاشت، اما این توافق می‌تواند به حکومت وحدت ملی پس از شکست بد در گفت‌وگوهای صلح با طالبان امکان مانور سیاسی و تبلیغاتی را فراهم کند تا با استفاده از این امکان در صدد کمرنگ کردن شکست در مذاکره با طالبان باشد.
دوم: اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان، از توافق صلح با حزب اسلامی حکمتیار در پی احیای تعلقات تباری و قبیله‌یی و بهره‌برداری از آن نیز هست.
غلجایی‌ها که کمتر امکان رسیدن به قدرت در افغانستان را داشته‌اند، از رسیدن اشرف غنی به قدرت و ریاست‌جمهوری خوشحال‌اند و در وجد. این تحول و تغییر اشرف غنی را وادار کرده است که برای تحکیم روابط قبیله‌یی‌اش تا حد امکان از قبیله‌اش در تقرری‌های حکومتی استفاده کند. واگذاری مهم‌ترین پست‌های حکومتی به غلجایی‌ها و در مواردی برکنار کردن افراد تندرو از دسته‌ی درانی‌ها همه‌وهمه بر اساس یک نگاه درازمدت قبیله‌یی صورت گرفته است.

در ادامه‌ی این تلاش‌ها، برگرداندن حکمتیار به‌عنوان یکی از پتانسیل‌های موثر در احیا و توسعه‌ی مرجعیت سیاسی سنتی در میان پشتون‌ها به اشرف غنی این امکان را فراهم می‌کند که با استفاده از همکاری و همسویی با حکمتیار توده‌های جامعه‌ی پشتون را در راستای سیاست‌های خودش بسیج و از آن‌ها به‌عنوان قدرت مردمی در تحولات کلان سیاسی بهره‌برداری کند. بر اساس این نگاه حکمتیار از معدود افرادی است که توانایی بسیج سیاسی در میان مردم روستایی و قبیله‌یی پشتون را دارد که در پانزده سال گذشته کسی نتوانسته از عهده‌ی آن برآید.
از جانب دیگر برای حکمتیار و بسیاری از سیاستمداران آشکار است که حکمتیار به‌صورت فردی وجهه‌ی رهبری و رسیدن به قدرت در افغانستان را ندارد. عملکرد سیاسی حکمتیار در دست‌کم دوونیم دهه‌ی اخیر به‌عنوان یک جنایتکار قابل بازپرسی است و از آن‌جایی‌که حکومت افغانستان توانایی و اراده‌ی چنین کاری را ندارد، برای مردم عملکردها و ستم‌های حکمتیار فراموش‌ناشدنی است. بنابراین دور از تصور می‌نماید که حکمتیار پس از این‌همه انزوا و در میان این‌همه نفرت در فکر رسیدن به قدرت باشد.

از این‌رو، برای فرد غنی که داعیه‌ی کلانی برای افغانستان دارد، هر آدمی با هر خصلت و گذشته‌یی که بتواند او را در رسیدن به اهدافش کمک کند، قابل دستگیری و همکاری است. صلح با حکمتیار و برگشتن او به عرصه‌ی سیاسی و فعالیت‌های مشروع و قانونی به غنی امکان وصل شدنش با روستانشینان پشتون را فراهم می‌کند و با توجه به برگزاری لویه‌جرگه، انتخابات و تحولات آینده صلح با

حکمتیار برای شخص رییس‌جمهور نیز بی‌استفاده نیست و غنی از این توافق در درازمدت برای شخص خودش نیز بهره‌برداری خواهد کرد

+++++++++++++++++++++++

قصاب و تیزاب پاش کابل

صلح با حکمتیار، برنامه پشت پرده آمریکا است

اینکه می گویند امضای تفاهمنامه با حزب اسلامی دستیابی به صلح و ثبات پایدار است بیشتر به فکاهی شبیه است تا واقعیت. چرا که حزب اسلامی به راکت پراکنی و کشتار و جلادی معروف است

ظاهراً فاصله ها برای دیدن گلبدین حکمتیار در کابل از سوی شهروندان کشور کوتاه تر شده است. معاون اول ریاست اجرایی می گوید که هیچگونه مخالفتی با امضای توافقنامه صلح با حزب اسلامی وجود ندارد و در گام نخستین توافقنامه از سوی حنیف اتمر مشاور امنیت ملی رییس جمهور، نماینده حزب اسلامی و رییس شورای عالی صلح در گام بعدی از سوی رییس جمهور غنی و گلبدین حکمتیار به امضا خواهد رسید. حزب اسلامی نیز از تلاش حلقاتی در داخل حکومت برای ناکام ساختن روند مذاکرات صلح میان این حزب و حکومت سخت انتقاد می کند و بر امضای زود هنگام توافقنامه صلح تاکید دارد.

سیلی غفار سخنگوی حزب همبستگی افغانستان، در برنامه «نگرش» گفت: مردم افغانستان به یاد دارند که حزب اسلامی در گذشته هم صدای آرامش و امنیت را سر داده اند، اما دیدیم که در عمل زخم هایی کاری بر پیکر میهن و ملت ما زدند. اگر به گذشته برگردیم روزی که حکومت داکتر نجیب سقوط می کند، در هفت ثور 1371 حزب اسلامی در نشریه رسمی خود می نویسد: «به هموطنان مسلمان اطمینان می دهیم که دوران جنگ در افغانستان انشالله به پایان رسیده است» اما یک روز از این اطمینانی که داد، نگذشت که اختلاف و کشمکش بین این تنظیم های همجنس شان شروع شد و کابل را به حمام خون و به یک مخروبه و ویران کده تبدیل کرد که تا هنوز هم مردم کابوس آن را می بینند.

وی، با بیان اینکه حزب اسلامی، حزبی است که تاریخچه ای مملو از کشتار و ویرانگری دارد، افزود: رهبران آن مسبب خونریزی و تباهی و بر بادی مردم افغانستان هستند بنابراین هیچگاه نمی تواند پیام آور صلح باشد. دیدیم که در این پانزده سال هم آنها حملات انتحاری که در کابل صورت گرفت را به عهده گرفتند. فراموش نکنیم در شش می سال 2013 حمله ای را که در شاه شهید صورت گرفت حزب اسلامی به عهده گرفت. دیدیم که از مذاکره کنندگان حزب اسلامی حملات انتحاری را طی مصاحبه ای حمایت کرد. شخص گلبدین حکمتیار هم به داعش لبیک گفت و از داعش طرفداری کرد و از داعش حمایت کرد. بنابراین ما چطور می توانیم از چنین حزبی صلح و دوستی بخواهیم؟ در حال حاضر هم حزب اسلامی هیچ قدرتی ندارد. هر آنکه در اطراف حکمتیار وجود دارد همه اقوام وی هستند.

غفار، برنامه صلح با حکمتیار را برنامه ای از سوی کشورهای استعمارگر دانسته و گفت: آمریکا و دیگر کشورهای استعمارگر همیشه دست نشانده و دست پرورده های خود را مانند غده های چرکین نگاه می دارند و وقتی به آنها ضرورتی احساس کردند از آنها استفاده می کنند. آنها اگر احساس کردند که در افغانستان به چهره ای خونخوار نیاز دارند افرادی مانند حکمتیار را برجسته می سازند و به صحنه باز می گردانند. ارگ هم هرقدر که از تفاهمنامه با حزب اسلامی حرف بزند ما نبابد بوی صلح از آن بشنویم. چرا که ارگ هم می خواهد بوسیله افرادی چون حکمتیار زهر چشمی به رقیبان خود نشان دهد و بگوید که در اطراف خود افراد مختلفی دارد همانطور که در انتخابات از چهره ای به نام دوستم استفاده کرده است. امروز، آوردن گلبدین حکمیتیار هیچ سودی به حال مردم افغانستان ندارد. غیر از اینکه کلکسیون جنایتکاران را تکمیل کند دیگر هیچ فایده ای به حال مردم افغانستان نمی تواند داشته باشد و این افراد فقط دست آی اس آی پاکستان را در افغانستان بیشتر باز می کند. چرا که آنها نوکران چهل ساله سیا و آی اس آی هستند.

وی ادامه داد: مذاکرات صلح با این گروه های تروریست پرور فقط تباهی بیشتر را برای افغانستان می آورد. چرا که پشت پرده، برنامه آمریکا و دیگر کشورهای استعمار وجود دارد.

سخنگوی حزب همبستگی افغانستان، معتقد است حزب اسلامی هیچ تفاوتی با دیگر تروریست هایی که در این سرزمین و منطقه هستند ندارند همه در خونریزی و کشتار و انتحار و انفجار و خشونت بر زنان و کودکان دست بالایی دارند. اینکه می گویند امضای تفاهمنامه با حزب اسلامی دستیابی به صلح و ثبات پایدار است بیشتر به فکاهی شبیه است تا واقعیت. چرا که حزب اسلامی حزبی است که به راکت پراکنی و کشتار و جلادی معروف است و شخص گلبدین هم قصاب و تیزاب پاش کابل است و تاریخچه وی و حزب وی با جنایت و قتل و کشتار گره خورده است. پس ما از این افراد نمی توانیم انتظار صلح و ثبات و پیروزی داشته باشیم.

به باور غفار، این پروژه ای که می خواهد حکمتیار را وارد صلح کند، پروژه پشت پرده آمریکا و کشورهای استعمارگر است. طببیعی است که این کار برای آمریکا هیچ ضرری نمی رساند. ندیده ایم که طالبان، داعش و یا گلبدین کدام پایگاه آمریکایی را هدف قرار داشته باشند. بلکه آنها فقط به مردم افغانستان ضرر می رسانند و آنها را تباه کرده اند

++++++++++++++++++++++++.

