unnamed
امان معاشر
بنا به تفاهم قبلی که با فامیل محترم محمد کبیر نورزی داشتم ،خواستم که به اوشان داخل خانه شوم وقتیکه زنگ دروآزه آنها را بصدا درآوردم خانم نابینا دروازه را کشوده ومرا به داخل دعوت نموده در اتاق رهنمایی کردند که محترم الحاج محمد کبیر نورزی سخنان از خاطراتش به زبان می آوورد و شفیقه جان با قدر امکان تراوشات خاطرات پدرش را در کمپیوتر مخصوص نابینایان تایپ و ثبت می نمود.حاجی صاحب جسمن ضعیف و توان حرکت زیاد را نداشت و به چوکی مریضی (ولچیر)نشسته بودند، اما فکر آرام و خاطره خوب داشتند.
محترم الحاج محمد کبیر نورزی یکی از مشروطه خواهان کشور ماست، چون تاریخ زنده و شاهد گواه از آغاز با شکوهی استقلال افغانستان برایم قصه کردندو سخن از متن ومحتوای اولین نشریۀ افغانستان شمس النهار زدند . خودشان همکار اخبار ندای خلق به مدیریت عبدالرحمن محمودی بوده که همچو اولین ارگان سیاسی در وطن ما پا به عرصۀ وجود گذاشته است.
محترم محمد کبیرنورزی در قصه ی شرین خودزمان دولت شاه امان الله خان را زمان زایش روشنگری ترسیم نموده، و فعالیت های نشرات انیس، ویش زلمیان، ویسا، اتقاق اسلام در هرات و بیدار در مزارشریف را چراغ و روشنی در راه تاریکی ها دانستند.
موصوف رویداد های تاریخی وفرهنگی در امر رشد ، انکشاف وخدمتگذاری های شاه عادل وترقی خواه را حکایه نموده، آغاز انکشاف سویه علمی و پیدایش رنسانس علمی و تاریخی در کشور میداند ،که هر فرد و تبعی افغانستان از روی رضا ویا جبر هتمن باید با سوادمی شد .
نورزی صاحب یاد آور شدند ! مقصود و هدف شاه ترقیخواه پیدایش جامعه ی نوین و با سواد بود .شخص خود شاه امان الله خان از من که شاگرد صنف پنجم بودم امتحان گرفتند.خودم دیدم که شاگردان مسگر، آهنگر ، رزگر،کبابی و دیگر هموطنان محروم از سواد را در منزل بالای شاه دو شمشیره درس سواد اموزی میدادند و با دستان تباشر الود از آنجا به ارگ پادشاهی برمیگشتند.
محترم کبیر نورزی در رابطه به اولین نشریۀ زن در افغانستان گفتند”(انتشار اولین نشریۀ زن در افغانسان بنام ارشاد نسوان به سر دبیری ملکه ثریا خانم امان لله خان عرض وجود کرد که در مورد تنویر اذهان طبقه ی اناث نقش بارزی ایفا نمود .من آنرا می خواندم .ارشاد نسوان به مقصد منور ساختن و تغییر حیات نسوان در هر زمینه مطالب مربوط به زنان به خصوص مسائل صحت، پخت وپز در آشپزخانه را زیاد تر نشر مینمود که همه با علاقمندی آنرا مطالعه می نمودند با در نظر داشت ذهنیت روشن این ملکه ی ممتاز و یاد آوری خاطرات پر آن ، دخترم شفیقه نورزی علی الرغم نابینایی به همکاری محبوبه خواهرش بنا بر توسعه ی این جانب به نشر ماهنامه زن در ونکوور کانادا مبادرت ورزیدو از مدت مدیدی بزنان جامعه افغانی خدمت می نماید و موضوعات مختلف را غرض آگهی هموطنان بخصوص جامه ی مهاجر کشور بنشر می رساند که شخصآ احساس غرور می نمایم.).
