160905135659_kabul_bombing_defence_ministry_640x360_reuters

کابل- 24 کشته و بیش از 90 زخمی! نیروهای امنیتی با تجربه هزاران حمله تروریستی، اکنون باید به سازمانی متبحر تبدیل می شد نه اینکه در انفجار اولی که رخ می دهد نیروهای آنان مانند مردم عادی تجمع کنند و فرصت مناسب را در اختیار انتحاری دوم قرار دهد

به گزارش سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان

عصر روز گذشته کابل شاهد دو انفجار شدید بود که در پی آن دست کم 24 کشته و 90 زخمی داشته و در حمله به وزارت خانه دفاع چند مقام بلند پایه امنیتی کشته شده است و به احتمال زیاد در گزارش های بعدی این آمار افزایش می یابد.

این که کابل مورد حمله و انتحار قرار گرفته است دیگر برای مردم این سوال به وجود نمی آید: چرا پایتخت! و تعداد کشته ها به حدی نیست که وقت رییس جمهور برای بررسی تلف شود و شاید در پیامی این رویداد را نکوهش کند.

در این میان نیروهای امنیتی در طول 16 سال گذشته با تجربه هزاران حمله مسلحانه اکنون باید به سازمانی متبحر در مواجه با حملات تبدیل می شده است نه اینکه در انفجار اولی که رخ می دهد نیروهای آنان مانند مردم عادی تجمع کنند و فرصت مناسب را در اختیار انتحاری دوم قرار دهد.

از سوی دیگر، نیروهای ناتو در 13 سال حضور نظامی در افغانستان، کمترین حملات نیروهای مسلح را بر پایگاه های خود داشته اند زیرا انتظاری که از نظامیان و افراد آموزش دیده می رود، دفاع و نابودی تروریستان است نه اینکه تبدیل به قربانی شود و وزارت خانه آن هم دفاع، تبدیل به قربانگاه.
این وزارت بعد از گذشت سال ها درگیری با مخالفان مسلح هیچ تجربه ای برای دفاع و دفع حملات کسب نکرده است زیرا حتی هر فرد عادی، دیگر می داند نیروهای که چه با انتحار و چه با درگیری هر چند روز، شهر کابل را تبدیل به میدان جنگ می کنند مجهز به پیشرفته ترین ابزار نظامی نیستند که بتوانند وزارت خانه دفاع یک کشور را به چالش بکشد.

اگر نیروهای ناتو توانسته اند از نیروها و پایگاه های خود محافظت کنند چگونه نیروهای امنیتی کشور نمی توانند ابتدایی ترین آموزش های نظامی را اجرا کنند، نیروهای که عنوان حافظان جان مردم را با خود یدک می کشند نه تنها همواره در اجرای وظیفه خود شکست خورده اند که در امنیتی ترین وزارتخانه کشور مورد تهاجم قرار می گیرند.

در رویدادهای که مردم قربانی می شوند و در ساعت های طولانی درگیری در هراس مرگ به سر می برند پیام تسلیت و ابراز ناراحتی هیچ مقامی هرچند رییس چمهور باشد نه دردی را دوا می کند و نه چاره ای برای فردا می شود.

افغانستان تبدیل به کشوری شده است که زندگی در پایتخت به همان اندازهِ زندگی در ولایت های ناامنی مانند هلمند و قندوز خطرناک است و در این میان ارگ و ارگ نشینان شامل این ناامنی ها و هراس ها نمی شود.

زمانی دو انتحاری کنند می تواند یک پایتخت را به آتش بکشند و وزارت دفاع را فلج کند که توطئه و همکاری در میان نیروهای امنیتی و مخالفان صورت گیرد و اگر رییس جمهور، وزارت داخله و دفاع درصدد دفع این حملات باشند بدون شک تدابیر امنیتی ویژه ای برای چنین رویدادهای سنجیده می شود، تا دیگر نه پایتخت شکل نظامی به خود بگیرد و نه دامن چنین حملاتی ولایت های دیگر را از کنترل دولت خارج کند.

پس از این رویداد مانند هر حمله تروریستی دیگر، باید منتظر گفته ای این چنینی از وزارت داخله و دفاع باشیم که “امکانات کافی در اختیار نداریم”! و اگر دو انتحاری بخواهد این وزارتخانه را آن هم در چند قدمی دچار چالش دفاعی کند نیاز به امکاناتی هسته ای که نیست بلکه با تدبیر و به کارگیری تجربه های فراوان از حملات تروریستی، می توانند از قبل چنین حملاتی را دفع و یا حداقل از مشاوران نظامی ناتو استفاده کنند.

و اگر شبکه حقانی و طالبان و پاکستان را از دولت افغانستان بگیریم چگونه ناتوانی و بی کفایتی خود را توجیه می کنند، آیا روزی خواهد رسید یک مقام کشور اعلام کند که موفق به دفع حملات تروریستی بدون تلفات شده اند؟