حکمتیار مهره سوخته یا جنگجوی صلح طلب؟
عزیز مبلّغ
حکمتیار تقریبا با بیشتر جناحهای فعال در حکومت و بیرون حکومت مشکل دارد. او در یکی از پیامهایش از دادن قدرت به “اقلیت ها” به شدت انتقاد کرد و گفت نباید بامیان و دایکندی به عنوان دو ولایت “مستقل” توسط اقلیت “هزاره” اداره شود
به نظر میرسد که پروسه مذاکره و معامله صلح میان دولت افغانستان و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار، با میانجیگری شورای عالی صلح افغانستان نهایی شده است. آنطوریکه رسانه ها گزارش داده اند، رهبر حزب اسلامی معاهده صلح را امضا کرده و اختلاف هایی هم که میان ریاست جمهوری و ریاست اجرایی حکومت در این مورد وجود داشت برطرف شده است. تعدادی از طرفداران و هواخواهان حزب اسلامی در کابل در این روزها سرگرم تدارکات پذیرایی از رهبر جنگ طلب و افراطگرای حزب اسلامی هستند که حالا قرار است بعنوان شریک سیاسی در دولت افغانستان کار کند. برخی از مردم و کارشناسان بدین باورند که پیوستن حزب اسلامی به روند صلح یک گام مثبت در راستای تامین ثبات در افغانستان و کاهش زبانه های آتش جنگ می باشد ولی سئوال های اصلی اینجاست که حزب اسلامی چه اندازه میتواند در تامین امنیت و آوردن ثبات در افغانستان نقش داشته باشد؟ آیا آمدن حکمتیار به کابل تنش ها و جنجال های تازه ای را بوجود نخواهد آورد؟ ملیشه های نظامی حکمتیار تا چه اندازه تحت فرمان او هستند و آیا سلاح شان را کنار خواهند گذاشت؟ تمام این پرسش ها نیاز به بررسی همه جانبه و سوابق گذشته حکمتیار دارد و اینکه بدانیم که در حال حاضر نقش او در میان گروههای تروریستی مخالف دولت افغانستان تا چه حدی برجسته است؟
آنطوریکه سوابق حزب اسلامی نشان میدهد این حزب از بدو تاسیس تا اکنون همواره در جنگ قرار داشته و ملیشه های این گروه هیچگاه با تفنگ خداحافظی نکرده اند. گلبدین حکمتیار تقریبا با تمام حکومت های افغانستان درگیر بوده است. این حزب با حکومت سردار محمد داوود خان، حکومت حزب دموکراتیک خلق، دولت مجاهدین، حکومت طالبان و حکومت کرزی و غنی در جنگ قرار داشته است. جالب اینجاست که این حزب همواره در کنار جنگ از در مذاکره و مصالحه هم وارد شده و سه بار هم آقای حکمتیار بعنوان نخست وزیر افغانستان در دوره های گذشته و حکومت مجاهدین انتخاب شده است ولی هیچکدام این گفتگوها نتوانست منجر به صلح و پایان فعالیت مسلحانه حزب اسلامی شود.
حالا که قرار است حکمتیار و حزبش در بدنه دولت افغانستان کار کند به نظر میرسد که چالشهای جدیدی در راه باشد. آقای حکمتیار تقریبا با بیشتر جناحهای فعال در حکومت و بیرون حکومت مشکل دارد. او در یکی از پیامهای عیدی اش از دادن قدرت به “اقلیت ها” به شدت انتقاد کرد و گفت نباید بامیان و دایکندی به عنوان دو ولایت “مستقل” توسط اقلیت “هزاره” اداره شود. این نظر آقای حکمتیار به روشنی گواه این امر است که او با تفکر برتری قبیله ای نمیخواهد که ملیت های دیگر در افغانستان حقوق برابر با دیگران داشته باشند و یا اینکه حداقل ولایت های هزاره نشین در افغانستان وجود داشته باشند. بلکه به نظر او باید ولایت های هزاره نشین در چارچوپ ولایت های دیگر اداره شود و مسولین اداری آن هم از پشتون ها باشد. این طرز تفکر بدون شک مردم هزاره و شیعه را وادار به عکس العمل های تند خواهد کرد؛ اگر قرار باشد باز هم حکمتیار با همین ذهنیت در افغانستان کار و زندگی کند. همچنین آقای حکمتیار با ازبک ها مشکل دارد و چندین بار به دلیل حضور جنرال دوستم در حکومت یا بخش های دیگر؛ حزب اسلامی حاضر به همکاری با او نشده است. حکمتیار جنرال دوستم را از عناصر حزب دموکراتیک خلق میداند و بعید به نظر میرسد که بتواند به راحتی با او همراه و همگام شود. اگرچه آقای عطامحمد نور و داکتر عبدالله از امضای معاهده صلح با حکمتیار حمایت کرده اند اما جدا شدن حکمتیار در سال ۱۹۷۵ از حزب جمعیت و جنگ مداوم این حزب با حکومت استاد ربانی تنش های زیادی را میان این دو حزب بوجود آورده است که بنظر نمی رسد با چند لبخند دیپلماتیک حل و فصل شود چه اینکه حزب اسلامی ادعای اقتدار و برتری را در دولت دارد و خواسته های زیادی را مطرح کرده است.
بحث دیگر که خیلی جدی است صدای مردم افغانستان است. حکمتیار در طول سالهای زندگی اش با گروههای مختلفی جنگیده و چندین نوبت کابل را راکت باران کرده و شاید هزاران تن از مردم ملکی و بیگناه را کشته است. تروریستان تحت امر حکمتیار در ۱۵ سال گذشته حملات انتحاری و انفجاری زیادی را در نقاط مختلف افغانستان انجام داده اند که در آن انسانهای زیادی کشته شده اند. زنان بیوه و کودکان یتیم آیا حکمتیار و گروهش را خواهند بخشید؟ آیا مردم افغانستان میتوانند ببینند که قاتلین و جنایتکاران حزب اسلامی در بدنه دولت موترهای شیشه سیاه سوار شوند و در کاخهای مرمرین زندگی کنند؟ تروریستانی که خودشان را انتحاری کردند و دهها تن از نیروهای امنیتی و مردان و زنان و کودکان این کشور را کشته اند قرار است تحت نام “شهید” از سوی دولت افغانستان به خانواده های آنان پول پرداخت شود آیا این موضوع برای مردم قابل تحمل است؟ حکمتیار بعد از جنایات های بی شمار اکنون می آید تا آنگونه که دولت افغانستان تعهد سپرده است نامش را از لیست سیاه ملل متحد پاک کند و به انتخاب خودش در یکی از محلات زیبای شهر تحت تدابیر امنیتی زندگی کند ولی سنگ و خاک این کشور بالای او فریاد خواهند زد که تو یک تروریست و قاتل هستی که این کشور را ویران کردی و مردم آنرا به خاک و خون کشیدی.
سئوال پایانی و مهم اینست که چرا به یکباره حزب اسلامی حاضر شد تا به روند صلح بپیوندد؟ این سئوال را با نگاهی گذرا به عملکرد نظامی این گروه تروریستی در چند سال اخیر و شکل گیری جریانات تازه در افغانستان می توانیم پاسخ دهیم. با کشته شدن ملا عمر رهبر طالبان و انشعابات میان گروه طالبان، حزب اسلامی دچار مشکلات بیشتری با طالبان شده است. از سوی دیگر بوجود آمدن داعش در برخی نقاط افغانستان و انجام حملات وحشیانه از سوی آن گروه، عملا فعالیت های حزب اسلامی را تحت تاثیر قرار داده است. دولت پاکستان که حامی اصلی گروههای تروریستی در افغانستان به شمار میرود بیشتر اهداف خود را توسط طالبان و شبکه حقانی و داعش به پیش می برد و به نظر میرسد که حالا حزب اسلامی به مهره سوخته برای پاکستان تبدیل شده است و کارآیی لازم را ندارد. از این رو حزب اسلامی چاره ای دیگری ندارد جز اینکه پروسه صلح را بپذیرد. و رهبر این گروه در میان بیم و امید و با پشت گرمی به برخی عناصر این گروه در حکومت، وارد کابل شود. آنچه که به نظر میرسد حکمتیار قادر نخواهد بود که یک تعداد تروریستان این گروه را با خود همراه سازد و آنان جذب گروههای دیگر خواهند شد. از این رو پیوستن حزب اسلامی به روند صلح در افغانستان به معنی پایان جنگ نخواهد بود ولی اگر حکمتیار و ملیشه هایش اهلی شوند و دست از خشونت بردارند امیدواریم که حد اقل از زبانه های آتش این جنگ ویرانگر اندکی کاسته شود.

+++++++++++++++++++++++++++

مقاومت وطنپرستانه ی استاد سیاف در برابر دشمن

تا زمانی که زنده‌ام با توافق صلح دولت و «حزب اسلامی» حکمتیار مخالفت می‌کنم

عبدالرب رسول سیاف

رهبر حزب دعوت اسلامی و عضو ارشد شورای حراست و ثبات افغانستان با اشاره به توافق صلح دولت کابل و حکمتیار تاکید کرد که تا زمانی که زنده است با توافق با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار مخالفت خواهد کرد.
به گزارش  سایت همایون بنقل ازخبرگزاری تسنیم، «عبد الرب رسول سیاف» رهبر حزب دعوت اسلامی و عضو ارشد شورای حراست و ثبات افغانستان با توافق صلح با طالبان و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار با دولت کابل مخالفت کرد.
این در حالی است که پیش از این شورای حراست و ثبات افغانستان از صلح با طالبان این کشور حمایت مشروط کرده بود.

یک منبع در حزب اسلامی به پایگاه خبری «روهی» گفته است که زمانی که سیاف در هند تحت مداوا بوده است در تماسی با رئیس شورای عالی صلح افغانستان مخالفت خود را با توافق حزب اسلامی حکمتیار و دولت کابل اعلام کرده است.

به گفته این منبع، رهبر حزب دعوت اسلامی افغانستان اظهارداشت که با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار صلح نخواهد کرد.

پیش از این نیز برخی گفته بودند که عبدالله عبدالله ریاست اجرایی دولت کابل با توافق صلح حکمتیار و دولت کابل مخالف است در حالی که حزب جمعیت اسلامی از این روند اعلام حمایت کرده بود.

همچنین این پایگاه خبری نوشته است که «یونس قانونی» و «ذبیح الله مجددی» به نمایندگی از مجددی نیز با صلح دولت کابل و حکمتیار مخالفند.

نزدیک به دو هفته است که همواره دولت کابل و حزب اسلامی بر نهایی شدن توافقنامه صلح تاکید می‌کنند اما امضای این توافقنامه به تعویق افتاده است.

++++++++++++++++++++++++++++++

حکمتیار چیست؟

سنبله ۱۳۹۵
هادی دریابی

به‌لحاظ ادبی، سوال اشتباهی مطرح شده. از منظر ادب، باید پرسید که حکمتیار کیست؟ اما شما می‌دانید که حکمتیار را همه می‌شناسیم. او مشغول فراگیری دروس انجنیری بود که هوای جهاد مغاره‌های تنفسی‌اش را تسخیر کرد و رایحه‌ی مجاهدت به اندازه‌یی عمیق و غلیظ در ذهن او نشست که جنگ و جهاد را بر همه چیز ترجیح داد. این‌گونه شد که او دستکول کتاب و قلم را از شانه به زمین گذاشت و راکت و کلاشینکوف را به شانه انداخت. چه سال‌هایی که محاسبات او صرفاً گلوله و خانه و انسان بود. نمی‌توان محاسبه کرد که او برای این سرزمین چه کرده، اما می‌توان گفت که دست‌های زیادی را از انجام کار برای وطن کوتاه کرد و پله‌های بسیاری از مردم گرفت تا بالا نروند.
اما این‌جا بحث ادبی نیست، این‌جا مسأله یک رقم دیگر است. حالا که قرار است حکمتیار به کابل بیاید، باید پرسید که حکمتیار چیست؟ آیا او پهپاد سیاسی خواهد شد برای ترساندن و حمله بر رقیب‌های سیاسی غنی؟ آیا او سنگری علیه پاکستان خواهد شد؟ آیا او مخزن بحران خواهد شد (چرا که اشرف غنی از وجود بحران به آرامش می‌رسد)؟ آیا او گودال عبور ناپذیری در مسیر توزیع تذکره‌های الکترونیک خواهد شد؟ آیا او مرجع تقسیم اختلافات سمتی-قومی-مذهبی خواهد شد؟ آیا او رهبر دیگری در کنار رهبران اعلی‌درجه‌ی صفر کیلومتر فعلی خواهد شد که از حکومت و قدرت و خدمات اجتماعی، تصرف چند وزارت و ریاست و معاونیت و مدیریت و تشکیلات امنیتی و تجملات تردد را می‌فهمند؟ آیا او، کمیته‌ی اضطرار غنی خواهد شد؟
او از میان این گزینه‌ها یکی خواهد شد. او را نمی‌توان در قالب دیگری تصور کرد. خیلی دشوار است فرض کنیم که حکمتیار به کابل بیاید و مشاور رییس‌جمهور شود و کاری هم به کار دیگران نداشته باشد. محال است او کابل بیاید و شهر را پر از آدم و آدم‌ها را مصروف زندگی ببیند و خونش به جوش نیاید، حتماً می‌آید. خیلی بعید است آن‌هایی‌که با حکمتیار می‌آیند، به معنای واقعی کلمه فهمیده باشند که جنگ، راه‌حل نیست. همین‌طور خود این بزرگوار. او که از بدو وداع با قلم و کتاب و مشق و دانش، مدام علیه دیگران قرار داشته، نمی‌تواند کاری غیر از «علیه بودن» انجام دهد. این‌جاست که باید مطرح کرد که حکمتیار چیست؟ پاسخ به این سوال سخت است و بستگی به ترس غنی از جریان‌های رقیب دارد. از هر کسی یا جریانی که غنی بیشتر بترسد، حکمتیار غنی در همان زمینه کمک خواهد کرد. مخصوصاً که قصه‌ی داکتر عبدالله و معاونین باوفایش روزبه‌روز مفت‌تر می‌شود.
این‌که شورای عالی صلح می‌گوید تاخیر در امضای توافق‌نامه‌ی صلح میان حکومت وحدت ملی و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار به‌دلیل اختلافات کوچک است، همان‌قدر راست است که توافق‌نامه‌ی سیاسی میان غنی و عبدالله بود. توافق‌نامه‌ی روی کاغذ صلح گلبدین و اشرف غنی، همان‌قدر اجرایی خواهد بود که از غنی و عبدالله بود. تاخیر در امضای این توافق‌نامه، اختلاف‌های کوچک نیست، بلکه این است که هر دو طرف به توافق نرسیده که آقای حکمتیار در آینده چه باشد؟ هر روزی‌که مشخص شود آقای حکمتیار از میان موارد بالا کدام یکی باشد، شب همان روز، او در جای غیر از ارگ نخواهد بود.
حالا اگر بخواهیم جواب جمع‌تری به این سوال بدهیم که حکمتیار چیست؟ می‌توان گفت که حکمتیار برای غنی نعمتی خواهد بود، برادری خواهد شد، منبعی خواهد شد، مرجعی خواهد شد،… بلا به رنگ بقیه

