kunduz

ننگ بر اینها که حتی توان مقابله و نگهداری و بازپس گیری چند ولسوالی را از عده ای مخالف مسلح بالاشده بر کوه فاقد تعلیمات نظامی و تجهیزات جنگی ندارند و ننگ بر چوکی ها و دالرهای سیاه و آلوده ای که جز فساد و طمع چیزی به دنبال ندارد

اوضاع کنونی قندوز با تصرف و سقوط بیش از 90 درصدی آن بدست مخالفان مسلح و ناامنی و جنگ و فرار مردم ملکی و سرگردانی و بسته شدن بازار و خرابی های غیرقابل جبران آن، شاید برای هیچ یک از ارگ نشینان جز عده ی معدودی که استعفا دادند قابل پیش بینی نبود.

امرالله صالح، رحمت الله نبیل، نورالحق علومی و تنی چند از صاحب منصبان امنیتی و دفاعی و داخله که استعفای خود را تقدیم رییس جمهور کردند؛ راه درست را به دیگر بازماندگان نمایشی و فرمایشی در این چوکی ها نشان دادند چرا که اوج ناآرامی ها در قندوز و دیگر ولایات را دریافته بودند.

اینک برهمه ی مسوولان محلی این ولایت کاملا تصرف شده و سقوط کرده، اعم از قوماندان امنیه، رییس شورای ولایتی، والی و فرماندهان ارشد پولیس و نیز مسوولان امنیت ملی اعم از رییس امنیت عمومی، وزیر داخله، وزیر دفاع و دیگر ارگ نشینان بی کفایت فرض است که برای نجات قندوز، دسته جمعی استعفا بدهند14040051_505115823015312_7180553468103079621_n

والی کندز دفتر خود را کودکستان ، مسجد ساخته

14064288_505117976348430_277750837314194515_n

وقتی نه تجهیزات و مهمات و ابزارآلات و ادوات سنگین و پیشرفته ی جنگی، نه وزارت خانه ها و سازمان های امنیتی، پولیس، سربازان اردوی ملی و نه برنامه و بودجه ای که در اختیار حکومت برای سرکوب طالبان قرار دارد هیچ یک نمی تواند مانع از سقوط پی در پی ولسوالی ها و تصرف ولایات توسط مخالفان مسلح با اقلیت تعداد و کمترین مهمات نظامی شود؛ به چه کار می آید؟

وقتی وزارت دفاع ملی توان پرداخت معاش 15 هزار کارمند خود را در طی 6 ماه اخیر نداشته و ندارد، وقتی دادستانی کل توان بازداشت و دستگیری یک رییس شورای ولایتی قلدر را در خود نمی بیند، وقتی سربازان قربانی و شجاع مورد بی مهری حکومت قرار می گیرند و خانواده های شان در بدترین وضعیت ممکن بسر می برند و در عوض فساد در رده های بالا اعم از چوکی و دالر دست به دست می شود؛ می توان مدعی شد قندوز بی صاحب مانده است که طالبان براحتی در آن جولان می دهند.

ننگ بر چنین والی و چنان وزیر و رییس امنیتی که حتی توان مقابله و نگهداری و بازپس گیری چند ولسوالی را از عده ای مخالف مسلح بالاشده بر کوه فاقد تعلیمات نظامی و تجهیزات جنگی ندارند، ننگ بر حکومت مرکزی که روز بروز کنترل خود را بر نقاط مرزی و دور از دسترس خود از دست می دهد و ننگ بر چوکی ها و دالرهای سیاه و آلوده ای که جز فساد و طمع چیزی به دنبال ندارند.

عمل نابخشودنی و سخیف عمرخیل والی قندوز در معرفی رییس دادگاه استیناف در جمع عده ای شکم باره و بی عرضه ی محلی در آرامش و آسایش و پذیرایی کامل درحالی که بیرون دیوارهای ساختمان ولایت، مردم ملکی و سربازان اردوی ملی به خاک و خون غلتیده بودند؛ ولسوالی ها سقوط می کردند، پاسگاه پولیس به آتش کشیده شده بود و طالبان 90 درصد قندوز را در اختیار خود داشتند؛ هیچ راهی جز استعفای دسته جمعی مقامات مذکور و از قلم افتاده برای نجات قندوز باقی نمی گذارد

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

ســریال ســقوط ولســوالی ها و درامه واپس گرفتــن ها

نوشته شده توسط احمد سعیدی

احمد سعیدی

 

