12670797_10153651202442669_7770245293902278447_n
برگرفته شده از برگه ی محترم ملک ستیز
افغان ها هیچگاهی طعم استقلال سیاسی را نچشیده اند

در جهان هیچ ملتی به‌سان افغان‌ها قربانی کسبِ استقلال‌سیاسی نشده است. امّا این ملت هیچ‌گاهی طعم استقلال سیاسی را نچشیده‌است.

از دیدگاه من مؤلفه‌های اصلی استقلال سیاسی این‌ها هستند:
– حاکمیت بر جغرافیای سیاسی کشور (جغرافیا سیاسی در برگیرندهء جغرافیای زمینی و فضایی است) از طریق منابع تخصصی، اقتصادی و رزمی-دفاعی.
– سلطهء ملی (نظام سیاسی کارا که بر بنیاد حد اقل اجماع ملی شکل گیرد).
– سیاست خودمختار ملی، بدون فشار و مداخلهء سیاسی دولت‌های بی‌گانه.
– سیاست فعال خارجی که از خودمختاری سیاست ملی برخواسته باشد. گسترش هم‌کاری‌های بین‌المللی در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر بنیاد مشارکت فعال دوجانبه که منافع ملی طرفین را احترام بگذارد، تخطی از استقلال سیاسی تلقی نمی‌شود. اما اگر این مراودات پیش‌شرط‌های محدود سازنده بر دولت‌ها را تحمیل ‌کند، اصل استقلال سیاسی را آسیب می‌رساند. چنین روی‌کرد را هژمونی گویند که بر خلاف ارادهء ملی دولت‌های آسیب‌پذیر تحمیل می‌شود.
– هویت مستقل ملی که بتواند استقلال سیاسی و فرهنگ ملی را در برون از مرزها تمثیل کند.
– مشروعیت بین‌المللی که از اصل «به‌رسمیت‌شناسی» روابط بین‌الملل نشأت می‌گیرد.
– رهبریت و مدیریت مستقلِ ملی بر بنیاد ارادهء ملی و منافع ملی عاری از مداخلات برونی.
معیار استقلال سیاسی در دولت‌های مدرن متفاوت است. دولت‌های که دارای اقتصاد شگوفا هستند، جای‌گاه بالایی در شاخص‌های اندازه‌گیری استقلال سیاسی در جهان دارند. به‌گونهء‌نمونه جاپان و سویس از جای‌گاه ارزنده‌یی در رعایت شاخص‌های بالایی بهره‌مند هستند. افغانستان از آسیب‌پذیر ترین دولت‌های جهان

است که در استفاده از این شاخص‌ها ناتوان بوده است.

Advertisements