===============================

حکمتیار در یک قدمی کابل؟

احمد عمران/ یک شنبه 28 سنبله 1395/

منابعی در شورای صلح گفته‌اند که به زودی تفاهم‌نامۀ ارگ با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به امضا می‌رسد. هرچند تا زمانی که این تفاهم‌نامه به‌صورتِ رسمی امضا نشده است، نمی‌توان در مورد صحتِ این‌گونه گزارش‌ها مطمین بود، اما دیده می‌شود که دو سوی معامله به‌طورِ قاطع بر امضای آن تأکید دارند. پیش از این نیز بارها از امضای تفاهم‌نامه با حزب اسلامی گزارش‌هایی منتشر شده، ولی در دقیقۀ نودم از موانعِ موجود بر سرِ راه mandegar-3امضای این تفاهم‌نامه سخن رفته است. آیا این‌بار ارگ موفق خواهد شد که این تفاهم‌نامه را به امضا برساند؟
به این سوال البته زمان پاسخ خواهد گفت، ولی چیزی که حالا مهم به نظر می‌رسد این است که با نزدیک شدنِ زمانِ امضای تفاهم‌نامه با حزب اسلامی، سروصداها در مخالفت با آن بیش از هر زمانِ دیگری فزونی گرفته است. به‌تازه‌گی عبدرب‌الرسول سیاف یکی از رهبران مطرحِ جهادی و رییس شورای حراست و ثبات اعلام کرده که هرگز توافق صلح با حزب اسلامی به رهبری حکمتیار و طالبان را نخواهد پذیرفت. گفته می‌شود که آقای سیاف زمانی که برای درمان در هند به‌سر می‌برده، در تماس با یکی از اعضای شورای صلح نیز این مطلب را گفته است. در همین حال، منابعی در جمعیت اسلامی می‌گویند که برخی رهبرانِ این جریان سیاسی نیز موافق امضای تفاهم‌نامۀ صلح با حکمتیار نیستند.
پیش از این، وقتی چندماه پیش بحثِ گفت‌وگوهای صلح با حزب اسلامی به رهبری حکمتیار بالا گرفت و عده‌یی فکر می‌کردند که به‌زودی آقای حکمتیار با افرادش وارد کابل خواهد شد، شماری از نهادهای جامعۀ مدنی، احزاب سیاسی، برخی شخصیت‌های سیاسی و آگاهان امور، با آن به‌صورتِ علنی مخالفت کردند و حتا در فضای مجازی علیه توافقِ صلح با حکمتیار، عملاً به نشر دیدگاه‌ها و نظرات‌شان پرداختند. در این مخالفت‌ها، آن‌چه که مشترک به نظر می‌رسد این است که بسیاری‌ها توافق صلح با حکمتیار را در راستای تأمین صلح نمی‌بینند و از معاملاتِ پشتِ درهای بسته می‌هراسند.
آیا واقعاً هیچ معامله‌یی میان ارگ و آقای حکمتیار صورت نگرفته است؟
به این پرسش پاسخِ واحدی نمی‌توان یافت. برخی‌ها که مخالف توافق با حزب اسلامی شاخۀ حکمتیار اند، می‌گویند که جناح ارگ به‌صورتِ یک‌جانبه گفت‌وگوهای صلح با این حزب را مدیریت کرده و می‌خواهد به نتایجی دست پیدا کند که عمدتاً در آن‌ها منافعِ این جناح نهفته است. آن‌ها می‌گویند که ارگ گفت‌وگوهای صلح با حکمتیار را به گفت‌وگوهای قومی تبدیل کرده و از همین منظر می‌خواهد که از آن بهره‌برداری کند.
اما در مخالفت با این دیدگاه‌ها، شماری نیز دیدگاهِ دیگری را مطرح می‌کنند که عمدتاً برخاسته از نوعی تعامل با حزب اسلامی‌ست. این افراد معتقدند که کمترین نتیجۀ چنین توافقی، می‌تواند برداشتنِ مانع از راه گفت‌وگوهای صلح باشد. به باور این عده، دولت افغانستان در پانزده سال گذشته هیچ دستاورد قابل توجهی در عرصۀ گفت‌وگوهای صلح نداشته و اگر این توافق‌نامه امضا شود، حداقل می‌تواند در عرصۀ تبلیغات حربۀ خوبی در اختیار دولت قرار دهد و به شکلی نقطۀ پایان به بن‌بستی بگذارد که در پانزده سال گذشته هیچ نتیجه‌یی در پی نداشته است.
در چنین اوضاع و احوالی، ارگ ریاست‌جمهوری اما مُصر است که توافق صلح با حزب اسلامی می‌تواند در وضعیت امنیتیِ کشور تغییراتِ مثبتی را رونما سازد. به باور ارگ‌نشینان، قرار گرفتن حکمتیار در کنار دولت، ضربه‌یی مهم بر تفکری‌ست که پیروزی در جنگ را تبلیغ می‌کند. به گفتۀ این عده، این توافق می‌تواند ابطالِ چنین تفکری را در عمل به اثبات رساند. اما واقعاً چنین خواهد شد؟
به نظر می‌رسد که ارگ ریاست‌جمهوری در مورد امضای توافق صلح با حکمتیار، یا دچار توهم شده و یا این‌که واقعاً هدف‌های دیگری را دنبال می‌کند. بسیاری‌ها به این نظرند که با آمدن شخصِ آقای حکمتیار هم هیچ ضمانتی وجود ندارد که در آرایشِ نظامی در افغانستان تفاوتی رونما شود. به باور این افراد، آقای حکمتیار سال‌هاست که توش و توانِ سیاسی و نظامیِ خود را از دست داده و تنها به پشتوانۀ نامِ خود “زنده” است. با این حال، نباید کاملاً بدبینانه به توافق ارگ با حزب اسلامی نگاه کرد. اما واقع‌بینی در این امر زمانی امکان‌پذیر می‌شود که واقعاً ارگ ریاست‌جمهوری در این عرصه از شفافیت و صداقتِ لازم استفاده می‌کرد. مشکل اصلی این‌جاست که بیشتر جریان‌ها و افرادی که به توافق صلح با حکمتیار نظرِ خوش‌بینانه ندارند، نگرانِ چیزهای دیگری هستند. اشتباه ارگ در گفت‌وگوهای صلح با هیأت‌های حزب اسلامی از این‌جا ناشی می‌شود که ارگ برای آن بیشتر از ظرفیت و موقعیتِ این حزب ارج قایل شده است.
مخالفان توافقِ صلح با حزب اسلامی به این نظرند که ارگ با این حزب نه در حدِ یک گروه مخالفِ مسلح، بل یک دولت وارد گفت‌وگو و معامله شده است.
آمدن آقای حکمتیار به کابل هیچ مانعی ندارد. حداقل او شهری را خواهد دید که دو دهه قبل عملاً آن را به ویرانه بدل کرده بود. اما این توافق باید در حدِ توافق با گروهی باشد که می‌خواهد دست از جنگ علیه مردمش بردارد. آقای حکمتیار در توافق‌نامۀ صلح فعلی، هرگز چنین موقفی ندارد و این می‌تواند تبعاتِ خطرناکی برای صلح و روند سیاسیِ موجود در کشور داشته باشد.
جنگ در افغانستان با آمدنِ آقای حکمتیار پایان نمی‌یابد، ولی می‌تواند به تخریشِ حساسیت‌های سیاسی و قومی بینجامد. ارگ‌نشینان این محاسبات را باید با خود می‌کردند و باز پا پیش می‌گذاشتند.

+++++++++++++++++++++++++++++++!

مخالفت مجددی، دکترعبدالله واستاد سیاف با آمدن حکمتیار
مخالفت جمعی ائتلاف شمال، اگر از مرجعی واحد بروز کند، حکمتیار نه در کابل، و نه درکدام جای دیگر، به ایجاد وضع الجیش های شبه نظامی موفق نخواهد شد. 

خبرهای دقیقی در دست است که علی رغم نارضایی و مخالفت جناح های مختلف دولت «وحدت ملی» با مسودۀ توافق نامه با گلبدین حکمتیار، تصمیم گرفته شده که با اعلام رسمی جور آمد با حکمتیار، همه نیروها در برابر اقدامی انجام شده قرار بگیرند.

درحالی که از نیمه امروز، شماری از جاده های منتهی به مرکز شهر کابل درنظارت کامل نفرات امنیتی قرار گرفته، گفته می شود که حکومت برای استقبال و انتقال حکمتیار آماده گی می گیرد. این درحالی است که صبغت الله مجددی، دکترعبدالله رئیس اجرائیه و استاد سیاف رهبر شورای حراست وثبات، از جریانی که شکل گرفته راضی نیستند و امکان هرنو اقدام علیه این وضع متصور است. این جناح ها مخالف انتقال نفرات مسلح حزب اسلامی به کابل اند.
موازی با این جبهه گیری ها، طرفداران حکمتیار از توافق با یک ضلع حکومت ( جناح دکترغنی) سخن می گویند و ائتلاف شمال را به «سنگ اندازی» به هدف اخلال پروسه متهم کرده اند.

هرچند آمدن حکمتیار بدون توافق ایران، هند و امریکا نا ممکن است، اما هنوز روشن نیست که موضع ایرانی ها و ائتلاف شمال ( دشمن اصلی حکمتیاردر سطح داخلی) چه گونه است. حلقات ائتلاف شمال ناگهان اُفت کرده اند.
درهمین حال، سایت فرهنگی- اطلاعاتی «روهی» که به زبان پشتو منتشر می شود، خبر داده که استاد سیاف صریحن با شرایط جور آمدن با حکمتیار از در مخالفت پیش آمده و حتی از بیمارستانی در دهلی، مراتب نگرانی و هشدار خود را به کابل مخابره کرده بود. مخالفت جمعی ائتلاف شمال، اگر از مرجعی واحد بروز کند، حکمتیار نه در کابل، و نه درکدام جای دیگر، به ایجاد وضع الجیش های شبه نظامی موفق نخواهد شد.گ ا
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بازگشت حکمتیار به حکومت یا بازگشت حکومت به عصر حکمتیار؟

آیا بازگشت حکمتیار به حکومت، به‌معنای بازتولید گذشته و یا بازگشت حکومت به عصر حکمتیار نیست؟

