198586045557ae8f28c32a2

به نام خداوند جان و خرد

 جلالتمآب صلاح الدین ربانی وزیر محترم وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان،

بدین‌وسیله استعفای خود را از ادامة مأموریت در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان خدمت جناب شما تقدیم می‌دارم.

من نزدیک به ده سال در وزارت امور خارجه کشور به صفت رئیس دفتر وزیر امور خارجه و سفیر جمهوری اسلامی افغانستان ایفای وظیفه کرده ام. قبل از آن هم در شرایط بسیار دشوار کشور، هفت سال به صفت استاد در دانشگاه کابل و سال‌های طولانی در نهادهای غیردولتی شاغل بوده ام.

در شرایطی که بسیاری از کارمندان وزارت امور خارجه تلاش می‌کنند تا مدت کارشان را در خارج از کشور تمدید کنند، من با نوشتن تقاضانامه‌یی از جناب عالی خواستم تا به وظیفه‌ام به عنوان سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در اسلو، پایان داده شود. بعد از پایان مأموریت به میهن برگشتم و آرزو داشتم بتوانم به مردم سرزمین داغ‌دار افغانستان در حدود امکاناتی که دارم خدمت نمایم و به ادای دَین بپردازم.

با در نظرداشت تجربة اکادمیک و ده سال پیشینة کار عملی دیپلوماتیک، جناب شما پیشنهاد تقرر مرا به حیث رئیس انستیتیوت دیپلوماسی وزارت امور خارجه دو بار به ریاست حکومت وحدت ملی فرستادید. بایسته می‌دانم تا از برخورد محترمانه و صمیمانه جناب عالی و آقای نصیر احمد اندیشه معین اداری وزارت و همچنین اعتمادی که به من نمودید، صمیمانه سپاس‌گزاری کنم؛ اما علی‌رغم لزوم‌دید جناب عالی، هر دو بار پیشنهاد تقرر من در وزارتی که کارمند رسمی آن بودم، از جانب ریاست حکومت وحدت ملی رد گردید؛ تقاضای من به عنوان استاد دانشگاه به منظور بازگشت به زنده‌گی اکادمیک نیز مورد پذیرش وزارت تحصیلات عالی واقع نشد. در این یک سال تلاش کردم تا روزنه‌یی برای خدمت به مردم پیدا کنم، اما تلاش‌هایم به جای نرسیدند؛ نمی‌دانستم که ستم بر صاحبان باورهای سیاسی و وابسته‌گان فرهنگی که من خود را متعلق به آن می‌دانم، تا این حد از جانب رئیس حکومت وحدت ملی به امر فراگیر و روزمره مبدل شده است.

جلالتمآب وزیر خارجه،

من دلایل رد پیشنهاد تقرر خود به صفت رئیس انستیتیوت دیپلوماسی وزارت امور خارجه از جانب رئیس حکومت وحدت ملی را از طرق غیر رسمی دریافتم. این نخستین باری نیست که در این سرزمین آپارتاید زده، انسان‌ها به دلیل تعلقات فرهنگی و دیدگاه‌های سیاسی‌ شان مورد تبعیض نظام‌مند قرار می‌گیرند و از ادای خدمت نسبت به مردم شان محروم می‌شوند، و با اندوه باید بگویم که آخرین بار هم نخواهد بود. اما سلطة نژادپرستان بر عدالت‌طلبان، انحصارگرایی تقلب‌کاران شوونیست و ارتقای فساد و تبارگرایی به فرهنگ سیاسی و تقلیل سیاست به مضحکه‌هایی چون تقسیم مناصب دولتی به یاران و هم‌تباران، بدون شک در تاریخ کشور تا این حد، بی‌پیشینه بوده است.

استبداد و الغای تمام‌عیار قانون با استقرار سلطة بی‌حد و حصر بازیگران این نمایش در سرزمین ما، مایة خفت و سرافکنده‌گی است. من باور دارم که اپارتاید نژادی و جنسیتی که در سرزمین ما همه‌جاگیر شده است، روزی درهم خواهد شکست، درهم شکستانده خواهد شد، و چه به‌جا خواهد بود که به‌جای این که با سر افکنده‌گی به‌خاطر دست‌یابی به نان، حقیرانه به چنین افرادی تمکین کرد، آن‌ها را با نام و نشان شان یاد کرد و در برابر زور و قانون‌شکنی و مدنیت‌ستیزی به مقابله برخاست. در پی امروز، فردایی هم است، فردایی که در آن زنان و مردان کشور ما با همبسته‌گی از این دوران وحشت، نژادگرایی، پدرسالاری و سلطة باورهای تاریخ‌زده و از این خشونت بی‌مانند عبور خواهند کرد؛ آزادی، خوبی، راستی و درستی به سرزمین‌مان باز خواهد گشت.

جلالتمآب وزیر خارجه،

بدون شک استعفای من در اعتراض به سیاست‌های تبعیض‌آمیز و برخورد سلیقه‌یی رئیس حکومت وحدت ملی و همکاران نزدیکش است و پیوندی به تعهدات من در قبال کشورم و مردم عزیزم ندارد.

برای مردم عزیز افغانستان و همکاران وزارت خارجه، آرزوی صلح و سلامتی و پیروزی دارم.

با حرمت

منیژه باختری

نزدهم اسد ۱۳۹۵

 

Advertisements