محترم نورزی با نقل از قسمتی یکی از بیانیه های شاه امان الله خان که گفته است:( ” خدا میداند که من ملت غریب وعاجز خود را به اندازه دوست دارم وبه مقابل خیر وبهبود و آرامی و آسایش طبقه عاجز ملت خود نه خان نه ملک نه ملا نه سید ونه به دیگر صاحب رسوخان اهمیتی میدهم. بلی این مسله را بار بار گفته ام ، اگر ملت غریب ما آرام وخاطر جمع گردند ، طبعا ً، خان، ملک، سید، ملا و تمام آنها هم آباد و آسوده می باشند . اگر خدای ناخواسته پریشان ونا آرام باشند ، پس من تنها آرامی خان، ملک، سید، ملا را نخواسته بلکه از خودم را هم)شاه امان الله را عادل و مهربان، به فرد فرد مردم افغانستان، بدون کوچکترین امتیاز قومی، لسانی و مذهبی بیان کرده و عشق علاقه ُ شاه را به معارف و عام ساختن آن قدر دانی نمودند.در رابطه به سخنان خود ادامه داده گفتند:
امان الله خان شخصا ً خودش با هیأتی به قندهار رفت تا از اجرای فرامين مطمُن گردد. هنگام ديدار از يک مکتب دید که درس شروع میباشد ولی چند متعلم در صحن مکتب به بازی مشغول میباشند. از مدیر مکتب پرسید، چرا این بچه ها درس نمیخوانند؟. مدیر به جواب گفت که ساعت درس دينیات است و این بچه ها از اهل هنود هستند .
شاه امان الله گفت، انها اقلیت هستند وما باید به اقلیت های خود بیشتر توجه داشته باشیم؛ شما دينیات خودشانرا برایشان درس بدهید که افغان اصیل باشند).
شاه امان الله مرد وطنپرست، مردم دوست و ترقی خواه بود. او در راه ترقی وتعالی کشورش قدم های بزرگ برداشت اما نيرو های مرتجع به تحريک انگليس، اين شاه وطنپرست و ترقی خواه را با دسيسه از ميان برداشتند.
به منظور تبریکی جشن سالروزاسترداد استقلال کشور ما افغانستان به یکی بلاک های ناحیه ی برنابی برتش کلمبیا کانادا که اساسآ پدران و مادران مسن ما در آنجا زندگی دارند ، رفتم تا جشن روز استرداد استقلال کشور را بر آنها مبارک بگویم. وقتیکه نزدیک به تعمیر شدم پاها یم احساس سستی و نا توانی کرد. مکث مختصری کردم ، بیادم آمد که یکی از شاعران مستعید ما در ونکوور مرحوم عبدالله عنبری (رح) که در یک خانه این بلاک زنده گی داشتند،در اثر فشار تکلیف قلبی مدت چهار روز با مرگ دست و پنجه نرم کرده بودند. در آن هنگام تلاش نمودند تا خود را به دروازه برسانند و یا به تلفون که وضع نا هنجار خود را به نزدیکان و دوستان خویش برسانند و از آنها طالب امداد شوند با تاسف دست رسی به کسی پیدا نکرده بعد از چهار روز دروازه را کسی می کشاید و آنرا در حالت نزع می بیند بدون معطلی به شفاخانه میبرد و در آنجا جان را به جان آفرین تسلیم میکند.در حالت تردد بودم که محترم حاجی طاهر امیری که در آن بلاک زندگی داشتند پیش رویم ظاهر میشود
بعد از احوال پرسی داخل صحبت میشویم و روز استقلال کشور را که همین اکنون پاکستان انرا می خواهد نابود و کشور ما را زیر سیطره خود بگیرد ،تبریک گفتم .در منزل ده به دیدار محترم سردار عبدالخلیل یونسی رفتیم که خانم مهربان و محترم شان ما را پذیرای نموده داخل خانه بردندو با اهدای دسته گلی از طرف برنامه مادر روز جشن استرداد استقلال کشور را به محترم سردار صاحب تبریک عرض کردم . محترم از کهولت بسیارتوان استادن را نداشت و در چوکی قرار گرفته بود و از آمدن ما اظهار خوشی و امتنان کرد.موصوف با افتخاری سر شار از شاد مانی از تحصیل استرداد استقلال کشور صحبت نموده و فوتوهای شاه امان الله خان را که با امضای شخص غازی امان الله خان به خانواده ی آنها به شکل یاد گاری اهدا شده بود، به ما نشان داد و نظرات ترقی خواهانه ی آن شاه بزرگوار را فشرده بیان داشتند و یاد آور شدند که مردم کمسواد کشور با دسیسه ی بیگانه گان این شاه ترقی خواه را از کشور بیرون راندند .
محترم سردار صاحب یونسی گرامیداشت و تجلیل از روز استقلال را برای ملت افغانستان تبریک و یاد آور شد که افتخارات گذشته را نباید فراموش کرد و آنرا درس آموزنده برای نسل آینده قرار داد.
— امان معاشر