گذشته هیچ‌وقت به‌تمامی نابود نمی‌شود. گذشته آن امری نیست که پس از لحظه‌ی رخداد، یک‌بار و برای همیشه از بین برود. بدین‌معنا که گذشته در بطن خود حامل چیزی است که به‌واسطه‌ی آن، خود را به رویدادی تکرارشونده تبدیل می‌کند و سپس آن چیز خود موقعیت حال ما می‌شود. به‌بیان دیگر: ما همه از درون گذشته بیرون شده‌ایم و بنابراین، نتیجه‌ی گذشته‌ایم، نتیجه‌یی که الزاماً نمی‌تواند علت خودش را نابود و یا تأثیر آن را در شکل‌گیری خودش انکار کند. پس خطاست اگر فکر کنیم که می‌توانیم حافظه‌ی تاریخی خود را، حافظه‌یی که از گذشته خبر می‌دهد را فراموش کنیم. گذشته هماره با ماست. در ذهن‌مان، در زندگی واقعی‌مان و در خودمان. موقعیت کنونی صرفاً ادامه‌ی طبیعی زمان گذشته نیست، بل نتیجه‌ی منطقی و الزامی آن نیز هست. منظور این است که حال را نمی‌توان در خودش به‌گونه‌یی بررسی کرد که بر حسب میل و منافع، امکان کسر و حذف گذشته در آن وجود داشته باشد. بنابراین، وقتی‌که موقعیت کنونی و وضعیت جاری را مورد نقادی قرار می‌دهیم، در واقع داریم از چیزی حرف می‌زنیم که در خوانش متعارف، عنوان «گذشته» را به آن داده‌ایم. یعنی هر نوع نقادی موقعیت حال پرسشی است از این قرار: چرا چنین شد؟ چگونه شد که به این‌جا رسیدیم؟ این‌که به چنین روزگاری دچار شده‌ایم، علل و دلایلش چیست؟ و از این قبیل. بدون این پرسش‌ها نمی‌توان آن‌چه را که موجب ویرانی موقعیت کنونی ما شده، نقادی و بررسی کرد. و می‌بینیم که با چنین رویکردی در پرسش خود، ما عملاً داریم به گذشته برمی‌گردیم. نتیجه این است که ما از گذشته رهایی نداریم.
رهایی از گذشته؛ شاید معنایش این باشد که مثلاً طوری زندگی نکنیم که یک دهه بعد ببینیم در همان نقطه‌یی ایستاده‌ایم که ده سال قبل قرار داشتیم و اینک هیچ جای دیگری نرفته‌ایم و تغییر موقعیت نداده‌ایم. منظورمان از رهایی از قید گذشته، دقیقاً همین است؟ اما این‌که رهایی از گذشته نیست، دنبال نکردن گذشته است. رهایی از قید گذشته امری است و دنبال نکردن آن امری است کاملاً دیگر. محض نمونه: ما هرگز قادر نخواهیم شد طوری از قید گذشته رهایی یابیم که دیگر دهه‌ی هفتادی در سرگذشت تاریخی و حافظه‌ی جمعی ما وجود نداشته باشد. این چیزی است مطلقاً ناممکن. رهایی به این معنا، یعنی انکار کامل گذشته، و گذشته‌یی که همچون ماتریس پنهان خشونت و تباهی در قلب زندگی جاری ما جریان دارد، چگونه می‌توان از قید آن رهایی یافت؟ این‌نوع برخورد انکارگرایانه با زمان، باعث می‌شود آشفتگی و پریشانی وحشتناکی را به‌صورت ابدی در حال و آینده‌ی خود تجربه کنیم. زیرا محو پریشانی، مستلزم شناخت از ریشه‌ها و علت‌های شکل‌گیری آن است و در انکار، شناخت نیست.
آن‌چه ما در تلاش‌های خود زیر نام رهایی از گذشته، به‌عنوان امری که موجب تلخی و تیرگی زندگی جاری‌مان شده انجام می‌دهیم، بیش از آن‌که گامی استوار به‌سوی آینده باشد، سردرگمی مطلق ماست در مورد این‌که آیا برای رفتن به‌‌سوی آینده، باید به جلو رفت یا برگشت به عقب. گیرماندن در چنین سردرگمی و آشفتگی، کار ساده‌یی است. زیرا گذشته و آینده به‌لحاظ تجربی، آن‌گونه که انتظار داریم از منطق توالی زمان پیروی نمی‌کند. یعنی رخ زندگی تجربی، هماره به‌سوی آینده نیست. شرح روشن این سخن این است که، هیچ یقینی وجود ندارد که تضمین کند آن مغاک مهلکی را که در گذشته تجربه کرده بودیم و هم‌اکنون از قعر آن برآمده‌ایم، در آینده بار دیگر در آن نیفتیم و یا مغاکی را که عملاً در حال غرق شدن در آن هستیم، همانی نیست که بارها در آن افتاده‌ایم.
اکنون شاید بتوان با جسارت بیشتری به طرح این مسأله پرداخت که کاری که می‌توانیم انجامش بدهیم، رهایی از قید گذشته نیست، بل دنبال نکردن آن است؛ احتراز جدی و آگاهانه از تبدیل کردن گذشته به رؤیای حال و آرمان‌شهر آینده. و این فقط در صورتی ممکن است که گذشته را به‌تمامی بشناسیم و آن فاجعه‌یی که دلیل نفرت اکنون ما از هم‌دیگر شده را تبدیل به محرک رفتن خود به‌سوی آینده نسازیم. با نفرت و خشمی که از گذشته مایه گرفته نباید به‌سراغ آینده رفت.
بیان این عبارات از آن‌رو بود که یادآوری شود تا پیش‌فرض عقلانی‌تری جست‌وجو کنیم برای مواجهه با پدیده‌یی که ویرانی زندگی اکنون‌مان نتیجه‌ی عقلانیت‌ستیزی شبه‌توحش آن پدیده در گذشته بوده است: گلبدین حکمتیار. این‌روزها خبر بازگشت حکمتیار به قدرت، بار دیگر و به‌صوت جدی مطرح شده است. بازگشت حکمتیار به عرصه‌ی قدرت، در هر حالتش ما را متوجه این پرسش خواهد کرد که آیا به‌واقع برای ما گذشته دوست‌داشتنی‌تر است یا آینده و به کجا می‌خواهیم برویم؟ گلبدین سویه‌ی روشن و عریان تباهی و ویرانی زندگی مردم افغانستان بوده. اکنون پرسش از این سویه، محض در این باره نیست که گلبدین پس از برگشت، در حکومت وحدت ملی و حکومت‌های بعد از آن چه‌کار باید بکند. بلکه در عوض، پرسشی است درباره‌ی این‌که معنای این برگشت چیست و چگونه، وقتی تصمیم می‌گیریم از گذشته فاصله بگیریم، یعنی به‌دنبال گذشته نرویم، معیار و پیش‌شرط منطقی این فاصله گرفتن از گذشته را در ساحت عمل تجربه می‌کنیم.
به‌نظر می‌رسد در این‌که مواجهه‌ی ما با امور و مسایل، مواجهه‌یی عقلانی نیست، اتفاق‌نظر وجود دارد. مواجهه‌ی عقلانی با امور، یعنی بررسی همه‌جانبه‌ی آن‌ها به‌مثابه وضعیتی که در برابر ما قرار دارند و می‌بایست با آن‌ها وارد تعامل شویم. محتوای ایجابی این‌گونه برخورد آن است که ببینیم در تعامل با امور، ما به‌دنبال چه چیزی هستیم و چه‌مقدار از این انتظارات و پیش‌پنداشت‌های ما برآورده خواهد شد. این یک وجه از مواجهه‌ی عقلانی با امور و موضوعات است. وجه دیگر آن این است که جانب قضیه که قرار است ما با آن وارد تعامل شویم و در واقع آن را درونی سازیم، در کجا و در چه سطحی از انتظارات ما قرار دارد و اگر امکان محقق شدن انتظارات ما در آن وجود دارد، در برابر آن ما باید چه‌مقدار هزینه بپردازیم تا آن نیت ما که این هزینه به‌خاطرش پرداخت می‌شود، هنوز ارزش خود را حفظ کند.
اینک از خود می‌پرسیم که برای چه باید با حکمتیار توافق صلح صورت بگیرد و زمینه‌ی بازگشت آن به عرصه‌ی قدرت و سیاست فراهم گردد؟ آیا هزینه‌یی که حکومت وحدت ملی در این توافق می‌پردازد، ارزش آن را دارد که پیوستن حکمتیار به حکومت را موجه سازد؟ پاسخ این پرسش‌ها را در گذشته، وزنه و کارآمدی حکمتیار و گروهش باید جست. یعنی این مسأله باید روشن گردد که با بازگشت حکمتیار به عرصه‌ی قدرت، ممکن است نگاه ما نسبت به گذشته و وضعیت ما نسبت به اکنون تغییر کند –که هنوز روشن نیست چه نوع تغییری-، اما آیا ضمانتی وجود دارد که در این فرایند ما گذشته را جایگزین آینده نکنیم؟ عدم امکان رهایی از گذشته به این معناست که آن گذشته هنوز در ما وجود دارد و از آن متأثریم و این امر را به‌مثابه صورت منطقی همیشگی زندگی درک کنیم، اما به‌دنبال گذشته رفتن چیزی نیست جز تبدیل آن به حال و آینده. در یکی، گذشته در ما وجود دارد و درحالی‌که حامل تأثیراتی از گذشته هستیم رو به آینده داریم –که این اجتناب‌ناپذیر است- و در دیگری، ما به درون گذشته می‌رویم و به نفی آینده می‌پردازیم که نام این یکی، فاجعه است. اکنون، نسبت ما در پس تعامل با حکمتیار، از کدام دست است؟ غلبه بر گذشته به‌خاطر آینده یا رو گرداندن از آینده و رجعت به گذشته؟ آیا حکومت وحدت ملی این محاسبه را دارد؟ حکومت به‌واقع نگران چیست؟ از حکمتیار چه می‌خواهد، این‌که بگذارد کشور گذشته‌ی تیره و تلخ خود را ترک کند و به‌سوی آینده برود یا تباهی آینده؟ پرسشی ساده: آیا بازگشت حکمتیار به حکومت، به‌معنای بازتولید گذشته و یا بازگشت حکومت به عصر حکمتیار نیست؟

متن اصلى توافقنامه صلح با حكمتيار دستکاری شده است

حلقاتى در داخل ارگ در متن اصلي توافقنامه صلح ميان حكومت وحدت ملى و حكمتيار دستكارى نموده بودند كه با مخالفت شديد رياست اجرايی مواجه شده است.

اشرف غنى تلاش داشت توافقنامه صلح با حكمتيار پيش از عيد قربان به امضا برسد و قرار بر اين بود كه حكمتيار بايد نماز عيد را در ارگ با غني و سايرين يكجا بخواند اما بدليل مخالفت رييس اجرايي روي نكات اصلي موافقتنامه كه قبلا روي آن توافق صورت گرفته بود، اين روياي غني و حلقات پيراموني او مُحقَق نشد و اين مساله باعث گردید كه حتی رييس جمهور غني نتوانست در بيانيه عيدى اش محکم از توافق صلح با حكمتيار سخن بگويد. او در ايراد پيام عيدى كه به مردم داشت خيلى ناراحت بنظر مى رسيد و از موانع بر سر گفتگوهاى صلح شكايت كرد.

اشرف غنى هشدار داد در صورتیكه موانع بر سر گفتگوهاى صلح با حكمتيار از راه براداشته نشود، به مردم مراجعه خواهد كرد؛ مراجعه به مردمى كه از حكمتيار دل خوشی هم ندارند!

مهریان

(این خبر در بخش تلکس شایعات سایت شبکه اطلاع رسانی افغانستان نشر شده است
+++++++++++++++++++++++++

سوال اصلی این است که گلبدین با کی ها جور آمده است؟

 

عاشق حسین طوری، تحلیلگر مسایل افغانستان
از برگزاری لویه جرگه و توزیع شناسنامه کدام خبری نیست. چهره دوم عبدالله بازهم درحال تغییر است.