مقام های محلی در ولایت کندز امروز اعلام کردند که ولسوالی خان آباد این ولایت پس از دو روز نبرد سنگین به دست طالبان سقوط کرد.
یک عضو شورای ولایتی کندز به رسانه ها گفته است که این ولسوالی حوالی ساعت سه شب گذشته در نتیجه درگیری های شدید به دست طالبان افتاده است
وی می گوید که تاکنون میزان تلفات ناشی از این درگیری روشن نیست.
در همین حال، بغلان مرکزی و ولسوالی حصارک ولایت ننگرهار نیز در محاصره مخالفین دولت قرار دارند . بعضی ها علت سقوط ولسوالی ها را کمبود نیرو های مسلح عنوان میکنند.  بعضی ها از احتمال سقوط دوباره ولایت کندز بدست طالبان هشدار میدهند، اگر یکبار دیگر این ولایت سقوط کند، به زودی طالبان در پشت دروازه های کابل و ارگ خود را خواهند رساند.  به عقیده من
سقوط ولسوالی ها یکی پی دیگری  به دست طالبان، امر تازه ای نیست، پیش از این نیز شاهد رویدادهای مشابهی در این ولایت و سایر ولایت های دیگر بوده ایم؛ اما آنچه در این میان برای بسیاری از ناظران مسایل امنیتی نگران کننده است این مساله است که این امر به یک روند معمول و رایج بدل شده و برای مقام های مسؤول نیز عادی جلوه میکند.
این در حالی است که به عقیده کارشناسان، تروریزم و ناامنی و جنگ و در پی آن سقوط ولسوالی ها به دست طالبان اگر در هر جای دیگر کشور یک رویداد عادی باشد دست کم در کندز این گونه نیست.  وضعیت کندز میتواند 9 ولایت دیگر شمال کشور را به سرنوشت ناگواری دچار سازد به باور من تروریزم در افغانستان پیش از آنکه نوعی بازتاب وضعی اوضاع فرهنگی و اجتماعی و ترکیب قومیتی و… باشد یک پروژه پیچیده تحمیلی از خارج است.  و دور از امکان نیست که دست های در داخل نظام نیز سیاه رویانه در این پروژه شریک باشد برایم خیلی درد آور است که سخنگوی وزارت دفاع جنرال دولت وزیری با افتخار میگوید خان آباد سقوط کرده است ما بزودی آنرا دوباره تصرف مینماییم جناب عالی اگر اینقدر قوت نیرو و مردانگی دارید قبل از آنکه یک ولسوالی یا محلی بدست دشمنان سقوط نماید کاری که بعد از سقوط میکنید چرا قبل از آن نمیکنید ولسوالی سقوط میکند دشمن سلاح مهمات و همه هست و بود را با خود میبرد عساکر ما را به شهادت می رسانند دفاتر را به آتش میکشد بعداً شما میروید با تلفات سنگین خاکستر های بجا مانده را تصرف میکنید من میترسم سناروی نباشد که بعضی ها با این شیوه میخواهند طالب را اکمال کنند اگر این حرف حقیقت ندارد چرا اقدامات پیشگیرانه صورت نمیگیرد خدا کند زیر کاسه نیم کاسه ای نباشد. نه تنها من بلکه مردم افغانستان حق دارند با همچو سیاست ها به دیده شک نگاه کنند چون باور دارند رویدادهایی مانند سقوط ولسوالی های این و یا آن ولایت، هرگز نمی توانند اتفاقات معمول امنیتی تلقی شوند.  جناب آقای دولت وزیری برخورد واکنشی و انفعالی با این پدیده نیز هرگز قابل توجیه نیست.
اینکه دو روز بعد نیروهای امنیتی بتوانند ولسوالی خان آباد را بار دیگر از طالبان پس بگیرند –اقدامی که پیش از این در دیگر موارد نیز شاهد آن بوده ایم- برای تامین امنیت و مبارزه با تروریزم نه تنها در کندز بلکه در هیچ ولایت  کافی نیست.
ریشه ها و عوامل و دست هایی که در عقب توسعه تروریزم در کشور ما و در نظام ما وجود دارند باید مورد بررسی قرار گرفته و شناسایی شوند، در غیر آن، همانگونه که تروریزم در کندز یک پدیده عارضی و یک پروژه وارداتی و تحمیلی از بیرون است و به همین نسبت، غیر عادی می نماید، واکنشی که در قبال این پدیده و پروژه از سوی مردم و تفنگ داران محلی نشان داده خواهد شد نیز طبیعتا غیر عادی خواهد بود و این برای امنیت آسیب پذیر کشور، هرگز خبر خوشایندی نیست.  جناب آقای وزیری
وقتی ولسوالی دهنه غوری  بدون هیچ مقاومتی از سوی نیروهای امنیتی دوباره به طالبان واگذار می شوند، این رویداد دیگر، بسیار پرسش برانگیز و مبهم است.  که مسئولین باید جواب بدهند من حقایق تلخ زیادی  را می دانم که بشمول شما  دیگران نمی دانند من دست های مرموز را از درون و بیرون نظام بخاطر برهم زدن وضعیت میبینم عاقبت کار بخیر باد

Advertisements