1577571

حوادث امروز غرب را باید در چارچوب زورآمایی بین امریکا و اروپای غربی بررسی کرد.

غرب امروز دوران سختی را پشت سر می گذارد، وضعیت اقتصادی سیر نزولی را طی می کند، جمعیت کشور در حال پیر شدن است و وضعیت مهاجرت غیرقانونی و رشد تروریسم در این منطقه بزرگ به شکل غیرقابل کنترل درآمده است. آندره فورسوف استاد دانشگاه روابط بین الملل و کارشناس حوزه تاریخ و علوم اجتماعی که بیش از 200 اثر علمی تا امروز آماده کرده است، به تشریح چشم انداز توسعه دنیای غرب در این شرایط پیچیده می پردازد. وی می گوید که که حوادث امروز غرب را باید در چارچوب زورآمایی بین امریکا و اروپای غربی بررسی کرد. با این حال نمی توان گفت که جنگ جهانی را امریکا و دول غربی اروپا به راه نینداخته اند، بلکه نیرهای ترانس ناسیونال پشت آنها از جمله بانک ها، شرکت های بزرگ، گروه های پولی و آریستوکرات و یا اتحادیه ها عامل اصلی آنها هستند. آندره فورسوف اطمینان دارد که وضعیت امروز اروپا به دلیل درگیری بین گروه های جهانی است. به همین خاطر است که بریتانیا در ماه ژوئن سال جاری تصمیم به خروج از اتحادیه اروپا گرفت. این دوره تاریخ اروپا که از انقلاب 1799-1789 فرانسه آغاز شده، رو به پایان است و دوره جامعه مدرن نیز پایان می گیرد. جامعه مدرن نیازمند حکومت مدرنف دموکراسی فرمالیته، دانش به روز و جامعه شهروندی و دیگر عناصر است. امروز غرب به الگوی جدیدی نیاز دارد. جامعه مبتنی بر بازارهای ایده آل، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در حال مرگ است. نئولیبرها و استراتژی اقلیت چه قومی و چه جنسی و غیره، این جامعه را به مرزهای انحطاط رسانده اند. پدیده هایی همچون بحران مهاجرت نیز به این انحطاط دامن زدند. تمامی این پدیده ها نشان دهنده بحران عمیق سیستم کاپیتالیستی هستند که از اوایل قرن 20 مشاهده می شود. ضمن اینکه به اعتقاد مورخ روس، نگاه خوشبینانه به کاپیتالیسمی که رشد و ترقی جامعه را به دنبال دارد، کاملا بی اساس است. زیرا غیر از امریکا و متحدین ثروتمندش می توان به کشورهایی همچون هاییتی، زامبیا، فیلیپین و بسیاری از کشورهای دیگر توجه کرد که سیستم کاپیتالیسم جز فقر و سقوط چیز دیگری برایشان به ارمغان نیاورد. کاپیتالیسم فقط یک هسته ثروتمند و فوق ثروتمند نیست، بلکه فقر بزرگی هم در حاشیه آن است. طبق آمار سال 2015، 14% جمعیت دنیا یعنی 830 میلیون نفر زیرخط فقر زندگی می کنند و کمتر از 1،25 دلار درآمد روزانه دارند. نزدیک به 30% مردم 2 دلار در روز درآمد کسب می کنند. این درحالی است که روند افزایش ثروت در یک قطب سیستم و رشد فقر در قطب دیگر سیستم رو به افزایش است. کاپیتالیسم دوره خود را به پایان رسانده و طی 50-40 آینده طبقه کاپیتالیست دنیا این سیستم را از هم منفصل خواهند کرد تا پروسه مدیریتی موثرتری را روی کار بیاورند. اما گروه های هدایت کننده دنیا چه آینده ای را برای کره زمین آماده می کنند؟ به اعتقاد مورخ روس، آنها قصد دارند کاپیتالیسم را با یک سیستم توزیع کننده سختگیرانه و کنترل بر منابع کره زمین جابجا کنند. زمینه تحقیقات جدید در حوزه بیولوژی و ژنتیک را هم آماده کرده اند. در حال حاضر مبارزه برای آینده درگرفته است و این مبارزه تنها جنگ جوامع ثروتمند علیه جوامع فقیر نیست، بلکه جنگ در داخل جوامعی است که مدیریت دنیا را به دست دارند. جنگ اصلی، جنگ بانک ها و شرکت های بزرگ آمریکا برای زنده ماندن است و لازمه آن بلعیدن اقتصاد اروپای غربی و بخشی از آسیای شرقی است. بحران مهاجرت و موج ترور دراروپا که امروز کشورهای اروپای غربی گرفتار آن شده اند، دو طرف یک سکه است. ظاهر شدن داعش به عنوان اهرم برهم زننده ثبات دراروپا نیز در همین مقوله می گنجد و بانک های امریکایی خواهان این بی ثباتی هستند. در این مبارزه آینده بشریت روشن می شود، اما درگیری هایی مشابه جنگ جهانی به راه نخواهد افتاد. اگرچه درگیری در تمام نقاط زمین جریان دارد. ما در دوره ای زندگی می کنیم که مرز بین جنگ و صلح پاک شده است. شبه نظامیان به تمام مناطق کره زمین نفوذ کرده اند و درگیری را سازمان هایی همچون داعش پیش می برند، نه دولت ها. برنامه های مدیران جهانی به این صورت است که دنیا در دست چند بانک بزرگ و شرکت بزرگ خواهد بود و حکومت به عنوان یک نهاد از بین خواهد رفت. ارتش های غیرحکومتی و نهادهای علمی خصوصی در انحصار بازیگران اصلی قرار می گیرد. و آنان که در گروه های فوق ثروتمند و در رفاه زندگی می کنند، تقریبا 15-10% جمعیت کره زمین را تشکیل می دهند، سایرین تحت کنترل هم در فقر می مانند و بیرون از دنیای تمدن به زندگی ادامه خواهند داد. اندره فورسوف مورخ و جامعه شناس روس چنین تصویری از آینده نزدیک ارایه می کند. به اعتقاد وی، باید به نقطه نظرات وی توجه کرد، زیرا او وقوع انفجار در فرانسه را هم پیش بینی کرده بود. به عبارتی تحلیل گر روس از آنچه که ارباب بازی های جهانی برای دنیا آماده کرده به همه هشدار می دهد و دنیا باید طوری رفتار کند که این سناریوی تاسف بار اتفاق نیفتد

گئورگی ولاسوف

.

Advertisements