دیپلماسی ایرانی: پروسه توافقنامه صلح بین دولت افغانستان و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار از دو سال بدین سو دنبال شد و شش ماه است که بین هیئت مذاکره کننده حزب اسلامی و دولت افغانستان در کابل مورد بحث قرار گرفت و قرار بود جمعه گذشته قبل از عید قربان توسط گلبدین حکمتیار، امیر حزب اسلامی و اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان امضا شود که این کار صورت نگرفت و به تعویق افتاد.
گلبدین حکمتیار طی پیامی به مناسبت عید قربان گفت قرار بود روز جمعه این توافقنامه امضا شود ولی به علت مشکلات داخلی دولت، امضای این توافقنامه به تعویق افتاد. اما شورای عالی صلح افغانستان می گوید مشکلات فنی که به دلیل تعطیلات عید قربان به وجود آمد، باعث شد، امضا توافقنامه به تعویق بیفتد. رئیس جمهور  اشرف غنی نیز در مراسم عید قربان که در کاخ ریاست جمهوری برگزار شد، گفت مانع خاصی در امضای توافقنامه صلح با حزب اسلامی وجود ندارد و اگر می بود با مردم آن را در میان می گذاشت. اما کارشناسان سیاسی و صاحب نظران اختلافات بین دو جریان دولت افغانستان برهبری اشرف غنی وعبدالله عبدالله را مانع اصلی امضای توافقنامه صلح بین حکومت و حزب اسلامی می دانند. اگرچه عطا محمد نور، رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی که استاندار استان بلخ نیز است در مراسم عید قربان در مزار شریف گفت حزب جمیعت اسلامی بعد از آن که از سوی دولت مرکزی مطمئن شد دیگر مشکلی در توافقنامه صلح بین دولت و حزب اسلامی نمی بیند و از آن حمایت می کند.
ولی ناگفته نماند حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار و حزب جمعیت اسلامی به رهبری مرحوم برهان الدین ربانی دو حزب رقیب سرسخت بوده اند از همان زمان جنگ با شوروی در دهه هشتاد قرن بیستم اختلافات شدید با هم داشتند. تاجائی که با هم درگیر می شدند و حتی حکومت مجاهدین که به رهبری برهان الدین ربانی در افغانستان تاسیس شد از سوی گلبدین حکمتیار به رسمیت شناخته نشد و بیشترین و سخترین جنگ ها بین این دو حزب صورت گرفت و کابل براثر جنگ ها با نیروهای ارتش سرخ شوروی سابق در این حد تخریب نشده بود که در نتیجه درگیری های این دو حزب تخریب شد.
همان جنگ های داخلی زمینه پدیدار شدن پدیده طالبان را فراهم کرد. ناگفته نماند اکثر افراد مهم حزب اسلامی طی مدت 15 سال گذشته مرحله به مرحله به گفته استاد حبیب الله رفیع، رئیس دائره المعارف در اکادمی علوم افغانستان به خاطر خودکامگی احساساتی و  مغرور بودن  وهچنین انحصار طلبی حکمتیار از وی فاصله گرفتند و به دولت افغانستان پیوستند و حکمتیار به قدری منزوی شده است که افراد انگشت شماری درکنارش مانده اند. بنابراین صلاح را در این دید که با امضای توافقنامه صلح با دولت افغانستان که آن را دست نشانده امریکا می دانست روزهای پایانی عمر خود را درافغانستان بگذراند و دولت نیز به گفته استاد حبیب الله رفیع  روی حکمتیار حساب باز نمی کند. البته اختلافات بین دو جریان حکومت افغانستان به رهبری رئیس جمهور اشرف غنی و رئیس اجرایی عبدالله عبدالله را نیز نباید نادیده گرفت.
اگرچه بعد از اظهارات خیلی تند عبدالله عبدالله که چندی پیش ایراد کرد و گفت که رئیس جمهور حوصله ملاقات با وی را ندارد و به تنهایی تصمیم می گیرد، این دو تن چند بار با هم دیدار کردند؛ اما حملات تند و تیز علیه یکدیگر کمی بر اثر فشار امریکا فروکش کرد ولی حقیقت امر این است که اختلافات بین دو جریان بر سر تعیین افراد بر سر پست های مهم و صدور فرامین حکومتی که از سوی رئیس جمهور، همچنان ادامه دارد.
رئیس جمهور اشرف غنی می گوید که بر اساس قانون اساسی به وظیفه خود عمل می کند. در حالی که عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی می گوید که حکومت وحدت ملی افغانستان براساس یک توافق سیاسی با میانجیگری جان کری وزیر خارجه امریکا شکل گرفته است. به گفته او در این توافقنامه سیاسی قید شده بود که در عرض دو سال باید لویه جرگه قانون اساسی از سوی رئیس جمهور فراخوانده شود تا پست ریاست اجرائیه شکل قانونی به خود بگیرد و سیستم حکومتی از ریاست جمهوری به نخست وزیری تبدیل شود، ولی رئیس جمهور اشرف غنی به آن تن نداد و اکنون با گذشت دو سال از این توافقنامه حکومت وحدت ملی افغانستان به ویژه سمت ریاست اجراییه به طور کامل زیر سوال است و هیچ جنبه قانونی ندارد و به شکل غیر قانونی ادامه یافته است.
البته به گفته حقوقدانان و کارشناسان، حکومت وحدت ملی افغانستان که با کنار گذاشتن آرای مردم و با میانجیگری جان کری وزیر خارجه امریکا تشکیل شده از همان آغاز خلاف قانون اساسی بود و هیچ جنبه قانونی نداشت و  کارشناسان امور سیاسی در این باره براین باورند امریکا به دنبال تشکیل حکومتی ضعیف و شکننده در افغانستان بود که کاملا به امریکا متکی باشد. آن گونه که اکنون حکومت فعلی افغانستان به مراتب ضعیف تر از حکومت قبلی این کشور است و جرات کوچکترین انتقاد از امریکا را ندارد و همین ضعف حکومت افغانستان در حقیقت باعث تقویت طالبان شده است که شدیدترین ضربات را در 30 ولایت از بین 35 ولایت علیه دولت و نیروهای امنیتی افغانستان وارد می کند که این امر زمینه بازگشت دوباره نیروهای امریکا به میدان جنگ را فراهم کرد که درسال 2014 میدان جنگ را ترک کرده  به پایگاه ها رفته بودند.
++++++++++++++++++++

واکنش پسر حکمتیار به احتمال عزل پدرش از رهبری حزب اسلامی

پسر حکمتیار به اظهارات رئیس حزب اسلامی شاخه «ارغندیوال» مبنی بر احتمال حذف حکمتیار از ریاست حزب اسلامی واکنش نشان داد

واکنش پسر حکمتیار به احتمال عزل پدرش از رهبری حزب اسلامی

پسر حکمتیار در واکنش به اظهارات رئیس حزب اسلامی شاخه «ارغندیوال» مبنی بر احتمال حذف حکمتیار از ریاست حزب اسلامی گفت: هیچ کس در حزب اسلامی خواستار کاندید شدن در مقابل وی نیست.
«عبدالهادی ارغندیوال» وزیر اقتصاد سابق افغانستان روز گذشته اظهار داشت که حزب اسلامی با برگزاری یک انتخابات درون حزبی، رهبر جدیدی برای انتخاب خواهد کرد.
وی قبلا نیز در سخنانی مشابه گفته بود حکمتیار باید با عنوان حزب جدیدی وارد افغانستان شود.
عبدالهادی ارغندیوال تاکید کرده که حزب اسلامی متعلق به وی است و فرد دیگری صلاحیت قانونی برای تاسیس حزبی با این نام را ندارد.
در پی این اظهار نظرها، «حبیب الرحمان» پسر «حکمتیار» در صحفه فیسبوکش نوشت: «به اصل انتخابات درون حزبی باور دارم اما هیچ شکی نیست که با حضور حکمتیار، هیچ کس در حزب اسلامی خواستار کاندید شدن در مقابل وی نیست.»
وی نوشته است که هر کس این اظهارات را مطرح کرده است؛ خود را در مقابل تمام طرفداران حزب اسلامی به تمسخر گرفته است و هیچ فردی حتی اعضای خانواده‌اش نیز در مقابل حکمتیار به او رأی نخواهند داد

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چه کسی مانع امضای توافقنامه صلح حزب اسلامی و دولت کابل شد؟

در حالی که قرار بود روز جمعه توافقنامه صلح میان حزب اسلامی حکمتیار و دولت افغانستان امضا شود، گزارش‌ها حاکی از به تعویق افتادن این روند است. رسانه‌های افغانستان گزارش دادند که امضای توافقنامه صلح میان حکومت وحدت ملی و حزب اسلامی حکمتیار به تعویق افتاده است.«امین کریم» رئیس هیئت مذاکره‌کننده حزب اسلامی حکمتیار به رادیو آزادی گفت که توافقنامه صلح با حکومت وحدت ملی افغانستان نهایی شده و دو طرف در خصوص متن توافقنامه توافق کردند.

وی افزود که قرار بود توافقنامه روز جمعه به امضای دو طرف برسد اما مخالفت یک جناح درون حکومت وحدت ملی افغانستان مانع این اتفاق شد.

کریم ادامه داد: اگر اختلافات درونی حکومت وحدت ملی افغانستان نبود، توافقنامه امضا شده و اعلام میشد.

این در حالی است که سایت خبری «روهی» گزارش داد که باوجود نهایی شدن توافقنامه صلح میان دولت و حزب اسلامی، عبدالله عبدالله رئیس اجرایی افغانستان با امضای این توافقنامه مخالفت کرده است.

حزب اسلامی حکمتیار نیز با صدور پیامی به مناسبت عید قربان اعلام کرد:پس از 2 سال مذاکره با دولت کابل، قرار بود متن توافقنامه روز جمعه به امضا برسد اما حکومت وحدت ملی به دلیل اختلافات درونی‌شان، بار دیگر این روند را به تأخیر انداخت.

این حزب خصوصیت این توافقنامه را عدم دخالت کشورهای خارجی اعلام کرد و گفت: این توافقنامه باید مدت‌ها قبل به امضا می‌رسید اما برخی عوامل مانع آن شد.

حزب اسلامی ادامه داد: یکی از این عوامل خروج نیروهای خارجی از افغانستان بود که توافق شد رهبر حزب اسلامی و رهبران حکومت وحدت ملی در این خصوص مذاکره کنند و به توافق برسند.

در بخشی از پیام آمده است که در صورت امضای توافقنامه، رهبر حزب اسلامی حکمتیار از گروه‌های مخالف دولت می‌خواهد که به این روند بپیوندند و اهداف‌شان را به صورت صلح‌آمیز دنبال کنند زیرا تداوم جنگ در افغانستان دیگر به نفع افغانها نیست.

رهبر حزب اسلامی به کشورهای همسایه‌ای که بر دوام جنگ در افغانستان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، هشدار داد که دیگر منافع خود را با جنگ افغانستان پیوند ندهند و این کشور را به میدان رقابتهای سیاسی، نظامی واقتصادی تبدیل نکنند.

وی افزود: جنگ در 15 سال گذشته هیچ نتیجه مثبتی در بر نداشته و فقط عامل بدبختی و تلفات مردم افغانستان گردیده است و ادامه آن نیز جز تلفات، تباهی، ویرانی و زیان‌های جبران‌ناپذیر اقتصادی چیز دیگری به همراه نخواهد داشت.

حکمتیار اعلام کرد: کسانی که صلح می‌خواهند، پیش از هرچیز باید خواستار خروج خارجی‌ها از افغانستان شوند و مخالف هر گونه مداخله خارجی در افغانستان باشند.

بیانیه می‌افزاید: در دولت نیز تغییراتی باید اعمال شود که برای همه افغان‌ها قابل قبول باشد و در هیچ ولایتی احزاب و یا افراد غیر مسئول نباید قدرت را دست داشته باشند.

در حالی که در سایت رسمی حزب اسلامی حکمتیار آمده است که این پیام توسط رهبر این حزب صادر شده اما برخی کارشناسان در خصوص زنده بودن وی تردیدهایی مطرح می‌کنند و دلیل آنها عدم حضور «گلبدین حکمتیار» در انظار عمومی است.

اما در اواخر مردادماه سالجاری «حبیب‌الرحمان حکمتیار» پسر گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی اعلام کرده بود به زودی پدرش برای امضای توافقنامه صلح به کابل خواهد آمد.

حال باید که اختلافات درونی حکومت وحدت ملی افغانستان در مورد امضای توافقنامه صلح با حزب اسلامی حکمتیار چه زمانی حل خواهد شد و اینکه آیا رهبر حزب اسلامی شخصا برای امضای این توافقنامه به کابل سفر خواهد کرد یا خیر؟

خبرگزاری تسنیم

++++++++++++++++++++++++++++++.
.

اما و اگرهای صلح با امیر راکت پران

اگر گلبدین حکمتیار بخواهد از مخفیگاه خود برای صلح به پایتخت بیاید، باید شاهد تغییرات گسترده در حکومت و سیاست باشیم زیرا سنبل کشتار و جنگ، تنها با وعده بهشت دیار امن خود را ترک می کند

حکمتیار اعلام کرده است که به دلیل اختلاف درون گروهی در دولت از امضای تفاهمنامه خودداری نموده این موضوع را به وقت دیگری موکول می کند.
به گزارش سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان ، دولت افغانستان با برداشتن موانع بر سر راه توافقنامه صلح با نمایندگان حزب اسلامی به توافق های نهایی دست یافتند، پیش نویس این توافقنامه ای در 29 ثور سال جاری برای سپردن به این حزب تکمیل شده بود.

