unnamed

بلخ در تیررس یک جنگ داخلی تمام عیار

ولایت بزرگ و باستانی بلخ درحال حاضر امن ترین و پر درآمدترین ولایت کشور است که نقطه ی ثقل صفحات شمال نیز بشمار می آید، اما این امنیت و ثبات، ظاهری و موقتی است و دیری نمی پاید که آتش از زیر خاکستر شعله می کشد

متاسفانه تمام محسنات و امتیازات این ولایت بلای جان و گریبانگیر مردم ملکی اش شده تا طمع اقوام و گروه های مختلف را برانگیزد بگونه ای که اگر ارگ نشینان و اشرف غنی هوشیاری و تدبیر به خرج ندهند و دیر بجنبند، بلخ چهار تکه می شود.

تکه ی اول را تاجیک ها در اختیار خواهند گرفت که مدعی امپراطوری بی حد و حصر و تمام ناشدنی عطا محمد نور هستند و بنابر عواید و فواید زیادی که این امپراطوری چندین ساله برای شان داشته است هرگز به یک فرمان رییس جمهور و با مصالحه، حاضر به ترک دفتر ولایت بلخ نخواهند شد.

تکه ی دوم را ازبک ها تحت کنترل و نفوذ خود در می آورند که نظر به ادعای جنرال عبدالرشید دوستم حق آب و گل در خاک شمال بویژه مزارشریف و ولسوالی های اطرافش دارند و می بایست با انتصاب فیض الله ذکی به سمت والی بلخ، حق این قوم و تبار ادا شود وگرنه شدیدا واکنش نشان خواهند داد.

تکه ی سوم نیز به هزاره ها خواهد رسید که محمد محقق را در راس خود دارند و به دنبال سپردن دفتر ولایت به دستان محمد ناطقی هستند و تعداد و قدمت حضورشان را مصداقی بر ادعای میراث داری و مالکیت این ولایت باستانی و بزرگ می خوانند. این گروه نیز اما و اگرهای خود را دارند و از هیچ کوششی برای به کرسی نشاندن مطالبات خود فروگذار نمی نمایند.

شاید به نوعی بتوان در برخی مواقع حقی نه چندان تمام عیار اما به میزان قدمت و تاریخچه ی حضور این اقوام سه گانه در صفحات شمال داد که با در اختیار گرفتن بلخ بتوانند نبض اقتصاد و امنیت و ثبات شمال را در دست بگیرند اما انفعال و اقدامات شبهه آمیز اشرف غنی در این خصوص (از جمله تقلیل حکم ولایت عطا محمد نور به سرپرستی، تعلیق وی تا اطلاع ثانوی و نیز سکوت در برابر ذکی و ناطقی)، راه را برای گروه چهارم باز کرد.

اگر وضعیت به همین منوال پیش برود تکه ی چهارم را پشتون ها با سکان داری جمعه خان همدرد به یغما می برند که حق هیچگونه ادعای ارث و میراثی در صفحات شمال نداشته و ندارند اما به لطف حمایت حزب اسلامی و شخص گلبدین حکمتیار، دست خود را به سوی بلخ دراز کرده اند.

وی با سابقه ی سرکوب دیگر اقوام، کارنامه ی سیاه و دست آلوده ی خود که همه ناشی از تعصب نژادی وی و نفی غیرپشتون ها می شود، اگر پای خود را به دفتر ولایت بلخ در مزارشریف باز کند همچون هرات و دیگر ولایات، از بلخ چیزی جز یک مخروبه ی ناامن باقی نخواهد ماند.

با این تفاسیر بلخ در تیررس یک جنگ داخلی تمام عیار قرار دارد که با تداوم غفلت و بی اعتنایی حکومت مرکزی و نیز رقابت کورکورانه ی گروه های رقیب، سرنوشتی مشابه دیگر ولایات غیر پشتون پیدا می کند که با نفوذ پشتون ها ناآرام شد و در سراشبی سقوط قرار گرفت

Advertisements