تعهدات این پیش نویس با این فهرست اعلام شد: تلاش برای خروج نام رهبر و اعضای حزب اسلامی از فهرست سیاه سازمان ملل و دیگر کشورها به ویژه امریکا، عفو زندانیان حزب اسلامی در چارچوب قانون، جابه جایی مهاجرین این حزب در افغانستان، مصونیت قضایی (به استثنای حق عبدی در قضایا)، جذب واجدین شرایط اعضای آن به دولت افغانستان و مشورت با حکمتیار در مسایل ملی.

گفتنی است که نماینده حزب اسلامی در مذاکرات صلح از نهایی شدن متن توافقنامه خبر داد در حالی که سخنگویی دولت عنوان کرده است که این توافقنامه در حال نهایی شده است.

صلح در افغانستان هر چند که تبدیل به رویایی دست نیافتنی شده است اما گام های برای رسیدن به آن مانند به توافق رسیدن با حزب اسلامی افغانستان در ظاهر خبری امیدبخش برای کشور است اما امیر راکت پران روزهای وحشت و آتش که از ابتدای ناآرامی های کشور که چهار دهه از آن می گذرد تا کنون با هیچ رییس جمهور، گروه و دولتی به توافق نرسیده است و همواره در جنگ به سر برده، با چه شرایطی راضی به پذیرفتن صلح با دولت وحدت ملی شده است؟

حزب اسلامی افغانستان بارها برای رسیدن به توافقنامه صلح با دولت های کرزی و غنی توسط نمایندگان خود به گفتگو پرداخته اما هیچ گاه به نتیجه ای دست نیافتند و به عنوان حزب مخالف دولت و خواهان پیوست به طالبان در مخفیگاه های خود به سر برده اند.

از سوی دیگر، زمزمه های رسیدن به توافق با گلبدین حکمتیار، خاطرات تلخ و وحشتناک کابل در جنگ های تنظیمی را به یاد می آورد، کسی که برای سرنگونی حکومت ربانی و ترور روشنفکران و مخالفان سیاسی از هیچ قساوتی دریغ نکرد و همواره از پاکسازی قومی در افغانستان حرف می زند.

و حال که دولت اعلام کرده است، با این حزب برای رسیدن به صلح تا پای امضا و نهایی شدن پیش رفته، برای گلبدین حکمتار چه امتیازی بالاتر از پست نخست وزیری که در گذشته رد کرد را به وی پیشنهاد دادند که راضی به صلح شود؟

حکمتیار، سنبل اختلاف و انشعاب و رهبر یکی از قدرتمندترین حزب های نظامی، هیچ گاه برای صلح افغانستان قدمی برنداشته است و اکنون نیز جز با هدف به سرانجام رساندن افکار رادیکالی خود وارد دولت نمی شود و حکومت نیز فقط در نمایشی برای نشان دادن حسن نیت خود از گفتگوهای صلح و فقط در حد گفتگو خبر می دهد.

در یک دهه اخیر شاهد حضور جنایتکاران جنگی در فضای سیاسی بوده ایم که هر چند در گذشته مرتکب جنایت علیه مردم شده اند اما اکنون با انکار آن به درجه حمایت و مشروعیت اجتماعی رسیده اند و جنگ های گذشته را تنها تحمیلی بر خود می دانند و در سکوت نهادها و سازمان ها، در جامعه به محبوبیت اجتماعی رسیده اند.

اگر دولت با مشروعیت بخشیدن به جنایتکاران جنگی سعی در پاک کردن گذشته خون آلود آنان دارد و نتیجه بخش بوده، حضور گلبدین حکمتیار و همپیمانان وی در بالاترین رتبه های دولتی دور از انتظار نیست، هر چند که گمان نمی رود وی به کمتر از ریاست کشور قانع شود.

تعدیل در خواست های این حزب برای رسیدن به توافقنامه صلح از دلایل نهایی شدن این توافقنامه عنوان شده اما هر بندِ این توافقنامه ترس را بر جان هر افغانستانی می اندازد و تنها مصونیت قضایی افراد این حزب، رعب آور است.

اگر گلبدین حکمتیار بخواهد از مخفیگاه خود برای صلح به پایتخت بیاید باید شاهد تغییرات گسترده در حکومت و سیاست باشیم زیرا ناسازگارترین مخالف مسلح کشور تنها با وعده بهشت، دیار امن خود را ترک می کند

+++++++++++++++++++++++++++++

در صلح با حکمتیار باید محتاط عمل کرد

پانزده سال از عمر این نظام و حکومت جدید می گذرد و گروه های مخالف به این نتیجه رسیده اند که موفق نمی شوند حکومت را سقوط دهند. به همین دلیل شاید به صلح تمایل پیدا کرده اند

در حالیکه گفته می شود امضای موافقنامه نهایی صلح دولت افغانستان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به دلیل اختلاف ها میان رییس جمهور و رییس اجرایی به تاخیر افتاده اما اشرف غنی می گوید که در آینده ای نزدیک موافقتنامه صلح نهایی خواهد شد و این کار گامی بزرگ برای ایجاد فضای صلح و پایان جنگ در کشور است. هرچند انتقادهایی وجود دارد که اثر گذاری گلبدین حکمتیار در صلح و جنگ افغانستان اکنون فلج شده و حالا او یک مهره سوخته ای بیش نیست اما برگشت گلبدین حکمتیار به جریان سیاسی افغانستان چه کمکی در پایان بخشی جنگ خواهد گذاشت؟

سید جواد حسینی، سخنگوی حزب جبهه ملی نوین افغانستان در برنامه «فراخبر» گفت: بدون شک در بحث مذاکره با حکمتیار و نتایجی که تاکنون به آن دست پیدا کرده ایم، می تواند در جای خودش اهمیت هایی داشته باشد اما شاید این به این معنا نباشد که بسیار بزرگنمایی کنیم و این کار را خود صلح در نظر بگیریم.

وی، با بیان اینکه مذاکراتی که میان حکمتیار و شورای عالی صلح صورت گرفته است یک مذاکرات بین الافغانی بوده و امروز تا حدی به نتیجه رسیده است، افزود: در حالیکه مذاکرات چهارجانبه ای که قرار بود ما با طالبان داشته باشیم در جا خفه شد و هیچگونه نتیجه ای نداشت. این یک امر مثبت است و مساله دیگر اینکه از لحاظ روانی و تبلیغاتی می تواند برای حکومت افغانستان و مردم افغانستان مفید واقع شود اما نگرانی ها در این است با توجه به اینکه حکمتیار چند دهه را به جنگ و ستیز گذرانیده است آیا وقتی حکمتیار وارد کابل می شود خود می تواند بر یک روند دموکراتیک عیار شود. آیا حکمتیار می تواند این دموکراسی را در افغانستان بپذیرد؟

حسینی، معتقد است تازمانیکه توافقنامه عملی نشود، نمی توانیم بگوییم به صلح دست یافته ایم و افزود: تابحال حزب اسلامی دو انعطاف پذیری از خود نشان داده است. یکی اینکه این حزب قبلآ تاکید داشت که نیروهای خارجی حتما باید تا آخرین سرباز از افغانستان خارج شوند، از این کار گذشتند و مساله دیگر پذیرفتن قانون اساسی افغانستان است که این هم امر مثبتی است. اما نگرانی در این که واقعا با روند دموکراتیک در افغانستان می تواند ادامه دهد یا خیر وجود دارد. این موضوع را باید در عمل دید. مساله دیگری که وجود دارد این است که در بحث توافق حکومت وحدت ملی و حکمتیار در جای خود می تواند یک آغاز باشد و باید دید که در اجرا چگونه خواهد شد. چرا که در توافقنامه ها اجرایی کردن آن مهم تر از هرچیزی است.

وی، در خصوص دلیل تمایل حکمتیار به صلح گفت: دلایل متعددی در این رابطه وجود دارد. یکی از این دلایل این است که تاکنون شاید اکثر گروه هایی که مخالف حکومت افغانستان بوده اند در این سالها به این نتیجه رسیده باشند که از راه جنگ نمی توانند به خواسته های خود دست پیدا کنند. پانزده سال از عمر این نظام و حکومت های جدید می گذرد و گروه های مخالف به این نتیجه رسیده اند که موفق نمی شوند حکومت را سقوط دهند. مساله مهم دیگری که در این رابطه وجود دارد این است که بخش عظیمی از نیروهایی که می توانست با حکمتیار مرتبط باشد این روند جدید را در افغانستان پذیرفته اند و همراهان و طرفداران وی، وی را برای جنگ همراهی نمی کنند. چنانچه می دانیم بسیاری از هواداران وی در بخش های مختلف حکومت مشغول کار هستند. حالا هم باید دید که نتیجه عملی این توافقنامه چه می شود تا این روند روی دیگر مخالفان هم می تواند تاثیر بگذارد یا نه!

سخنگوی جبهه ملی نوین افغانستان در اخیر گفت: حکومت افغانستان و بسیاری از احزاب در افغانستان بخصوص جبهه ملی نوین افغانستان از هر گامی به عنوان صلح استقبال می کند اما باید بدانیم که باید در این عرصه هم محتاط عمل کرد. چرا که این احتمال وجود دارد که وقتی حکمتیار به افغانستان بیاید با رقیبان دیرینه خود دچار مشکل و اختلاف هم شود

.+++++++++++++++++++++

وحید مژده: مشکل افغانستان تنها با آمدن حکمتیار حل نمی‌شود/ غنی می‌خواهد بر عبدالله و تیمش فشار وارد کند

پیام آفتاب: وحید مژده، کارشناس مسائل سیاسی و از مقامات زمان حکومت طالبان، در مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب می‌گوید غنی از توافق با حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار اهداف پشت پرده‌ای نیز دارد و آن فشار بر عبدالله و تیم وی می‌باشد
رئیس جمهور محمد اشرف غنی بعد از نماز عید سعید قربان در ارگ طی سخنانی گفت: «بخشی از توافق صلح دولت وحدت ملی با حزب اسلامی به رهبری گلیدین حکمتیار انجام شده و با نهایی شدن بخش دیگر شاهد پیشرفت کلان در صلح افغانستان خواهیم بود.»
وی خطاب به تمام قشرها سیاسی و مسئولین دولتی هشدار داد هیچ گونه مخالفت بدون دلیل موجه با ایجاد صلح که توافق با حزب اسلامی بخشی از آن است را نخواهد پذیرفت.
رئیس جمهور محمد اشرف غنی از تلاش‌های شورای عالی صلح و هیئت حزب اسلامی تشکر کرد.
وی خود را متعهد به پیروی از فرامین الهی و هدایات قانون اساسی کشور دانست و تأکید کرد برای ایجاد صلح باید هدفمند عمل کنیم و به اجماع ملی برسیم؛ رئیس جمهور اما وعده سپرد که موانع فراروی ایجاد صلح را با مردم شریک سازد.
این در حالی است که کمی آن طرف تر، شریک غنی در قدرت یعنی داکتر عبدالله عبدالله با برخی از مفاد توافق صلح با حزب اسلامی مخالف است و در دیدار با پیر احمد گیلانی، رئیس شورای عالی صلح، مراتب اعتراض خود را بیان کرده است.
این در حالی است که در شروع مذاکرات صلح حزب اسلامی با دولت وحدت ملی داکتر عبدالله مخالفتی نداشت و در اظهارات خود از این مسئله حمایت نموده بود.
وحید مژده، کارشناس مسائل سیاسی و از مقامات زمان حکومت طالبان، در مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب می‌گوید غنی از توافق با حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار اهداف پشت پرده‌ای نیز دارد و آن فشار بر عبدالله و تیم وی می‌باشد.
وی تأکید می‌کند دیر زمانی است که مجاهدین از خلأ یک رهبر مقتدر رنج می‌برد و با آمدن حکمتیار به احتمال زیاد وی تلاش خواهد کرد با جمع کردن رهبران مجاهدین رهبری آنان را در دست گرفته و نوعی قوت جدید ایجاد کند؛ ایجاد این قدرت جدید ممکن است تهدیدی برای عبدالله و تیم وی که داعیه رهبری مجاهدین را دارند به شمار رود.
وحید مژده به حمایت عطا محمد نور از توافق صلح دولت با حکمتیار اشاره می‌کند و می‌گوید سرپرست ولایت بلخ نیز به نوعی از مخالفت عبدالله با این توافق رضایت ندارد.
این کارشناس سیاسی می‌افزاید بررسی اظهارات پیشین گلبدین حکمتیار در مورد متهم کردن دولت در راغب نبودن به صلح نشان می‌دهد که طرف سخنان رهبر حزب اسلامی از همین شروع کار عبدالله و تیم وی بوده است.طالبان از پیوستن حکمتیار به دولت نگران هستند!
وحید مژده در ادامه به موضع احتمالی طالبان به توافق حزب اسلامی با دولت وحدت ملی اشاره می‌کند و می‌گوید طالبان از اینکه حکمتیار پس از توافق با دولت موضع ضد طالبانی بگیرد نگران هستند.
این کارشناس مسائل سیاسی به نقل از یکی از فرماندهان طالب می‌گوید: «افراد حزب اسلامی قبلاً نیز در دولت حضور داشته‌اند؛ افراد این حزب در قالب نیروهای اربکی با طالبان می‌جنگند.»
وحیده مژده از زبان این فرمانده طالب می‌گوید: «در دولت وحدت ملی کمونیست‌ها منصب دار، سربازان اردو و پلیس ملی از شورای نظار و جمعیت اسلامی هستند و نیروهای حزب اسلامی در لباس اربکی‌ها فعالیت دارند.»پاکستان از حکمتیار ناراضی است!
وحید مژده معتقد است که فشارهای تازه پاکستان بر مهاجرین افغان و تلاش برای اخراج اجباری آنها بی ربط به موضوع توافق صلح حزب اسلامی با دولت وحدت ملی نیست؛ پاکستان هم اکنون به این نتیجه رسیده که افغانها همگی مثل هم هستند و نمی‌توان زیاد روی آنها حساب کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید می‌کند پاکستان به زودی تغییر رویه خواهد داد و نسبت به افغانستان راه جدیدی را در پیش خواهد گرفت؛ پاکستان هم اکنون با طالبان افغانی نیز رابطه حسنه‌ای ندارد و بسیاری از طالبان خاک این کشور را ترک کرده‌اند.
وحید مژده می‌گوید پاکستان از طالبان افغانستانی و حتی حزب اسلامی انتظار دارد چون مورد حمایت این کشور می‌باشند نسبت به قوم بلوچ در افغانستان و نیز منافع هند در افغانستان موضع خصمانه اتخاذ و علیه آنها اقدام کنند و چون طالبان و حزب اسلامی حاضر به این کار نشده‌اند مورد خشم پاکستان قرار گرفته‌اند.
وحید مژده تأکید می‌کند اینکه حکمتیار بازگشت مهاجرین افغان از پاکستان را شرط مذاکره با دولت تعیین می‌کند نشان می‌دهد که خود حکمتیار نیز از سوی پاکستان تحت فشار است.جواب جنگ، جنگ است!
وحید مژده در ادامه به جنگ گسترده طالبان با نیروهای دولتی اشاره می‌کند و می‌گوید بازگشت سربازان آمریکایی به میدان جنگ افغانستان طالبان را تحریک کرده و این گروه می‌گویند: «جواب امریکایی‌ها را در میدان جنگ می‌دهیم.»
وی تأکید می‌کند انتخابات آینده آمریکا و اینکه چه کسی رئیس جمهور می‌شود می‌تواند بر جنگ افغانستان نیز تأثیر مثبت یا منفی بگذارد؛ طالبان نیز منتظر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و نوع سیاست رئیس جمهور آمریکا در قبال افغانستان هستند.
وحید مژده می‌گوید یکی از مقامات آمریکایی در سفر به کابل، دولت وحدت ملی را ناکار آمد خوانده بود پس این احتمال وجود دارد که با مشخص شدن انتخابات آینده آمریکا وضعیت جنگ در افغانستان تغییر کند.
-حفیظ الله رجبی، خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب در کابل .
+++++++++++++++++++++++++
.

گلبدین حکمتیار وارد کابل شده است

اقبال صافی و ستار خواصی قصد دارند هزاران تن از افراد مسلح حزب اسلامی را وارد پایتخت کنند.
منابع اطلاعاتی به گونه غیر رسمی گزارش داده اند که گلبدین حکمتیار اوایل هفته وارد کابل شده و از قرار برخی یافته ها درخانه یکی از مقامات سابق به گمان اغلب ( عمر داوود زی) به سر می برد. در همین حال ستار خواصی و اقبال صافی پیشاپیش فعال شده و سرگرم انتقال نفرات مسلح و غیر مسلح حکمتیار به داخل شهر کابل اند. قوماندان الماس زاهد نیز بخشی از همین پروژه است. این درحالی است که اختلاف بین عبدالله و غنی در باره سطح و میزان اختیارات و امتیازات به حکمتیار نهایی نشده است.
دکترعبدالله یک هفته قبل به ارگ هشدار داده بود که اگر در غیاب آن ها کدام فیصله یی صورت بگیرد و یا شورای صلح نادیده گرفته شود، آن ها برای نجات نظام و کشور دست به اقدام نظامی خواهند زد. گزارش می افزاید که حامد کرزی ازین تحولات ناراضی است و این طور نتیجه گرفته است که با پیوستن حکمتیار به دولت، چانس پیوستن و لابی گری به طالبان تضعیف شده و طالبان تمایلی به اشتراک در دولت نشان نخواهند داد.
درگزارش قید شده است که قرار است تخمیناً چهل هزار نفر وابسته به حکمتیار، مسلح و غیرمسلح وارد پایتخت شده و در مراکزی که از سوی دولت در نظر گرفته شده، جا به جا می شوند. عطا محمد نور از مفاهمه سیاسی با حکمتیار استقبال کرده اما در تماس های سری، با هرنوع لشکر کشی نظامی حکمتیار مخالفت کرده است. گ ا
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++
توافق با حکمتیار «نهایی نشده است.»
احتمالات و تایید های اولیه تا کنون که از مراجع مختلف به شمول توضیحات دکترغنی، بیرون آمده، از نظر اجرایی ضمانتی ندارد.

خبر میرسد که مقامات ائتلاف شمال ( شریک حکومت درکابل) مخالفت خود با برخی مفاد توافق حکمتیار- دکترغنی را علنی تر مطرح کرده اند.

آن ها در روزهای اول و دوم عید،  بحث های خود در بارۀ عواقب معاهده با گلبدین حکمتیار را داغ تر کرده اند؛ اما تا این دم، کدام نشانه یی از توافق نهایی به چشم نمی خورد.

پرداخت مقرری یک هزینه کلان از بودجه دولت به حکمتیار و تصویب قرارگاه های سیاسی و نظامی در سه نقطه محوری (خصوصن در کابل و شمال) به حزب اسلامی از نقاط اصلی مورد اختلاف است. مخالفان حکمتیار می گویند که حزب اسلامی کدام جبهه جنگی و لشکر ندارد تا ضمانتی نسبی در بهبود امنیت را به میان بیاورد.

منابع می گویند که این معاهده از هر جهت شکننده و غیرمطمئن است و هیچ یک از جوانب به شمول حکمتیار و گروه های ضد حکمتیار به رهبری شورای نظار و جمیعت اسلامی و استاد سیاف به اجرای بی درد سر مفاد توافق باور مند نیستند.گ ا

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
مطالب مرتبط

آیا حکمتیار به کابل می آید

863481

همزمان با انتشار اخباری از امضای توافقنامه صلح حزب اسلامی حکمتیار با دولت کابل در روزهای شنبه و یکشنبه هفته جاری، بسیاری منتظرند که شخص «گلبدین حکمتیار» برای امضای این توافقنامه در افغانستان حضور یابد.

به گزارش تسنیم، پس از رایزنی‌های چند ماهه و اعلام پیشرفت مذاکرات صلح حزب اسلامی حکمتیار با دولت افغانستان از سوی دوطرف، رسانه‌های این کشور خبر داده‌اند که قبل از عیدقربان در هفته جاری این توافقنامه امضا می‌شود. این در حالی است که در اواخر مردادماه سالجاری «حبیب‌الرحمان حکمتیار» پسر گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی اعلام کرده بود به زودی پدرش برای امضای توافقنامه صلح به کابل خواهد آمد. وی تصریح کرده بود که حزب اسلامی حکمتیار فقط با “جمهوری اسلامی افغانستان” به تفاهم رسیده است زیرا این عنوان برای تمام مردم این کشور

13347008_1057651737633303_8179330091036508219_n

موجه است، از سوی دیگر حکومت وحدت ملی نیز یک حقیقت است اما نمی‌تواند بیش از دو سال عمر کند. حبیب‌الرحمان حکمتیار افزوده بود که علت تأخیر در اعلام نتیجه طرح توافقنامه صلح این بود که نسخه‌ای از آن در اختیار حکمتیار قرار داشت و منتظر اظهار نظر نهایی او بوده است. وی گفته بود: حکمتیار پس از بررسی و مطالعه طرح توافقنامه صلح با مفاد آن موافقت کرده است و بزودی به کابل خواهد آمد. به گفته پسر گلبدین حکمتیار، حزب اسلامی بخشی از خواسته‌های خود را نادیده گرفته است اما انتظار دارد که دولت کابل نیز برخی اصلاحات را در توافقنامه صلح انجام دهد که در همین رابطه ماده‌های 4، 8 و 13 نیازمند بحث مجدد است. این عضو هیئت اعزامی حزب اسلامی تأکید کرده بود: رهبر حزب اسلامی خواسته غیرمشروع را از سوی دولت افغانستان نمی‌پذیرد و هیچ خواسته نامشروعی نیز نخواهد داشت. از سوی دیگر بسیاری از کارشناسان و نهادهای مدنی همواره تاکید کرده‌اند که حکومت وحدت ملی باید با مردم صادق باشد و جزئیات توافقنامه‌های صلح را با آنها در میان بگذارد

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

متن کامل مسوده توافقنامه صلح میان حکومت و حزب اسلامی

13230056_279986655678477_374967713491291225_n

مصوبه این متن و نهایی شدن آن با چالش ها از طرف ریاست اجرایی مواجه شده اما امید است که بن بست بشکند و هر دو رییس اجرایی و حکمتیار این مسوده را به یک مصوبه تاریخی تبدیل کنند. علاقمندان روند صلح می توانند که منتظر متن مصوبه باشند.
مقدمه:
از آنجاییکه پایان عاجل جنگ، استقرار صلح پایدار و تامین امنیت و عدالت در افغانستان از خواسته‌های اساسی ملت بوده و متضمن استقلال و ترقی کشور می‌باشد، مسوولیت فرد فرد این کشور و تمامی اقشار سیاسی مطرح در قضایای کشور است تا دست به هم داده و در راه تحقق این اهداف مشترک فعالیت نمایند.
هدف این موافقتنامه خاتمه جنگ و خشونت و دستیابی به صلح و ثبات پایدار در افغانستان با احترام به قانون جمهوری اسلامی افغانستان از جمله تمامی ارزش‌ های اسلامی و ملی می‌باشد. با توجه به این هدف، دولت جمهوری اسلامی افغانستان و حزب اسلامی افغانستان بر مواد ذیل به توافق رسیدند:
فصل اول: اصول اساسی
ماده اول: دو طرف با ایمان مستحکم و تزلزل ناپذیر به خداوند متعال و اعتقاد راسخ به دین مقدس اسلام، خود را به پیروی بلاقید و شرط از اصول والای این دین مکلف دانسته و آن را هدف خویش قرار می‌دهند.
ماده دوم: دو طرف معتقد اند که اصول و رهنمودهای دینی پایه اصلی تمامی قوانین و اجرات دولتی خواهد بود، همان‌گونه که ماده‌ های دوم و سوم قانون اساسی کشور نیز بر آن تاکید دارد که «دین دولت جمهوری اسلامی افغانستان دین مقدس اسلام بوده و در افغانستان هیچ قانونی نمی‌تواند مخالف اعتقادها و احکام دین مقدس اسلام باشد»
ماده سوم: طرفین بر این باورند که تمام مردم اعم از زن و مرد، بدون تبعیض و امتیاز در برابر قانون حق و مسوولیت مساوی و برابر دارند. افغانستان واحد و یکپارچه به همه اقوام و مردم غیور این سرزمین تعلق داشته و حاکمیت ملی حق مسلم ملت می‌باشد که آن را بطور مستقیم و یا توسط نمایندگان منتخب خویش اعمال می‌نماید.
ماده چهارم: هر دو طرف از خروج نیروهای نظامی خارجی براساس موافقتنامه‌ ها برای تحکیم حاکمیت ملی و منافع کشور حمایت نموده و باور دارند که افغانستانی ها می‌توانند از طریق این وحدت و همبستگی، بحران ناشی از جنگ را مهار و با تهدیدها مقابله نمایند.
فصل دوم: تعهدات طرفین
بخش اول: تعهدهای دولت جمهوری اسلامی افغانستان
ماده پنجم: دولت جمهوری اسلامی افغانستان تضمین می‌کند که با امضای این موافقتنامه، در تماس با شورای امنیت سازمان ملل متحد و تمامی دول و نهادهای ذیربط، بخاطر قطع دایمی جنگ و برقراری صلح و امنیت پایدار در افغانستان روند رفع تمام تحریم‌های را که در مورد حزب اسلامی افغانستان، رهبر و اعضای آن وضع شده با ارایه تقاضای رسمی مبنی بر رفع تحریم‌ها آغاز نماید. همچنین دولت افغانستان مکلف است تا در این راستا با استفاده از تمامی امکانات تلاش‌های همه جانبه را بکار گیرد تا هر نوع تحریم بر علیه رهبر و اعضای حزب اسلامی در اسرع وقت از میان برداشته شود.
ماده ششم:دولت جمهوری اسلامی افغانستان همزمان با امضای این موافقتنامه رسما اعلام می‌ دارد که رهبر حزب اسلامی افغانستان و دیگر شخصیت‌های برجسته آن می‌توانند در هر جای از این کشور که خواسته باشند مطالبق با قوانین کشور آزادانه زندگی نمایند و دولت جمهوری اسلامی افغانستان خود را مکلف به تامین شرایط لازم و مساعد برای تحقق این شرایط می‌ داند.
ماده هفتم: دولت جمهوری اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد که رسما اعلام نماید که حق فعالیت سیاسی حزب اسلامی را در تمامی ابعاد سیاسی و اجتماعی مطابق با قوانین جاری در کشور به رسمیت شناخته و در تحقق آن همکاری همه جانبه نموده و حزب اسلامی می‌تواند در انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و ولایتی، شهری و شهرداری شرکت نموده و نامزد داشته باشد.
ماده هشتم: دولت جمهوری اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد تا در مشاوره با نهادهای سیاسی، مدنی و دولتی کشور زمینه را جهت اصلاح بیشتر روند انتخابات آماده ساخته و طرح‌ های مشخص را در این زمینه ارایه نماید. همچنین دولت متعهد می‌گردد که زمینه را برای حضور حزب اسلامی افغانستان در روند اصلاحات نظام انتخاباتی فراهم سازد. اصلاح نظام انتخاباتی اگر بنابر کمبود وقت معطوف به انتخابات پیشرو نمی‌تواند باشد، دولت در مشاوره با تمامی نهادهای ذیربط متعهد به تعدیل نظام انتخاباتی مبتنی بر نظام انتخاباتی متناسب حزبی می‌باشد. همچنین در ساختارهای انتخاباتی حضور حزب اسلامی افغانستان در مطابقت با قانون تامین می‌ گردد.
ماده نهم: رهبر جهادی افغانستان گلبدین حکمتیار از طرف رییس جمهور اسلامی افغانستان طی فرمانی خاص بخاطر تامین صلح در کشور و تلاش‌ های شان برای آزادی افغانستان مورد اعزاز و احترام خاص قرار می‌گیرد.
ماده دهم: رهبر حزب اسلامی می‌تواند دو یا سه محل مناسب را برای اقامت خویش در افغانستان انتخاب نموده و دولت تدابیر لازم امنیتی و هزینه معین و معقول را برای وی فراهم می‌سازد.
ماده یازدهم: دولت جمهوری اسلامی افغانستان مصونیت قضایی رهبر و اعضای حزب اسلامی را در رابطه با اقدامات سیاسی و نظامی گذشته با امضا و در مطابقت با این موافقتنامه تضمین می‌نماید. همچنین دولت اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد که زندانیان و اسرای حزب اسلامی افغانستان را که شامل لیست توافق شده بوده و مرتکب جرایم جنایی نشده باشند و دعوای حق الناس علیه آنها وجود نداشته باشد، از طریق کمیسیون علنی که بدین منظور تشکیل می‌گردد در اسرع وقت که بیشتر از سه ماه نباشد رها سازد. حزب اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد تا افراد رها شده حزب اسلامی، به میدان جنگ علیه دولت جمهوری اسلامی افغانستان نرفته و به هیچ‌ گروه مسلح غیرقانونی و تروریسیتی نپیوندند. نظارت بر روند حل و فصل هر نوع اختلاف در این رابطه به کمیسیون مشترک اجرایی با حسن نیت سپرده می شود.
ماده دوازدهم: بمنظور استحکام هر چه بیشتر حکومت وحدت ملی و جهت ایجاد فضای اعتماد میان دولت و حزب اسلامی افغانستان، رهبری دولت جمهوری افغانستان متعهد می‌گردد که حضور رهبری حزب اسلامی افغانستان در روند مشورتی برای تنظیم و تحقق سیاست‌های مهم دولتی و کشوری تامین نماید.
ماده سیزدهم: دولت جمهوری افغانستان خود را موظف می‌داند تا شرایط لازم را برای حضور و مشارکت حزب اسلامی افغانستان در نهادهای دولتی مطابق با قانون اساسی فراهم سازد. چگونگی چهارچوب مناسب و قابل قبول برای تحقق این امر از طرف شورای عالی صلح در تفاهم با هیات حزب اسلامی افغانستان تنظیم و به مقام ریاست جمهوری پیشنهاد می‌ گردد.
ماده چهاردهم: دولت جمهوری اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد طبق قانون، افراد و فرماندهان واجد شرایط حزب اسلامی افغانستان را که علاقمند به خدمت باشند جذب نیروهای دفاعی و امنیتی کشور نماید. همچنین جمهوری اسلامی افغانستان متعهد است تا زمینه ادغام قانونی، با عزت و پایدار آنها را در جامعه تامین نماید. چگونگی تحقق این ماده از طریق کمیسیون مشترک اجرایی تنظیم می‌گردد.
ماده پانزدهم: دوره انفصال آن‌ عده از ماموران و افسران حزب اسلامی افغانستان که قبلا در اداره های دولتی خدمت نموده و انفصال از خدمت شده اند، در صورتیکه بتوانند اسناد قانونی ارایه نمایند طبق قانون دوره خدمت آنها محسوب شده و جذب مجدد آنها بر اساس شرایط قانونی صورت می‌گیرد.
ماده شانزدهم: دولت جمهوری افغانستان متعهد می‌گردد تا برای حل مشکلات مهاجران کمپ نصرت مینه و سایر مهاجران افغانستانی مقیم پاکستان و ایران و بازگشت داوطلبانه، با عزت و پایدارشان به وطن اقدامات همه جانبه را از جمله تهیه زمین برای سرپناه با امکانات لازم در کابل و سایر ولایت های کشور بعهده گیرد. در این راستا دولت جمهوری افغانستان متعهد می‌گردد تا در گام نخست زمینه عملی عودت داوطلبانه در حدود بیست هزار خانواده مهاجر را به کمک جامعه جهانی بین الملل هموار سازد. همچنین دولت جمهوری افغانستان در جهت رسیدگی به بازماندگان شهدا و معلولان حزب اسلامی افغانستان مانند سایر شهدا و معلولان کشور اقدامات لازم را بعهده گیرد. چگونگی اعمال این برنامه توسط کمیسیون مشترک اجرایی تثبت و تنظیم خواهد شد.
ماده هفدهم: برگشت آن عده از شخصیت‌ها و منسوبان حزب اسلامی که در خارج از کشور زندگی می‌نمایند طبق این موافقتنامه صورت می‌گیرد.
بخش دوم، تعهدهای حزب اسلامی افغانستان
ماده هجدهم: بعد از اعلام رسمی این موافقتنامه از سوی شورای عالی صلح و دولت جمهوری اسلامی افغانستان، حزب اسلامی افغانستان رسما اعلام می‌نماید که بخاطر مصالح کشور و قطع دایمی جنگ و خشونت و تامین صلح پایدار بعنوان حزب مهم سیاسی در کشور فعالیت نموده، قانون اساسی کشور را رعایت، آتش بس دایمی را برقرار و هر نوع تحریکات نظامی اش را متوقف و تشکیلات نظامی خویش را منحل می‌سازد. کمسیون مشترک اجرایی تدابیر لازم را برای تحقق این ماده در اسرع وقت فراهم می‌سازد. همچنین حزب اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد تا آن عده از اسرایی را که در قید اسارت بسر می‌برند با امضای این موافقتنامه در اسرع وقت رها و تسلیم دولت افغانستان نمایند. دولت جمهوری افغانستان تدابیر لازم را برای امنیت افراد حزب اسلامی افغانستان بعهده می گیرد.
ماده نوزدهم: حزب اسلامی افغانستان متعهد است که بعد از امضای این توافقتنامه اعلام نماید که هیچگونه رابطه با گروه‌های تروریستی و سازمان‌های مسلح غیرقانونی برقرار ننموده و از آنها حمایت نمی‌کند.
ماده بیستم: حزب اسلامی افغانستان خود را متعهد می‌داند تا بعنوان یک حزب سیاسی در امر دفاع و تامین امنیت پایدار در سراسر کشور با دولت وحدت ملی افغانستان همکاری نموده و بعنوان یک حزب رسمی سیاسی دفاتر خود را در مرکز و ولایت ها فعال سازد.
ماده بیست و یکم: حزب اسلامی افغانستان آمادگی کامل دارد تا با درک مسوولیت‌های دینی و تاریخی‌اش در جهت تامین صلح و ثبات دایمی در افغانستان تلاش کند و در این راستا از تلاش‌های دولت جمهوری اسلامی افغانستان حمایت نماید.
فصل سوم: متفرقه
ماده بیست و دوم: این موافقتنامه بحیث سند معتبر رسمی بین دولت جمهوری اسلامی افغانستان و حزب اسلامی افغانستان با مدیریت و وساطت شورای عالی صلح افغانستان از تاریخ امضای آن دارای اعتبار بوده و قابل اجرا می‌باشد. هر تغییری که بعد از امضای این سند توسط یکی از طرفین تقاضا می‌شود باید به شکل کتبی و بعد از موافقت هر دو طرف وارد این سند گردد.
ماده بیست سوم: بمنظور نظارت و تحقق همه جانبه این موافقتنامه، هر دو طرف به ایجاد بک کمیسیون مشترک اجرایی که از نمایندگان با صلاحیت دو طرف تشکیل می‌گردد، موافقت می‌ نمایند. کمیسیون یاد شده تحت نظارت شورای عالی صلح دولت جهوری اسلامی افغانستان فعالیت‌های خود را انجام می‌دهد.
ماده بیست و چهارم: در صورت بروز هر نوع اختلاف ممکن در این موافقتنامه طرفین اختلاف مذکور را از طریق مشورت و مذاکرات دوستانه و با حسن نیت در کمیسیون مشترک که اعضای آن از سوی طرفین تعیین می‌گردند و تحت مدیریت و اشراف شورای عالی صلح فعالیت می‌نماید، حل می‌نمایند.
ماده بیست و پنجم: این توافقنامه در سه فصل و بیست و پنج ماده تنطیم شده است که به امضای طرفین می رسد. محمد اشرف غنى ریيس جمهور افغانستان، گلبدین حكمتيار رییس هيات حزب اسلامي افغانستان، پير سيد احمد گيلانى ریيس شوراى عالى صلح و محمد امين كريم حزب اسلامی گلبدین حکمتیار.